بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 369


« . . أيّها النّاس انّ دماءكم و أموالكم عليكم حرام إلى ان تلقوا ربّكم كحرمة يومكم هذا و كحرمة شهركم هذا و انّكم ستلقون ربّكم فيسألكم عن اعمالكم و قد بلَّغت فمن كانت عنده أمانة فليؤدّها إلى من ائتمنه عليها و انّ كلّ ربا موضوع و لكن لكم * ( رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ ) * . قضى الله انّه لا ربا . . أيّها النّاس فانّ لكم فى نسائكم حقّا و لهنّ عليكم حقا : لكم عليهنّ ان لا يوطئن فرشكم احدا تكرهونه و عليهنّ ان لا ياتين بفاحشة مبيّنة فان فعلن فانّ الله قد اذن لكم ان تهجروهن فى المضاجع و تضربوهنّ ضربا غير مبرّح ( با حاء مهمله يعنى مولم ) فان انتهين فلهنّ رزقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف و استوصوا بالنّساء خيرا فانّهنّ عوان لا يملكن لأنفسهنّ شيئا . . أيّها النّاس اسمعوا قولى و اعقلوه تعلَّمنّ ان كلّ مسلم اخ للمسلم و انّ المسلمين اخوة فلا يحلّ لامرئ من اخيه الا ما اعطاه عن طيب نفس منه فلا تظلمنّ أنفسكم . . » برخى از احكام حج از قبيل « موقف » « و رمى جمار » در اين سفر به مردم دستور داده شده و بنقل ابن هشام عبارت « الولد للفراش و للعاهر الحجر » كه مستند يكى از احكام مهم فقهى مىباشد نيز در همين سفر و در همين خطبه صدور يافته است ليكن بنقل يعقوبى اين عبارت در طىّ خطبه‌اى كه در سال فتح مكَّه ، ( سال هشتم ) هنگام ورود به خانهء كعبه انشاء گرديده ، گفته شده است .
دور نباشد كه مانند برخى از فقرات ديگر كه در هر دو خطبه آمده اين فقره نيز هم در سال هشتم به هنگام فتح مكَّه و هم در سال دهم در طىّ خطبهء حجّة الوداع آمده باشد .
آن خطبه را نيز كه در سال هشتم در مكَّه انشاء شده و بر احكامى فقهى مشتمل مىباشد در اينجا چنان كه يعقوبى نقل كرده مىآوريم .
پس از اين كه گفته است : حضرت از مدينه در روز جمعه سيم يا دهم رمضان از سال


صفحه 370


هشتم هجرى خارج شده و ابو لبابة بن عبد المنذر را در مدينه جانشين ساخته و همراهان و ملازمان را به افطار دستور فرموده و كسانى را كه از افطار سرباز زده « عصاة » خوانده و به مكَّه وارد شده و اهل مكَّه را امان داده و قريش طوعا يا كرها اسلام آورده و بالجمله پس از اين كه همهء امور مربوط به خروج از مدينه و ورود به مكَّه را آورده چنين افاده كرده است : « پيغمبر ( ص ) كليد خانه را از عثمان بن ابى طلحه گرفت و بدست خود در را گشود و به خانه در آمد و دو گانه بگزارد آنگاه بيرون آمد و دو عضادهء در را گرفت و گفت :
« لا إله الَّا الله وحده لا شريك له أنجز وعده و نصر عبده و غلب الأحزاب وحده فللَّه الحمد و الملك لا شريك له » .
پس از آن گفت : « ما تظنّون ؟ و ما أنتم قائلون ؟ » سهيل گفت « نظنّ خيرا و نقول خيرا : اخ كريم و ابن عمّ كريم و قد ظفرت » پيغمبر ( ص ) گفت : اكنون من به شما همان گويم كه برادرم يوسف گفت : * ( لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ) * آنگاه گفت : « ألا كلّ دم و مال و مأثرة[1]فى الجاهليّة فانّه موضوع تحت قدمىّ هاتين ، الا سدانة الكعبة و سقاية الحاجّ فانّهما مردودان إلى أهليهما . الا و انّ مكَّة محرّمة بحرمة الله لم تحلّ لأحد من قبلى و لا تحلّ لأحد من بعدى و انّما حلَّت لي ساعة ثم اغلقت فهى محرّمة إلى يوم القيمة لا يختلى خلاها و لا يعضد شجرها و لا ينفر صيدها و لا تحلّ لقطتها الا لمنشد . الا ان فى القتل شبه العمد ، الدية مغلَّظة . و الولد للفراش و للعاهر الحجر ، بعد گفت : « الا لبئس جيران البيت كنتم ، فاذهبوا فانتم الطَّلقاء » و چون به مكَّه وارد شد[2]بى احرام وارد گرديد


