ممكن نيست كه هر ساعت خدمت شما برسم و سؤال را باز گو كنم ، ( در اين صورت تكليف چيست ؟ ) . حضرت در پاسخ فرمود : چه مانعى دارد كه به محمد بن مسلم ثقفى مراجعه كنى و مسائل را از او بپرسى ؟ براى اين كه او پدرم امام محمد باقر ( ع ) را درك كرده و احكام را از وى فرا گرفته ، و نزد او فردى آبرومند بوده است .[1]2 - شعيب عقرقوفى مىگويد : به امام صادق ( ع ) عرض كردم : چه بسا در مواردى نياز به پرسش پيدا مىكنيم ، در اين صورت مسائل خود را از چه كسى بپرسيم ؟ امام فرمود : از اسدى ، يعنى ابو بصير .[2]3 - على بن مسيب همدانى به امام رضا ( ع ) مىگويد : من در جاى دورى زندگى مىكنم و نمىتوانم گاه و بىگاه به خدمت شما نايل شوم ، احكام دينى خود را از چه كسى فرا گيرم ؟ حضرت فرمود : از زكريا بن آدم قمى كه او بر امر دين و دنيا فردى مورد اطمينان و اعتماد است . على بن مسيب مىگويد : هنگامى كه به محل خود بازگشتم ، جهت پرسش از موارد احتياج نزد زكريا مىرفتم .[3]4 - عبد العزيز بن مهتدى از امام على بن موسى الرضا ( ع ) مىپرسد : من هميشه شما را ملاقات نمىكنم ، پس امور دينى خود را از چه كسى بياموزم ؟ امام در پاسخ فرمود : از يونس بن عبد الرحمن .[4]و گاهى نيز ائمه ( ع ) مستقيما به برخى از اصحاب خود دستور مىدادند كه فقه را براى مردم بيان كنند ، چنانچه امام محمد باقر ( ع ) به ابان فرمود : در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوا بده ، كه من دوست دارم فردى مانند تو در ميان شيعيانم يافت شود .
در زمان غيبت صغرى در اين مدت 69 سال نقل سنت توسط نمايندگان خاص حضرت ولى عصر ( عجل الله فرجه ) انجام مىگرفت كه عبارت بودند از : عثمان بن سعيد ، محمد بن عثمان ، حسين بن روح و على بن محمد سميرى . ايشان با حضرت مهدى ( ع ) در رابطه بودند و احكام دينى را از آن منبع فياض به مردم منتقل مىنمودند .
[1]- وسائل الشيعه ، ج 18 ، باب يازدهم از ابواب صفات قاضى ، حديث 23
[2]- مصدر سابق ، حديث 15 .
[3]- مصدر سابق ، حديث 27 .
[4]- مصدر سابق ، حديث 34 .
در زمان غيبت كبرى وظيفهء بيان مسائل فقهى و نقل سنت در زمان غيبت به عهدهء فقهاى جامع الشرائط بود كه تا زمان شيخ الطائفه ، مانند عصر ائمه ( ع ) و زمان غيبت صغرى به صورت باز گو كردن روايات اين كار انجام مىپذيرفت ، اما از آن زمان شيوهء بيان فقه دگرگون شد ، و ديگر تنها در محدودهء نقل روايات محصور نماند ، بلكه احكام دينى به صورتى علمى و تخصصى در ضمن كتب فقهى فراهم آمد .
انگيزه اى كه موجب مىشد تا در اين دوره ، فقه به صورت نقل سنت و روايات معصومين ( ع ) بيان گردد ، اين بود كه مسلمانها ساليان دراز با اين سبك انس داشتند و به آن خو گرفته بودند ، و هر گز براى نظريهء كسى كه در مقام بيان احكام شرعى ابراز مىشد اعتبارى قائل نبودند ، و اگر فقهاى اين دوره جواب مسائل شرعى مردم را مانند زمان ما بيان مىكردند هر گز از سوى مردم پذيرفته نمىشد ، بلكه تنها در صورتى نزد آنان مقبول مىافتاد ، كه پاسخ آن در ضمن روايت و با تمام خصوصيات لفظى آن داده شود .
اين شيوه ، هم در مواردى كه سؤالى فقهى پيش مىآمد جريان داشت ، و هم در زمينه اى كه فقيهى ابتداء مىخواست حكمى شرعى را بيان كند . اين روش تا زمان شيخ طوسى ادامه داشت ، بلكه در اوايل روزگار او نيز فقه به همين گونه بيان مىشد ، و به همين جهت مرحوم شيخ كتاب نهايهء خود را كه نخستين كتاب فتوايى او بود به صورت نقل روايات تنظيم نمود تا مردم آن را به پذيرند ، آنگاه به تدريج با رهنمودهاى شيخ كه از بزرگترين شخصيتهاى آن زمان بود اين طرز تفكر دگرگون شد و مردم آمادگى يافتند تا احكام دين را به صورت ديگرى پذيرا شوند .
