* ( مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ) * .
از جمله فوائد پنجگانه كه در اينجا ياد شده حكم ( استحباب يا وجوب باختلاف اقوال ) استعاذه است در نخستين ركعت از نماز .
محقق اردبيلى پس از شرح آيه و نقل روايتى نبوى بر كيفيت استعاذه ( اعوذ با لله من الشيطان الرجيم ) چنين افاده كرده است « پس ظاهر اين آيهء شريفه به انضمام دلالت امر بر وجوب مىرساند كه استعاذه در ابتداء قرائت قرآن مطلقا واجب است به طورى كه اگر در اثناء ، قرائت را قطع كند و بخواهد دوباره بخواند بايد استعاذه كند و آنگاه به قرائت پردازد ، هر چند بخواهد يك كلمه بخواند ، حاصل آن كه جز در مورد استدامه هميشه بايد نخست استعاذه كند و از آن پس قرائت و لازم اين معنى ، وجوب استعاذه است در هر ركعتى كه قرائت دارد ليكن ظاهر آنست كه هيچ كس از علما بدين ظاهر نگفتهاند احتمال آن هم مىرود كه اين وجوب از خصائص پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) باشد بلى از ابو على حسن بن شيخ طوسى رحمهما الله نقل شده كه به استناد اين آيه استعاذه را در اول ركعت پيش از شروع به حمد واجب دانسته است . . » 5 - آيات متوالى از اول سورهء مزّمّل * ( يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَه أَوِ انْقُصْ مِنْه قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْه وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا . إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَأَقْوَمُ قِيلًا . ) * * ( إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْه تَبْتِيلًا . ) * از فوائد و احكام ششگانه كه در ذيل اين آيه گفته شده اينست كه پيش از اين كه نمازهاى پنجگانهء يوميه واجب گردد نماز شب در مكه بر پيغمبر ( ص ) و يارانش واجب بوده و بقول ابن عباس و غير او يك سال تمام پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) و اصحاب ، چنان كه در ماه رمضان بيدار مىشوند ، براى اقامهء نماز شب بيدار مىشدهاند . بحسب اين
قول ميان نزول اول اين سوره كه بموجب آن نماز شب واجب گشته و ميان نزول آخر آن كه به تخفيف مقرر گرديده يك سال تمام فاصله به همرسيده ليكن سعيد بن جبير گفته است ميان نزول اول سوره و ميان نزول آخر آن ده ماه فاصله بوده است .
نوع هفتم تحت اين عنوان ، كه در بارهء احكامى است متعدد متعلق به نماز . هفت آيه ياد گرديده است .
1 - آيهء 88 از سورهء نساء * ( وَإِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ الله كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً ) * .
يكى از مسائل نه گانه كه در ذيل آيه آورده شده وجوب رد سلام است در نماز .
2 - آيهء 163 از سورهء انعام * ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَه ، وَبِذلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ) * .
از جمله شش امرى كه به اين آيه بر آنها استدلال شده وجوب اخلاص است در عبادت كه نه تنها در آن شرك ظاهر وجود نيابد بلكه از شرك خفى ( ريا ) نيز ، بلكه از قصد تحصيل ثواب هم پاك و بر كنار باشد .
3 - آيهء 60 از سورهء مائده * ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه ، وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ ) * .
از جمله چهار امرى كه به دلالت اين آيه استفاده شده اينست كه « فعل قليل » در نماز موجب بطلان آن نمىگردد .
4 - آيهء 14 و 15 و 16 از سورهء طه * ( إِنَّنِي أَنَا الله لا إِله إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ - ) *
* ( الصَّلاةَ لِذِكْرِي . إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها . لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى ) * .
از اين آيه بر « وجوب صلاة فائته » استدلال شده است نبوى من نام عن صلاة او نسيها فليصلَّها إذا ذكرها مفاد اين آيه است و هم بر وجوب سرعت مبادرت به عبادت و نماز و هم بر عدم جواز نائب گرفتن در عبادات واجبهء بدنى در حال حيات و با قدرت و تمكن .
5 - آيهء 63 از سورهء فرقان * ( وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً ) * .
بدين آيه بر جواز قضاء فائتهء شب در روز و بر عكس استدلال شده است .
مسائلى ديگر نيز از آن قابل استفاده و مورد آنست .
6 - آيهء 5 از سورهء توبه * ( فَإِذَا انْسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ . . ) * تا . . * ( فَإِنْ تابُوا وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ) * .
