رسالههاى ميرزاى قمى ( 1151 - 1231 ه . ق ) كه يكى شامل پاره اى از مسائل عبادات و معاملات است و ديگرى شامل همهء ابواب فقه به نام « جامع الشتات » رسالهء اخير وى از بهترين كتابهاى فقهى است كه ساير رسالههاى سؤال و جواب را تحت الشعاع خود قرار داده است . و در سال 1234 در تهران به صورت چاپ سنگى نشر گرديده است .
رساله آقا ميرزا رفيع الدين طباطبايى نائينى ( م 1099 ه . ق ) كه شاگردش سيد محمد مشهدى عهده دار تنظيم آن بوده است .
سيد عبد الله جزايرى ( م 1173 ه ) - رساله اى به عنوان « الذخيرة الابدية فى جواب المسائل الاحمدية » نوشته است كه در پاسخ چهل سؤال سيد احمد حويزى است .
رسالهء سيد محمد حسين قزوينى ( م 1208 ق ) استاد سيد مهدى طباطبايى بحر العلوم .
رسالهء شيخ اسد الله دزفولى كاظمى ( م 1237 ه . ق ) كه نسخهء آن در نزد نوههاى او در كاظمين كه معروف به آل اسد الله مىباشند موجود است .
رسالهء شيخ عبد على بحرانى برادر شيخ يوسف بحرانى صاحب حدائق .
رسالهء سيد عبد العظيم حسينى لنجانى اصفهانى مؤلف كتاب الضياء اللامع .
رسالهء « جامع المسائل » سيد محمد مجاهد ( م 1242 ه . ق ) صاحب كتاب « المناهل » و استاد شيخ اعظم انصارى . نسخهء آن در كتابخانهء تهرانى در سامراء و نزد شيخ مهدى شرف الدين مىباشد .
رسالهء ميرزا محمد رضوى ( م 1264 ق ) .
رسالهء سيد حسن اصفهانى ( م 1273 ه . ق ) - استاد سيد مجدد شيرازى .
رساله سيد محمد تقوى ( م 1284 ق ) رساله سيد محمد تقى نقوى نصيرآبادى ( م 1285 ه . ق ) رسالهء شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء ( م 1227 ه . ق ) رسالهء شيخ محمد ابراهيم كلباسى اصفهانى ( م 1261 ه . ق ) مؤلف كتاب نخبه ، نسخه آن در كتابخانه مرحوم حاج سيد حسين خادمى در اصفهان مىباشد و در سال 1257 نوشته شده است .
رسالهء ميرزا محمد رضوى مشهدى ( م 1264 ه . ق ) رسالهء سيد حسن اصفهانى ( م 1273 ) - استاد سيد مجدد شيرازى
رسالهء « جامع الشتات » سيد ابو طالب قائينى ( م 1295 ه . ق ) رساله مولى محمد تقى هروى اصفهانى ( م 1299 ق ) - اين رساله به فارسى و عربى تنظيم و مسائل روزه و زكاة را در بر دارد .
رساله مجمع المسائل ميرزا ابو القاسم موسوى زنجانى ( م 1292 ق ) رساله سيد حسن اصفهانى ( م 1273 ق ) رسالهء شيخ محمد على شيرازى ( م 1284 ه . ق ) كه شاگردش شيخ عبد الحميد استرآبادى آن را جمعآورى كرد .
دوره پنجم رسالهء شيخ اعظم انصارى ( 1281 ق ) - اين رساله را مرحوم ملا يوسف استرآبادى جمعآورى كرد و در سال ( 1268 ق ) و پس از آن مكررا چاپ شده .
رسالههاى ميرزا محمد تقى اصفهانى ( 1299 ه . ق ) - در مسائل روزه و زكاة و غيره به زبانهاى فارسى و عربى و در كتاب نهاية الآمال از آنها نام مىبرد .
رسالهء ميرزاى مجدد شيرازى ( م 1312 ه . ق ) - در پاسخ به 60 مسأله . اين رساله را شاگردش شهيد آية الله شيخ فضل الله نورى ( م 1327 ه . ق ) جمع آورى كرد و در سال ( 1306 ) در تهران به چاپ رساند و نيز در بمبئى با مسائل ديگرى كه به آن الحاق شد چاپ گرديد .
