بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 27


شكوه او به خدا مىبرد محققا شنيد و گفت و گوهاى شما را نيز مىشنود ، كه خداى البته شنوا و بيناست . » در هر حال ما به گونه مفصل آراء و نظرات عالمان جامعه اسلامى را در بارهء ( اجتهاد رسول خدا و عدم اجتهاد او در مقام بيان احكام حوادث واقعه و موضوعات مستحدثه در كتاب ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى ) بيان كرديم و دلايل آنها را نيز ياد آور شديم هر كه دوست دارد بر آنها آگاهى پيدا كند به آن كتاب مراجعه نمايد .
< فهرس الموضوعات > مكان و زمان وحى < / فهرس الموضوعات > مكان و زمان وحى وحى الهى در محل عبادت حضرت ، واقع در حومه مكه مكرمه - كوه حراء - بر پيامبر فرو آمد و با اين آيات آغاز شد : * ( « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » ) * - يعنى : بخوان به نام پروردگارت كه آفريد ، آدمى را از خون بسته بيافريد ، بخوان و پروردگارت كريمترين است ، همان كه بشر را به قلم تعليم داد ، به انسان آن چه را نمىدانست بياموخت . » با شنيدن اين پيام رسول الله به خود لرزيد و سخت مضطرب شد . سراسيمه نزد همسر خويش شتافت و فرمود : « مرا به پوشانيد ! » او را پوشانيدند تا اين كه نگرانى و دلهره از حضرت دور شد .
ابتدا نزول وحى را شيعيان 27 رجب ، و اهل تسنن هفدهم رمضان مىدانند .
< فهرس الموضوعات > چگونگى دعوت پيامبر < / فهرس الموضوعات > چگونگى دعوت پيامبر پيامبر ( ص ) پس از بعثت ، به مدت سه سال به صورت پنهانى به دعوت پرداخت ، و از آن پس با فرمان خداوند متعال در آيه ذيل ، رسالت خويش را آشكار فرمود * ( « فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ ، وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ، إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ) * - يعنى : پس تو آن چه را مامورى به صداى بلند به خلق برسان ، و از مشركان روى بگردان ، همانا ما تو را از شرّ تمسخر كنندگان مشرك محفوظ مىداريم . » ( سوره حجر ، آيات 94 و 95 ) پس از بعثت طى سيزده سال اقامت پيامبر در مكه ، حدود دو ثلث قرآن بر وى نازل شد ، در سال دهم بعثت به طائف هجرت كرد ، و سال يازدهم امر معراج رخ داد ، در سال سيزدهم به مدينه هجرت فرمود ، و پس از حدود ده سال اقامت در مدينه به روز 28 صفر


