بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 499


عدم جواز تقليد ، از مجتهد متجزى سخن ديگر ما اين است كه رساله‌هاى تكرارى و تنها اقوى را به احوط و احوط را به اقوى تبديل نمودن ، آن هم تنها در مسائل فردى و عبادى ، ديگر بس است . كسى كه اين كار را مىكند ، اگر مجتهد نيست كه با او سخن نيست و اگر مجتهد است بايد بداند كه او مجتهد متجزى است ، در صورتى كه توانايى بر استخراج احكام پديده‌هاى جديد را نداشته باشد بر او عنوان مجتهد مطلق مترتب نمىشود . و در نتيجه اين سؤال پيش مىآيد كه از چنين فقيه متجزى ( كه توان استخراج حكم شرعى همه پديده‌ها را ندارد ) تقليد جايز است يا خير ؟
برخى از فقها تقليد از متجزى را جايز نمىدانند ما به گونه مفصل اين مسأله را مورد بررسى قرار داديم و در مباحث ، ادوار اجتهاد مطرح و عنوان شد ، واضح است كه فقيه امروز غير از فقيه و مجتهد ديروز است دامنه كار فقاهت امروز بسى گسترده تر و پيچيده تر از ديروز است . و بدين جهت امام فرمود : « براى اين كه كمى معلوم شود فرق ميان اسلام و آن چه به عنوان اسلام معرفى مىشود تا چه حد است شما را توجه مىدهم به تفاوتى كه ميان قرآن و كتب حديث با رساله‌هاى عمليه هست . قرآن و كتابهاى حديث كه منابع احكام و دستورات اسلام است با رساله‌هاى عمليه كه توسط مجتهدين عصر و مراجع نوشته مىشود از لحاظ جامعيت و اثرى كه در زندگانى اجتماعى مىتواند داشته باشد به كلى تفاوت دارد . نسبت اجتماعيات قرآن با آيات عبادى آن از نسبت صد به يك هم بيشتر است . از يك دوره كتاب حديث كه حدود پنجاه كتاب است و همه احكام اسلام را در بر دارد ، سه چهار كتاب مربوط به عبادات و وظايف انسان نسبت به پروردگار است ، مقدارى از احكام هم مربوط به اخلاقيات است ، بقيه همه مربوط به اجتماعيات ، اقتصاديات ، حقوق ، سياست و تدبير جامعه است » . ( ولايت فقيه ، ص 9 ) ولى بنده مىگويم مسائل اجتهادى رساله‌ها فقه واقعى و شريعت حقيقى نيستند بدين جهت نبايد انديشمندان جهان به عنوان فقه واقعى به آنها نگاه كنند ، بلكه اين رساله‌ها برداشتهاى فقيهان و مجتهدان از منابع و پايه‌هاى شناخت است و تنها لازم است بر كسانى كه نه مجتهدند و نه عمل به احتياط مىكنند جهت انجام وظيفه شرعى مطابق آنها عمل كنند .


