بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 434


ممقانى كلام شيخ طوسى را از رجال او ، كه مسلم بن خالد مكَّى زنجى را در عداد اصحاب صادق ( ع ) بشمار آورده و أسناد او را از حضرت صادق ( ع ) ياد كرده نقل نموده و صاحب قاموس الرجال پس از اين نقل چنين افاده كرده است :
« اقول : روى الكنجي الشّافعي ميلاد امير المؤمنين عليه السّلام بإسناده ، قائلا :
تفرّد به مسلم بن خالد الزّنجى ، و هو شيخ الشّافعىّ . لقب « الزنجىّ » لحسنه و حمزة وجهه و جماله »


صفحه 435


طبقهء چهارم از فقيهان تابعى مكه


صفحه 436


طبقهء چهارم از فقيهان تابعى مكَّه پس از ختم طبقهء سيم فقيهان تابعى مكَّه ، نوبهء طبقهء چهارم رسيده و فقه به اين طبقه انتقال يافته است . از جمله كسانى كه در طبقه چهارم از فقيهان مكَّه بشمار گرفته شده‌اند ابو عبد الله محمد بن ادريس بن عباس بن عثمان بن شافع بن . . را بايد نام برد و چون در محلى ديگر از اين اوراق ، ائمهء مذاهب چهارگانه به استقلال مورد بحث خواهند شد گفتگو در بارهء امام شافعى كه يكى از آن چهار امام است به همان محل موكول مىگردد و بحث از فقيهان تابعى حجاز را در همين موضع خاتمه داده و بحث از فقيهان تابعى يمن را آغاز مىكنيم . و على الله التّكلان .


صفحه 437


3 فقيهان تابعى يمن و طبقات ايشان


صفحه 438


فقيهان يمن در عصر نخست از عهد دوم كسانى چند از « تابعان » در يمن داراى مقام فقاهت بوده و فتوى و بيان احكام فقه را تصدّى مىداشته‌اند كه از مشاهير ايشان اشخاص زير ، به ترتيب تقدّم سال وفات ، ( بحسب قول به اقلّ ) نام برده مىشوند :
1 - طاوس 106 2 - وهب 110 3 - عطاء ؟
4 - شراحيل ؟
5 - حنش ؟


صفحه 439


طبقهء نخست از فقيهان تابعى يمن


صفحه 440


طبقهء نخست از فقيهان تابعى يمن - 1 - طاوس ابو عبد الرحمن طاوس بن كيسان يمانى ، مولى ابناء فرس .
طاوس در سال يك صد و شش ( 106 ) در مكَّه ، در حال اعمال حجّ وفات يافته است .
به گفتهء ابو اسحاق ، طاوس « فقيهى جليل بوده » و بنقل از خصيف « اعلم فقيهان بوده است به حلال و حرام » شيخ طوسى ، در رجال خود ، طاوس را از اصحاب حضرت سجّاد ( ع ) شمرده و ممقانى پس از نقل كلام شيخ گفته است « و يعبّر عنه بطاوس الفقيه ايضا » و از آن پس چنين افاده كرده است :
« در كتب رجال ، بر مدح يا قدح طاوس تنصيصى نيست ، بلى از روايتى در بحار و چند روايت ديگر چنان برمىآيد كه از دوستان خاندان رسالت و مردى متديّن و متصلى در شرعيّات و نسبت به كارهاى دينى و الهى خشن و سخت بوده است ليكن رواياتى ديگر هم هست كه با آن چه از آن روايات ، مستفاد است معارضه و مخالفت دارد . . » آنگاه روايتى از كتاب « تنبيه الخواطر » تأليف شيخ ورّام بن ابى فراس و روايتى ديگر از كتاب « القصص » تأليف راوندى در زمينهء اين مخالفت و معارضه آورده و در پايان به عقيده و نظر خود ، دور ندانسته كه خبر و حديث طاوس در عداد


صفحه 441


< فهرس الموضوعات > 3 - دوره فقيهان تابعي يمن :
1 - ذريه طاوس يمني در قزوين < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 2 - عقيده و گفته طاوس درباره تطيّر < / فهرس الموضوعات > اخبار « موثّق » در آيد و در صورتى كه معارضى بر آن نباشد بر آن اعتماد و بدان استناد شود .
زكريا بن محمد بن محمود قزوينى در كتاب « آثار البلاد و اخبار العباد » ( ذيل بحث از يمن و يمانيان ) چنين گفته است :
« و منها ابو عبد الرحمن طاوس بن كيسان اليماني افتخار اليمن . كان من اعلم الناس بالحلال و الحرام له نسل بقزوين مشايخ و علماء إلى الآن ، و هو جدّى من قبل الأمّ . .
« و قال منعم بن ادريس : صلَّى طاوس اليماني صلاة الفجر بوضوء العتمة اربعين سنة . توفّى سنة ست و مائة ( 106 ) بمكَّة قبل يوم التّروية عن بضع و تسعين سنة . و كان النّاس يقولون : رحم الله ابا عبد الرحمن . حجّ اربعين حجّة . و صلَّى عليه هشام بن عبد الملك ، و هو خليفة حجّ تلك السنة » ابو نعيم ترجمهء حال طاوس را ( در حلية الاولياء ) نسبة مفصل آورده و پس از اين كه او را بعنوان « و منهم المتفقّه اليقضان . . اوّل الطبقة من اهل اليمن الَّذين قال فيهم النّبيّ ( ص ) : الايمان يمان » ياد كرده شمّه‌اى از حالات و كلمات و روايات او را ، به اسناد ، آورده است :
از جمله از احمد بن محمد بن حنبل از عبد الرّزاق آورده است كه اين مضمون را گفته :
« طاوس به مكَّه آمد . اميرى نيز به مكَّه وارد شد . طاوس را گفتند : امير مردى با فضل و فضيلت است ، و اوصافى نيك براى او بر شمردند پس گفتند شايسته است كه از او ديدن كنى . پاسخ داد مرا به امير نيازى نيست . گفتند : مىترسيم اگر به ديدنش نروى آزارى به تو رسد ! گفت : پس نه چنان است كه شما او را توصيف كرديد » باز از ديگرى نقل كرده كه با طاوس مىرفته بانگ غرابى را شنيده گفته است خير است ! طاوس بر آشفته و گفته : چه خير يا شرّى در بانگ غراب است . از من دور شو و مرا تنها بگذار »