صفحه 28


سال يازدهم هجرى دعوت حق را لبيك گفت .
< فهرس الموضوعات > تدوين فقه و شريعت < / فهرس الموضوعات > تدوين فقه و شريعت پيامبر ( ص ) منشيان و كاتبان خود را امر مىفرمود تا آن چه را از طرف خداوند بر او وحى مىشود ، در حضور وى بنويسند ، ايشان نيز چنين مىكردند .
هر آيه از قرآن كريم در موقعيتى مناسب بر حضرت فرود مىآمد ، تا اين كه در عرض بيست و سه سال تمامى كتاب الهى نازل شد ، و آنگاه رسول الله ( ص ) وحى و خليفه خود را به فرمان خداوند در آيه تبليغ نصب فرمود : * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه ، وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ، إِنَّ الله لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ) * - يعنى : اى پيامبر آن چه از خدا بر تو نازل شد به خلق برسان ، كه اگر نرسانى تبليغ رسالت و اداى وظيفه نكرده اى ، و خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت ، دل قوى دار كه خدا گروه كافران را به هيچ راه موفقيتى راهنمايى نخواهد كرد . » ( سوره مائده آيهء 67 ) و با نزول آيه * ( « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً » ) * ( سوره مائده ، آيهء 3 ) دين الهى به مرحلهء كمال خود رسيد ، و از آن پس نزول وحى پايان پذيرفت . اين آيه سه ماه پيش از رحلت پيامبر ( ص ) در حجة الوداع نازل شد ، و بعد از آن ديگر آيه اى در مورد احكام الهى فرو نيامد .
< فهرس الموضوعات > وضعيت كلمه فقه و فقيه در مرحله تشريع < / فهرس الموضوعات > وضعيت كلمه فقه و فقيه در مرحله تشريع در اين مرحله به همه تقسيمات احكام شرعى ، اعم از اصولى و فرعى و اخلاقى و غيره واژه « فقه » را اطلاق مىكردند . ولى به كسى كه با احكام شرعى آشنايى داشت « فقيه » نمىگفتند . در اين دوره اگر كسى آياتى از قرآن را حفظ كرده بود ، و معانى آن را مىدانست ، و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عامش را تميز مىداد ، او را « قارى » مىناميدند . و اين نامگذارى از آن جهت بود كه قرائت در برابر عوام يك امتياز مهم به شمار مىآمد ، زيرا بىسوادى رواج فراوانى داشت . ابن خلدون در اين زمينه در مقدمه معروف خود مىگويد : همه اصحاب و ياران رسول خدا اهل نظر و فتوا نبوده‌اند ، بلكه اين امر به حافظان قرآن و كسانى كه به ناسخ و منسوخ محكم و متشابه و . . قرآن آگاهى داشتند اختصاص داشت و بدين جهت آنان را ( قراء ) قاريان مىناميدند .


صفحه 29


او قارى را مرادف حافظ قرآن مىداند گروهى از اصحاب رسول خدا بوده‌اند كه تخصص آنها در تلاوت قرآن به گونه صحيح بوده است و قرآن را از حفظ مىخواندند اينان غير از كاتبان وحى بوده‌اند و مىگويد نخستين حافظان قرآن ابن عباس و انس بن مالك از اصحاب پيامبر بودند كه با كمال دقت آن چه كه از خود پيامبر شنيده بودند با همان لهجه و لحن نيكو و صداى زيبا مىخواندند .
ابن خلدون مىافزايد : پس از چندى شهرهاى اسلامى توسعه يافت و داراى عظمت و شكوه خاصى شد و بىسوادى بر اثر ممارست و خواندن كتاب خدا از ميان رفت و استنباط امكان پذير گرديد و فقه كامل و در زمره علوم و فنون به شمار آمد ، در آن زمان نام حافظان قرآن تغيير يافت و به جاى قراء و يا قاريان آنان را عالمان و يا فقيهان خواندند .
وقتى علم فقه در ابعاد و جوانب گوناگون رشد كرد ، و پايه‌هاى كمال آن استوار شد ، آنگاه واژه « فقيه » به ميان آمد ، و از آن پس « قراء » را « فقهاء » خواندند .
نشر و گسترش فقه با نزول حدود يك سوم قرآن در مدينه ، انتشار فقه و احكام دينى و اخلاقى و غيره در اين سرزمين ده سال ادامه يافت . در طى اين مدت پيامبر ( ص ) حلال و حرام را براى مسلمين تبيين مىفرمود ، و آنان را به معارف الهى و احكام دينى و آداب و رسوم اسلامى رهنمون مىشد ، و همه نيازمنديهاى امت اسلام را پاسخگو بود . در اين مرحله پيامبر ( ص ) هيچ مسأله كوچك و بزرگى را بدون بيان حكم رها نكرد ، تا آنجا كه از بيان حكم « ديه خراش بر پوست » نيز دريغ نفرمود .
در اين دوره امام امير المؤمنين على ( ع ) هر آن چه از رسول اكرم ( ص ) صادر مىشد ، اعم از تفسير آيات قرآن و احاديث نبوى كتابت مىفرمود . و به تعبير ديگر شخص پيامبر اكرم ( ص ) همه قوانينى و احكام را بر على ( ع ) املاء مىفرمود و به كتابت و ياد داشت آن دستور مىداد ، و سفارش مىكرد كه وى آن را به امامان پس از خود تسليم كند . بنا بر اين دستور ، على ( ع ) نيز آن را به خط خود نوشت و نزد اهل خويش به وديعت نهاد . در اين مورد اخبار و روايات زيادى وارد شده است كه به عنوان تيمن و تبرك به ذكر برخى از آنها مىپردازيم :
1 - حموئى به سند خود از امام محمد باقر ( ع ) به نقل از پدر بزرگوار و آن حضرت از


