بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 379


كتاب به دست مىآيد آن چه را كه مفيد بر او املاء كرده بدان افزوده است ، پس ترديدى نيست كه اين كتاب از مفيد است و تشكيك برخى از محققان وجهى ندارد .
شيخ مفيد به خاطر مباحثات و مناظراتى كه با اساتيد و عالمان بزرگ مذاهب اسلامى و نيز فرقه‌هاى گوناگون از قبيل معتزله ، مجبره ، حشويه ، ناصبيه ، زيديه ، كيسانيه ، اسماعيليه ، قرامطه ، مباركه ، ناووسيه ، سمطيه ، فطحيه ، واقفيه ، بشريه و جز اينها و بخصوص بحثهايى كه با قاضى ابو بكر باقلانى ، عبد الجبار معتزلى ، قاضى ابو بكر بن سيار ، قاضى عمانى ، ابو بكر دقاق ، ابو عمرو شطوى و غيره داشته است ، در بين آنان از شهرت ويژه برخوردار شده است .
او در مقام بحث امور لازمى را رعايت مىكرد كه از آن جمله است :
1 - براى انديشه‌ها و افكار مذاهب احترام قائل بود و با متانتى خاص به نقد و بررسى آراء مىپرداخت و هر گاه دليل متينى را ذكر مىكردند مىپذيرفت .
2 - در بحث و مناظره دليلى را براى آنها يادآور مىشد كه مورد پذيرش قطعى آنها قرار گيرد .
3 - مقيد بود مناظره و بحث در مسائل نظرى در جوى سالم و آرام و به دور از جمود و تعصب و بر اساس حسن نيت و تفاهم انجام پذيرد .
و بدين جهت بود كه او توانست فقيهان و متكلمان آن عصر را از طريق برخورد صحيح اسلامى و پسنديده و معقول ، فريفته و شيفته خويش كند ، به گونه اى كه شخصيتهاى بزرگى از بلاد دور و نزديك به ديدار او شتافته و همواره مجالس او را كانون گرم بحثها و گفتگوهاى فقهى و كلامى قرار مىدادند .
مفيد از ديدگاه مجتهدان شيعه شيخ طوسى در كتاب فهرست خود در بارهء او مىگويد :
محمد بن محمد بن نعمان مفيد ، معروف به ابن معلم از جمله متكلمان اماميه است كه رياست آنها به او منتقل گشت . وى در علم كلام و فقه بر همه پيشى داشت و بسيار خوش حافظه ، زيرك و حاضر جواب بود .[1]


[1]فهرست ، شيخ طوسى ، ص 157 .


صفحه 380


ابو العباس نجاشى در كتاب رجالى خود در بارهء او مىنويسد : بزرگوارى و برترى استاد ما شيخ مفيد رضى الله عنه در فقه ، كلام و روايت بر ديگران مشهورتر از آن است كه قابل وصف باشد .[1]علامه حلى در رجال خود در بارهء شخصيت او مىگويد :
او از بزرگترين مشايخ شيعه و سرآمد آنان بود و علماى متأخر همگى از او بهره برده‌اند و برترى او در فقه و كلام و روايت مشهورتر از آن است كه بيان شود . او موثقترين عالم اهل زمان و داراى عالىترين مقام علمى بود .[2]و قريب به همين مضمون را عالم جليل القدر سيد محسن امين در كتاب اعيان الشيعه ، نقل كرده است .[3]براى آگاهى بيشتر از آراء و نظرات عالمان شيعه در بارهء شيخ مفيد مىتوانيد به فوائد رجالى بحر العلوم و مستدرك شيخ نورى و رجال ابن داود و مجالس المؤمنين قاضى نور الله و منهج المقال ابو على و وجيزه مجلسى و جامع الرواة اردبيلى و اللؤلؤة شيخ يوسف بحرانى و . . مراجعه كنيد .
مفيد در نظر عالمان اهل سنت يافعى در مرآة الجنان در بارهء او مىنويسد : عالم شيعه و پيشواى رافضه صاحب تصنيفات فراوان ، معروف به مفيد متفوق و سرآمد همهء عالمان در علم كلام و فقه بود و او در عقايد با اهل هر عقيده اى با عظمت و بزرگوارى برخورد مىكرد . يافعى سپس در ادامه سخن خود مىگويد : وى در دولت آل بويه ، مقام پيشوايى داشت . .
و گاهى عضد الدوله به ديدار او مىرفت . .[4]ابن كثير در بداية و نهايه در بارهء شيخ مفيد مىگويد : او از مشايخ اماميه و مصنف آثار آنها و حمايت كننده از حوزه آنان بود . . و در نزد ملوك اطراف و نواحى داراى وجاهت و آبرو و بزرگوارى بود و اين به جهت گرايش بيشتر مردم آن زمان به تشيع بود و در مجلس


