ختام دور صدور چنان كه از اين پيش شايد مكرّر گفته شده باشد منظور از تاسيس عنوان دور صدور و بحث در پيرامن آن نه استقصاء تمام احكام صادره و نه بيان همهء خصوصيات و مناسبات آنها بوده بلكه منظور آن بوده كه آن چه از احكام صادره از لحاظ زمان و مناسبات صدورى روشن باشد در اينجا نقل شود و اين عمل تا اندازهاى انجام يافت . ليكن بايد در اين خاتمه باز هم يادآور گرديد كه تمام احكام اسلام در همان دورهء رسالت ( كه از سال چهلم حيات پيغمبر - ص - ( سال بعثت ) آغاز و به سال شصت و سيم ( سال رحلت ) فرجام يافته ) صادر گرديده و اصول آنها در سوره هاى قرآن مجيد كه بروايت يعقوبى از ابن عباس هشتاد و دو سورهء از آنها ( كه از اين پيش ياد شد ) مكَّى و ، به گفتهء همو ، سى و دو سوره ( كه هم اكنون نقل مىگردد ) مدنى مىباشد اندراج يافته و تفصيل و فروع آنها در سنّت بيان گرديده است .
در بارهء سوره هاى مدنى قرآن مجيد ، يعقوبى چنين افاده كرده است :
« در مدينه از قرآن مجيد سى و دو سوره نزول يافته نخستين آيه سورهء ويل للمطفّفين بعد ، سورهء البقره ، بعد ، سورهء الانفال . بعد ، سورهء آل عمران . بعد ، سورهء الحشر . بعد ، سورهء الأحزاب بعد ، سورهء النّور . بعد ، سورهء الممتحنه . بعد ، سورهء انّا فتحنا لك . بعد ، سورهء النّساء .
بعد ، سورهء الحجّ . بعد ، سورهء الحديد بعد ، سورهء محمّد . بعد ، سورهء هل اتى على الانسان .
بعد ، سوره الطَّلاق . بعد ، سورهء لم يكن . بعد ، سورهء الجمعه . بعد ، سورهء تنزيل السّجده .
بعد ، سورهء المؤمن . بعد ، سورهء اذا جاءك المنافقون . بعد ، سورهء المجادلة . بعد ، سوره الحجرات . بعد ، سورهء التّحريم . بعد ، سورهء التّغابن . بعد ، سورهء الصّفّ . بعد ، سورهء المائده بعد ، سورهء براءة . بعد ، سورهء اذا جاء نصر الله و الفتح . بعد ، سورهء اذا وقعت الواقعة .
بعد ، سورهء و العاديات . بعد ، سورهء المعوّذتين . با هم و آخرين چيزى كه از آيات قرآن نزول يافته است آيهء * ( لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْه ما عَنِتُّمْ . . ) * تا آخر سوره » بوده است و به قولى آخرين آيهء نازل شده ، آيهء * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً ) * بوده و اين قول موافق صريح روايت صحيح ، ثابت مىباشد و نزول اين آيه در غدير خم هنگام نصّ بر خلافت امير المؤمنين على عليه السلام بوده است و به قولى آخرين آيه ، آيهء * ( وَاتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيه إِلَى الله ) * بوده است .
« ابن عباس گفته است : هر گاه جبرئيل بر پيغمبر ( ص ) وحى مىآورد بوى مىگفت :
اين آيه را در فلان موضع از فلان سوره بگذار پس چون آيه * ( وَاتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيه إِلَى الله ) * را نازل ساخت گفت : آن را در سورهء « البقره » بگذار .
« ابن مسعود گفته است قرآن بامر و نهى و تحذير و تبشير نزول يافته و جعفر بن محمد عليهما السلام گفته است : « نزّل القرآن به حلال و حرام و فرائض و قصص و اخبار و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و عبر و امثال و ظاهر و باطن و عام و خاص » قرآن را حلال و حرام و فرائض و احكام و قصص و اخبار و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و پند و عبرت و مثل و ظاهر و باطن و عام و خاص مىباشد و بدينها نازل گشته است » .
ابن نديم در كتاب « الفهرست » خود از مصاحف مختلف ، از قبيل مصحف عبد الله بن مسعود و ابيّ بن كعب ، و غير ايشان ، ترتيب سوره هاى قرآن را به ترتيبى كم و بيش مختلف نقل كرده كه بيان آنها در اينجا منظور نيست از جمله در بارهء سوره هاى مكَّى و مدنى چنين افاده كرده است : « ابن جريج از عطاء خراسانى از ابن عباس نقل كرده كه ابن عباس گفته است هشتاد و پنج سوره در مكه و بيست و هشت سوره در مدينه نزول يافته است .