شيخ در مقدمهء كتاب مبسوط - كه به صورت علمى نوشته شده و با خصوصيت دورهء دوم سازگار نيست - به اين نكته اشاره مىكند كه مردم مسائل فقهى را تنها در ضمن روايات مىپذيرند و مىگويد : « خيلى مايل بودم براى مردم كتابى را مشتمل بر همه مسائل فقهى و احكام دين تنظيم كنم ، ولى هيچ ميل و رغبتى نسبت به اين امر در ميان آنان احساس نكردم ، چه نظر ايشان اين بود كه احكام و مسائل فقه را بايد تنها از راه نقل عبارات و الفاظ صريح و گوياى اخبار به دست آورد ، و در اين انديشه به قدرى زياده روى كرده بودند كه اگر بدون تغيير در معنى و مفهوم روايت ، لفظى از آن دگرگون مىشد در شگفتى فرو مىرفتند ، از اين رو نخست دست به كار چنين عمل نشدم . »
و بر همين اساس شيخ طوسى كتاب نهايه را آن طور كه معمول و متعارف آن زمان بود و مورد پسند مىافتاد به رشتهء تحرير درآورد ، و همهء رواياتى را كه فقهاى پيش از او در كتابهايشان آورده بودند در آن ذكر نمود ، و تنها فرقى كه كتاب شيخ با ساير كتابهاى آن زمان دارد اين است كه او ترتيب مرسوم را دگرگون ساخته و نهايه را بر اساس ترتيب فعلى ابواب فقه نگاشته است ، و همهء مسائل هماهنگ و يكسان را در يك جا مورد بحث قرار داده است . با همهء اين اوصاف ، تمام مسائل كتاب را با همان الفاظ و عباراتى كه از رسول خدا ( ص ) و امامان ( ع ) وارد شده است ذكر كرده تا موجب تعجب و شگفتى مردمى كه بدان شيوه عادت كرده بودند نشود .
رسالههاى دورهء دوم در اين دوره هر گز رسالهء عمليه اى مانند رسالههاى اين زمان مطرح نبوده است . كتاب « شرايع » عالم بزرگ على بن بابويه قمى ( م 328 ه . ق ) كه آن را به نام ( الرسالة إلى ابنه ) ناميد و در تعبيرات فرزندش شيخ صدوق هم به عنوان رساله آمده است و خود نيز دستور العملى براى مكلفين بوده ، ليكن به شيوهء رسالههاى فعلى تحرير نيافته ، بلكه تفاوتهاى عمده اى با آن چه در اين زمان به رساله شهرت دارد داشته است ، كه از جمله مىتوان به اختلافات ذيل اشاره كرد :
1 - در رسالههاى عمليه كنونى آراء و نظريات مجتهد با عبارات خودش بيان مىشود ، نه به صورت نقل روايات و اخبار ، اما در رسالهء والد صدوق احكام از طريق روايات بيان شده است ، گر چه اسناد آن مدّ نظر قرار نگرفته است .
2 - نوع مسائل و احكامى كه در رساله اين زمان بيان مىشود ، اجتهادى و از باب ارجاع فروع به اصول و تطبيق قواعد كلى بر مصاديق است ، اما در شرايع على بن بابويه چنين چيزى نيست ، بلكه در آن اصول احكام بيان شده است .
3 - در رسالهء والد صدوق به بيان احكام و مسائل ضرورى اكتفا شده ، ولى در رسالههاى فعلى اين چنين نيست .
كتاب ديگرى كه در اين دوره به رساله شهرت يافته و با رسالههاى عمليهء اين زمان تفاوت دارد ، رسالهء « جمل العلم و العمل » مرحوم سيد مرتضى است كه تنها بيانگر احكام ضرورى اسلام مىباشد . و ديگر رسالهء « مقنع » شيخ صدوق است كه آن نيز فقط در بر
دارندهء روايات فقهى است .
< فهرس الموضوعات > شخصيتهاى فقهى اين دوره < / فهرس الموضوعات > شخصيتهاى فقهى اين دوره از فقهايى كه در اين دوره مىزيستند و به همين سبك و شيوه ، مسائل فقهى را بيان مىنمودند عبارتند از :
1 - مرحوم محدث بزرگ ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى ( م 328 ه . ق ) مؤلف كتاب كافى .