[1]رجال نجاشى ، ابو العباس نجاشى ، ج 2 ، ص 327 .
[2]رجال علامه حلى ، ص 147 .
[3]سيد محسن امين ، اعيان الشيعه ، ج 46 ، ص 30 .
[4]مرآة الجنان ، يافعى ، ج 3 ، ص 28 .


صفحه 381


درس او جمع زيادى از عالمان مذاهب ديگر نيز حاضر مىشدند . .[1]ابن جوزى در المنتظم مىگويد : او شيخ اماميه و عالم آنها و مصنف در مذهب آنها و داراى مجلس بحث در خانه اش بود كه همه عالمان در آن حاضر مىشدند و براى او منزلت و مكانت مهمى نزد اميران اطراف بود ، زيرا آنان گرايش به مذهب او داشتند .[2]زركلى در اعلام مىگويد : وى محقق بزرگى بود و در آن عصر رياست اماميه به او منتقل گرديد ، او در اصول و كلام و فقه داراى تصنيفات بسيارى است .[3]پطرس بستانى در دائرة المعارف مىنويسد : او بزرگ مردى بود كه در دولت آل بويه داراى جلالت و عظمت خاص بود و عضد الدوله براى ديدارش به نزد او مىرفت . . وى داراى تأليفات و تصنيفات بسيارى بود و خيلى متعبد و خاشع بود . .[4]ذهبى در كتاب ميزان الاعتدال مىنويسد : ابو عبد الله ابن معلم رافضى ، ملقب به شيخ مفيد ، داراى تصانيف بسيارى است . او در دولت آل بويه از عظمت و بزرگى ويژه اى برخوردار بود .
ذهبى در جاى ديگر مىگويد : او دويست تصنيف دارد و به سبب عضد الدوله داراى صولت عظيمى بوده است ، در سال 413 وفات كرد و جنازه او را 80 هزار رافضى تشييع كردند .[5]ابن اثير در كتاب كامل ، از او به عنوان عالم و فقيه بزرگ اماميه ياد كرده است .[6]ابو الفداء در كتاب تاريخ خود[7]و ابن وردى نيز در كتاب تاريخش[8]او را به همين عنوان يادآور شده‌اند .
عماد حنبلى نيز در شذرات الذهب ، از او به عنوان « صاحب التصانيف الكثيرة »


[1]بداية و نهايه ، ابن اثير ، ج 12 ، ص 15 .
[2]المنتظم ، ابن جوزى ، ج 8 ، ص 11 .
[3]اعلام ، زركلى ، ص 969 .
[4]دائرة المعارف ، پطرس بستانى ، ج 1 ، ص 696 .
[5]ميزان الاعتدال ، ذهنى ، ج 3 ، ص 129 و 131 .
[6]كامل ، ابن اثير ، ج 9 ، ص 113 .
[7]المختصر فى تاريخ البشر ، ابو الفداء ، ج 2 ، ص 154 .
[8]تاريخ ابن وردى ، ج 1 ، ص 339 .