مرحوم تهرانى مىگويد ، ميرزاى شيرازى رسالهء ديگرى هم دارد كه مفصلتر از رسالهء قبلى است و به زبان فارسى نوشته شده است . و در شهر تبريز به چاپ رسيده است . ( 1 ) رساله آخوند خراسانى ( م 1329 ق ) به نام « ذخيرة العباد ليوم المعاد » رساله « مقام الفضل » : آقا محمد على كرمانشاهى .
رسالهء شيخ على مهرى بحرينى ( م 1318 ق ) - ميرزا محمد تقى شيرازى اين رساله را تحشيه نموده است .
رسالهء سيد على رضوى حائرى لاهورى .
رسالهء محمد على هزار جريبى - اين رساله به عنوان ( جوابات المسائل ) ناميده شده است .
( 1 ) - الذريعه ج 12 ، ص 248 .
رسالهء مولى آقا خويينى قزوينى ( 1247 - 1307 ه . ق ) - كه در نزد فرزندش ميرزا حسين قزوينى بوده است .
سيد على رضوى لاهورى داراى رساله اى به اين عنوان بود و به سال 1315 چاپ شده است .
رسالهء سيد ابو تراب خوانسارى ( م 1346 ه . ق ) در تمامى ابواب فقه .
رسالهء شيخ زين العابدين مازندرانى ( م 9 / 1308 ه ) كه به نام ذخيرة المعاد فى تكاليف العباد . كه با حواشى سيد اسماعيل صدر و ميرزا محمد تقى شيرازى و طباطبايى در تهران و هند و مشهد چاپ شد و علامه تهرانى در الذريعه مىگويد :
اين رساله مكررا چاپ شده و در جلد 22 ، ص 263 به رساله ديگر ايشان در مسائل حج اشاره مىكند و مىگويد فرزندش حاج شيخ حسين آن را تحشيه نموده است .
رساله آقا حسين نجمآبادى ( م 1347 ه . ق ) - كه فرزندش آقا حسن آن را جمع كرد .
اين رساله همه ابواب فقه ، از طهارت تا ديات را در بر دارد .
رساله ميرزا محمد جواد دارابى شيرازى متولد ( 1309 ق ) - كه به سال ( 1342 ق ) چاپ شد .
رسالهء سيد حسن صدر ( م 1354 ه ) مؤلف كتاب تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام . اين رساله را به نام « الرسائل فى اجوبة المسائل » مىباشد .
رسالهء سيد على ميبدى ( 1313 ه ) - اين رساله نزد نوه او سيد محمد ميبدى حسينى موجود است .
رسالهء شيخ محمد على مهرى بحرينى ( م 1318 ه ) - كه خواهر زاده اش آن را جمع آورى كرد . و ميرزا محمد تقى شيرازى بر آن حاشيه نوشته است .
دوره ششم رسالهء ذخيرة العباد ليوم المعاد ميرزا محمد تقى شيرازى ( م 1338 ه ) .
رسالهء سيد محمد كاظم يزدى ( م 1337 ه ) شامل همهء ابواب فقه از طهارت تا ديات كه بيشتر مسائل در آن به صورت استدلالى بيان شده است . جلد اول آن به چاپ رسيده ولى جلد دوم آن گويا مفقود شده است . مسئول جمع آورى و تنظيم كتاب آية الله شيخ
على اكبر خوانسارى ( م 1359 ه ) بوده است كه در سال 1340 جلد اول آن را تا كتاب نكاح به چاپ رسانيد .
رسالهء ديگر مرحوم يزدى در پاسخ سؤالات اهالى رشت .
رساله اى به عنوان سؤال و جواب اثر شيخ محمد حسين كاشف الغطاء ( م 1373 ه . ق ) - كه در نجف ( به سال 1347 ق ) چاپ شده است .
علاوه بر اينها بيشتر مراجع و فقهاى زمان ما نيز داراى چنين رساله هايى مىباشند كه در پاسخ مقلدين خود به رشتهء تحرير كشيدهاند .
