بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 690


كه نيمى از مدرّسان « جامع زيتونه » از علماء حنفى مذهب باشند و نيم ديگر از مالكيان حنفى مذهبان به اين امتياز از آن جهت رسيده‌اند كه خاندان سلطنتى در آنجا پيرو مذهب حنفى مىباشند .
بر مصر مذهب شافعى و مالكى غلبه دارد نخست در « ريف » و دوم در صعيد و سودان . و پيروان مذهب حنفى در آنجا بسيارند و مذهب رسمى دولت همين مذهب است چنان كه در فتوى و قضا هم از اين مذهب پيروى مىشود . و عدهء پيروان مذهب حنبلى در اينجا بسيار كم است .
و بر بلاد شام مذهب حنفى غلبه دارد و شايد نيمى از اهل تسنّن در شام حنفى و يك چهارم شافعى و يك چهارم ديگر حنبلى مذهب باشند .
و بر فلسطين در درجهء اول مذهب شافعى غالب است و پس از آن مذهب حنبلى است و بعد مذهب حنفى و در آخر مذهب مالكى .
و بر عراق حنفى غلبه دارد و شافعى در عراق در درجه دوم است . مالكى و حنبلى هم در آنجا وجود دارد .
و بر تركان عثمانى و مردم آلبانى و ساكنان بلاد بالكان مذهب حنفى غالب است .
و بر بلاد كردنشين و هم بر بلاد ارمينيه ، كه مسلمين آنجا از نژاد تركمانى يا از ريشهء كردى هستند مذهب شافعى غالب است .
اهل تسنّن در ايران بيشتر شافعى و كمتر حنفى هستند .
در بلاد افغانستان حنفى مذهب غلبه دارد و شافعى و حنبلى كم است .
و بر تركستان غربى كه بخارا و خيوه را شاملست مذهب حنفى غلبه دارد و ليكن بر تركستان شرقى كه به نام « چين » نيز ناميده شده شافعى غالب بوده پس از آن به كوشش علماء كه از بخارا به آن جا مىرفته‌اند مذهب حنفى غلبه يافته است .
بر بلاد قفقاز و بلاد مجاور آن ، مذهب حنفى غلبه دارد ليكن مذهب شافعى نيز در آنجا موجود است .


صفحه 691


بر بلاد هند مذهب حنفى غالب است و پيروان اين مذهب در آنجا نزديك به چهل و هشت ميليون ( 000 ، 000 ، 48 ) و پيروان مذهب شافعى قريب يك ميليون ( 000 ، 000 ، 1 ) به حساب آمده‌اند . اهل حديث و آثار در هند بسيارند و هم مذاهب ديگر نيز در آنجا وجود دارد كه از ذكر آنها صرف نظر كرديم .
مسلمين جزيرهء سرنديب ( سيلان ) و جزائر فيليپين و جاوه و جزائر مجاور آن شافعى هستند و همچنين مسلمين سيام ليكن در سيام حنفى مذهب هم كمى وجود دارد و اينان از هند به سيام رفته‌اند .
مسلمين هند و چين بمذهب شافعى هستند و همچنين مسلمين استراليا مذهب شافعى دارند .
در برازيل از ولايات متحدهء امريكا نزديك بيست و پنج هزار ( 000 ، 25 ) حنفى مذهب وجود دارد . در ديگر بلاد امريكا ، كه قريب يك صد و چهل هزار مسلم در آنجا هست ، مذاهب فقهى مختلف است .
بر حجاز شافعى و حنبلى غالب است و حنفى و مالكى هم در شهرهاى حجاز موجود است .
اهل نجد بمذهب حنبلى و اهل عسير بمذهب شافعى هستند و اهل تسنّن از مردم يمن و عدن و حضرموت نيز مذهب شافعى دارند . گاهى در نواحى عدن حنفى مذهب يافت مىشود .
بر مردم عمان مذهب « اباضيّه » غلبه دارد ليكن از حنبلى و شافعى هم خالى نيست بر قطر و بحرين مذهب مالكى غالب است و حنبلى مذهب هم در اين دو شهر يافت مىشود و اينان كسانى هستند كه از نجد به اين جا در آمده‌اند .
بر اهل تسنّن كه در احساء هستند مذهب حنبلى و مالكى غالب است .
و بر مردم كويت مذهب مالكى غلبه دارد و الله اعلم . »


صفحه 692


ترجمهء كتاب مختصر و مفيد دانشمند متتبّع تيمور پاشا به پايان رسيد . لازم است نسبت به قسمت خاتمهء كتاب تيمور پاشا اين مطلب ياد آورى شود كه اين كتاب پيش از دو جنگ جهانى اوّل و دوم نوشته شده بوده ليكن پس از اين دو جنگ اوضاع و احوال بلاد اسلامى و عدّه نفوس پيروان مذاهب و بطور كلى عدهء نفوس مسلمين جهان تغيير كرده است و با همهء اينها مذاهب چهار گانه از لحاظ غلبهء در هر كشور كه او ياد كرده تقريبا به نسبتى كه ياد كرده باقى مانده است .


