بيش از پيش به بررسى جوانب گوناگون آن بپردازيم ، و آن را از ديدگاههاى مختلف مورد بحث و كنكاش قرار دهيم . اينك در اين مقوله سخن از كيفيت بيان فقه به ميان مىآوريم و ادوار مختلف آن را معرفى مىكنيم .
الف - بيان مراحل ششگانه كيفيت بيان فقه بدون ترديد از آغاز پيدايش اسلام ، مسائل فقهى براى مردم تبيين و تفهيم مىشد تا مردم در بر خورد با مسائل مورد ابتلاء خود دچار حيرت و سرگردانى نشوند . اين امر در زمان رسول اكرم ( ص ) توسط خود آن حضرت و اصحاب گراميش ، در زمان امامان ( ع ) به وسيلهء خود آن بزرگواران ، در زمان غيبت صغراى امام عصر ( ع ) توسط نوّاب خاص حضرت ، و در زمان غيبت كبرى به دست فقهاى اسلام كه احكام را از منابع آن استنباط نمودهاند صورت مىپذيرفت .
گو اين كه در همهء اين مراحل ، مسائل فقهى بيان مىگشته ، ليكن در هر دوره اى از زمان ، به گونهء خاصى بوده است . به عنوان مثال مسائل فقهىاى كه در اين زمان بيان مىشود گر چه در اصل با فقه زمان تشريع تفاوتى ندارد ، ولى طبعا كيفيت بيان آن در اين دو عصر كاملا با هم متفاوت است ، و در اين زمان امكان آن وجود ندارد تا فقه به صورت زمان رسول الله ( ص ) بيان شود . پهناور شدن قلمرو اسلام و گستردگى دامنهء مباحث فقهى موجب شده كه فقه در اين زمان به گونه اى متفاوت از شيوههاى بيان در دورههاى پيش تبيين گردد . و همين طور است كيفيت بيان در هر دوره نسبت به دورههاى ديگر .
ما در پى بررسيهاى مختلف در بارهء كيفيت بيان فقه در مراحل گوناگون به اين نتيجه رسيديم كه از آغاز اسلام تا كنون مىتوان زمان را به شش مرحله تقسيم نمود كه فقه در هر دوره به شيوه اى خاص بيان مىشده است . اين شش مرحله عبارتند از :
دورهء اول : زمان رسول اكرم ( ص ) ، از بعثت تا رحلت .
دورهء دوم : از زمان على ( ع ) تا عصر فقيه بزرگ شيخ طوسى ( ره ) .
دورهء سوم : از زمان شيخ طوسى تا زمان نابغهء دهر مرحوم شيخ بهائى ( ره ) .
دورهء چهارم : از زمان شيخ بهائى تا عصر شيخ اعظم انصارى ( ره ) .
دورهء پنجم : از عصر شيخ انصارى تا زمان ميرزا محمد تقى شيرازى و سيد كاظم يزدى ( قدس سرهما ) .
دورهء ششم : از زمان شيرازى و يزدى تا عصر حاضر .
تلاش ما بر اين است كه در اين نوشتار ، ادوار فوق را يكايك مورد بررسى و تحقيق قرار دهيم و موارد اختلاف هر دوره را با ديگر ادوار متذكر شويم . بديهى است كه در لابلاى آن ، ويژگيهاى هر مرحله نيز مورد بحث قرار خواهد گرفت .
< فهرس الموضوعات > دورهء اول : عصر پيامبر ، از بعثت تا رحلت < / فهرس الموضوعات > دورهء اول : عصر پيامبر ، از بعثت تا رحلت اين دوره از زمان بعثت رسول الله ( ص ) در مكه آغاز مىشود و تا زمان رحلت حضرت در مدينه ، يعنى به مدت بيست و سه سال ادامه مىيابد .
در ابتداى اين دوره كه طليعهء پيدايش اسلام و ظهور فقه اسلامى بود ، و هنوز دامنهء آيين جديد وسعت و گسترش نداشت و مسلمانان جمعيت اندكى را تشكيل مىدادند ، شخص پيامبر بيان مسائل فقه و احكام دين را عهده دار بود و در خلال اين مدت « منزل ارقم » در مكه به عنوان نخستين مدرسهء فقهى اسلام به شمار مىرفت كه همه روزه مسلمانها در آن گرد مىآمدند ، و احكام اسلام را از زبان پيامبر اكرم ( ص ) مىشنيدند .
