انديشههاى اجتهادى بلند اين مجتهد بزرگ چه آثار ويرانگرى را براى انديشههاى جامد و خشك آنها به دنبال دارد . و بر همگان واضح است كه بر اساس همين افكار او و ابن ابى عقيل عمانى و تأييدات شيخ مفيد از شيوه آنها بوده است كه در زمان استاد كل وحيد بهبهانى ( قدس سره ) بنياد نظريات و انديشههاى اخباريگرى ويران شد .
علامه محمد باقر خوانسارى در كتاب ارزشمندش روضات الجنات مىگويد : بنيانگذار اساس اجتهاد ، به گونه علمى و فنى ، حسن بن على ، معروف به ابن ابى عقيل عمانى . .
معاصر كلينى و پس از او محمد بن احمد بن جنيد اسكافى معاصر شيخ صدوق بود .[1]عالم بزرگ ، شيخ مفيد از هر دوى آنها تعليم ديده و استفاده كرده بود و به آن دو حسن نظر داشت و از شيوه آنها پيروى مىكرد . و اين امر از شيخ مفيد به شاگردانش سرايت كرد و افرادى نظير سيد مرتضى و شيخ طوسى و ديگر معاصران آنها در بارهء عظمت و بزرگى آنان مطالبى نوشتند كه از جملهء آنها مىتوان از علامه حلى نام برد .
تذكر دو نكته 1 - اگر چه شيخ مفيد ، اجتهاد را مورد نكوهش قرار مىداد و از آن منع مىكرد و خود در كتاب گرانقدر اوائل المقالات ، آن را به گونه صريح مذمت نموده است ، ولى بايد دانست كه مقصود او آن اجتهاد مصطلح امروزى نيست ، زيرا اجتهاد داراى دو معنى و مفهوم است .
الف : اجتهاد از راه منابع معتبر شرعى ( كتاب ، سنت ، اجماع و عقل ) كه در بينش اماميه مورد تأييد است .
ب : ( اجتهاد از راه رأى و تفكر شخصى و منابع غير معتبر قياس ، استحسان و امثال اينها ) كه مطابق با رأى و نظر علماى اهل سنت است .
و مقصود شيخ از اجتهاد ، اجتهاد به معناى دوم است كه در آن عصر بيشتر معمول و متداول بود ، نه اجتهاد به معناى اول كه در عصر ما مصطلح است . ما در بحث سير تاريخى اجتهاد و ادوار آن هر دو اجتهاد را به گونهء تفصيلى در كتاب مورد بررسى قرار دادهايم كه
[1]روضات الجنات ، محمد باقر خوانسارى ، ج 6 ، ص 146 .
قبلا به چاپ رسيده است .[1]2 - شيخ مفيد اگر چه معروف است كه با استادش ابن جنيد در عمل به قياس مخالفت كرده ، ولى به عقيده من قياس مورد قبول ابن جنيد ، قياس تشبيه و تمثيل ، كه عالمان شيعه قبول ندارند ، نبوده است ، بلكه قياس منصوص العله بوده كه مورد پذيرش بيشتر عالمان شيعه مىباشد ، زيرا قياس منصوص العله در آن عصر مورد بحث مجتهدان بوده است و شيخ مفيد و سيد مرتضى آن را معتبر نمىدانستند .
منابع اجتهادى شيخ مفيد شيخ مفيد منابع اجتهاد را همانند مجتهدان ديگر اماميه عبارت از كتاب و سنت و اجماع مىدانست ، و در رساله اصولى خود به مبحث عقل اشاره كرده و آن را به عنوان يكى از راههاى شناخت احكام پذيرفته و مىنويسد : اصول احكام عبارت است از : كتاب ، سنت و سخنان امامان معصوم . ( ع ) وى سپس در ادامه مىنويسد : از سه راه مىتوان به اين اصول دست يافت :
1 - به گونه شفاهى ، 2 - از راه اخبار ، 3 - از راه عقل .