صفحه 693


13 ترجمهء مختصرى از ائمهء چهار مذهب پيشوايان فقهى اهل سنّت چنان به نظر مىآيد كه مناسب ، بلكه لازم است ، براى زيادت اطلاع و بصيرت باحث از ادوار فقه و فاحص در اوضاع و تحوّلات آن ، كه به وسيلهء پيشوايان فقهى تحقّق يافته ، آن پيشوايان بيشتر شناخته شوند پس در همين موضع در بارهء هر يك از اين امامان چهار گانه ، كه مؤسّس اين چهار مذهب هستند ، و هم در بارهء داود بن علىّ ظاهرى اصفهانى ، كه مذهب « ظاهرى » را تأسيس كرده و از پيشوايان به نام بوده و هم در بارهء محمّد بن جرير طبرى مورّخ و مفسّر و دانشمند مشهور ، كه او نيز مذهبى خاصّ در فقه داشته ، و امام آن مذهب بشمار آمده شمّه‌اى بعنوان ترجمهء حال آورده شود و زان پس از شاگردان و اصحاب بزرگ و به نام ايشان كه مبيّن و مقوّم و مروّج اين مذاهب بوده و مقامى شامخ در فقاهت بمذهب خود داشته و مبدأ تحقيق و مرجع تنقيح مذهب و مصدر تأليف و افتاء و ملاذ و ملجأ پيروان شده‌اند يادى به ميان آيد .
پس در اينجا نخست ترجمه‌اى از پيشوايان چهار مذهب ، به همان ترتيب كه در كتاب « نظرة تاريخيّة » آورده و نقل شد ، يعنى از لحاظ تقدّم و تأخّر تاريخى ، به قرار زير ياد مىگردد :


صفحه 694


1 - ابو حنيفه 150 2 - مالك 179 3 - شافعى 204 4 - احمد حنبل 241 و بعد از آن ترجمهء دو پيشواى ديگر ، داود بن علىّ و ابن جرير طبرى به همان ترتيب تقدّم زمان وفات آورده مىشود :
1 - داود 290 2 - طبرى 310 و آنگاه از مشاهير اصحاب و شاگردان فقهى آن پيشوايان ، به اختصار ، يادى به ميان مىآيد و در پايان اين قسمت ، بحث و گفتگو از چگونگى تحوّل و ادوار فقه بحسب آن چه در ميان اهل سنّت پديد آمده و مذاهب مختلف را بوجود آورده پايان مىيابد و گفتگو و فحص از ادوار و شئون فقه در مذهب شيعه كه مقصود اصلى و هدف اساسى از فراهم آوردن اين اوراق است آغاز مىگردد بمشيّة الله و عونه .


صفحه 695


پيشوايان چهار گانهء اهل سنّت - 1 - ابو حنيفه 80 - 150 ابو اسحاق ، كه ابو حنيفه را در طىّ ياد كردن فقيهان تابعى طبقهء چهارم از فقهاء كوفه آورده ، به اين مضمون گفته است :
« ابو حنيفه نعمان بن ثابت بن زوطى بن ماه ( رض ) مولى تيم الله بن ثعلبه به سال هشتاد ( 80 ) متولَّد شده و در ماه رجب يا شعبان از سال يك صد و پنجاه ( 150 ) ، به سنّ هشتاد سال ، در گذشته است .
« شافعى گفته است :
مالك را پرسيدند : آيا ابو حنيفه را ديده‌اى ؟ پاسخ داده است : آرى مردى را ديدم كه اگر در بارهء اين ستون سخن مىگفت تا ثابت كند كه آن از زر است از عهده برمىآمد و حجّت به پا مىداشت .
« باز هم شافعى ( رض ) گفته است :
« هر كس حديث صحيح بخواهد بايد از مالك بگيرد و كسى كه جدل بخواهد بر او است كه ابو حنيفه را ببيند و كسى كه خواستار تفسير باشد شايسته است از مقاتل ابن سليمان فرا گيرد . و هم گفته است : هر كس بخواهد در فقه متبحّر و ماهر گردد او بر ابو حنيفه عيال است .
« ابو حنيفه فقه را از حمّاد بن ابى سليمان ، راويهء ابراهيم ، گرفته و زمان چهار صحابى : انس بن مالك و عبد الله بن ابى اوفى انصارى و ابو طفيل ، عامر بن وائله و سهل بن سعد ساعدى را ادراك كرده و با گروهى از تابعان مانند شعبى ، و نخعى