ولى پس از گسترش قلمرو اسلام و افزايش جمعيت پيروان دين جديد ، عده اى بودند كه در مناطقى دور از مركز اسلام مىزيستند و به پيامبر دسترسى نداشتند ، از اين رو پيامبر اكرم ( ص ) جمعى از اصحاب را به سوى آنان گسيل داشت تا احكام دين را از طريق نقل سنت به ايشان بياموزند . گروه اعزامى نيز با دستوراتى از پيامبر به منطقه مزبور مىشتافت و مسلمانهاى آن بخش را به مسائل دينى آگاه مىنمود .
در اينجا شايسته است به اين نكته اشاره شود كه مفهوم « سنت » از نظر شيعه و عامه متفاوت است . اهل تسنن ، سنت را عبارت از قول ، فعل و تقرير پيامبر ( ص ) مىدانند ، حال آن كه به نظر شيعه ، سنت : قول ، فعل و تقرير معصوم است ، چه رسول الله ( ص ) و چه ائمه ( ع ) .
با توجه به اين مطلب و با توجه به اين كه از نظر شيعه بيان فقه در زمان پيامبر و ائمه به نقل سنت بوده است ، ادوار بيان فقه از ديدگاه دو مذهب اختلاف پيدا مىكند .
< فهرس الموضوعات > دورهء دوم < / فهرس الموضوعات > دورهء دوم اين دوره كه از زمان امير المؤمنين على « عليه السلام » در حدود سال 11 هجرى آغاز و تا زمان مرحوم شيخ الطائفه محمد بن حسن طوسى - طاب ثراه - ( 385 - 460 ه . ق )
ادامه يافت ، به چند بخش عمده تقسيم مىشود :
عصر امامان معصوم ( ع ) كه 249 سال طول كشيد .
زمان غيبت صغراى امام زمان ( عج ) كه نوّاب خاص حضرت ، متصدى بيان احكام بودند و 69 سال ادامه يافت .
قسمتى از زمان غيبت كبرى كه نواب عام امام ، يعنى فقهاى جامع الشرائط راهنمايى مردم را به عهده داشتند كه 131 سال دوام يافت . تمامى بخشهاى اين دوره به 449 سال مىرسد .
فقه اسلامى در همهء اين ساليان از راه نقل سنت و ذكر روايت بيان مىشده است ، و تنها تحولى كه در اين مدت رخ داده اين بوده است كه فقهاى عصر غيبت صغرى مانند شيخ كلينى ( م 328 ه . ق ) و ابن قولويه ( م 368 ه . ق ) و على بن بابويه قمى ، والد شيخ صدوق ( م 328 ه . ق ) « رحمهم الله » همگى در كتبى كه براى ارائه فتوا مىنوشتند روايات را درست به همان شيوهء زمان ائمه ( ع ) يعنى با ذكر اسناد و تمام خصوصيات ديگر ضبط مىكردند ، ولى پس از غيبت كبرى ، فقهاى شيعه نظير شيخ مفيد و سيد مرتضى و شيخ طوسى و . . در نقل حديث گر چه اصل متن و عين عبارات و الفاظ روايت را بازگو مىكردند و بى اندازه مىكوشيدند كه خللى در عبارت حديث پديد نيايد ، ولى اسناد آن را ناگفته مىگذاشتند ، كتابهاى فقه رضوى و مقنع مرحوم شيخ صدوق ( م 381 ه . ق ) نهايهء شيخ الطائفه از اين قبيل است ، شرح انگيزهء اين امر در پايان مبحث خواهد آمد .