او در كتاب اوائل المقالات به اين مطلب تصريح كرده و مىگويد : « هو ( عقل ) سبيل إلى معرفة حجية القرآن و دلائل الاخبار ) .[2]اكنون نظر عالمان پس از شيخ مفيد را نسبت به نقش عقل در استنباط احكام بيان مىكنيم :
پس از شيخ مفيد ، مجتهد نو انديش ، شيخ طوسى به توضيح نقش عقل در شناخت مسائل و موضوعات و احكام پرداخته و در كتاب عدة الاصول معلومات را به دو بخش تقسيم كرده است :
الف - اكتسابى ( نظرى ) . ب - ضرورى . منظور او از معلومات اكتسابى معلوماتى است كه از طريق براهين عقلى يا دلايل نقلى حاصل مىآيد . و نيز منظور از معلومات ضرورى ، امور بديهى و واقعياتى است كه وجود دارد و شناخت و اثبات آنها نياز به استدلالهاى
[1]كتاب ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى .
[2]اوائل المقالات ، شيخ مفيد ، ص 11 .
عقلى و نقلى ندارد ، مانند حسن عدل ، زشتى ظلم ، نيكويى سپاس از منعم ، بدى ناسپاسى از او . .
پس از شيخ طوسى ، مجتهد جوان و با نبوغ ، ابن ادريس ( م 598 ه . ق ) براى دستيابى به احكام - در مواردى كه نص و اجماع نباشد - عقل را به عنوان يك منبع شناخت مطرح كرده است .
او در كتاب گرانمايه خود « سرائر » به اين مطلب تصريح كرده مىنويسد :
هر گاه در مسأله اى از مسائل شرعى ، دليلى از كتاب و سنت و اجماع به دست نيامد ، محققان در بيان و شناخت حكم آن ، به دليل عقل تمسك مىجستند .[1]پس از ابن ادريس ، محقق حلى ( م 767 ه . ق ) صاحب شرايع الاسلام ، به گونه صريحى عقل را به عنوان منبع استنباط ياد كرده و در كتاب ارزشمندش « معتبر » مىنويسد : « مستند الاحكام الكتاب ، السنة ، الاجماع ، العقل » .
و نيز در كتاب مذكور ادله احكام را به دو بخش تقسيم نموده و مىگويد : « دليل خطاب . . و ما ينفرد العقل بالدلالة عليه » .[2]بر اساس اين تقسيم بعضى از مسائل شرعى و موضوعات حوادث واقعه ، نياز به خطاب شرعى دارد و بعضى ديگر نياز ندارد ، بلكه عقل به تنهايى در اثبات حكم آنها كفايت مىكند .
پس از محقق حلى ، شهيد اول ، جمال الدين محمد بن مكى عاملى ( م 786 ) ادله احكام را مانند محقق به دو بخش تقسيم نموده است . و بعد از او انديشمندان و فقها يكى پس از ديگرى عقل را به عنوان يك منبع استنباط حكم شرعى پذيرفتهاند .
در هر حال شيخ مفيد اجتهاد از راه رأى و منابع ظنى از قبيل قياس تشبيه و تمثيل و حتى قياس منصوص العله ، استحسان ، مصالح مرسله ، قاعده استصلاح ، مذهب صحابى ، شريعت سلف ، عرف و امثال اينها را در مقام استنباط معتبر نمىدانست و نظر او در بارهء منابع استنباطى با ديگر مجتهدان فرق و تفاوتى نداشت .
[1]سرائر ، ابن ادريس ، ج 1 ، ص 4 .
[2]معتبر ، علامه حلى ، ص 7 .
< فهرس الموضوعات > شيوه مفيد در طرح مسائل فقهى < / فهرس الموضوعات > شيوه مفيد در طرح مسائل فقهى شيخ مفيد در طرح مباحث فقهى در كتاب گرانقدر « مقنعه » داراى اسلوب و شيوه خاصى است كه به شرح زير ارائه مىگردد :
1 - بيان برخى از احكام در قالب عبارات خود با اين كه قبلا در قالب عين الفاظ روايات بيان مىشد .
2 - بيان احكام مسائل فقهى به شيوه قطعى نه به شيوه احتياط ، مگر در برخى موارد .
3 - عدم نقل اقوال ، در مسائل فقهى .
