فاضل مقداد اين مضمون را افاده كرده است « زيارت قبور در آغاز اسلام به حرمت محكوم بود پس از آن اين حكم از ميان رفته و منسوخ شده است .
6 - آيهء 102 از سورهء نسا * ( وَإِذا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً ) * .
از اين آيه جواز قصر ، استفاده شده و اصل قصر مورد اجماعست اگر چه در رخصت يا عزيمت بودن آن اختلاف شده : شافعى آن را « رخصت » مىداند و به عقيدهء مالك و ابو حنيفه و احمد و هم بمذهب شيعه « عزيمت » است .
از جمله شش فائده كه در ذيل آيهء شريفه گفته شده اينست كه قصر در سفر به خوف ، مشروط نيست بلكه « خوف » سببى است مستقل و « سفر » سببى ديگر و آن هم مستقل و در سفر بحسب كمّ يعنى عدد ركعات در نماز ، نقص و قصر ثابت است ليكن خوف اگر شديد باشد علاوه بر نقص در « كمّ » در « كيف » و « وضع » ( يعنى ايستادگى و نشستگى و اشاره و تسبيحى به جاى يك ركعت به حساب آمدن ) نيز نقص پيدا مىشود .
7 - آيهء 103 از سورهء نساء * ( وَإِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَلْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ ) *
* ( وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً ) *[1]* ( وَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ الله أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً ) * .
در ذيل اين آيه كه حكم نماز خوف و چگونگى آن مستفاد از آن است هفت فائده آورده شده كه از جمله است دلالتش بر ارجح بودن نماز به جماعت .
8 - آيهء 104 از سورهء نساء * ( فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا الله قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى - الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً ) * .
از عبارت * ( فَاذْكُرُوا الله ) * به احتمالى استحباب ذكر در همهء احوال اراده شده و به احتمالى ديگر استحباب تعقيب نماز به ادعيهء ماثوره از آن مراد است و به سيّمين احتمال منظور از آن ، استحباب تعقيب نماز قصر است به گفتن سى بار سبحان الله و الحمد للَّه و لا إله الَّا الله و الله اكبر .
[1]نزول اين آيه را يكى از معجزات پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) بشمار آوردهاند چه تصادف را هنگامى پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) در عسفان بوده و مشركان در ضجنان پس مشركان با هم قرار دادهاند كه پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) و ياران او را غافلگير كنند و ناگهان بر ايشان تاخت آورند پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) نماز ظهر را با همان روش معمول و به تمام ركوع و سجود خواند مشركان خواستند در بين نماز هجوم آورند برخى از ايشان گفتند نمازى ديگر ( نماز عصر ) پس از اين نماز هست كه به آن بيشتر توجه و عنايت دارند آن هنگام حمله مىكنيم آيه بر پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) نازل شد و نماز عصر را بطور نماز خوف ادا كرد كه مشركان نتوانستند به مقصود خود برسند و پيغمبر ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ) و ياران را غافلگير كنند .
9 - آيهء 40 از سورهء بقره * ( وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ ) * .
از قسمت اخير اين آيه حكم راجح بودن جماعت ( بطور وجوب باشد ، چنان كه در جمعه است ، يا بطور استحباب ، چنان كه در ديگر نمازهاى واجب است ) استفاده شده است .
10 آيهء 203 از سورهء اعراف * ( وَإِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَه وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ) * .
از جمله امور مستفاد از اين آيه ، سقوط « قرائت » است از مأموم .
11 - آيهء 15 از سورهء سجده * ( إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ ) * .
بدين آيه و سه آيهء ديگر : يكى آيهء 37 از سورهء « حم فصّلت » * ( . . لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّه الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاه تَعْبُدُونَ ) * .
دوم - آيهء 19 از سورهء « اقرأ » * ( . . وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ ) * . سيم - آيهء 62 از سورهء و النّجم * ( فَاسْجُدُوا لِلَّه وَاعْبُدُوا ) * . بر وجوب سجده ، در هنگام خواندن يكى از آنها يا شنيدن آن ، استدلال شده و بدين جهت سوره هاى چهار گانه كه بر اين چهار آيه اشتمال دارد به نام « سوره هاى عزائم » خوانده شده است .
مجموع آياتى كه در كتاب صلاة ياد شده 64 آيه است .
3 - كتاب صوم در اين كتاب پنج آيه مورد استناد قرار يافته است :
1 - آيه 183 از سورهء بقره * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ - الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) * .