2 - مرحوم فقيه بزرگوار ابن ابى عقيل عمانى ، معاصر كلينى و مؤلف كتاب « المتمسك بحبل آل الرسول . » 3 - مرحوم على بن بابويه قمى پدر شيخ صدوق ( م 328 ه . ق ) مؤلف كتاب شرايع .
4 - مرحوم ابن قولويه ( 285 - 368 ه . ق ) شاگرد شيخ كلينى و استاد ابن جنيد و شيخ مفيد .
5 - مرحوم ابن جنيد اسكافى ( م 381 ه . ق ) صاحب كتابهاى « تهذيب الشيعة لأحكام الشريعة ) و » المختصر الاحمدى للفقه المحمدي . » 6 - مرحوم شيخ مفيد ( 336 / 338 - 413 ه . ق ) مؤلف كتاب » المقنعة « .
7 - مرحوم سيد مرتضى ( 355 - 436 ه . ق ) شاگرد شيخ مفيد و مؤلف كتابهاى « انتصار » و « ناصريات » .
8 - مرحوم شيخ صدوق ( م 381 ه . ق ) مؤلف كتابهاى « من لا يحضره الفقيه » ، « مقنع » و « هدايه » .
9 - مرحوم ابن براج ( م 481 ه . ق ) صاحب كتاب « المهذّب البارع » .
< فهرس الموضوعات > دوره سوم < / فهرس الموضوعات > دوره سوم آغاز اين دوره زمان شيخ الطائفه مرحوم طوسى ( 385 - 460 ه . ق ) است ، و به زمان مرجعيت علامهء انديشمند مرحوم شيخ بهايى ( م 1 / 1030 ه . ق ) خاتمه مىيابد ، و حدود 561 سال به طول مىانجامد . در اين دوره احكام الهى و مسائل دينى به شكل پرسش و پاسخ و در ضمن كتابهاى فقهى كه به صورت علمى تنظيم شده بود بيان مىشد ، و مانند دورهء پيش ، فقهاء تنها به نقل روايات اكتفا نمىكردند ، بلكه كتاب را با
عباراتى كه خود برمىگزيدند مىنگاشتند .
< فهرس الموضوعات > كتابهاى فقهى اين دوره < / فهرس الموضوعات > كتابهاى فقهى اين دوره گو اين كه در اين مرحله كتابهاى فقهى بسيارى به رشتهء تحرير درآمده است ، ولى همه به صورتى يكنواخت تأليف نشده است ، به عنوان نمونه مىتوان گفت برخى از آنها شامل همهء ابواب فقه است ، و پاره اى مشتمل بر بخشهايى از بحثهاى فقهى ، بعضى مانند كتابهاى انتصار و ناصريات سيد مرتضى تنها در بر دارندهء مسائلى است كه شيعه در آن اختلافاتى ندارد ، برخى مثل مختلف علامه شامل مسائل اختلافى شيعه است ، و پاره اى از كتابهاى فقهى نظير خلاف شيخ طوسى و تذكرهء مرحوم علامه مشتمل بر مسائلى است كه مورد اختلاف ميان شيعه و سنى است .
جمعى از فقهاى اين دوره بودند كه تنها به نوشتن يك كتاب فقهى بسنده نمىكردند ، بلكه به دلايل گوناگون دست به كار تأليف چندين كتاب مىشدند ، نظير مرحوم علامه حلى كه كتاب « تبصرة المتعلمين » را به صورت مختصر و موجز نوشت ، و آنگاه « تذكرة الفقهاء » را با شرح و بسط تأليف كرد .
< فهرس الموضوعات > اولين كتاب فقهى در اين دوره < / فهرس الموضوعات > اولين كتاب فقهى در اين دوره نخستين كتاب فقهى كه با مشخصات دورهء سوم تأليف گشته است و به جامعهء علمى عرضه شده ، كتاب « مبسوط » مرحوم شيخ طوسى است . كتاب مبسوط ، مجموعهء بسيار گرانسنگ و نفيسى است كه نكات فقهى ارزنده اى را در بر دارد ، از اين رو از درخشندگى و برجستگى ويژه اى برخوردار مىباشد ، و در ديدگاه فقهاى اعصار مختلف جايگاه بسيار بلندى را داراست .
مهمترين ويژگيهاى كتاب مبسوط بدين قرار است :
1 - تمامى ابواب فقه از باب طهارت تا ديات را در بر دارد .
2 - اصول همهء مسائل و تفريعات گوناگون را بيان كرده است .