سوره هايى كه در مدينه نازل شده به ترتيب نزول عبارت است از البقره ، الانفال الأعراف ، آل عمران ، الممتحنه ، النّساء ، اذا زلزلت ، الحديد ، الَّذين كفروا ،
الرعد ، هل اتى على الانسان ، يا أيّها النّبي اذا طلَّقتم النّساء ، لم يكن الَّذين كفروا ، الحشر ، اذا جاء نصر اللَّه و الفتح ، النّور ، الحجّ ، المنافقون ، المجادلة ، الحجرات يا أيها النّبي لم تحرم ، الجمعة ، التغابن ، الحواريّين ، الفتح ، المائدة ، التّوبة و برخى گفتهاند « معوّذتين » در مدينه نزول يافته است . . » بهر جهت چنان كه در ترتيب سوره هاى قرآن اختلاف شده در عدد مجموع و در عدد مكَّى و مدنى آنها نيز اختلاف موجود است و در اينجا چون منظور تحقيق اين موضوع نيست بايد از آن گذشت و ليكن براى اين كه فقيه هنگامى كه به تاريخ ادوار فقه مراجعه كند تا حدّى موضوع مكَّى يا مدنى بودن احكام بر وى روشن باشد ترتيبى را هم كه سيوطى در « كتاب » الإتقان خود نقل كرده از آنجا نقل مىكنيم و هم يادآور مىشويم از فوائد مهمّى كه شيخ الطائفه در اول هر سوره آن را آورده اين است كه مكَّى بودن همهء سوره يا قسمتى از آن را مورد تصريح قرار داده و تقريبا اگر آن چه او در اوائل سوره ها آورده جمع شود ترتيبى بدست مىآيد كه نظير آن ذيلا از الاتقان تأليف سيوطى ترجمه و نقل مىشود . بعلاوه شيخ الطائفه در هر قسمتى از سوره كه براى تفسير تجزئه كرده تصريح نموده كه به اتفاق يا باختلاف يك يا چند آيه مىباشد .
اينك ترجمه آن چه سيوطى در الاتقان گفته است : « . . از ابن عباس ، و غير او ، شمارهء سوره هاى مكَّى و مدنى نقل گرديده و من آن چه را در اين زمينه مىدانم نخست مىآورم آنگاه مواردى را كه « مختلف فيه » مىباشد در دنبال آن نقل و تحرير مىكنم . ابن سعد در طبقات خود گفته است واقدى بما خبر داده كه : قدامة ابن موسى از قول ابى سلمهء حضرمى به او حديث كرده كه از ابن عباس شنيده كه گفته است از ابيّ بن كعب از آن چه از قرآن در مدينه نازل شده پرسيدم گفت : بيست و هفت سوره در مدينه و سائر قرآن در مكَّه نازل گرديده است .
« ابو جعفر نحّاس در كتاب « النّاسخ و المنسوخ » خود از يموت بن مزرع از ابو حاتم ، سهل بن محمد سجستانى از ابو عبيدة معمر بن مثنّى از يونس بن حبيب حديث كرده كه گفته است : از ابى عمرو بن علاء شنيدم كه مىگفت : از مجاهد از تلخيص آيات مدنى قرآن و از مكَّى آنها پرسيدم پس گفت من از ابن عباس موضوع را سؤال كردم و او گفت : سورهء « الانعام » بجز سه آيه از آن كه آيهء * ( قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ . . ) * تا آخر سه آيه » باشد ، كه در مدينه نازل شده ، به يك مرتبه در مكَّه نزول يافته پس اين سوره مكَّى است و سوره هاى مقدم بر آن مدنى است و سوره هاى « اعراف » و « يونس » و « هود » و « يوسف » و « الرّعد » و « ابراهيم » و « الحجر » و « النّحل » جز سه آيه اين آخرين كه در هنگام بازگشت از احد در ميان راه مدينه و مكَّه نزول يافته ، مكَّى مىباشد و همچنين سورهء « بنى اسرائيل » و « الكهف » و « طه » و « مريم » و « الانبياء » و « الحج » جز سه آيهء اين اخير ( * ( هذانِ خَصْمانِ ) * تا آخر سه آيه ) كه در مدينه نزول يافته و هم سورهء « المؤمنين » و « الفرقان » و « الشّعراء » جز پنج آيهء سورهء آخر اين سوره ها ، كه در مدينه نازل شده و نيز سوره * ( الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ) * تا آخرش و سورهء « النّحل » و « القصص » و « العنكبوت » و « الروم » و « لقمان » جز سه آيهء اين اخير كه در مدينه گرديده است * ( ( وَلَوْ أَنَّ ما فِي الأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ . . ) * تا آخر سه آيه ) و سورهء « السجده » جز سه آيه اش ( * ( أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً . . ) * تا آخر سه آيه ) و سوره « سبا » و « فاطر » و « يس » و « الصّافات » و « ص » و « الزّمر » جز سه آيهء آن كه در بارهء وحشى قاتل حمزه در مدينه فرود آمده است ( * ( يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا ) * - تا آخر سه آيه ) ، و همچنين هفت « حم » و « ق » و « الذّاريات » و « النّجم » و « القمر » و « الرّحمن » و « الواقعة » و « الصّف » و « التّغابن » مگر چند آيه از آخرش كه در مدينه نزول يافته ، و « الملك » و « ن » و « الحاقة » و « سأل » و سورهء « نوح » و « الجنّ » و « المزّمّل » مگر دو آيه اش * ( إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ . . ) * و « المدّثر » تا آخر قرآن مگر « اذا زلزلت » و « اذا جاء نصر الله » « و قل هو الله احد » و « قل اعوذ برب الفلق » و « قل اعوذ برب النّاس » كه در مدينه نازل شده و مدنى مىباشد .
