بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 353


- 7 - قاسم بن محمد بن ابى بكر ابو محمد قاسم بن محمد بن ابى بكر .
به گفتهء ابو اسحاق ، وفات قاسم به اقوالى مختلف : به سال يك صد و دو ( 102 ) و به سال يك صد و هشت ( 108 ) و به سال يك صد و دوازده ( 112 ) گفته شده و يحيى بن معين سال وفات او را يك صد و هشت ( 108 ) و واقدى يك صد و دوازده ( 112 ) دانسته‌اند و سن او به هفتاد يا هفتاد و يك و يا هفتاد و دو يا هفتاد و هفت رسيده است .
مالك بن انس در بارهء قاسم گفته است : « كان القاسم بن محمّد من فقهاء هذه الامّة . . » و يحيى بن سعيد گفته است : « ما ادركنا احدا بالمدينة نفضّله على القاسم بن محمّد » قاسم با حضرت سجّاد ، على بن حسين ( ع ) ، پسر خاله است چه يك دختر يزدگرد آخرين شاهنشاه ايران همسر حسين بن على ( ع ) و ديگر دخترش همسر محمد بن ابى بكر و سيم همسر پسر عمر بوده است و همين قاسم جدّ مادرى حضرت امام جعفر صادق ( ع ) است پس حضرت صادق ( ع ) ، هم از طرف پدر و هم از طرف مادر به شاهنشاه ايران ، يزدگرد ، انتساب دارد .
شيخ طوسى در كتاب رجال خود قاسم را بعنوان « القاسم بن محمد بن ابى بكر » در اصحاب على بن حسين ( ع ) آورده و بعنوان « القاسم بن محمد » در اصحاب حضرت باقر ( ع ) ياد كرده است كلينى هم در كتاب كافى ( در باب مولد حضرت صادق ( ع ) ) به اسناد از حضرت صادق ( ع ) چنين روايت آورده است[1]:


[1]اين روايت در طى ترجمهء سعيد بن المسيب هم آورده شد .


صفحه 354


« كان سعيد بن المسيّب و القاسم بن محمد بن ابى بكر و ابو خالد الكابلي من ثقات على بن الحسين ( ع ) . . » ابن خلَّكان در بارهء قاسم اين مضمون را گفته است :
« قاسم از سادات تابعان و يكى از فقهاء سبعه[1]در مدينه بوده ، كه نام شش تن از آنان پيش از اين ياد گرديد ، قاسم بر همهء اهل زمان خود برترى داشته است . .
و مالك گفته است : قاسم از فقيهان اين امّت بوده است . . » ابو نعيم ، قاسم را چنين عنوان كرده است :
« و منهم الفقيه الورع ، الشّفيق الضّرع ، نجل الصّديق ذو الحسب العتيق القاسم بن محمد بن ابى بكر الصّدّيق ، كان لغوامض الأحكام فائقا و إلى محاسن الأخلاق سابقا » و همو به اسناد از ابو الزّناد آورده كه گفته است : « ما رأيت فقيها افضل من القاسم بن محمد » .
باز هم ابو نعيم ، به همان اسناد ، نقل كرده « ما رأيت احدا اعلم بالسّنّة من القاسم بن محمد » و هم به اسناد از محمّد بن اسحاق اين مفاد را آورده است :
« اعرابى نزد قاسم بن محمّد آمد و گفت : آيا تو اعلم هستى يا سالم ؟ قاسم بيش از اين نگفت كه « منزل سالم آنجا است » تا اعرابى برخاست و رفت .
« محمد بن اسحاق گفته است : قاسم نمىخواست بگويد : « سالم از او اعلم است » زيرا دروغ بود و نمىخواست بگويد : « او خودش از سالم اعلم است » زيرا


[1]در تعليقه بر رجال شيخ طوسى ( ذيل « القاسم بن محمد بن ابى بكر - در اصحاب على بن الحسين ( ع ) در نقل اين عبارت ابن خلكان غلطى رخ داده كه رفع اشتباه را مناسب است در اينجا تذكر دهم عبارت چنين نقل شده « انه من سادات التابعين و فقهاء الشيعة بالمدينة » و صحيح آن چنين است « انه من سادات التابعين و احد الفقهاء السبعة بالمدينة » .