3 - از آنجا كه شيخ نخستين كسى است كه باب اجتهاد را به گونه عملى گشود ، در كتاب خود توانست فروع بسيارى را متذكر شود . شرح اين مطلب را در بحث مستقلى تحت عنوان ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى مطرح نمودهام .
4 - در ترتيب و تنظيم كتاب حسن سليقه بسيارى اعمال كرده است . اين كتاب با مزاياى فوق ، نظر همهء فقها را در ادوار مختلف به خود جلب كرده است ، و اينها همه از احاطهء علمى و قريحهء سرشار مرحوم شيخ طوسى سرچشمه مىگيرد .
< فهرس الموضوعات > دومين كتاب < / فهرس الموضوعات > دومين كتاب دومين كتابى كه به اين شيوهء تأليف شد ، كتاب « جواهر الفقه » است كه به قلم رساى شاگرد شيخ طوسى و سيد مرتضى ، مرحوم قاضى ابن براج ( م 481 ه . ق ) تأليف شده است . اين كتاب به صورت سؤال و جواب تنظيم شده كه عامل مهمى در تسهيل مطلب است . « جواهر الفقه » مجموعهء بسيار نفيس و گرانقدرى است كه فروع فقهى بسيارى را در بر دارد .
< فهرس الموضوعات > رجال علمى اين دوره < / فهرس الموضوعات > رجال علمى اين دوره پس از مرحوم شيخ طوسى و قاضى ابن براج ، فقهاى ديگرى اين شيوه را ادامه دادند و با تأليف و تصنيف توانستند سبك گذشته را به طور كلى دگرگون سازند و كتابهاى خود را كه تنها با خصوصياتى تازه نگاشته شده بود در محافل علمى و فقهى مطرح كنند . در ميان اين فقها مىتوان از افراد ذيل نام برد :
1 - مرحوم ابو الصلاح حلبى ( 374 - 447 ه . ق ) ، مؤلف كتاب « الكافي فى الفقه » .
2 - مرحوم شيخ سلار بن عبد العزيز ديلمى ( م 463 ه . ق ) مؤلف كتابهاى « الاحكام النبوية » و « المراسم العلوية » .
3 - مرحوم ابن زهره حلبى[1]( 511 - 585 ه . ق ) صاحب كتاب « غنية » .
4 - مرحوم ابن حمزه ( م حدود 500 ه . ق ) نويسندهء « الوسيلة إلى نيل الفضيلة » .
5 - مرحوم محمد بن احمد بن ادريس ( 558 - 598 ه . ق ) مؤلف كتاب « سرائر » .
6 - مرحوم يحيى بن سعيد هذلى ( 601 - 690 ه . ق ) صاحب كتاب « الجامع للشرائع » .
[1]- مرحوم ابن زهره اجتهاد را واجب عينى مىدانست و تقليد را حرام . و ظاهرا همه حلبىها داراى همين نظريه بودند . مرحوم ميرزا عبد اللَّه افندى اصفهانى ( م 1130 ه . ق ) صاحب رياض العلماء و حياض الفضلاء ، و مرحوم ماحوزى بحرانى ( م 1121 ه . ق ) صاحب اشارات ، و مرحوم ميرزا محمد عبد اللَّه و جمعى ديگر از جمله همفكران او در اين مسأله مىباشند .
7 - مرحوم محقق اول ( م 676 ه . ق ) صاحب كتابهاى « شرايع الاسلام » ، « المختصر النافع » و « المعتبر » .
8 - مرحوم علامه حلَّى ( 648 - 726 ه . ق ) نويسندهء كتابهاى « تحرير الاحكام » ، « منتهى » ، « تذكرة الفقهاء » ، ( تبصرة المتعلمين « و غيره .
9 - مرحوم فخر المحققين ( 682 - 771 ه . ق ) صاحب كتاب « ايضاح القواعد » .
10 - مرحوم شهيد اول ( 734 - 786 ه . ق ) صاحب كتاب « اللمعة الدمشقية » ، « ذكرى الشيعة » ، « دروس » و غيره .
11 - مرحوم جمال الدين مقداد بن عبد الله سيورى حلَّى ( م 826 ه . ق ) مؤلف كتاب « التنقيح الرائع » .
12 - مرحوم علاء الدين حلبى ( م در اوائل قرن هشتم ه . ق ) صاحب كتاب « اشارة السبق إلى معرفة الحق فى اصول الدين و فروعه » . اين كتاب به سال 708 تأليف شد .
13 - مرحوم محقق كركى ( م . 94 ه . ق ) صاحب كتاب « جامع المقاصد فى شرح القواعد » .