از اين آيه وجوب صوم استفاده گرديده و از جمله فوائد پنجگانه كه در ذيل آن آورده شده اينست كه اعلام اهل ايمان به اين كه امم پيش هم به اين تكليف ، مكلَّف بودهاند تاكيد حكم يا تنبيه به علَّت مشروعيّت است يا تشويق و تسهيل تكليف است .
2 - آيه 184 از سورهء بقره * ( أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَه فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَه وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . ) * .
يكى از مسائل چهار گانه مختلف فيها كه در ذيل اين آيه آورده شده وجوب افطار است در سفر چنان كه اكثر صحابه گفتهاند .
3 - آيهء 185 از سورهء بقره * ( شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيه الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْه وَمَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ الله بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا الله عَلى ما ) *
* ( هَداكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) * .
از اين آيه نيز حكم افطار در سفر ( بطور عزيمت چنان كه مذهب اماميّه است يا بطور رخصت چنان كه ديگران گفتهاند ) استفاده شده است .
4 - آيهء 186 از سورهء بقره * ( وَإِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ) * .
فاضل مقداد كه اين آيه را آورده خودش چنين افاده كرده است « اين آيه را بصوم ، ارتباط و تعلقى نيست ليكن چون از دعا و اجابت آن در آيه ياد شده و در حديث آمده است « دعوة الصّائم لا تردّ » پس از وظائف صائم بلكه از اعظم وظائف او دعاء است بويژه در ماه رمضان كه دعاها و اعمال بسيارى در آن وارد شده به حدى كه اصحاب ما در اين باره كتابهايى مخصوص تأليف كردهاند . » .
5 - آيه 187 از سورهء بقره * ( أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ الله أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَعَفا عَنْكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا ما كَتَبَ الله لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ تِلْكَ حُدُودُ الله فَلا تَقْرَبُوها كَذلِكَ يُبَيِّنُ - الله آياتِه لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ) * .
از جمله ده فائده كه از اين آيه استفاده شده اعتكاف در مساجد و احكام و مسائل مربوط به اعتكاف است .
در خاتمهء كتاب « صوم » فاضل دو آيهء زير را بعنوان فائده آورده است :
1 - آيهء 45 ، از سورهء بقره * ( وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ ) * كه گفتهاند مراد از « صبر » صوم است و بدين مناسبت شهر رمضان به نام « شهر الصبر » نيز خوانده شده است .
2 - آيهء 189 ، از سورهء بقره * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ ) * كه چون مبتدا و خبر هر دو معرفه است و اين از دلائل حصر پس علامت شهر رمضان ، منحصر است به رؤيت هلال نه چيزى ديگر .
مجموع آياتى كه بكتاب صوم ارتباط يافته هفت آيه است .
4 - كتاب زكات آيات مربوط به زكات به اعتبار اين كه بحث در اين باره به اقسامى انقسام مىيابد تحت عنوان سه قسم ياد و آيات متعلق بهر قسمى زير عنوان آن قسم ، استيفاء شده است بدين قرار :
قسم اول تحت اين قسم كه در بارهء وجوب و محل آن عنوان گرديده 4 آيه آورده شده است :
1 - آيهء 177 ، از سورهء بقره * ( لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّه ذَوِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ) * .
در اين آيه شش امر مورد توجه و عنايت شده كه از جمله است دادن زكات .
2 - آيهء 6 و 7 ، از سورهء حم سجده * ( وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ ، الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ) * .
از اين آيه استفاده شده كه دادن زكات بر كافر هم وجوب دارد نهايت امر ، اداء در حال كفر صحيح نيست چون اخلاص ندارد قوله تعالى : * ( وَما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَبِرَسُولِه ) * و چون به اسلام در آيد به حكم الإسلام يجبّ ما قبله از او ساقط مىشود .[1]3 - آيهء 34 و 35 ، از سورهء توبه * ( وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ الله فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ، يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ ) * .
از اين آيه وجوب زكات در زر و سيم ( به شرائط مقرره كه مورد اختلاف است ) استفاده شده و از جمله چهار فائده مذكوره در ذيل اين آيه اينست كه « كنز » عبارتست از جمع مال براى نگهدارى آن خواه در روى زمين باشد يا در زير آن .
4 - آيهء 19 ، از سورهء و الذّاريات * ( وَفِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ) * .
اين آيه را بعضى بر وجوب زكات « تجارت » دليل قرار دادهاند .
[1]اين طور گفته شده است و ليكن پوشيده نيست كه پرسش از فائدهء وجوب در حال كفر باقى مىماند چه در آن حال به واسطهء عدم اخلاص ، ادائش صحيح نيست و پس از اسلام هم كه نسبت به پيش ، تكليف اداء ساقط شده است مگر اين كه گفته شود فائدهء وجوب همان صحت عقاب است . تأمل شود .