صفحه 382


ياد كرده است .[1]اين بود آراء برخى از عالمان اهل سنت در بارهء شيخ مفيد .
كوتاه سخن اين كه : موقعيت و مكانت اجتماعى مفيد در جامعه اسلامى آن عصر به حدى بود كه حاكمان و اميران به عنوان احترام به ديدار او مىرفتند و در آن ايام عمر او بيش از 34 سال نبوده است و اين نمايانگر اهميت اجتماعى و شخصيت علمى اوست .
فقه اجتهادى شيخ مفيد شيخ مفيد از اعلام دوره سوم از ادوار اجتهاد[2]( دوره تدوين ابحاث اجتهادى به صورت علمى و فنى ) بود . او با تلاش و كوشش فراوان تداوم بخش اين سبك و شيوه بود و به آن تكامل و گسترش بخشيد .
شيخ طوسى در كتاب فهرست مىگويد : مفيد فقيهى بود كه در فهم و درك مسائل فقهى بسيار پيشرفته بود و همو مىنويسد : « وى نزديك به دويست جلد كتاب كوچك و بزرگ نوشته . او اگر چه همه آراء و نظرات استادش ابن جنيد را نپذيرفت و برخى نظرات او را مورد نقد قرار داد و حتى در مورد او كتابى به نام » النقض على ابن الجنيد فى اجتهاده بالرأي « نوشت ، ولى او در اصل شيوه و سبك و طرح ابحاث اصولى به گونه علمى و فنى از مجتهدان پيشين پيروى نموده و حتى كتابى در علم اصول تأليف كرده كه مشتمل بر همه مسائل اصولى است .
علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى نويسنده الذريعه إلى تصانيف الشيعه از نجاشى نقل كرده كه كتاب مذكور از اوست و همو نيز نقل كرده است كه شاگرد وى محقق كراجكى آن كتاب را در كتاب خودش كنز الفوائد درج نموده ولى بعضى بر اين بينش و اعتقادند كه آن كتابى كه كراجكى در كنز الفوائد از شيخ مفيد درج كرده تمام كتاب اصلى او كه آن را به نام اصول الفقه مىناميدند نيست ، بلكه مختصرى از آن مىباشد و بعضى ديگر بر اين اعتقادند كه اين همان كتابى است كه كراجكى براى يكى از دوستانش استنساخ كرده


[1]شذرات الذهب ، عماد حنبلى ، ج 3 ، ص 119 .
[2]براى آگاهى از دوره سوم از ادوار اجتهاد مراجعه شود به كتاب ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى ، به قلم نگارنده .


صفحه 383


است و آن چه اين نظريه را تأييد مىكند همان چيزى است كه در صدر و ذيل كتاب كنز الفوائد آمده ، در صدر آن مىگويد : « اصول فقه را از كتاب شيخ مفيد . . براى بعضى برادران استخراج نموده‌ام . و نظير اين را در ذيل آن مىگويد .[1]در هر حال اين كتاب مشتمل بر بيشتر مسائل علم اصول مىباشد ، از جمله : دلالت امر بر وجوب ، اجزاء ، اجتماع امر و نهى ، واجب تخييرى ، مقدمه واجب ، ضد ، مفهوم و منطوق ، عام و خاص ، حجيت عقل ، عدم حجيت قياس ، خبر واحد ، اجماع ، تعارض اخبار ، استصحاب .
خلاصه شيخ مفيد در رسميت دادن و متداول كردن شيوه اجتهاد به گونه علمى و فنى بسيار كوشا بود و حتى تنها بر تدوين آن بسنده نكرد ، بلكه در جلسات درسى خود كه بزرگانى نظير سيد مرتضى و شيخ طوسى در آن حضور داشته‌اند به آن ترغيب و تحريص مىكرد و از عالمان پيش از خود كه مباحث را به گونه علمى و فنى مطرح كرده بودند - امثال ابن ابى عقيل عمانى و ابن جنيد اسكافى - تجليل نموده و از آنان به بزرگى ياد مىكرد و نسبت به كتابهاى علمى آنها اظهار خوش بينى مىكرد . از اين رو ملا محمد امين استرآبادى ( اخبارى ) شيخ مفيد را عامل مهمى براى نشر افكار ابن جنيد دانسته و در كتاب الفوائد المدنية او را مورد هجوم و اعتراض قرار مىدهد و مىگويد :
نخستين كسانى كه از طريق اصحاب امامان غفلت ورزيدند و بر كلام اصول فقه مبتنى بر افكار عقلى كه در ميان عامه رواج داشت اعتماد كردند محمد بن احمد بن جنيد و حسن بن على بن ابى عقيل بودند كه عمل به قياس مىكردند و از آنجا كه شيخ مفيد نسبت به تصانيف اين دو عالم بزرگ اظهار خوش بينى مىكرد ، طريقه و روش او در ميان متأخرين اصحاب ما رواج يافت . اين روش بالا گرفت تا اين كه نوبت به علامه حلى رسيد و او در بيشتر تصانيف خود بسيارى از قواعد اصولى معمول در ميان عامه را پذيرفت و بدان ملتزم شد و سپس شهيد اول و دوم نيز از او پيروى نمودند .[2]ملا محمد امين استرآبادى حق دارد از شيخ مفيد گله مند باشد و چهره درخشنده ابن جنيد را خدشه دار سازد و بدون حساب او را مورد نكوهش قرار دهد ، زيرا او مىداند كه