صفحه 30


جدش امير المؤمنين ( ع ) نقل كرده است كه پيامبر فرمود : « يا على ، آن چه بر تو املاء مىكنم بنويس » پرسيدم : يا رسول الله ، آيا مىترسى از ياد ببرم ؟ فرمود : « خير ، من از خداوند خواسته‌ام كه به تو حافظهء سرشار عطا كند ، ولى اينك براى ائمه اى كه از ميان فرزندانت خواهند آمد كتابت كن چه به بركت وجود آنان است كه بر امت من باران مىبارد ، دعايشان مستجاب مىشود ، گرفتاريهاى مردم برطرف مىگردد ، و رحمت الهى از آسمان بر آنان نازل مىشود ، اين اولين امام از فرزندان توست - و به امام حسن ( ع ) اشاره فرمود - و اين دومين آنان است - و به حسين ( ع ) اشاره نمود - ديگر امامان همه از تبار حسيناند » . ( نقل از ينابيع المودة ) .
2 - سليم بن قيس هلالى از امام على ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : « . . چون رسول الله ( ص ) براى خلوت به منزل من مىآمد ، فاطمه و هيچ يك از پسرانم را بيرون نمىكرد . وقتى از او مىپرسيدم مرا پاسخ مىداد ، و چون پرسشم تمام مىشد و خاموش مىشدم او شروع مىفرمود . هيچ آيه اى از قرآن بر رسول خدا ( ص ) نازل نشد مگر اين كه براى من قرائت كرد و بر من املاء فرمود و من آن را به خط خود نوشتم . . » ( جامع احاديث الشيعه ج 1 ص 16 ) .
3 - معلى بن خنيس از امام صادق ( ع ) روايت مىكند كه فرمود : « نوشته‌ها نزد على ( ع ) بود ، و زمانى كه به عراق هجرت كرد آنها را به ام سلمه سپرد ، پس از شهادت نزد امام حسن بود ، و بعد از شهادت وى پيش برادرش امام حسين ( ع ) ، با شهادت حسين ( ع ) به امام زين العابدين ( ع ) رسيد ، و سپس نزد پدر بزرگوار امام باقر ( ع ) بود . . » ( بصائر الدرجات ، ص 43 ) .
4 - عبد الملك روايت كرده است كه روزى امام باقر ( ع ) كتاب على ( ع ) را طلب كرد ، امام صادق ( ع ) آن را حاضر نمود - در حالى كه آن را پيچيده بودند - از جمله در آن اين چنين مرقوم بود : « اگر مردى بميرد چيزى از اراضى ملكى او به همسرش ارث نمىرسد » . با ديدن آن امام فرمود : به خدا اين املاى رسول خدا و دست خط على است .
( بصائر الدرجات ص 44 ) .
5 - عذافر صيرفى نقل مىكند كه : همراه « حكم بن عتيبه » نزد امام باقر ( ع ) بودم ، او از امام سؤال مىكرد ، و امام با اكرام و احترام به وى پاسخ مىداد . در اين ميان پيرامون يك مسأله اختلاف شد ، امام به فرزندش فرمود : برخيز و كتاب على را بياور . او نيز نوشته