< فهرس الموضوعات > [ ج - رسالههاى عمليه ] < / فهرس الموضوعات > [ ج - رسالههاى عمليه ] < فهرس الموضوعات > ويژگيهايى را كه بايد رسالهها دارا باشد < / فهرس الموضوعات > ويژگيهايى را كه بايد رسالهها دارا باشد در بحثهاى پيشين اشاره كرديم كه تأليف رسالهء عمليه به سبك و شيوهء عصر كنونى ، پيش از دورهء چهارم از ادوار كيفيت بيان فقه ، وجود نداشت ، و از دوره مذكور براى نخستين بار توسط طلايه دار آن علامهء نامدار و متفكر جهان اسلام ، محمد بن حسين بن عبد الصمد ، معروف به شيخ بهائى ( م 1031 ه . ق ) ، تدوين و به جوامع اسلامى آن عصر عرضه شد ، و شيوهء نگارش آن تا كنون ادامه يافته با اين تفاوت كه در برخى از رسالهها همه ابواب فقه از طهارت تا ديات و در بعضى از آنها فقط ابواب عبادات يا بخشى از ابواب عبادات و در بعضى ديگر تنها يك مسأله فقهى را شامل بوده است . به هر حال رسالههاى عمليه مرجعى است جهت حل مسائل شرعى و رفع مشكلات دينى و آشنايى با وظايف عبادى مردم و هر گاه مسأله اى پيش آيد كه در آنها ذكر نشده يا در فهم آن با دشوارى مواجه شوند ، با رجوع به مجتهد مورد تقليد و يا از طريق پرسش و پاسخ ( استفتاء ) ، رفع اشكال مىنمايند . رسالههاى مراجع تقليد در آگاه كردن مقلدان ، از فتاوى آنان نسبت به درك احكام الهى و مسائل دينى و وظايف شرعى نقش بسيار ارزنده و با ارزشى را ايفاء نموده و اثر بسزايى را داشتهاند و از همين رو ، بايد نهايت دقت در تنظيم و دسته بندى و اسلوب و عبارات پسنديده و مناسب و انتخاب واژهها و اصطلاحات مطابق با عصر و زمان اعمال گردد . مخصوصا به واژهها كه دستخوش تطور و تحول مىباشند با دقت بيشترى بنگرند ، تا همه طبقات جامعه بتوانند از آن سود جويند و رفع مشكل بنمايند . زيرا بسيارى از اصطلاحات و واژهها كه در زمانهاى پيشين ، رايج و متداول بوده اكنون فهم آنها دشوار است كه بايد از به كار گرفتن آنها سخت بپرهيزند .
طرح اصول دين در رسالههاى عمليه چه به جا است كه مانند برخى از قدماء ، مقدمهء رسالههاى عمليه به زيور طرح اصول عقايد ، در حد فهم همگان آراسته شود ، رسالههاى محقق سبزوارى ، صاحب ذخيرة المعاد ، ( م 1090 ه . ق ) ، شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء ( م 1228 ه . ق ) ، و ميرزا يوسف طباطبايى تبريزى ( م 1242 ه . ق ) و جز اينها ، از خصيصهء مذكور برخوردارند ، زيرا فروع و احكامى كه در رساله مندرج است ، با اصول اعتقادى متناسب و وابسته است و فرع بر آنها مىباشد پس مناسبت كامل دارد كه اصول دين كه اساس و پايه آنها است پيش از آنها بيان شود . پيشوايان و رهبران بزرگ دينى همين گونه عمل مىكردند و پيش از طرح فروع و احكام به بيان اصول دين و مسائل بنيادى آن با بيان ساده و واضح مىپرداختند و بسيار مناسب است در مقدمهء رسالهء عمليه با بيانى ساده و روشن ، به شرح و توصيف اصول دين و بنيادهاى اعتقادى مبادرت گردد .
پيامبر اسلام ( ص ) ، پيش از هر چيز ، بدين شيوه پسنديده مبادرت ورزيده ، در مكهء مكرمه ، اصول را براى گرويدگان بيان مىفرمودند و دار الارقم ، نخستين مدرسه اى بود كه صرفا اصول عقايد در آن تدريس مىشد ، برنامهء رسمى آنجا اصول عقايد و معلم آن حضرت رسول ( ص ) بود ، و نيز امامان ( ع ) ، همه بدين شيوه عمل مىكردند .