4 - نقل برخى از روايات متعارضه و بيان چگونگى رفع تعارض آنها . يعنى اگر روايتى را مخالف با قرآن مىديد آن را مردود مىدانست[1]و اگر با روايت ديگر معارض مىديد روايت داراى مرجح را بر ديگرى متعين نمىدانست ، بلكه مستحب مىدانست .[2]5 - بيان مسائل به گونه فشرده ولى گويا و به طور منظم و مبوب .
< فهرس الموضوعات > شيوه استنباطى شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > شيوه استنباطى شيخ مفيد شيخ مفيد در مقام استنباط ، داراى شيوه خاصى بود كه او را از شيوههاى دو استادش ، عمانى و اسكافى و نيز دو شاگردش ، سيد مرتضى و شيخ طوسى ، ممتاز مىنمود ، زيرا او در مقام استنباط بيشتر از ظاهر عناصر خاصه ( روايات ) استنباط مىكرد ، ولى اساتيدش عمانى و اسكافى بيشتر بر تفريع و تطبيق از راه اجتهاد تكيه و اعتماد داشتند .
و اما سيد مرتضى و شيخ طوسى در مقام استنباط داراى شيوه ديگرى بودند ، زيرا آنان نه مانند ابن جنيد و عمانى عمل مىكردند و نه مانند استادشان شيخ مفيد ، بلكه در حد وسط قرار داشتهاند ، زيرا آنها در مقام استنباط ، هم بر ظاهر نصوص و هم بر تفريع و تطبيق تكيه مىنمودند .
< فهرس الموضوعات > مرجعيت شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > مرجعيت شيخ مفيد بدون ترديد مفيد به عنوان يكى از مراجع بزرگ تقليد شيعيان جهان در آن عصر مطرح
[1]مقنعه ، شيخ مفيد .
[2]همان مأخذ ، ص 350 .
بود و مردم بلاد مختلف به او به اين عنوان گرويده بودند و پاسخ مسائل مورد نياز را از او دريافت مىداشتند ، از آن جمله : مردم عكبرا ، طبرستان ، موصل ، مازندران ، نيشابور ، شيراز ، خوارزم ، جرجان ، حران ، رقد ، دينور ، صاغان ، نوبندجان ، ميافارقين ، ساريه و نيز جز اينها از مردم بلاد ديگر .
در هر حال او در خلال سالهاى 381 تا 413 سمت مرجعيت و زعامت شيعيان را عهده دار بوده و در اين مدت خدمات ارزنده اى در تكامل بخشيدن به ابحاث فقهى و نيز خدمات بزرگى نسبت به مذهب شيعه نموده است كه با هيچ چيز قابل مقايسه نيست .
چون وى از مجتهدان دوره دوم از ادوار كيفيت بيان فقه بوده[1]و نيز از آنجايى كه در آن عصر احكام نوعا از راه پرسش و پاسخ بيان مىشده ، لذا رساله عمليه از مجتهدان آن عصر همانند رسالههاى اين دوره كه دوره ششم از ادوار كيفيت بيان فقه است ، ديده نمىشود و او نيز در مقام بيان احكام بر شيوه مجتهدان ديگر بسنده كرده بود . و اما كتاب علمى و عملى او « مقنعه » شرحى دارد كه بيان آن مىآيد .
شيخ مفيد در كتابهاى خود پاسخگوى مسائل مهمى بود كه در نوع خود بىنظير بوده ، و بجاست بعضى از آنها را در اينجا يادآور شويم :
محقق متتبع خوانسارى صاحب روضات الجنات مواردى از اين مسائل را يادآور شده است كه به ذكر يك نمونه اكتفا مىشود :
يكى از آن مسائل كه براى او مطرح شده اين بوده است كه چگونه مىشود در يك روز بيست غسل بر انسان واجب و مستحب باشد و يك غسل براى همه آنها كفايت كند ؟
مفيد در پاسخ آن گفته است : اين امر متصور است در بارهء شخصى كه در روز جمعه اى كه مصادف با عيد قربان است ، جهت زيارت پيامبر و امامان عليهم السلام ، وارد مدينه شود و قصد قضاى غسل روز عرفه ، و قضاى نماز آيات و اقامه نماز جماعت ، و استخاره و شركت در نماز استسقاء و نيز قصد توبه از معاصى كبيره و مباهله را داشته باشد و در آن روز نيز به مصلوب نظر نموده ، و وزغى را كشته ، و آب غالب النجاسه را بر او ريخته و علاوه بر جنابتى كه از راه احتلام برايش حاصل شده ، خود را جنب كرده ، و با همسرش نيز مجامعت نموده و ميتى را قبل از غسل ، مس كرده ، و ميت ديگرى را غسل داده و نيز نذر
[1]براى آگاهى از ادوار ششگانه كيفيت بيان فقه به اول بخش دوم مراجعه كنيد .