[1]- ما يؤثر و يروى عن الجاهلية من مكارمها و مفاخرها .
[2]- ابن اثير در كتاب « الكامل » چنين افاده كرده است : پيغمبر ( ص ) چون به مكه در آمد عمامه‌اى سياه بر سر داشت و بر در كعبه بايستاد و گفت : « لا إله الَّا اللَّه وحده صدق وعده تا آخر آن چه از يعقوبى نقل شد » آنگاه هفت بار طواف خانه كرد و به درون آن وارد شد و نماز بگزارد و صورت پيغمبران را در آنجا بديد پس بفرمود صورتها را محو كنند و سيصد و شصت بت بر كعبه بود پس پيغمبر ( ص ) با چوبى كه در دست داشت به آنها اشاره مىكرد و مىگفت : * ( قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » پس بتها فرو مىريخت »


صفحه 371


و بلال را فرمود تا بر كعبه صعود كند و اذان بگويد اين كار بر قومش سخت دشوار آمد عكرمة بن ابى جهل[1]و خالد بن اسد گفتند : ابن رباح بر فراز كعبه بانك خر مىكند .
برخى ديگر هم با ايشان در اين ناسزا گويى هم آواز شدند . پيغمبر ( ص ) كس بديشان فرستاد گفتند : استغفار مىكنيم پيغمبر ( ص ) گفت : من نمىدانم به شما چه بگويم ليكن اكنون هنگام نماز فرا مىرسد پس هر كه نماز بخواند بخشيده شود و هر كه به نماز حاضر نگردد گردنش را مىزنم » .
آنگاه امر كرد تصاويرى را كه بر خانه بود محو كردند و با آب شستند و به عثمان بن ابى طلحه گفت : من بر كعبه دو شاخ قوچ ديدم كه شايسته نيست در آنجا باشد آنها را از آنجا برداريد . . »


[1]فى الكامل « و لما جاء وقت الظهر امر رسول اللَّه ( ص ) بلالا ان يؤذن على ظهر الكعبة و قريش فوق الجبال . فمنهم من يطلب الامان و منهم قد امن . فلما اذّن و قال اشهد انّ محمدا رسول اللَّه قالت جويرية بنت ابى جهل لقد اكرم اللَّه ابى حين لم يشهد نهيق بلال فوق الكعبة و قال خالد بن اسد اخو عثمان بن اسد : لقد اكرم اللَّه ابى فلم ير هذا اليوم و قال الحارث بن هشام : ليتني متّ قبل هذا اليوم »