صفحه 31


پيچيده شده بزرگى را حاضر كرد ، امام آن را گشود و بدان نگريست تا مسأله مورد اختلاف را به دست آورد . آنگاه فرمود : اين دست خط على است كه پيامبر املاء فرموده است . سپس رو به « حكم » كرد و چنين گفت : اى ابا محمد ، تو به همراه سلمة و ابو المقدام هر كجا را كه بگرديد ، به خدا سوگند علمى مطمئنتر از آن چه نزد اين قوم است كه جبرئيل بر آنان نازل مىگشته نخواهيد يافت . ( رجال نجاشى ، ص 255 ) .
6 - محمد بن مسلم روايت مىكند از امام پرسش از ميراث علم نمودم . . در پاسخ فرمود همه علم را حضرت على عليه السلام نوشت و نيز همه فرائض و واجبات را ، پس هنگامى كه امر ما ظاهر شود چيزى نباشد مگر آن كه در آن سنتى كه مورد امضاء است باشد ( بحار الأنوار ج 2 باب 22 كتاب العلم ص 169 حديث 2 ) .
از اين احاديث و روايات برداشت مىشود كه آن چه از بيان حلال و حرام و قوانين و احكام نزد على ( ع ) بوده ، ره آورد جبرئيل است كه على آن را از رسول الله ( ص ) اخذ كرده است ، لذا پيامبر اكرم ( ص ) امتش را امر فرموده است كه بدان تمسك جويند ، علومشان را از اهل بيت فرا گيرند ، از سيره ايشان پيروى كنند و احاديث ايشان را ره توشه زندگى خود قرار دهند ، زيرا آن چه نزد ايشان است موثقتر و مطمئنتر از علوم ديگران به شمار مىرود .
و بدون شك بر همه مسلمانها لازم است تا در تعلم فقه و فراگيرى احكام دينى و معارف مذهبى تنها به سرچشمه زلال علوم امامان ( ع ) روى آورند . ليكن بسى جاى تاسف است كه از ميان اين همه فرقه‌هاى اسلامى ، تنها يك گروه اين كار را شيوه خود كرده‌اند و به مذهب اهل بيت گرويده‌اند . از ميان همه فرقه‌ها و نحله‌ها فقط گروهى از امناى اين فرقه اصول و فروعى را از امامان فرا گرفته‌اند و به تواتر براى آيندگان به ميراث گذاشته‌اند ، و اين سرمايه جاودانى اين چنين نسل به نسل پايدار مانده است .
اصول و فروعى كه شيعه اماميه به عنوان پشتوانه فقه خود پذيرفته‌اند ، همان چيزى است كه ائمه ( ع ) گفته‌اند . شيعه اين مشعل را تنها با تكيه بر منبع پر فيض دانش آل محمد ( ص ) فروزان نگه داشته و اين دست مايه گرانقدر را از درياى بىكرانه علوم خاندان رسول خدا به كف آورده است . شيعه اصول و فروع فقه خود را بر پايه احاديثى بنا نهاده كه از زبان امامان شنيده و بسى مايه تاسف و نگرانى است كه اخيرا عده اى با استدلال به اين كه راويان احاديث شيعه ضعيفند به تضعيف اين احاديث پرداخته‌اند ، با اين كه حدود يك صد نفر از محدثان و راويان اخبار شيعه ، نظير « ابان بن تغلب » و . . حتى از