مرجعيت و زعامت دينى در زمان غيبت كبراى امام زمان ( عج ) ، همانا جانشين امام و پيامبر ( ص ) مىباشد ، كه اين جانشينى ، بايد در همه ابعاد بيان احكام شرعى و اصول اعتقادى تحقق يابد ، رسالههاى عمليه ، شناس نامهء همهء امور و وظايف شرعى آنان است و لازم است كه حاوى زير بناى احكام ، يعنى اصول اعتقادات بوده ، در حد توانايى و به زبان ساده و رسا ، به شناساندن آنها ، سعى وافى معمول دارند ، البته در اصول دين ، تقليد را راهى نيست ، و هر مكلفى بايد بدانها علم و يقين حاصل كند ، لذا بايد با زبانى ساده و روشن و بدون هيچ گونه ابهام و پيچيدگى و تعقيد ، بيان شود تا هر خواننده اى به فراخور فهم و استعداد خويش ، سود جويد .
ديگر اين كه لازم است ، باب امر به معروف و نهى از منكر را بر ابواب رسالهها بيافزايند ، زيرا باب مذكور ، از تعاليم بزرگى است كه چنانچه به نحو مطلوبى اعمال شود ، بساط فساد و فحشاء و منكرات برچيده شده ، جامعهء بشرى به رفاه و آسايش و امنيت اجتماعى نائل خواهد شد و از همين رو ، در آيات كثيرى از قرآن كريم و نيز اخبار و احاديث فراوان
به آن تأكيد شده و در بعضى احاديث آمده كه اين واجب الهى را اهميت دهيد ، زيرا فريضه اى است كه بقيه فرائض به آن بر پا مىشود و به وسيله آن ، امور مردم اصلاح مىشود ، راهها امن ، كسبها حلال و حقوق عامه تأمين و زمينها آباد مىشود و مىتوان در سايهء آن از دشمنان انتقام گرفت .
لذا لازم است ، اين باب با تفصيل و با خصوصيات تمام افزوده شده ، شرح اين مسائل واجب مهم به كمال داده شود .
نخستين رسالهء عمليه كه در دورهء چهارم از ادوار كيفيت بيان فقه كه به نام جامع عباسى نوشته شد ، داراى اين خصوصيت بود ، كه بعدا حذف گرديد ، ولى خوشبختانه در حال حاضر ، در بعضى رسالهها اين امر مهم تدارك شده است كه اميد است ادامه يابد .
اعمال روش فنى آن چه مايه تأسف است اين است كه بيشتر رساله هايى كه از زمان شيخ بهائى ( قدس سره ) تا كنون پديد آمده فاقد روش فنى مىباشد . تقسيم احكام و رده بندى مسائل در ابواب ، مختلف است و در بيان مسائل و احكام مربوطه ، كمبودها و نارساييهايى به نظر مىرسد كه اين در نتيجهء تقسيمبنديهاى سنتى است كه از زمانهاى گذشته معمول بوده كه اگر كسى بخواهد در بيان احكام روش فنى ملحوظ بدارد ، بايد قبل از هر چيز ، امور ذيل را مراعات نمايد .
1 - بيان احكام عامهء عبادات و قدر مشترك آنها را 2 - بيان مبطلات عمومى 3 - بيان موانع عمومى 4 - شرايط عمومى 5 - مزايا و ويژگى و شرايط و موانع خاص هر يك .
سپس هر يك از موارد فوق را بيان نمايد .
أولا : معرفى ماهيت آن .
ثانيا : بيان احكام عامه .
ثالثا : اجزاى آن رابعا : شرايط آن را
خامسا : شرايط مباشر را سادسا : شرايط آن عمل را .
نواقص رسالههاى عمليه در رسالهها اشكالهاى ديگرى مشهود است كه به شرح ذيل مىباشد .
1 - غالبا احكام در قالبهاى جزيى و محدود عرضه شده كه هر گاه صورت كلى و همگانى مىيافت ، براى مقلدان مفيدتر بود و آنان بيشتر بهره ور مىشدند ، زيرا از قالبهاى گسترده و همگانى در نمونههاى بارز ، استفادههاى بيشترى مىتوان يافت و گاهى نيز اگر صورت كلى و بارزى يافته به دليل پراكندگى و نامنظم بودن بيان نوع احكام ، مقلدان را مفيد نبوده است .
2 - به فرض كه بتوانند آن احكام را كه در قالبهاى كلى و همگانى قرار يافته به دست آورند ولى چون مسائل تفريعى و تطبيقى آنها در مثال و نمونههاى مشخص و بارز از قضاياى عمومى نشان داده نشده است تا آن كه مقلدان و خوانندگان بتوانند در سنجش با آنها احكام الهى را به دست آورند در نتيجه نتوانستند در پهنه گسترده اى به وظايف شرعى و احكام الهى از اين راه آشنايى پيدا نمايند .