صفحه 355


خودستايى و خود پسندى و تزكيهء نفس بود از اين رو چيزى ديگر گفت » ابو نعيم از جمله سخنانى كه از قاسم نقل كرده اين عبارت است :
« ما نعلم كلّ ما نسأل عنه و لئن يعيش الرّجل جاهلا ، بعد ان يعرف حقّ الله تعالى عليه ، خير له من ان يقول ما لا يعلم » از روايات مسند قاسم است از عائشه از پيغمبر ( ص ) « اعظم النّساء بركة أيسرهنّ مؤنة » و هم به اسناد ، از عائشه از پيغمبر ( ص ) روايت كرده است :
« أتدرون من السّابقون إلى ظلّ الله ، عزّ و جلّ ؟
« قالوا : الله عزّ و جلّ ، و رسوله اعلم .
« قال : الَّذين اذا اعطوا الحقّ قبلوه ، و اذا سألوه بذلوه و حكموا للنّاس كحكمهم لأنفسهم » و هم از عائشه از پيغمبر ( ص ) چنين روايت كرده است :
« ما من عبد يكفّ بصره عن محاسن امرأة ، و لو شاء ان ينظر إليها نظره ، الَّا ادخل الله ، تعالى ، قلبه عبادة تجد حلاوتها » اين هفت فقيه تابعى ، كه به ترتيب تقدّم زمان فوت ( با رعايت قول بأقلّ ) نام ايشان در اينجا ياد و به شمّه‌اى از مقام فقهى و درجهء علمى آنان اشاره و المام گرديد چنان كه مكرر گفته شد بعنوان « فقهاء سبعه » اشتهار يافته‌اند و در كتب فقهى به اين عنوان از آنان ياد گرديده است .
ابن خلَّكان در ذيل ترجمهء ابو بكر بن عبد الرّحمن چنين افاده كرده است :
« و اين هفت فقيه ( فقهاء شيعه ) در يك عصر در مدينه مىبوده‌اند و علم و فتوى از ايشان در جهان انتشار يافته است . يكى از عالمان نامهاى آنان را در دو بيت فراهم آورده و چنين گفته است :


صفحه 356


< شعر > الا كلّ من لا يقتدى بأئمّة فقسمته ضيزى عن الحقّ خارجة فخذهم : عبيد الله عروة ، قاسم سعيد ، سليمان ، ابو بكر و خارجة < / شعر > « . . و اين كه اين هفت تن بدين عنوان ( فقهاء سبعه ) خوانده شده و بدين سمت تخصيص و اشتهار يافته‌اند از اين رو است كه بعد از صحابه ، اينان مرجع فتوى قرار گرفته و به فقه و افتاء اشتهار پيدا كرده‌اند .
« به گفتهء حافظ سلفى در عصر اينان گروهى از علماء تابعان مانند سالم بن عبد الله بن عمر و اشباه و امثال او مىبوده‌اند ليكن فتوى جز اين هفت فقيه را نمىبوده است » .
ابو اسحاق شيرازى پس از اين كه اين هفت فقيه تابعى را شمرده و ياد آورى كرده كه اينان بعنوان « فقهاء سبعه » خوانده شده‌اند چنين آورده است :
« عبيد الله بن عبد الله بن عتبه كه خود يكى از آن هفت فقيه است آن شش فقيه ديگر را در ابيات زير ، كه در بارهء زنى از هذيل گفته ، نام برده و با هم فراهم آورده شده است .
< شعر > احبّك حبّا لا يحبّك مثله قريب و ، لا فى العاشقين ، بعيد و حبّك يا امّ الصّبى مدلَّهى[1]شهيدى ابو بكر فنعم شهيد و يعرف وجدى قاسم بن محمّد و عروة ما القابكم و سعيد < / شعر >


[1]دلهه : حيره و ادهشه .


صفحه 357


< شعر > و يعلم ما اخفى ، سليمان علمه و خارجة يبدى بنا و يعيد متى تسألى عمّا اقول تبحّرى فللَّه عندى طارف و تليد[1]< / شعر > « و عبد الله بن مبارك هم فقيهان مدينه را هفت كس دانسته جز اين كه به جاى ابو بكر بن عبد الرحمن ، سالم بن عبد الله را نام برده و ياد كرده است .