متصديان بيان فقه در زمان ائمه ( ع ) در اين زمان ، خود ائمه ( عليهم السلام ) و برخى از اصحاب ايشان نظير زراره بن اعين ، محمد بن مسلم ، ابان بن تغلب ، ابو بصير و ديگر چهرههاى برجستهء ياران ائمه عهده دار اين مسئوليت بزرگ بودند ، و با كمال دقت مسائل فقهى و احكام دينى را براى مسلمين بازگو مىكردند . در برخى از موارد كه شيعيان پرسشى را از ائمه به عمل مىآوردند ، ائمه آنان را به اصحاب خويش ارجاع مىدادند ، كه مناسب است پاره اى از رواياتى را كه در اين مورد نقل شده ذكر كنيم :
1 - عبد الله بن ابى يعفور گويد : به امام صادق ( ع ) عرض كردم : چه بسا فردى از شيعيان نزد من مىآيد و سؤالى را مطرح مىكند و من پاسخ آن را نمىدانم ، و از طرفى براى من
ممكن نيست كه هر ساعت خدمت شما برسم و سؤال را باز گو كنم ، ( در اين صورت تكليف چيست ؟ ) . حضرت در پاسخ فرمود : چه مانعى دارد كه به محمد بن مسلم ثقفى مراجعه كنى و مسائل را از او بپرسى ؟ براى اين كه او پدرم امام محمد باقر ( ع ) را درك كرده و احكام را از وى فرا گرفته ، و نزد او فردى آبرومند بوده است .[1]2 - شعيب عقرقوفى مىگويد : به امام صادق ( ع ) عرض كردم : چه بسا در مواردى نياز به پرسش پيدا مىكنيم ، در اين صورت مسائل خود را از چه كسى بپرسيم ؟ امام فرمود : از اسدى ، يعنى ابو بصير .[2]3 - على بن مسيب همدانى به امام رضا ( ع ) مىگويد : من در جاى دورى زندگى مىكنم و نمىتوانم گاه و بىگاه به خدمت شما نايل شوم ، احكام دينى خود را از چه كسى فرا گيرم ؟ حضرت فرمود : از زكريا بن آدم قمى كه او بر امر دين و دنيا فردى مورد اطمينان و اعتماد است . على بن مسيب مىگويد : هنگامى كه به محل خود بازگشتم ، جهت پرسش از موارد احتياج نزد زكريا مىرفتم .[3]4 - عبد العزيز بن مهتدى از امام على بن موسى الرضا ( ع ) مىپرسد : من هميشه شما را ملاقات نمىكنم ، پس امور دينى خود را از چه كسى بياموزم ؟ امام در پاسخ فرمود : از يونس بن عبد الرحمن .[4]و گاهى نيز ائمه ( ع ) مستقيما به برخى از اصحاب خود دستور مىدادند كه فقه را براى مردم بيان كنند ، چنانچه امام محمد باقر ( ع ) به ابان فرمود : در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوا بده ، كه من دوست دارم فردى مانند تو در ميان شيعيانم يافت شود .
در زمان غيبت صغرى در اين مدت 69 سال نقل سنت توسط نمايندگان خاص حضرت ولى عصر ( عجل الله فرجه ) انجام مىگرفت كه عبارت بودند از : عثمان بن سعيد ، محمد بن عثمان ، حسين بن روح و على بن محمد سميرى . ايشان با حضرت مهدى ( ع ) در رابطه بودند و احكام دينى را از آن منبع فياض به مردم منتقل مىنمودند .
[1]- وسائل الشيعه ، ج 18 ، باب يازدهم از ابواب صفات قاضى ، حديث 23
[2]- مصدر سابق ، حديث 15 .
[3]- مصدر سابق ، حديث 27 .
[4]- مصدر سابق ، حديث 34 .
در زمان غيبت كبرى وظيفهء بيان مسائل فقهى و نقل سنت در زمان غيبت به عهدهء فقهاى جامع الشرائط بود كه تا زمان شيخ الطائفه ، مانند عصر ائمه ( ع ) و زمان غيبت صغرى به صورت باز گو كردن روايات اين كار انجام مىپذيرفت ، اما از آن زمان شيوهء بيان فقه دگرگون شد ، و ديگر تنها در محدودهء نقل روايات محصور نماند ، بلكه احكام دينى به صورتى علمى و تخصصى در ضمن كتب فقهى فراهم آمد .
انگيزه اى كه موجب مىشد تا در اين دوره ، فقه به صورت نقل سنت و روايات معصومين ( ع ) بيان گردد ، اين بود كه مسلمانها ساليان دراز با اين سبك انس داشتند و به آن خو گرفته بودند ، و هر گز براى نظريهء كسى كه در مقام بيان احكام شرعى ابراز مىشد اعتبارى قائل نبودند ، و اگر فقهاى اين دوره جواب مسائل شرعى مردم را مانند زمان ما بيان مىكردند هر گز از سوى مردم پذيرفته نمىشد ، بلكه تنها در صورتى نزد آنان مقبول مىافتاد ، كه پاسخ آن در ضمن روايت و با تمام خصوصيات لفظى آن داده شود .
اين شيوه ، هم در مواردى كه سؤالى فقهى پيش مىآمد جريان داشت ، و هم در زمينه اى كه فقيهى ابتداء مىخواست حكمى شرعى را بيان كند . اين روش تا زمان شيخ طوسى ادامه داشت ، بلكه در اوايل روزگار او نيز فقه به همين گونه بيان مىشد ، و به همين جهت مرحوم شيخ كتاب نهايهء خود را كه نخستين كتاب فتوايى او بود به صورت نقل روايات تنظيم نمود تا مردم آن را به پذيرند ، آنگاه به تدريج با رهنمودهاى شيخ كه از بزرگترين شخصيتهاى آن زمان بود اين طرز تفكر دگرگون شد و مردم آمادگى يافتند تا احكام دين را به صورت ديگرى پذيرا شوند .