صفحه 372


ختام دور صدور چنان كه از اين پيش شايد مكرّر گفته شده باشد منظور از تاسيس عنوان دور صدور و بحث در پيرامن آن نه استقصاء تمام احكام صادره و نه بيان همهء خصوصيات و مناسبات آنها بوده بلكه منظور آن بوده كه آن چه از احكام صادره از لحاظ زمان و مناسبات صدورى روشن باشد در اينجا نقل شود و اين عمل تا اندازه‌اى انجام يافت . ليكن بايد در اين خاتمه باز هم يادآور گرديد كه تمام احكام اسلام در همان دورهء رسالت ( كه از سال چهلم حيات پيغمبر - ص - ( سال بعثت ) آغاز و به سال شصت و سيم ( سال رحلت ) فرجام يافته ) صادر گرديده و اصول آنها در سوره هاى قرآن مجيد كه بروايت يعقوبى از ابن عباس هشتاد و دو سورهء از آنها ( كه از اين پيش ياد شد ) مكَّى و ، به گفتهء همو ، سى و دو سوره ( كه هم اكنون نقل مىگردد ) مدنى مىباشد اندراج يافته و تفصيل و فروع آنها در سنّت بيان گرديده است .
در بارهء سوره هاى مدنى قرآن مجيد ، يعقوبى چنين افاده كرده است :
« در مدينه از قرآن مجيد سى و دو سوره نزول يافته نخستين آيه سورهء ويل للمطفّفين بعد ، سورهء البقره ، بعد ، سورهء الانفال . بعد ، سورهء آل عمران . بعد ، سورهء الحشر . بعد ، سورهء الأحزاب بعد ، سورهء النّور . بعد ، سورهء الممتحنه . بعد ، سورهء انّا فتحنا لك . بعد ، سورهء النّساء .
بعد ، سورهء الحجّ . بعد ، سورهء الحديد بعد ، سورهء محمّد . بعد ، سورهء هل اتى على الانسان .
بعد ، سوره الطَّلاق . بعد ، سورهء لم يكن . بعد ، سورهء الجمعه . بعد ، سورهء تنزيل السّجده .
بعد ، سورهء المؤمن . بعد ، سورهء اذا جاءك المنافقون . بعد ، سورهء المجادلة . بعد ، سوره الحجرات . بعد ، سورهء التّحريم . بعد ، سورهء التّغابن . بعد ، سورهء الصّفّ . بعد ، سورهء المائده بعد ، سورهء براءة . بعد ، سورهء اذا جاء نصر الله و الفتح . بعد ، سورهء اذا وقعت الواقعة .


صفحه 373


بعد ، سورهء و العاديات . بعد ، سورهء المعوّذتين . با هم و آخرين چيزى كه از آيات قرآن نزول يافته است آيهء * ( لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْه ما عَنِتُّمْ . . ) * تا آخر سوره » بوده است و به قولى آخرين آيهء نازل شده ، آيهء * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً ) * بوده و اين قول موافق صريح روايت صحيح ، ثابت مىباشد و نزول اين آيه در غدير خم هنگام نصّ بر خلافت امير المؤمنين على عليه السلام بوده است و به قولى آخرين آيه ، آيهء * ( وَاتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيه إِلَى الله ) * بوده است .
« ابن عباس گفته است : هر گاه جبرئيل بر پيغمبر ( ص ) وحى مىآورد بوى مىگفت :
اين آيه را در فلان موضع از فلان سوره بگذار پس چون آيه * ( وَاتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيه إِلَى الله ) * را نازل ساخت گفت : آن را در سورهء « البقره » بگذار .
« ابن مسعود گفته است قرآن بامر و نهى و تحذير و تبشير نزول يافته و جعفر بن محمد عليهما السلام گفته است : « نزّل القرآن به حلال و حرام و فرائض و قصص و اخبار و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و عبر و امثال و ظاهر و باطن و عام و خاص » قرآن را حلال و حرام و فرائض و احكام و قصص و اخبار و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و پند و عبرت و مثل و ظاهر و باطن و عام و خاص مىباشد و بدينها نازل گشته است » .
ابن نديم در كتاب « الفهرست » خود از مصاحف مختلف ، از قبيل مصحف عبد الله بن مسعود و ابيّ بن كعب ، و غير ايشان ، ترتيب سوره هاى قرآن را به ترتيبى كم و بيش مختلف نقل كرده كه بيان آنها در اينجا منظور نيست از جمله در بارهء سوره هاى مكَّى و مدنى چنين افاده كرده است : « ابن جريج از عطاء خراسانى از ابن عباس نقل كرده كه ابن عباس گفته است هشتاد و پنج سوره در مكه و بيست و هشت سوره در مدينه نزول يافته است .
سوره هايى كه در مدينه نازل شده به ترتيب نزول عبارت است از البقره ، الانفال الأعراف ، آل عمران ، الممتحنه ، النّساء ، اذا زلزلت ، الحديد ، الَّذين كفروا ،