صفحه 696


و علىّ بن حسين و جز اينان همزمان بوده ، ليكن از هيچ كدام از آنان ، علمى فرا - نگرفته است » خطيب بغدادى در تاريخ خود ( جلد 13 ) ترجمهء ابو حنيفه را تحت عناوين زير همه را به اسناد ، به تفصيل و تطويل ( قريب صد صفحه ) آورده است :
1 - نام و نسب و مولد ابو حنيفه .
2 - ذكر خواستن ابن هبيره تصدّى قضا را از ابو حنيفه و امتناع وى از آن .
3 - آمدن ابو حنيفه ببغداد و مرگش در آنجا .
4 - صفت ابو حنيفه و ذكر سال ولادتش .
5 - ذكر خبر شروع ابو حنيفه به نظر در علم .
6 - مناقب ابو حنيفه .
7 - گفته هاى اشخاص در بارهء فقاهت ابو حنيفه .
8 - سخنان در بارهء عبادت و ورع ابو حنيفه .
9 - اقوال در جود و سماحت و حسن عهد ابو حنيفه .
10 - آن چه در بارهء وفور عقل و فطانت و تلطَّف او گفته شده .
11 - آن چه در بارهء « ايمان » ابو حنيفه گفته شده .
12 - رواياتى كه در بارهء مخلوق بودن قرآن از ابو حنيفه حكايت شده .
13 - رأى ابو حنيفه در بارهء خروج بر سلطان .
14 - اقوال و افعال شنيع و ناستوده كه از ابو حنيفه حكايت شده .
15 - آن چه علماء در نكوهش و ذمّ راى ابو حنيفه و در تحذير از او گفته‌اند ( اين آخرين عنوان و طولانىترين آنها است كه خطيب آورده است ) .
از مطالبى كه خطيب زير هر يك از عناوين بالا آورده به همان ترتيب كه او آورده نمونه را چند فقره در اين اوراق آورده مىشود :
خطيب پس از اين كه ابو حنيفه را به عبارت : « النّعمان بن ثابت ابو حنيفة التّيمى امام اصحاب الرّأى و فقيه اهل العراق » عنوان كرده و گفته است : انس بن مالك را


صفحه 697


( از اصحاب ) و عطاء بن ابى رباح و ابو اسحاق سبيعى[1]و حمّاد بن ابى سليمان ( تا شانزده تن كه نام برده - از تابعان - ) و غير اينان را ديده و ابو يحيى حمّانى و هيثم ابن بشير و عبد الله بن مبارك و وكيع بن جراح و ابو يوسف قاضى و محمد بن حسن شيبانى ( تا چهارده تن كه نام برده ) و گروهى ديگر از او روايت كرده‌اند و اقوال مختلفى در نام و نام پدر و محلّ تولَّد او ( كابل و بابل و ترمذ و انبار و نساء ) نقل كرده به اسناد از نوهء او ، اسماعيل بن حمّاد بن ابى حنيفه ، اين مضمون را آورده است[2].
« من اسماعيل پسر حمّاد پسر نعمان پسر ثابت پسر نعمان پسر مرزبان از « ابناء » آزاد و آزادهء ايران هستم . به خدا سوگند هر گز ما بنده نبوده‌ايم . نيايم به سال هشتاد ولادت يافته و پدرش ثابت او را به نزد علىّ بن ابى طالب برده و او كودكى بوده پس على در حق او و ذريّه اش دعا كرده و بركت خواسته و ما را اميد است كه خدا آن دعا را از على ( ع ) در بارهء ما اجابت كرده باشد » نعمان بن مرزبان ، پدر ثابت همان است كه در روز نوروز يا مهرگان براى على ( ع ) فالوذج ( نوعى حلوا ) برده و على ( ع ) گفته است « نوروزنا - يا - مهرجونا كلّ يوم » آن چه در زير عنوان دوم آورده بدين خلاصه است كه :
ابن هبيره كه از طرف مروان ، آخرين خليفهء اموى ، والى عراق بوده است


[1]« بفتح السين المهملة و كسر الباء الموحدة و بعدها ياء معجمة باثنتين من تحتها ساكنة و فى آخرها عين مهملة ، هذه النسبة إلى سبيع و هو بطن من همدان و هو السبيع بن و بالكوفة محلة معروفة يقال لها السبيع لنزول هذه القبيلة فيها ، و المشهور بهذه النسبة جماعة منهم ابو اسحاق عمرو بن عبد اللَّه بن على السبيعي ولد سنة تسع و عشرين فى خلافة عثمان . راى عليا و ابن عباس و من الصحابة مات سنة سبع و عشرين و مائة » ( اللباب )
[2]خطيب از قول عمر بن حماد بن ابو حنيفه نسبت را چنين آورده « ابو حنيفة نعمان بن ثابت بن زوطى » و معروف هم همين بوده است و زوطى را پسر « ماه » ياد كرده‌اند .