شيخ در مقدمهء كتاب مبسوط - كه به صورت علمى نوشته شده و با خصوصيت دورهء دوم سازگار نيست - به اين نكته اشاره مىكند كه مردم مسائل فقهى را تنها در ضمن روايات مىپذيرند و مىگويد : « خيلى مايل بودم براى مردم كتابى را مشتمل بر همه مسائل فقهى و احكام دين تنظيم كنم ، ولى هيچ ميل و رغبتى نسبت به اين امر در ميان آنان احساس نكردم ، چه نظر ايشان اين بود كه احكام و مسائل فقه را بايد تنها از راه نقل عبارات و الفاظ صريح و گوياى اخبار به دست آورد ، و در اين انديشه به قدرى زياده روى كرده بودند كه اگر بدون تغيير در معنى و مفهوم روايت ، لفظى از آن دگرگون مىشد در شگفتى فرو مىرفتند ، از اين رو نخست دست به كار چنين عمل نشدم . »
و بر همين اساس شيخ طوسى كتاب نهايه را آن طور كه معمول و متعارف آن زمان بود و مورد پسند مىافتاد به رشتهء تحرير درآورد ، و همهء رواياتى را كه فقهاى پيش از او در كتابهايشان آورده بودند در آن ذكر نمود ، و تنها فرقى كه كتاب شيخ با ساير كتابهاى آن زمان دارد اين است كه او ترتيب مرسوم را دگرگون ساخته و نهايه را بر اساس ترتيب فعلى ابواب فقه نگاشته است ، و همهء مسائل هماهنگ و يكسان را در يك جا مورد بحث قرار داده است . با همهء اين اوصاف ، تمام مسائل كتاب را با همان الفاظ و عباراتى كه از رسول خدا ( ص ) و امامان ( ع ) وارد شده است ذكر كرده تا موجب تعجب و شگفتى مردمى كه بدان شيوه عادت كرده بودند نشود .
رسالههاى دورهء دوم در اين دوره هر گز رسالهء عمليه اى مانند رسالههاى اين زمان مطرح نبوده است . كتاب « شرايع » عالم بزرگ على بن بابويه قمى ( م 328 ه . ق ) كه آن را به نام ( الرسالة إلى ابنه ) ناميد و در تعبيرات فرزندش شيخ صدوق هم به عنوان رساله آمده است و خود نيز دستور العملى براى مكلفين بوده ، ليكن به شيوهء رسالههاى فعلى تحرير نيافته ، بلكه تفاوتهاى عمده اى با آن چه در اين زمان به رساله شهرت دارد داشته است ، كه از جمله مىتوان به اختلافات ذيل اشاره كرد :
1 - در رسالههاى عمليه كنونى آراء و نظريات مجتهد با عبارات خودش بيان مىشود ، نه به صورت نقل روايات و اخبار ، اما در رسالهء والد صدوق احكام از طريق روايات بيان شده است ، گر چه اسناد آن مدّ نظر قرار نگرفته است .
2 - نوع مسائل و احكامى كه در رساله اين زمان بيان مىشود ، اجتهادى و از باب ارجاع فروع به اصول و تطبيق قواعد كلى بر مصاديق است ، اما در شرايع على بن بابويه چنين چيزى نيست ، بلكه در آن اصول احكام بيان شده است .
3 - در رسالهء والد صدوق به بيان احكام و مسائل ضرورى اكتفا شده ، ولى در رسالههاى فعلى اين چنين نيست .
كتاب ديگرى كه در اين دوره به رساله شهرت يافته و با رسالههاى عمليهء اين زمان تفاوت دارد ، رسالهء « جمل العلم و العمل » مرحوم سيد مرتضى است كه تنها بيانگر احكام ضرورى اسلام مىباشد . و ديگر رسالهء « مقنع » شيخ صدوق است كه آن نيز فقط در بر
دارندهء روايات فقهى است .
< فهرس الموضوعات > شخصيتهاى فقهى اين دوره < / فهرس الموضوعات > شخصيتهاى فقهى اين دوره از فقهايى كه در اين دوره مىزيستند و به همين سبك و شيوه ، مسائل فقهى را بيان مىنمودند عبارتند از :
1 - مرحوم محدث بزرگ ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى ( م 328 ه . ق ) مؤلف كتاب كافى .
2 - مرحوم فقيه بزرگوار ابن ابى عقيل عمانى ، معاصر كلينى و مؤلف كتاب « المتمسك بحبل آل الرسول . » 3 - مرحوم على بن بابويه قمى پدر شيخ صدوق ( م 328 ه . ق ) مؤلف كتاب شرايع .