[1]كنز الفوائد ، ابو الفتح كراجكى ، ص 186 .
[2]الفوائد المدنية ، ملا محمد امين استرآبادى ، ص 30 .


صفحه 384


انديشه‌هاى اجتهادى بلند اين مجتهد بزرگ چه آثار ويرانگرى را براى انديشه‌هاى جامد و خشك آنها به دنبال دارد . و بر همگان واضح است كه بر اساس همين افكار او و ابن ابى عقيل عمانى و تأييدات شيخ مفيد از شيوه آنها بوده است كه در زمان استاد كل وحيد بهبهانى ( قدس سره ) بنياد نظريات و انديشه‌هاى اخباريگرى ويران شد .
علامه محمد باقر خوانسارى در كتاب ارزشمندش روضات الجنات مىگويد : بنيانگذار اساس اجتهاد ، به گونه علمى و فنى ، حسن بن على ، معروف به ابن ابى عقيل عمانى . .
معاصر كلينى و پس از او محمد بن احمد بن جنيد اسكافى معاصر شيخ صدوق بود .[1]عالم بزرگ ، شيخ مفيد از هر دوى آنها تعليم ديده و استفاده كرده بود و به آن دو حسن نظر داشت و از شيوه آنها پيروى مىكرد . و اين امر از شيخ مفيد به شاگردانش سرايت كرد و افرادى نظير سيد مرتضى و شيخ طوسى و ديگر معاصران آنها در بارهء عظمت و بزرگى آنان مطالبى نوشتند كه از جملهء آنها مىتوان از علامه حلى نام برد .
تذكر دو نكته 1 - اگر چه شيخ مفيد ، اجتهاد را مورد نكوهش قرار مىداد و از آن منع مىكرد و خود در كتاب گرانقدر اوائل المقالات ، آن را به گونه صريح مذمت نموده است ، ولى بايد دانست كه مقصود او آن اجتهاد مصطلح امروزى نيست ، زيرا اجتهاد داراى دو معنى و مفهوم است .
الف : اجتهاد از راه منابع معتبر شرعى ( كتاب ، سنت ، اجماع و عقل ) كه در بينش اماميه مورد تأييد است .
ب : ( اجتهاد از راه رأى و تفكر شخصى و منابع غير معتبر قياس ، استحسان و امثال اينها ) كه مطابق با رأى و نظر علماى اهل سنت است .
و مقصود شيخ از اجتهاد ، اجتهاد به معناى دوم است كه در آن عصر بيشتر معمول و متداول بود ، نه اجتهاد به معناى اول كه در عصر ما مصطلح است . ما در بحث سير تاريخى اجتهاد و ادوار آن هر دو اجتهاد را به گونهء تفصيلى در كتاب مورد بررسى قرار داده‌ايم كه


[1]روضات الجنات ، محمد باقر خوانسارى ، ج 6 ، ص 146 .