صفحه 32


موثقين مورد اعتماد نزد اهل سنت هستند .
در اينجا شايسته است به چند مسأله اشاره شود :
الف - كتابى كه امام على ( ع ) به املاى رسول خدا ( ص ) گرد آورى فرموده است ، « جامعه » ناميده مىشده ، هفتاد ذراع طول داشته است ، به دليل روايت ابو عبيده كه گفته است : يكى از اصحاب در بارهء « جفر » از امام صادق ( ع ) پرسش به عمل آورد ، امام در پاسخ فرمود : جفر پوست گاوى است پر از علم . پرسش كننده عرض كرد : « جامعه » چيست ؟
امام فرمود : طومارى است به طول هفتاد ذراع و عرض يك پوست مانند پوست ران شترى فربه ، كه تمام احتياجات مردم در آن مكتوب است ، حتى حكم ديه و تاوان خراش نيز در آن بيان شده است . ( اصول كافى ج 1 ص 241 ) .
ب - پيامبر ( ص ) اين را فقط بر على ( ع ) املاء فرمود ، و در زمان حضرت كسى جز على ( ع ) بر آن آگاه نبود ، و رسول خدا ( ص ) به او وصيت فرمود كه اين كتاب پس از او نزد يازده امام ديگر باشد ، و على ( ع ) نيز به سفارش حضرت عمل كرد و آن را پس از خود نزد ديگر امامان قرار داد و هر يك از ايشان آن را محافظت مىفرمود تا به امام ديگر بسپارد .
ج - اين طومار نزد ائمه ( ع ) موجود بوده است ، و امام باقر و امام صادق ( عليهما السلام ) آن را به گروهى از اصحاب و جمعى از مردم ارائه كرده‌اند تا آنان به وجود آن اطمينان حاصل كنند ، و يا چنين مىكردند تا بتوانند براى آراء و نظرياتى كه از سوى خود ابراز مىكردند احتجاج و استدلال كنند ، و سوگند مىخوردند كه اين نوشته املاى پيامبر و دست خط على است .
د - اين نوشته در آن زمان مشهور به « كتاب على » بوده ، و « بخارى » در صحيح خود در دو باب « كتابة الحديث » و « اثم من تبرأ من مواليه » از آن روايت مىكند .
ه - اين كتاب تنها نزد شيعه مشهور نبوده ، بلكه در عصر امام محمد باقر ( ع ) و امام جعفر صادق ( ع ) نزد عامه نيز از شهرت خاصى برخوردار بوده است . زيرا اين دو بزرگوار در پاسخ به استفتاهاى مردم بدان استدلال مىكردند و در جواب اظهار مىداشتند :
« در كتاب على چنين نوشته است » ، چنانچه در پاسخ استفتاهاى غياث بن ابراهيم ، طلحة بن زيد ، سكونى ، سفيان بن عيينه ، حكم بن عتيبه و يحيى بن سعيد و هم چنين در جواب سؤالات بزرگان شيعه نظير زراره ، محمد بن مسلم ، عبد الله بن سنان ، ابن بكير و و ابو حمزه و ديگران چنين مىفرموده‌اند ( اعيان الشيعه ج 1 ص 290 ) .


صفحه 33


2 - مرحله تبيين و تدوين بنا به عقيده شيعه اماميه ، اين دوره پس از زمان تشريع آغاز شده[1]و تا پايان ايام غيبت صغرى و مقدارى از زمان غيبت كبراى حضرت صاحب الزمان امام مهدى ( عجل الله فرجه ) به سال 328 ه . ادامه يافته است . دانشمندان فرزانه اى نظير على بن حسين بن بابويه ( پدر بزرگوار شيخ صدوق ) م 328 ه ، شيخ كلينى م 328 ه و ابن قولويه م 368 ه از استوانه‌هاى علمى اين مرحله به شمار مىآيند .
طبق آن چه اهل سنت در مورد اين مرحله گفته‌اند ، ايشان معتقدند كه فقه و حديث تا اواسط اين دوره ، يعنى نيمه قرن دوم حديث تدوين نشده است .
به هر حال اين مرحله بيش از 300 سال طول كشيده است .
تبيين و تدوين فقه و حديث در اين دوره از مسئوليتهاى مهم صحابه و تابعين بوده است ، زيرا در اين دوره مسلمانها احتياج مبرمى داشتند كه مسائل متفرقه و احكام دين از دو منبع قرآن و سنت نبوى گرد آورى شود تا هنگام برخورد با مسأله اى اعم از دينى ، علمى ، اجتماعى ، يا فردى و . . بدان روى آورند ، چه ، مرحله اول كه دوره تشريع و قانونگذارى بود با رحلت پيامبر گرامى اسلام پايان پذيرفته بود ، و مسلمين بعد از رحلت پيامبر اعمال خود را بر دو پايه قرآن و سنت - اعم از قول ، فعل و تقرير پيامبر - قرار داده بودند ، و زمانى كه با مشكلى علمى يا دينى و اجتماعى و يا با مسأله مستحدثه اى مواجه مىشدند ، براى حل آن به امام على ( ع ) - كه باب دانش نبوى بود ، يا ديگر صحابه كه در همراهى با پيامبر از او علم آموخته بودند - رجوع مىكردند .
در اين مرحله ، حديث و سنت پيامبر ( ص ) ، پس از قرآن كريم مهمترين پايه تشريع قلمداد مىشد ، و در قرآن نيز آمده است كه : * ( ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه ، وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا ) * - يعنى : آن چه رسول حق فرمان مىدهد بگيريد ، و هر چه را نهى كند واگذاريد . » ( سوره حشر ، آيه 7 ) .
در اين دوره على ( ع ) و پيروانش به بهترين صورت ممكن و طبق مصلحت امت اسلام بپا خاستند و سنت پيامبر ( ص ) را با راستى و درستى به نسلهاى آينده سپردند . اين تلاش