صفحه 374


الرعد ، هل اتى على الانسان ، يا أيّها النّبي اذا طلَّقتم النّساء ، لم يكن الَّذين كفروا ، الحشر ، اذا جاء نصر اللَّه و الفتح ، النّور ، الحجّ ، المنافقون ، المجادلة ، الحجرات يا أيها النّبي لم تحرم ، الجمعة ، التغابن ، الحواريّين ، الفتح ، المائدة ، التّوبة و برخى گفته‌اند « معوّذتين » در مدينه نزول يافته است . . » بهر جهت چنان كه در ترتيب سوره هاى قرآن اختلاف شده در عدد مجموع و در عدد مكَّى و مدنى آنها نيز اختلاف موجود است و در اينجا چون منظور تحقيق اين موضوع نيست بايد از آن گذشت و ليكن براى اين كه فقيه هنگامى كه به تاريخ ادوار فقه مراجعه كند تا حدّى موضوع مكَّى يا مدنى بودن احكام بر وى روشن باشد ترتيبى را هم كه سيوطى در « كتاب » الإتقان خود نقل كرده از آنجا نقل مىكنيم و هم يادآور مىشويم از فوائد مهمّى كه شيخ الطائفه در اول هر سوره آن را آورده اين است كه مكَّى بودن همهء سوره يا قسمتى از آن را مورد تصريح قرار داده و تقريبا اگر آن چه او در اوائل سوره ها آورده جمع شود ترتيبى بدست مىآيد كه نظير آن ذيلا از الاتقان تأليف سيوطى ترجمه و نقل مىشود . بعلاوه شيخ الطائفه در هر قسمتى از سوره كه براى تفسير تجزئه كرده تصريح نموده كه به اتفاق يا باختلاف يك يا چند آيه مىباشد .
اينك ترجمه آن چه سيوطى در الاتقان گفته است : « . . از ابن عباس ، و غير او ، شمارهء سوره هاى مكَّى و مدنى نقل گرديده و من آن چه را در اين زمينه مىدانم نخست مىآورم آنگاه مواردى را كه « مختلف فيه » مىباشد در دنبال آن نقل و تحرير مىكنم . ابن سعد در طبقات خود گفته است واقدى بما خبر داده كه : قدامة ابن موسى از قول ابى سلمهء حضرمى به او حديث كرده كه از ابن عباس شنيده كه گفته است از ابيّ بن كعب از آن چه از قرآن در مدينه نازل شده پرسيدم گفت : بيست و هفت سوره در مدينه و سائر قرآن در مكَّه نازل گرديده است .