[1]ممكن است اين شعر آخر هم اشاره به بودن خودش متمم هفت فقيه باشد .


صفحه 358


طبقهء دوم از فقيهان تابعى مدينه


صفحه 359


طبقهء دوم از فقيهان تابعى مدينه تا اواخر قرن يكم و اوائل قرن دوم كسانى ديگر نيز از تابعان در مدينه بوده كه فقاهت مىداشته و شايد كم و بيش به ايشان رجوع مىشده و فتوى مىداده‌اند ليكن در فتوى به درجهء هفت فقيه ياد شده نرسيده يعنى بدان اندازه به اين امر اشتهار نداشته و بدين سمت معروف نشده‌اند .
نام چند تن از اينان با ذكر تاريخ حيات و اشاره به درجات علمى و دينى ايشان را ابو اسحاق در كتاب « طبقات الفقهاء » ياد كرده كه از آن جمله هشت تن اشخاص زير ، با اشاره به اقوالى ديگر در بارهء ايشان ، به ترتيب تقدّم سال وفاتشان ( با رعايت قول بأقلّ ) از آن كتاب گرفته و در اينجا آورده مىشود .
1 - محمد حنفيّه 72 ( يا 73 يا 80 يا 81 يا 83 ) 2 - ابو سلمه 94 ( يا 104 ) 3 - حسن بن محمد حنفيه در حدود 100 4 - سالم 106 ( يا 108 ) 5 - محمد بن مسلم 123 ( يا 124 يا 125 ) 6 - عبد الله بن ذكوان 130 ( يا 131 ) 7 - ربيعة الرأي 136 8 - ابو عبد الله بن يزيد ؟


صفحه 360


< فهرس الموضوعات > 15 - كيسانيه و عقيده ايشان < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 16 - بگفته فرهاد ميرزا : « و آنچه مشهور است قبر محمد بن حنفيّه در جزيره خارك است و اكنون مرقد او در آنجا معروفست » < / فهرس الموضوعات > - 1 - محمد حنفيّه ابو القاسم محمد بن على بن ابى طالب معروف به « ابن حنفيّه » .
محمد دو سال از خلافت عمر گذشته تولَّد يافته و در سال وفات او اختلاف است . سال هفتاد و دو ( 12 ) و هفتاد و سه ( 73 ) و ، به گفتهء ابو نعيم ، هشتاد ( 80 ) و به ظاهر گفتهء ابن خلَّكان به اين مضمون : « . . در اول محرم از سال هشتاد و يك ( 81 ) هجرى در گذشته » كه مسعودى هم به آن تصريح كرده ، و با مدتى كه براى حيات او گفته‌اند ( شصت و پنج سال - 65 - ) نيز مطابقت دارد ، به سال هشتاد و يك ( 81 ) وفاتش واقع شده قولى به اين كه در سال هشتاد و سه ( 83 ) وفات يافته نيز نقل گرديده است .
مسعودى در « مروج الذّهب » ( جلد دوم - صفحه 135 - ) اين مضمون را آورده است :
« محمد بن حنفيه در زمان عبد الملك به سال هشتاد و يك ( 81 ) در گذشته و در بقيع به خاك سپرده شده و باذن پسرش ابو هاشم ، ابان بن عثمان بر او نماز خوانده و عمر او در هنگام مرگ شصت و پنج سال ( 65 ) بوده است . و گفته شده است كه :
از ابن زبير بسوى طائف گريخته و در آنجا مرده است . برخى هم گفته‌اند : در بلاد « ايله » وفات يافته است . در جاى قبر او هم اختلاف است[1]. عقيدهء كيسانيه را از اين


[1]مرحوم حاج فرهاد ميرزا در حاشيه « وفيات الاعيان » ابن خلكان در ترجمهء محمد بن حنفيه ( چاپ تهران ) در اين زمينه چنين نوشته است : « و آن چه مشهور است قبر محمد حنفيه در جزيرهء « خارك » است و اكنون قبر او در آنجا معروف است . و اللَّه اعلم » .