صفحه 385


قبلا به چاپ رسيده است .[1]2 - شيخ مفيد اگر چه معروف است كه با استادش ابن جنيد در عمل به قياس مخالفت كرده ، ولى به عقيده من قياس مورد قبول ابن جنيد ، قياس تشبيه و تمثيل ، كه عالمان شيعه قبول ندارند ، نبوده است ، بلكه قياس منصوص العله بوده كه مورد پذيرش بيشتر عالمان شيعه مىباشد ، زيرا قياس منصوص العله در آن عصر مورد بحث مجتهدان بوده است و شيخ مفيد و سيد مرتضى آن را معتبر نمىدانستند .
منابع اجتهادى شيخ مفيد شيخ مفيد منابع اجتهاد را همانند مجتهدان ديگر اماميه عبارت از كتاب و سنت و اجماع مىدانست ، و در رساله اصولى خود به مبحث عقل اشاره كرده و آن را به عنوان يكى از راههاى شناخت احكام پذيرفته و مىنويسد : اصول احكام عبارت است از : كتاب ، سنت و سخنان امامان معصوم . ( ع ) وى سپس در ادامه مىنويسد : از سه راه مىتوان به اين اصول دست يافت :
1 - به گونه شفاهى ، 2 - از راه اخبار ، 3 - از راه عقل .
او در كتاب اوائل المقالات به اين مطلب تصريح كرده و مىگويد : « هو ( عقل ) سبيل إلى معرفة حجية القرآن و دلائل الاخبار ) .[2]اكنون نظر عالمان پس از شيخ مفيد را نسبت به نقش عقل در استنباط احكام بيان مىكنيم :
پس از شيخ مفيد ، مجتهد نو انديش ، شيخ طوسى به توضيح نقش عقل در شناخت مسائل و موضوعات و احكام پرداخته و در كتاب عدة الاصول معلومات را به دو بخش تقسيم كرده است :
الف - اكتسابى ( نظرى ) . ب - ضرورى . منظور او از معلومات اكتسابى معلوماتى است كه از طريق براهين عقلى يا دلايل نقلى حاصل مىآيد . و نيز منظور از معلومات ضرورى ، امور بديهى و واقعياتى است كه وجود دارد و شناخت و اثبات آنها نياز به استدلالهاى


[1]كتاب ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى .
[2]اوائل المقالات ، شيخ مفيد ، ص 11 .


صفحه 386


عقلى و نقلى ندارد ، مانند حسن عدل ، زشتى ظلم ، نيكويى سپاس از منعم ، بدى ناسپاسى از او . .
پس از شيخ طوسى ، مجتهد جوان و با نبوغ ، ابن ادريس ( م 598 ه . ق ) براى دستيابى به احكام - در مواردى كه نص و اجماع نباشد - عقل را به عنوان يك منبع شناخت مطرح كرده است .
او در كتاب گرانمايه خود « سرائر » به اين مطلب تصريح كرده مىنويسد :
هر گاه در مسأله اى از مسائل شرعى ، دليلى از كتاب و سنت و اجماع به دست نيامد ، محققان در بيان و شناخت حكم آن ، به دليل عقل تمسك مىجستند .[1]پس از ابن ادريس ، محقق حلى ( م 767 ه . ق ) صاحب شرايع الاسلام ، به گونه صريحى عقل را به عنوان منبع استنباط ياد كرده و در كتاب ارزشمندش « معتبر » مىنويسد : « مستند الاحكام الكتاب ، السنة ، الاجماع ، العقل » .
و نيز در كتاب مذكور ادله احكام را به دو بخش تقسيم نموده و مىگويد : « دليل خطاب . . و ما ينفرد العقل بالدلالة عليه » .[2]بر اساس اين تقسيم بعضى از مسائل شرعى و موضوعات حوادث واقعه ، نياز به خطاب شرعى دارد و بعضى ديگر نياز ندارد ، بلكه عقل به تنهايى در اثبات حكم آنها كفايت مىكند .
پس از محقق حلى ، شهيد اول ، جمال الدين محمد بن مكى عاملى ( م 786 ) ادله احكام را مانند محقق به دو بخش تقسيم نموده است . و بعد از او انديشمندان و فقها يكى پس از ديگرى عقل را به عنوان يك منبع استنباط حكم شرعى پذيرفته‌اند .
در هر حال شيخ مفيد اجتهاد از راه رأى و منابع ظنى از قبيل قياس تشبيه و تمثيل و حتى قياس منصوص العله ، استحسان ، مصالح مرسله ، قاعده استصلاح ، مذهب صحابى ، شريعت سلف ، عرف و امثال اينها را در مقام استنباط معتبر نمىدانست و نظر او در بارهء منابع استنباطى با ديگر مجتهدان فرق و تفاوتى نداشت .


[1]سرائر ، ابن ادريس ، ج 1 ، ص 4 .
[2]معتبر ، علامه حلى ، ص 7 .