4 - مرحوم ابن قولويه ( 285 - 368 ه . ق ) شاگرد شيخ كلينى و استاد ابن جنيد و شيخ مفيد .
5 - مرحوم ابن جنيد اسكافى ( م 381 ه . ق ) صاحب كتابهاى « تهذيب الشيعة لأحكام الشريعة ) و » المختصر الاحمدى للفقه المحمدي . » 6 - مرحوم شيخ مفيد ( 336 / 338 - 413 ه . ق ) مؤلف كتاب » المقنعة « .
7 - مرحوم سيد مرتضى ( 355 - 436 ه . ق ) شاگرد شيخ مفيد و مؤلف كتابهاى « انتصار » و « ناصريات » .
8 - مرحوم شيخ صدوق ( م 381 ه . ق ) مؤلف كتابهاى « من لا يحضره الفقيه » ، « مقنع » و « هدايه » .
9 - مرحوم ابن براج ( م 481 ه . ق ) صاحب كتاب « المهذّب البارع » .
< فهرس الموضوعات > دوره سوم < / فهرس الموضوعات > دوره سوم آغاز اين دوره زمان شيخ الطائفه مرحوم طوسى ( 385 - 460 ه . ق ) است ، و به زمان مرجعيت علامهء انديشمند مرحوم شيخ بهايى ( م 1 / 1030 ه . ق ) خاتمه مىيابد ، و حدود 561 سال به طول مىانجامد . در اين دوره احكام الهى و مسائل دينى به شكل پرسش و پاسخ و در ضمن كتابهاى فقهى كه به صورت علمى تنظيم شده بود بيان مىشد ، و مانند دورهء پيش ، فقهاء تنها به نقل روايات اكتفا نمىكردند ، بلكه كتاب را با
عباراتى كه خود برمىگزيدند مىنگاشتند .
< فهرس الموضوعات > كتابهاى فقهى اين دوره < / فهرس الموضوعات > كتابهاى فقهى اين دوره گو اين كه در اين مرحله كتابهاى فقهى بسيارى به رشتهء تحرير درآمده است ، ولى همه به صورتى يكنواخت تأليف نشده است ، به عنوان نمونه مىتوان گفت برخى از آنها شامل همهء ابواب فقه است ، و پاره اى مشتمل بر بخشهايى از بحثهاى فقهى ، بعضى مانند كتابهاى انتصار و ناصريات سيد مرتضى تنها در بر دارندهء مسائلى است كه شيعه در آن اختلافاتى ندارد ، برخى مثل مختلف علامه شامل مسائل اختلافى شيعه است ، و پاره اى از كتابهاى فقهى نظير خلاف شيخ طوسى و تذكرهء مرحوم علامه مشتمل بر مسائلى است كه مورد اختلاف ميان شيعه و سنى است .
جمعى از فقهاى اين دوره بودند كه تنها به نوشتن يك كتاب فقهى بسنده نمىكردند ، بلكه به دلايل گوناگون دست به كار تأليف چندين كتاب مىشدند ، نظير مرحوم علامه حلى كه كتاب « تبصرة المتعلمين » را به صورت مختصر و موجز نوشت ، و آنگاه « تذكرة الفقهاء » را با شرح و بسط تأليف كرد .
< فهرس الموضوعات > اولين كتاب فقهى در اين دوره < / فهرس الموضوعات > اولين كتاب فقهى در اين دوره نخستين كتاب فقهى كه با مشخصات دورهء سوم تأليف گشته است و به جامعهء علمى عرضه شده ، كتاب « مبسوط » مرحوم شيخ طوسى است . كتاب مبسوط ، مجموعهء بسيار گرانسنگ و نفيسى است كه نكات فقهى ارزنده اى را در بر دارد ، از اين رو از درخشندگى و برجستگى ويژه اى برخوردار مىباشد ، و در ديدگاه فقهاى اعصار مختلف جايگاه بسيار بلندى را داراست .
مهمترين ويژگيهاى كتاب مبسوط بدين قرار است :
1 - تمامى ابواب فقه از باب طهارت تا ديات را در بر دارد .
2 - اصول همهء مسائل و تفريعات گوناگون را بيان كرده است .
3 - از آنجا كه شيخ نخستين كسى است كه باب اجتهاد را به گونه عملى گشود ، در كتاب خود توانست فروع بسيارى را متذكر شود . شرح اين مطلب را در بحث مستقلى تحت عنوان ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى مطرح نمودهام .