از اين آيه وجوب قتل كسى كه نماز را ترك كند و هم كسى كه بجواز ترك آن معتقد باشد استفاده شده است .
7 - آيهء 19 از سورهء بقره * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) * .
از اين آيه مكلف بودن كافران بر فروع احكام استفاده شده است .
نوع هشتم تحت اين عنوان كه در بارهء نمازهاى « غير يوميه » و حكامى است كه بر آنها و بر « يوميه » نيز وارد مىباشد يازده
آيه آورده شده است .
1 - آيهء 9 از سورهء جمعه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ الله وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * .
بدين آيه بر وجوب نماز جمعه در وقتى كه شرائط معتبره اش محقق باشد استدلال شده و از جمله نه مسأله كه از آيه استفاده گرديده عددى است كه نماز جمعه بدان انعقاد مىيابد چه به عقيدهء شافعى و احمد چهل كس حد اقل آنست و به گفتهء ابو حنيفه به چهار تن كه يكى امام باشد انعقاد مىيابد و از مالك ، با اين كه عدد نزد او هم معتبر است ، حد و عدى نقل نشده است . در مذهب شيعه دو قولست : يكى قول به هفت و ديگر كه اكثر بر آنند قول به كفايت پنج و همين قول از آيه هم استفاده شده بدين تقريب : كلمهء * ( « فَاسْعَوْا » ) * جمع است و اقل افراد جمع سه و چون معنى « سعى » بسوى كسى بايد باشد و او امام است و هم نداء كنندهء به اذان غير از امام و غير از ساعيان است پس مجموع عده بنا به مستفاد از آيه ( قطع نظر از روايات كثيره هم كه بر آن دلالت دارد ) پنج كس مىشود .
2 - آيهء 10 از سورهء جمعه * ( فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ الله وَاذْكُرُوا الله كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) * .
يكى از پنج فايدهء مستفاد از اين آيه عدم وجوب نماز جمعه است بر پيران فرتوت و بيماران و لنگان و كوران .
3 - آيهء 11 از سورهء جمعه * ( وَإِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها ) *
* ( وَتَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ الله خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجارَةِ وَالله خَيْرُ - الرَّازِقِينَ ) * . نقل شده است كه در يكى از روزهاى جمعه هنگامى كه پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) به خطبه مشغول بود دحية بن خليفة بن فروهء كلبى كه بازرگانى شام مىداشت از شام به مدينه درآمد و عادت چنان بود كه آن چه مورد نياز مردم بود از شام با خود مىآورد از اين رو كسى در مدينه نبود كه وقت ورود وى خود را نرساند . چون وارد مىشد در مكانى به نام « احجار زيت » ( در بازار مدينه ) فرود مىآمد و براى اطلاع مردم طبل مىنواخت و مردم بسوى او مىشتافتند . در آن جمعه هنگامى كه پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) بر منبر ايستاده و به خطبه مشغول بود دحيه كه هنوز اسلام نياورده بود وارد گرديد و در محل معهود بار افكند . مردم جز دوازده كس ( يا يازده يا ، بنقل از ابن عباس ، هشت تن ) بيشتر با پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) به جاى نماندند و همه بسوى او شتافتند پس آيهء فوق نزول يافت .
از جمله چيزهائى كه از آيه استفاده شده اشتراط قيام است در حال خطبه .
بروايتى نخستين كسى كه خطبه را نشسته خوانده معاويه بوده است كه بعنوان درد زانو از مردم اجازه خواسته و خطبه را نشسته اداء كرده است .
4 - آيه 2 از سورهء نحر * ( فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ) * .
از اين آيه كه پيش از اين هم شايد به تكرار ياد گرديده برخى بر وجوب نماز عيد قربان استدلال كردهاند .
5 - آيهء 85 از سورهء توبه * ( وَلا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلى قَبْرِه إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِه وَماتُوا وَهُمْ فاسِقُونَ ) * .
در سبب نزول آيه چنين گفته شده كه پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) براى تأليف قلوب منافقان
و ترغيب آنان به اسلام بر مردگان ايشان نماز مىگزارده و بر قبورشان مىايستاده و دعا مىكرده است . تا اين كه عبد الله بن ابىّ بن سلول بيمار شد و از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) درخواست عيادت كرد . پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) پذيرفت و به نزد او رفت چون بر او درآمد گفت : ترا دوست دارى يهود به هلاكت انداخت عبد الله گفت : يا رسول الله من از تو درخواست عيادت كردم تا براى من آمرزش بخواهى نه اين كه مرا سرزنش كنى . پس از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) بخواست كه او را در جامهاى كه پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) پوشيده باشد كفن كنند . چون درگذشت پسرش خبّاب ، كه پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) نام او را عبد الله نهاد ، پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) را براى جنازه دعوت كرد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) چون خواست بر جنازه نماز گزارد آيهء بالا نزول يافت پس پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) بر كنار شد و بر او نماز نخواند .