« و آن چه از سوره هاى قرآن در مدينه نازل گشته عبارتست از سورهء « الانفال » و « براءة » و « النّور » و « الاحزاب » و سورهء « محمّد » ( ص ) و « الفتح » و « الحجرات » و « الحديد » و ما بعد اين سوره ، تا سورهء « التّحريم » . . » سيوطى بعد از نقل اين قسمت و توثيق رجال سند آن از كتاب « دلائل النّبوّة » تأليف بيهقى روايتى ديگر كه با آن چه گفته شد بى اختلاف نمىباشد آورده است و همچنين از ديگران رواياتى نقل كرده از جمله از ابو الحسن بن حصار نقل نموده كه در كتاب « النّاسخ و المنسوخ » خود گفته است : « سوره هاى مدنى به اتفاق همه بيست سوره و مختلف فيه دوازده سوره و ما بقى به اتّفاق همه مكَّى مىباشد . » ابن حصار بنقل سيوطى اين موضوع را به نظم آورده و چون براى ضبط آسانتر و منظمتر مىباشد در اينجا آن نظم هم آورده مىشود :
< شعر > يا سائلى عن كتاب الله مجتهدا و عن ترتّب ما يتلى من السّور و كيف جاء بها المختار من مضر صلَّى الا له على المختار من مضر و ما تقدّم منها قبل هجرته و ما تاخّر فى به دو و فى حضر ليعلم النّسخ و التخصيص مجتهد يؤيّد الحكم بالتّاريخ و النّظر تعارض النّقل فى أمّ الكتاب و قد تؤوّلت الحجر تنبيها لمعتبر أمّ القرآن و فى أمّ القرى نزلت ما كان للخمس قبل الحمد من اثر و بعد هجرة خير النّاس قد نزلت عشرون من سور القرآن فى عشر فاربع من طوال السبع أوّلها و خامس الخمس فى الانفال ذى العبر و توبة الله ان عدّت فسادسة و سورة النور و الاحزاب ذى الذكر < / شعر >
< شعر > و سورة لنبي الله محكمة و الفتح و الحجرات الغرّ فى غرر ثمّ الحديد و يتلوها مجادلة و الحشر ثمّ امتحان الله للبشر و سورة فضح الله النّفاق بها و سورة الجمع تذكار المدّكر و للطَّلاق و للتّحريم حكمهما و النّصر و الفتح تنبيها على العمر هذا الَّذى اتفقت فيه الرّواة له و قد تعارضت الاخبار فى أخر فالرّعد مختلف فيها متى نزلت و اكثر النّاس قالوا الرّعد كالقمر و مثلها سورة الرّحمن شاهدها ممّا تضمّن قول الجنّ فى الخبر و سورة للحواريّين قد علمت ثم التّغابن و التّطفيف ذو النّذر و ليلة القدر قد خصّت بملَّتنا و لم يكن ، بعدها الزّلزال فاعتبر و قل هو الله من اوصاف خالقنا و عوذتان تردّ البأس بالقدر و ذا الَّذى اختلفت فيه الرواة له و ربما استثنيت آى من السّور و ما سوى ذاك مكَّى تنزّله فلا تكن من خلاف الناس فى حصر فليس كلّ خلاف جاء معتبر الَّا خلاف له حظَّ من النّظر < / شعر > خلاصه اين كه دور صدور و تشريع به واسطهء نزول آيات شريفهء قرآن و صدور احاديث و سنن پيغمبر اكرم ( ص ) تكميل گرديده و از آن پس دورهء تفريع به استناد همان آيات نازله و سنن صادره آغاز گرديده است .