كرده كه در روز عيد قربان دو ركعت نماز با يك غسل به جا آورد[1]در حقيقت شيخ با پاسخ به اين مسأله اعجاب همگان را بر انگيخته است .
< فهرس الموضوعات > نتايج كار شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > نتايج كار شيخ مفيد تلاش و كوشش بىوقفه شيخ مفيد در زمينه فقه اجتهادى ، نتايج عظيمى را در پى داشت كه اهم آنها عبارتند از :
1 - گسترش بخشيدن به مسائل فقهى اجتهادى به گونه علمى و فنى ، از راه بحث و تدوين آثار بزرگ .
2 - پايه گذارى حوزه علمى ، به گونه منظم .
3 - تدوين مسائل فقهى ، به گونه مقارن ، براى نخستين بار .
4 - رايج كردن تدريس فقه و اصول تطبيقى ، براى اولين بار .
5 - مطرح نمودن عقل به گونه صريح به عنوان يكى از راههاى شناخت احكام شرعى .
6 - بيان احكام در قالب عبارات انشايى خود كه پيش از وى سابقه نداشت .
7 - تمهيد براى به كارگيرى اجتهاد در منابع ، به گونه عملى و بسنده نشدن در به كارگيرى آن در منابع به گونه علمى .
8 - پى ريزى طرح جديد در تدوين مسائل فقهى براى رسالههاى عمليه .
< فهرس الموضوعات > اساتيد شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > اساتيد شيخ مفيد شيخ مفيد ، عالمان و اساتيد بزرگى را از شيعه و سنى درك كرده و نزد بسيارى از آنان تلمذ نموده و از آنها علوم و دانشهاى گوناگون آموخته است ، بجاست برخى از آنان را يادآور شويم :
از جمله اساتيد شيعه او عبارتند از : جعفر بن قولويه قمى ، شيخ صدوق ، احمد بن وليد ، زرارى ، ابن جنيد اسكافى و . .
و از جمله اساتيد سنى او عبارتند از : شيخ ابو ياسر ، شيخ على بن عيسى رمانى ، ابو عبد الله بصرى ، ابو بكر محمد بن احمد شافعى ، محمد بن عمران مرزبانى ، ابو بكر محمد بن
[1]روضات الجنات ، ج 6 ، ص 164 .
سالم معروف به حافظ جعابى ، عمر بن محمد صيرفى ، على بن محمد بن حبش و . .
قابل ذكر است كه عالمان و دانشيان رجالى شيعه و اهل سنت ، براى او حدود چهل استاد ذكر نمودهاند . شيخ در درسهايى كه شركت مىكرد مستشكل در آنها محسوب بود . معروف است كه او در مقام بحث و مناظره با استادش شيخ ابو ياسر كه از بزرگان اهل سنت بود بر او غالب مىشد و با دليل او را به سكوت وا مىداشت . و چون ابو ياسر در مقام تدريس از پاسخ به اشكالات او عاجز ماند ، لذا او را به على بن عيسى رمانى - كه از اعاظم علماى علم كلام آن عصر بود - ارجاع داد . ولى مفيد گفت من او را نمىشناسم . بدين جهت رمانى يكى از شاگردانش را براى راهنمايى او فرستاد تا او را به مجلس درس خود هدايت كند . هنگامى كه شيخ وارد مجلس درس او شد ديد جمع زيادى در آن شركت دارند .