بروايتى پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) پيراهن خود را براى او فرستاد و به اشخاصى كه اين كار بر ايشان گران مىنمود گفت :
« إنّ قميصي لا يغني عنه من الله شيئا و إنّي اؤمّل من الله أن يدخل بهذا السّبب في الإسلام خلق كثير » .
و چنين اتفاق افتاد كه در آن روز از طايفهء خزرج هزار كس به اسلام در آمد .
از جمله پنج فائده كه مستفاد از اين آيه دانسته شده وجوب نماز است بر مردهء مسلمان و از جمله جواز زيارت قبور مردگان از اهل ايمان و ايستادن بر گورهاى ايشان و دعا و ترحم بر آن مردگان است .
روايت صحيحه از حضرت رضا ( ع ) بدين عبارت « من أتى قبر أخيه - المؤمن و قرء عنده إنّا أنزلناه في ليلة القدر سبع مرّات و دعا له امن من الفزع الأكبر » مشروع بودن زيارت قبور بلكه استحباب آن را هم ، افاده مىكند .
فاضل مقداد اين مضمون را افاده كرده است « زيارت قبور در آغاز اسلام به حرمت محكوم بود پس از آن اين حكم از ميان رفته و منسوخ شده است .
6 - آيهء 102 از سورهء نسا * ( وَإِذا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً ) * .
از اين آيه جواز قصر ، استفاده شده و اصل قصر مورد اجماعست اگر چه در رخصت يا عزيمت بودن آن اختلاف شده : شافعى آن را « رخصت » مىداند و به عقيدهء مالك و ابو حنيفه و احمد و هم بمذهب شيعه « عزيمت » است .
از جمله شش فائده كه در ذيل آيهء شريفه گفته شده اينست كه قصر در سفر به خوف ، مشروط نيست بلكه « خوف » سببى است مستقل و « سفر » سببى ديگر و آن هم مستقل و در سفر بحسب كمّ يعنى عدد ركعات در نماز ، نقص و قصر ثابت است ليكن خوف اگر شديد باشد علاوه بر نقص در « كمّ » در « كيف » و « وضع » ( يعنى ايستادگى و نشستگى و اشاره و تسبيحى به جاى يك ركعت به حساب آمدن ) نيز نقص پيدا مىشود .
7 - آيهء 103 از سورهء نساء * ( وَإِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَلْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ ) *
* ( وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً ) *[1]* ( وَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ الله أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً ) * .
در ذيل اين آيه كه حكم نماز خوف و چگونگى آن مستفاد از آن است هفت فائده آورده شده كه از جمله است دلالتش بر ارجح بودن نماز به جماعت .
8 - آيهء 104 از سورهء نساء * ( فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا الله قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى - الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً ) * .
از عبارت * ( فَاذْكُرُوا الله ) * به احتمالى استحباب ذكر در همهء احوال اراده شده و به احتمالى ديگر استحباب تعقيب نماز به ادعيهء ماثوره از آن مراد است و به سيّمين احتمال منظور از آن ، استحباب تعقيب نماز قصر است به گفتن سى بار سبحان الله و الحمد للَّه و لا إله الَّا الله و الله اكبر .
[1]نزول اين آيه را يكى از معجزات پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) بشمار آوردهاند چه تصادف را هنگامى پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) در عسفان بوده و مشركان در ضجنان پس مشركان با هم قرار دادهاند كه پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) و ياران او را غافلگير كنند و ناگهان بر ايشان تاخت آورند پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) نماز ظهر را با همان روش معمول و به تمام ركوع و سجود خواند مشركان خواستند در بين نماز هجوم آورند برخى از ايشان گفتند نمازى ديگر ( نماز عصر ) پس از اين نماز هست كه به آن بيشتر توجه و عنايت دارند آن هنگام حمله مىكنيم آيه بر پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) نازل شد و نماز عصر را بطور نماز خوف ادا كرد كه مشركان نتوانستند به مقصود خود برسند و پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) و ياران را غافلگير كنند .