اكنون براى اين كه خوانندگان ، بر احكام صادره به وسيلهء قرآن مجيد گر چه زمان و مناسبات صدورى آنها هم معلوم نباشد واقف گردند يادآور مىگرديم كه آيات مربوط به احكام را بزرگانى از فقيهان مانند شهيد دوم نزديك به پانصد آيه دانستهاند و برخى ديگر كمتر و برخى زيادتر از اين عدد و بهر جهت كتابهايى در اين باره به وسيلهء علماء اسلامى
تأليف يافته است . از جملهء آنها كتاب « احكام القرآن » تأليف ابى بكر احمد بن على رازى جصّاص حنفى ( متوفّى در سال سيصد و هفتاد 370 هجرى قمرى ) و كتاب « كنز العرفان فى فقه القرآن » تأليف فاضل مقداد و كتاب « زبدة البيان » تاليف محقق دقيق مولى احمد مشهور به مقدس اردبيلى از علماء مذهب شيعه ، مىباشد و فقيه را لازم است كه بر اين كتب اطلاع كامل پيدا كند تا بر آيات مربوط به احكام به خوبى وقوف يابد[1].
در پايان اين قسمت بايد متذكر بود كه سوره ها و آياتى كه در مكَّه نزول يافته با آن چه در مدينه فرود آمده از جهاتى چند ميان آنها فرق است كه مىتوان از توجه به اين جهات تا اندازهاى آنها را از هم باز شناخت ، از جمله گفتهاند : آيات مكَّى بطور اكثر كوتاه و آيات مدنى ، بيشتر ، بر خلاف آنها دراز و طولانى است و از اين رو با اين كه سوره هاى مدنى از يك ثلث مجموع قرآن اندكى افزونست شمارهء آياتش در حدود يك ربع مجموع آيات آن مىباشد .
ابن نديم در كتاب الفهرست خود در ذيل « باب ترتيب القرآن فى مصحف أبىّ بن كعب » كه از فضل بن شاذان نقل كرده چنين آورده است : « و جميع آيه هاى قرآن بقول ابىّ بن كعب شش هزار و دويست و ده آيه است و تمام سوره هاى قرآن بقول عطاء بن يسار صد و چهارده سوره و آيات آن شش هزار و صد و هفتاد آيه مىباشد و كلماتش هفتاد و هفت هزار و چهار صد و سى و سه كلمه و حروفش سيصد و بيست و سه هزار و پانزده حرف است و بقول عاصم جحدرى صد و سيزده سوره مىباشد . و تمام آيات قرآن مجيد به گفتهء يحيى بن حارث ذمارى شش هزار و دويست و بيست و شش آيه و حروفش سيصد و بيست و يك هزار و پانصد و سى حرف مىباشد . » .
[1]در جلد دوم اين كتاب ( ادوار فقه ) خلاصهء « كنز العرفان » و هم مواردى از تحقيقات و دقتهاى كتاب « زبدة البيان » آورده شده است و در حقيقت ، آن جلد كتابى است مشتمل بر آيات احكام به زبان پارسى
پس اگر قول اقلّ هم در بارهء عدد مجموع آيات شريفهء قرآن كه قول عطاء است اختيار شود باز عدد آيات سوره هاى مدنى كه يك هزار و چهار صد و پنجاه و شش شمرده شده از ربع مجموع آيات قرآن كمتر است در صورتى كه سوره هاى مدنى از ثلث قرآن افزون مىباشد .
از باب نمونه ممكن است ميان سورهء « الانفال » كه مدنى مىباشد با سورهء « الشعراء » كه مكَّى است و مقدار آنها به يك اندازه يعنى نصف جزء مىباشد مقايسه گردد چه نخست را هفتاد و پنج و دوم را 227 آيه مىباشد و همچنين جزء « قد سمع » كه همهء آن در مدينه نزول يافته يك صد و سى و هفت آيه مىباشد در صورتى كه جزء « تبارك » كه مكى است چهار صد و سى و يك ، و جزء « عمّ » كه هم مكَّى است پانصد و هفتاد آيه مىباشد .
بهر جهت كوتاهى و درازى آيات ، يكى از امورى است كه ، بطور غالب ، مناط فرق و امتياز ميان مدنى و مكَّى واقع مىگردد .
ديگرى از جهات فرق اين است كه آيات نازلهء در مكَّه به كلمهء * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * مردم مخاطب قرار داده شدهاند و هيچ گاه در آنجا خطاب * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * صادر نگرديده است ليكن در آياتى كه در مدينه نزول يافته بجز در هفت مورد[1]كه هنگام خطاب كلمهء * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * به كار رفته در تمام موارد ديگر مخاطبه به كلمهء * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * به عمل آمده است .
[1]- در سورهء « البقره » دو آيه : آيهء * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي و آيهء * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً و در سورة « النّساء » چهار آيه : آيهء * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ و آيهء * ( إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ و آيهء * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ و آيهء * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ و در سورهء « الحجرات » يك آيه : آيهء * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثى