بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 435


طبقهء چهارم از فقيهان تابعى مكه


صفحه 436


طبقهء چهارم از فقيهان تابعى مكَّه پس از ختم طبقهء سيم فقيهان تابعى مكَّه ، نوبهء طبقهء چهارم رسيده و فقه به اين طبقه انتقال يافته است . از جمله كسانى كه در طبقه چهارم از فقيهان مكَّه بشمار گرفته شده‌اند ابو عبد الله محمد بن ادريس بن عباس بن عثمان بن شافع بن . . را بايد نام برد و چون در محلى ديگر از اين اوراق ، ائمهء مذاهب چهارگانه به استقلال مورد بحث خواهند شد گفتگو در بارهء امام شافعى كه يكى از آن چهار امام است به همان محل موكول مىگردد و بحث از فقيهان تابعى حجاز را در همين موضع خاتمه داده و بحث از فقيهان تابعى يمن را آغاز مىكنيم . و على الله التّكلان .


صفحه 437


3 فقيهان تابعى يمن و طبقات ايشان


صفحه 438


فقيهان يمن در عصر نخست از عهد دوم كسانى چند از « تابعان » در يمن داراى مقام فقاهت بوده و فتوى و بيان احكام فقه را تصدّى مىداشته‌اند كه از مشاهير ايشان اشخاص زير ، به ترتيب تقدّم سال وفات ، ( بحسب قول به اقلّ ) نام برده مىشوند :
1 - طاوس 106 2 - وهب 110 3 - عطاء ؟
4 - شراحيل ؟
5 - حنش ؟


صفحه 439


طبقهء نخست از فقيهان تابعى يمن


صفحه 440


طبقهء نخست از فقيهان تابعى يمن - 1 - طاوس ابو عبد الرحمن طاوس بن كيسان يمانى ، مولى ابناء فرس .
طاوس در سال يك صد و شش ( 106 ) در مكَّه ، در حال اعمال حجّ وفات يافته است .
به گفتهء ابو اسحاق ، طاوس « فقيهى جليل بوده » و بنقل از خصيف « اعلم فقيهان بوده است به حلال و حرام » شيخ طوسى ، در رجال خود ، طاوس را از اصحاب حضرت سجّاد ( ع ) شمرده و ممقانى پس از نقل كلام شيخ گفته است « و يعبّر عنه بطاوس الفقيه ايضا » و از آن پس چنين افاده كرده است :
« در كتب رجال ، بر مدح يا قدح طاوس تنصيصى نيست ، بلى از روايتى در بحار و چند روايت ديگر چنان برمىآيد كه از دوستان خاندان رسالت و مردى متديّن و متصلى در شرعيّات و نسبت به كارهاى دينى و الهى خشن و سخت بوده است ليكن رواياتى ديگر هم هست كه با آن چه از آن روايات ، مستفاد است معارضه و مخالفت دارد . . » آنگاه روايتى از كتاب « تنبيه الخواطر » تأليف شيخ ورّام بن ابى فراس و روايتى ديگر از كتاب « القصص » تأليف راوندى در زمينهء اين مخالفت و معارضه آورده و در پايان به عقيده و نظر خود ، دور ندانسته كه خبر و حديث طاوس در عداد


صفحه 441


< فهرس الموضوعات > 3 - دوره فقيهان تابعي يمن :
1 - ذريه طاوس يمني در قزوين < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 2 - عقيده و گفته طاوس درباره تطيّر < / فهرس الموضوعات > اخبار « موثّق » در آيد و در صورتى كه معارضى بر آن نباشد بر آن اعتماد و بدان استناد شود .
زكريا بن محمد بن محمود قزوينى در كتاب « آثار البلاد و اخبار العباد » ( ذيل بحث از يمن و يمانيان ) چنين گفته است :
« و منها ابو عبد الرحمن طاوس بن كيسان اليماني افتخار اليمن . كان من اعلم الناس بالحلال و الحرام له نسل بقزوين مشايخ و علماء إلى الآن ، و هو جدّى من قبل الأمّ . .
« و قال منعم بن ادريس : صلَّى طاوس اليماني صلاة الفجر بوضوء العتمة اربعين سنة . توفّى سنة ست و مائة ( 106 ) بمكَّة قبل يوم التّروية عن بضع و تسعين سنة . و كان النّاس يقولون : رحم الله ابا عبد الرحمن . حجّ اربعين حجّة . و صلَّى عليه هشام بن عبد الملك ، و هو خليفة حجّ تلك السنة » ابو نعيم ترجمهء حال طاوس را ( در حلية الاولياء ) نسبة مفصل آورده و پس از اين كه او را بعنوان « و منهم المتفقّه اليقضان . . اوّل الطبقة من اهل اليمن الَّذين قال فيهم النّبيّ ( ص ) : الايمان يمان » ياد كرده شمّه‌اى از حالات و كلمات و روايات او را ، به اسناد ، آورده است :
از جمله از احمد بن محمد بن حنبل از عبد الرّزاق آورده است كه اين مضمون را گفته :
« طاوس به مكَّه آمد . اميرى نيز به مكَّه وارد شد . طاوس را گفتند : امير مردى با فضل و فضيلت است ، و اوصافى نيك براى او بر شمردند پس گفتند شايسته است كه از او ديدن كنى . پاسخ داد مرا به امير نيازى نيست . گفتند : مىترسيم اگر به ديدنش نروى آزارى به تو رسد ! گفت : پس نه چنان است كه شما او را توصيف كرديد » باز از ديگرى نقل كرده كه با طاوس مىرفته بانگ غرابى را شنيده گفته است خير است ! طاوس بر آشفته و گفته : چه خير يا شرّى در بانگ غراب است . از من دور شو و مرا تنها بگذار »


صفحه 442


< فهرس الموضوعات > 3 - روايت طاوس « من كنت مولاه . . . » و روايت درباره عدل وُلاة أمر < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 4 - مشايخ طاوس و رُواة از او < / فهرس الموضوعات > دور اول از عهد دوم باز از پسر طاوس آورده كه طاوس در تفسير آيهء * ( « وَخُلِقَ الإِنْسانُ ضَعِيفاً » ) * گفته است :
« فى امور النّساء . ليس يكون الإنسان فى شيء اضعف منه فى امور النّساء » .
وقتى نزد طاوس گفتگو از زنان به ميان آمده گفته است :
« كان فيهنّ كفر من مضى و كفر من بقى » .
باز ابو نعيم به اسناد از طاوس از بريده از پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه گفته است :
« من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و هم او اين مضمون را آورده است :
سليمان بن عبد الملك هنگامى كه براى اقامهء حج به مكه رفته روزى حاجب او بيرون آمده و مىگفته است : امير المؤمنين فقيهى را مىخواهد كه آن فقيه نزد وى برود و او مناسك حجّ را از آن فقيه بياموزد و فرا گيرد ! تصادف را طاوس از آنجا مىگذشته پس مردم او را به حاجب نشان داده‌اند . حاجب وى را گرفته و به ناخواه به نزد سليمان برده است .
طاوس به پند و اندرز سليمان پرداخته و از جمله روايتى از پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بدين عبارت :
« انّ اهون الخلق على الله من ولى من امر المسلمين شيئا فلم يعدل فيهم » بر سليمان خوانده است .
به گفتهء ابو نعيم ، طاوس پنجاه تن از صحابه و علماء و اعلام آنان را ادراك كرده و بيشتر روايات او از ابن عباس است . و از طاوس روايت مىكنند گروهى بسيار مانند مجاهد و عطاء و عمرو بن دينار و ابراهيم بن ميسره و ابو الزبير و محمد بن منكدر و زهرى و حبيب بن ابى ثابت و عبد الملك بن ميسره و حكم و ليث بن ابى سليم و ضحّاك بن مزاحم و عبد الكريم بن ابو المخارق و وهب بن منبه و مغيرة بن حكيم صنعانى و عبد الله پسر طاوس .