[1]البته امير المؤمنين ( ع ) و برخى ديگر از اصحاب ، به دستور پيامبر ( ص ) تدوين را در زمان حيات حضرت شروع كرده بودند .


صفحه 34


چنان مهم و قابل تقدير است كه دانشمندى از اهل سنت نظير « ذهبى » در كتاب « ميزان الاعتدال » چنين مىگويد : « گرايش به تشيع در ميان تابعين و نسل بعد از ايشان فراوان به چشم مىخورد ، و تشيع در ميان ايشان با تدين و تقوى و راستى به هم آميخته بود ، بنا بر اين اگر در احاديث چنين افرادى خدشه اى وارد شود ، بخش عمده اى از روايات پيامبر ( ص ) از بين خواهد رفت . » ( ميزان الاعتدال ج 1 ص 5 ) .
امتيازات فقه شيعه از بحثهاى گذشته روشن مىشود كه فقه شيعه داراى امتيازاتى است ، از جمله :
1 . فقه اماميه فروع و شاخه‌هاى بسيارى دارد ، و شموليت و تحقيق و ژرفنگرى و دقت در استدلالى كه در آن ديده مىشود در هيچ فقه ديگرى وجود ندارد . اين همه از بهره و بركت « اجتهاد » است كه بر مبناى آن مسائل فرعى تازه به اصول پايه عودت داده مىشود ، و قواعد كلى بر مصاديق خارجى منطبق مىگردد ، و اين چنين است كه محدودهء تشريع از جهت مصداقهاى خارجى و مسائل مستحدث گسترش يافته ، ولى اصول زير بنا هم چنان بكر باقى مانده است .
2 . فقه شيعه ، منابع و مآخذ بىشمارى دارد كه دستاورد كوشش و تلاش امام على ( ع ) و پيروان راستين اوست ، كوششى كه تا 250 سال پس از رحلت پيامبر نيز ادامه يافته است .
3 . فقه شيعه پس از قرآن كريم ، به سنت نبوى نيز استناد مىكند ، و مسائل فقهى و احكام دينى را از سنت پيامبر ( ص ) به دست مىآورد ، اين عمل را امام على ( ع ) و فرزندان و اصحاب راستينش به خوبى انجام داده‌اند ، اين يكى از امتيازات فقه شيعه در طول بيش از يك قرن است ، و ديگران از آن بىبهره‌اند ، لذا براى استنباط احكام شرعى و مسائل فرعى فقهى به قياس و استحسان و مصالح مرسله و قانون سلف و ديگر مبانى خود ساخته اى كه شرعيت ندارد روى آورده‌اند ، و اين به علت دست نداشتن به منابع روايى زياد است .
4 . شيعه داراى مصادرى ناب و بىپيرايه است كه فقه و حديث را از آن استخراج مىكند و بعد از كتاب الهى زير بناى اساسى تفكر فقهى اوست . پاكى و بىپيرايگى مصادر فقهى شيعه نشأت گرفته از اعتقاد به عصمت ائمه است كه بيانگر اصلى احكام