صفحه 375


« ابو جعفر نحّاس در كتاب « النّاسخ و المنسوخ » خود از يموت بن مزرع از ابو حاتم ، سهل بن محمد سجستانى از ابو عبيدة معمر بن مثنّى از يونس بن حبيب حديث كرده كه گفته است : از ابى عمرو بن علاء شنيدم كه مىگفت : از مجاهد از تلخيص آيات مدنى قرآن و از مكَّى آنها پرسيدم پس گفت من از ابن عباس موضوع را سؤال كردم و او گفت : سورهء « الانعام » بجز سه آيه از آن كه آيهء * ( قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ . . ) * تا آخر سه آيه » باشد ، كه در مدينه نازل شده ، به يك مرتبه در مكَّه نزول يافته پس اين سوره مكَّى است و سوره هاى مقدم بر آن مدنى است و سوره هاى « اعراف » و « يونس » و « هود » و « يوسف » و « الرّعد » و « ابراهيم » و « الحجر » و « النّحل » جز سه آيه اين آخرين كه در هنگام بازگشت از احد در ميان راه مدينه و مكَّه نزول يافته ، مكَّى مىباشد و همچنين سورهء « بنى اسرائيل » و « الكهف » و « طه » و « مريم » و « الانبياء » و « الحج » جز سه آيهء اين اخير ( * ( هذانِ خَصْمانِ ) * تا آخر سه آيه ) كه در مدينه نزول يافته و هم سورهء « المؤمنين » و « الفرقان » و « الشّعراء » جز پنج آيهء سورهء آخر اين سوره ها ، كه در مدينه نازل شده و نيز سوره * ( الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ) * تا آخرش و سورهء « النّحل » و « القصص » و « العنكبوت » و « الروم » و « لقمان » جز سه آيهء اين اخير كه در مدينه گرديده است * ( ( وَلَوْ أَنَّ ما فِي الأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ . . ) * تا آخر سه آيه ) و سورهء « السجده » جز سه آيه اش ( * ( أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً . . ) * تا آخر سه آيه ) و سوره « سبا » و « فاطر » و « يس » و « الصّافات » و « ص » و « الزّمر » جز سه آيهء آن كه در بارهء وحشى قاتل حمزه در مدينه فرود آمده است ( * ( يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا ) * - تا آخر سه آيه ) ، و همچنين هفت « حم » و « ق » و « الذّاريات » و « النّجم » و « القمر » و « الرّحمن » و « الواقعة » و « الصّف » و « التّغابن » مگر چند آيه از آخرش كه در مدينه نزول يافته ، و « الملك » و « ن » و « الحاقة » و « سأل » و سورهء « نوح » و « الجنّ » و « المزّمّل » مگر دو آيه اش * ( إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ . . ) * و « المدّثر » تا آخر قرآن مگر « اذا زلزلت » و « اذا جاء نصر الله » « و قل هو الله احد » و « قل اعوذ برب الفلق » و « قل اعوذ برب النّاس » كه در مدينه نازل شده و مدنى مىباشد .


صفحه 376


« و آن چه از سوره هاى قرآن در مدينه نازل گشته عبارتست از سورهء « الانفال » و « براءة » و « النّور » و « الاحزاب » و سورهء « محمّد » ( ص ) و « الفتح » و « الحجرات » و « الحديد » و ما بعد اين سوره ، تا سورهء « التّحريم » . . » سيوطى بعد از نقل اين قسمت و توثيق رجال سند آن از كتاب « دلائل النّبوّة » تأليف بيهقى روايتى ديگر كه با آن چه گفته شد بى اختلاف نمىباشد آورده است و همچنين از ديگران رواياتى نقل كرده از جمله از ابو الحسن بن حصار نقل نموده كه در كتاب « النّاسخ و المنسوخ » خود گفته است : « سوره هاى مدنى به اتفاق همه بيست سوره و مختلف فيه دوازده سوره و ما بقى به اتّفاق همه مكَّى مىباشد . » ابن حصار بنقل سيوطى اين موضوع را به نظم آورده و چون براى ضبط آسانتر و منظمتر مىباشد در اينجا آن نظم هم آورده مىشود :
< شعر > يا سائلى عن كتاب الله مجتهدا و عن ترتّب ما يتلى من السّور و كيف جاء بها المختار من مضر صلَّى الا له على المختار من مضر و ما تقدّم منها قبل هجرته و ما تاخّر فى به دو و فى حضر ليعلم النّسخ و التخصيص مجتهد يؤيّد الحكم بالتّاريخ و النّظر تعارض النّقل فى أمّ الكتاب و قد تؤوّلت الحجر تنبيها لمعتبر أمّ القرآن و فى أمّ القرى نزلت ما كان للخمس قبل الحمد من اثر و بعد هجرة خير النّاس قد نزلت عشرون من سور القرآن فى عشر فاربع من طوال السبع أوّلها و خامس الخمس فى الانفال ذى العبر و توبة الله ان عدّت فسادسة و سورة النور و الاحزاب ذى الذكر < / شعر >