نقل شده روزى بعد از درس استادش شيخ رمانى ، شخصى از اهالى بصره در بارهء حديث غدير و حديث غار از شيخ رمانى سؤال كرد ، او در مقام پاسخ گفت : حديث غدير روايت است و حديث غار درايت ، و روايت بر درايت مقدم نمىشود . آنگاه مفيد كه طلبه نوجوانى بود به رمانى گفت : چه مىفرماييد در مورد كسى كه بر امام عادل زمان خروج كند ؟ رمانى در پاسخ وى گفت : او كافر است ، سپس حرف خود را اصلاح كرد و گفت او فاسق است .
مفيد به استادش رمانى گفت : چه مىفرماييد در بارهء امامت على بن ابى طالب ؟ او در پاسخ گفت : ترديدى در امامت و عدالت او نيست . مفيد گفت : در خروج طلحه و زبير عليه او در روز جنگ جمل چه مىگوييد ؟ رمانى در پاسخ گفت : بعدها توبه كردند مفيد گفت : توبه آنان روايت است ولى خروجشان عليه امام درايت و روايت نمىتواند با درايت معارضه كند . شيخ رمانى سكوت كرد و نتوانست پاسخى ارائه دهد . همو در نامه اى كه به استادش ابو ياسر نوشت لقب مفيد را به او داد و از آن پس او به اين لقب معروف شد .[1]در هر حال چون شيخ مفيد ، در دوران تحصيل ، از نبوغ و هوش و استعداد خاصى برخوردار بود مورد عنايات اساتيدش مانند شيخ صدوق و ابو ياسر قرار داشت .
[1]مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 464 .
< فهرس الموضوعات > شاگردان شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > شاگردان شيخ مفيد صدها طالب علم و دانش در مدرسه و مكتب شيخ مفيد از شيعه و سنى تلمذ كرده و پرورش يافتند ، و برخى از آنان از درخشندگى و برجستگى خاصى برخوردار شدند ، از آن جمله مىتوان عالمان بزرگى را ياد كرد :
سيد مرتضى ، ابو العباس احمد بن على نجاشى ، ابو الفتح كراجكى ، شيخ طوسى ، ابو يعلى سلار ديلمى ، ابو يعلى محمد بن حسن جعفرى داماد و جانشين وى و ابو الفداء موصلى و . .
اگر به زندگانى عالمان بزرگ آن عصر نظر افكنيم مىبينيم كه آنها اعم از شيعه و سنى از تلاميذ مفيد بودهاند .
< فهرس الموضوعات > چند مطلب پيرامون كتاب مقنعه < / فهرس الموضوعات > چند مطلب پيرامون كتاب مقنعه 1 - كتاب مقنعه شيخ مفيد اگر چه مانند كتاب رساله جمل العلم و العمل سيد مرتضى نهايهء شيخ طوسى ، دستور العملى براى مكلفين بوده است ، ولى به شيوهء رسالههاى فعلى تحرير نيافته و تفاوتهاى زيادى با آنها دارد ، از آن جمله :
الف - در رسالههاى فعلى فتاواى مجتهد با عبارات آنها بيان مىشود نه با الفاظ احاديث ولى در مقنعه و نهايه و امثال آنها احكام در قالب الفاظ روايات بيان شده است .
ب - نوع احكامى كه در رسالههاى كنونى براى مسائل بيان مىشود از راه بازگشت دادن فروع تازه به اصول پايه و منطبق ساختن قوانين كلى بر مصاديق خارجى است و اما احكامى كه در كتابهاى آن زمان براى مسائل بيان شده تنها از راه خود اصول احكام و ظواهر نصوص بوده است .
ج - در رسالههاى كنونى بر احكام ضرورى بسنده نشده است ولى در رسالههاى پيشين بيشتر بر احكام ضرورى بسنده شده است .
2 - از پيشگفتار كتاب ياد شده به دست مىآيد كه شيخ مفيد آن را براى يكى از مشاهير و بزرگان زمانش نوشته و از او به عنوان السيد الامين الجليل ياد كرده مىنويسد : من اين كتاب را به درخواست امينى بزرگوار نوشتهام ، او كتاب مختصرى شامل احكام شرعى و وظايف دينى از من تقاضا كرد تا وسيله اى براى اعتماد طالب دين و باعث ازدياد يقين و شناخت اهل ايمان و مرجعى باشد براى راهنمايى طالبان هدايت و