3 - رسالهها غالبا فاقد بيشتر احكام مهم و اساسى است و اين موضوع در مناسك حج بيشتر مشهود است و جز طرح مسائل اوليهء حج از ديگر تفريعات و تطبيقات كه اهميت بسزايى نيز دارد ، ذكرى به ميان نيامده و از اين رو ، حجاج گرفتار حيرت و سرگشتگى و احيانا نوعى اختلاف در مناسك خويش مىشوند .
4 - كلا بايد احكام هر باب در همان باب مندرج شود ، ولى ديده مىشود كه بخشى از احكام يك باب در ابواب ديگرى كه ارتباط موضوعى با آن باب ندارد مذكور است[1]كه اين نقص ، منبعث از تمايل شديد به حفظ تقسيم بندى سنتى است كه قبلا بدان اشاره رفت .
5 - پرسشها و پاسخها در مجموعههاى گوناگون كه هر كدام وابسته به يك محور موضوعىاند و در همه ادوار كيفيت بيان فقه متداول بوده است ، تقسيمبندى نگرديده تا همگان به آسانى از آن بهره ور شوند ، تا اندازه اى اخيرا رسالهها حاوى پرسش و پاسخ ،
[1]اين موضوع در كتب علمى فقهى نيز ديده مىشود ، مثل مسائل غسل در باب صلات لمعه .
توسط مراجع عالى قدر ( ادام الله ظلهم ) ، تبويب و دسته بندى و رفع نقيصه مذكور ، شده است .
6 - بسيارى از احكام در قالبى كه از پيش فرض شده آمده است بدون اين كه در آن زمينه ، براى مقلدان توضيحى داده شده باشد . يا به صورتى بيان شده كه مقلد نمىتواند استفاده كند ، مثلا تعبير ( احتياط مطلق ) ، كه تعبيرى فنى اجتهادى است و منشأ علمى دارد كه طرح آن براى مقلد متضمن فايده اى نيست يا مثلا نشانه هايى كه براى تشخيص وجوب و استحباب قيد شده كه چنانچه مسبوق به فتوا نباشد احتياط واجب و اگر مسبوق باشد احتياط مستحب است ، گاهى براى بعضى از مقلدان ، موجب شبهه و اشكال مىشود . زمانى كه رساله توضيح المسائل آية الله العظمى آقاى بروجردى ( م .
138 ه . ق ) ، منتشر شد ، براى رفع اشكال ياد شده ، احتياطات مطلق كه از آنها وجوب اراده مىشد به احتياط واجب و از آنها كه مستحب اراده مىشد به احتياط مستحب ، تعبير گرديد ، ولى با اين وصف مشكل كاملا بر طرف نشد ، تا چه رسد به احتياطاتى كه با تعبير مطلق ، باقى مانده است . از نحوه پرسش مقلدان ، استنتاج مىشود كه آنان هنوز در اين گونه تعبيرات با دشوارى فهم ، روبرو هستند كه لازم است اين نوع تعبيرات دگرگون شده ، به روشى مطرح شود كه مقلدان را به كار آيد .
درست است كه از نظر مجتهد ، تعبير فتوا ( بايد ) و تعبير احتياط واجب در مقام استظهار از ادله ، متفاوت است و فرق دارد زيرا در اولى حكم مسأله را از ادله به طور قطعى استظهار مىنمايد و در دومى به طور غير قطعى ولى براى مقلد در مقام عمل ، فرق نمىكند و بايد بر طبق هر دو رأى عمل كند ، پس چه بهتر است كه مجتهد احتياط واجب و فتوا به وجوب امرى را به يك صورت ، بيان نمايد تا مقلدان را مطلب آسان گردد .
مثلا اين كه در هر دو رأى بگويد لازم است انجام دهد . و در موارد احتياط مستحب و فتوا بر واجب نبودن چيزى بگويد لازم نيست انجام آن ، براى توضيح بيشتر مثلا بگويد اذن پدر در ازدواج دختر شرط است ، يا از عرق جنب از حرام بايد اجتناب شود ، يا تراش سر در منى ، براى نو حاجى لازم است ، يا در نماز طمأنينه شرط است ، هر چند اگر به نظر مجتهد در اينها بنا بر احتياط واجب باشد زيرا بنا بر هر دو تعبير بايد مقلد بر طبق آن عمل