14 - مرحوم شهيد ثانى ( 911 - 6 / 965 ه . ق ) مؤلف كتابهاى « شرح لمعه » و مسالك الافهام فى شرح شرائع الاسلام « .
15 - مرحوم شيخ عبد الصمد ، پدر شيخ بهائى[1]( 918 - 984 ه . ق ) صاحب شرح قواعد علامه و حاشيهء ارشاد .
16 - مرحوم سيد محمد ( م 1009 ه . ق ) صاحب « مدارك الاحكام فى شرح شرائع الاسلام » .
[1]- او نماز جمعه را در زمان غيبت كبرى واجب عينى مىدانست . از جمله كسانى كه قائل به وجوب عينى نماز جمعه در زمان غيبت كبرى مىباشند عبارتند از : مرحوم شهيد ثانى ( م 965 ه . ق ) ( كتابى دارد تحت عنوان وجوب صلاة الجمعة ) ، مرحوم شيخ احمد بحرانى شاگرد مرحوم مجلسى ( م 1102 ه . ق ) صاحب كتاب « بلغه » مرحوم ملا محمد امين تبريزى ( رسالهء صلاة جمعه از اوست / الذريعة 15 : 64 ) ، مرحوم مجلسى دوم ( م 1110 ه . ق ) ، مرحوم محقق سبزوارى ( م 1090 ه . ق ) ، مرحوم سيد جعفر موسوى اصفهانى ( م 1158 ه . ق ) ، مرحوم ملا صاحب حسين اصفهانى ( 1129 ه . ق ) مرحوم ملا محمد رفيع گيلانى ( م 1160 ه . ق ) ، مرحوم سيد عبد العظيم استرآبادى ، مرحوم شيخ على برادر زادهء شيخ يوسف بحرانى صاحب حدائق ، مرحوم مولى عماد الدين ( م 1021 ه . ق ) و مرحوم محمد تنكابنى ( م 1124 ه . ق )
< فهرس الموضوعات > متصديان بيان فقه < / فهرس الموضوعات > متصديان بيان فقه فقهاى عالى قدر اسلام در اين دوره با تمام تلاش خود در نشر فرهنگ فقهى اسلام و گسترش احكام الهى كوشيدند و با مجاهدات خود از ميراث گرانبهاى سنت نبوى و احاديث امامان پاسدارى نمودند . و اگر تلاش و كوشش فقها نبود و احكام فقهى تبليغ نمىشد و مسلمانان در جريان امر قرار نمىگرفتند ، چه بسا تا كنون اثرى از فقه اسلامى باقى نمىماند ، از اين رو همه فقهاى اين مرحله بخصوص مرحوم شيخ الطائفه ابو جعفر طوسى ( قدس سره ) شايستهء همه گونه تعظيم و تكريم و ستايش و تقديرند .
< فهرس الموضوعات > رسالههاى دورهء سوم < / فهرس الموضوعات > رسالههاى دورهء سوم در اين دوره نيز مانند دورههاى پيش از رسالههاى عمليه به سبك زمان ما نشانى در كار نيست ، بلكه فراگيرى مسائل شرعى از راه كتابهايى بوده است كه يا به صورت علمى تدوين مىشده و يا در ضمن پرسش و پاسخ ( نظير استفتاءات ) گرد مىآمده است .
رسالهء تبصرة المتعلمين مرحوم علامه حلى گر چه به صورت موجزى تدوين يافته و براى عمل مكلفين تنظيم شده ، ليكن دو تفاوت عمده با رسالههاى عمليه اين زمان دارد :
أولا : در تبصره تنها به آراء و نظريات خود مرحوم علامه بسنده نشده ، بلكه اقوال ديگران نيز بازگو شده است ، حال آن كه در رسالههاى فعلى تنها آراء يك مجتهد بيان مىشود .
ثانيا : در تبصره فقط فروع فقهى ضرورى آمده است ، و در آن اشاره اى به مصاديق قواعد كلى و فروع مورد ابتلا نشده ، در حالى كه رسالههاى عمليه زمان ما نوعا مصاديق و فروع را ذكر كرده است .
مرحوم آية الله سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى ( م 1337 ه . ق ) و مرحوم آية الله سيد حسن صدر ( 1271 - 1354 ه . ق ) و مرحوم آية الله العظمى سيد محسن حكيم ( 1305 - 1390 ه . ق ) بر آن حاشيه نوشتهاند . مرحوم علامه تهرانى در الذريعه از كتاب مناسك حج علامه حلى نام مىبرد ولى اين كتاب مناسك نيز به سبك كتابهاى مناسك فعلى نيست ، و در آن بيشتر احكام مسلم و ضرورى بيان شده است .