صفحه 500


< فهرس الموضوعات > طرح امور اعتبارى به جاى امور حقيقى < / فهرس الموضوعات > طرح امور اعتبارى به جاى امور حقيقى از ديگر ملاكهايى كه در گذشته ، براى فقاهت و ارزشگذارى فقيه ، ناخودآگاه به كار گرفته مىشده ، و امروز بايد سخت مورد نقد قرار گيرد ، اين است كه : به مسائل اعتبارى و تشريعى ، رنگ مسائل حقيقى و طبيعى زده شود و در سايه مشكل غير قابل حلى كه از اين گذرگاه پديد مىآيد ، فقيه بتواند بحثهاى دامنه دارى را بيافريند و دنبال كند ! از جمله امور اعتبارى تشريعى كه رنگ مسائل امور حقيقى و طبيعى به خود گرفته عبارت است از : « تصوير موضوع علم » ، « مسأله جامع صحيحى و اعمى » ( كه ريشه آن لزوم سنخيت ميان اثر و مؤثر مىباشد ) ، « مسألهء شرط متأخر » ( كه ريشه آن لزوم تقدم علت بر معلول مىباشد ) ، « مسأله مقدمات داخلى واجب » ( كه اساس آن لزوم تقدم علت بر معلول است نه مقارنت داشتن آن ) « وجوب مقدمه واجب » ( كه از امور بديهى و بىنياز از بحث است ) و . .
هر يك از مباحث مذكور ، رد و ايرادهاى فراوانى را در بحث اصول به دنبال دارد كه ثمرى قابل توجه نداشته و فرصتها را ضايع مىسازد .
در حوزه‌هاى پيشين ، كسانى كه اين ابحاث را هر چه طولانىتر مورد بحث قرار مىدادند مورد احترام و تجليل قرار مىگرفتند و چه بسا همين مباحث زمينه ارتقاء مقام بعضى از آنان را فراهم مىآورد ! و در قبال آن ، كسانى كه بحثهاى مفيد و ارزنده و بنيادى اسلام را مورد بحث قرار مىدادند مورد بىمهرى و چه بسا تهمت و افترا قرار مىگرفتند ! ممكن است گفته شود كه رواج اين روحيه و نگرش در آن روز حوزه‌ها ، غير مستقيم نشأت گرفته از دسيسه‌ها و توطئه‌هاى حساب شده استعمارگران و تأثير پذيرفته از اوضاع سياسى آن روز بود .
سخن در ريشه يابى اين ذهنيت غلط بسيار است ، كه اين نوشته را تاب آن نيست .
( شرح اين هجران و اين خون جگر ، اين زمان بگذار تا وقت دگر ) .
< فهرس الموضوعات > توطئه‌هاى استكبار < / فهرس الموضوعات > توطئه‌هاى استكبار كوتاه سخن اين كه توطئه خزنده كفر جهانى به توسط مزدوران و عناصر مشكوك الحال داخلى ، سعى در خارج كردن اسلام از صحنه تأثير گذارى بر جوامع اسلامى بود و آنان در اين راستا تلاش مىكردند تا مسائل اصلى فقه اجتهادى و بالنده و مترقى - چه در


صفحه 501


زمينه‌هاى عناصر مشترك اصولى و چه در زمينه عناصر خاصه استنباط - را از صحنه‌هاى عمل خارج سازند . اين دسيسه دو ذهنيت غلط را در پى داشت .
الف - جدايى ديانت از مسائل مربوط به حكومت ، انكار هر گونه مسئوليت ، پرداختن به وظايف فردى و كنار نهادن واجبات اجتماعى ( امر به معروف و نهى از منكر ، مبارزه با فساد و استكبار ، جبهه گيرى در برابر سلطه استعمارگران صليبى و صهيونى بر جوامع اسلامى ) .
نظر رهبر فقيد اسلام در اين زمينه چنين است كه : « همه اينها نتيجه نفوذ بيگانگان در جايگاه و در فرهنگ حوزه‌ها و برخورد واقعى هم با اين خطرات بسيار مشكل و پيچيده است » . ( سوم اسفند ماه 1367 ) .
ب : ناتوان جلوه دادن اسلام و فقه اسلامى از اداره جامعه و پاسخگويى به نيازهاى ضرورى امت اسلام ، در ابعاد مختلف .
و در نتيجه اعتقاد به سپرى شدن دوره اسلام ! يا اعتقاد به عدم كارايى اجتهاد و لزوم به كارگيرى قياس ، استحسان ، مصالح مرسله و . . ! امام نيز صريحا بدين نكته پرداخته و بيان داشته‌اند :
« از توطئه‌هاى مهمى كه در قرن اخير ، خصوصا در دهه‌هاى معاصر و بويژه پس از پيروزى انقلاب آشكارا به چشم مىخورد ، تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براى مأيوس نمودن ملتها و بخصوص ملت فداكار ايران از اسلام است ، گاهى ناشيانه و با صراحت به اين كه احكام اسلام كه هزار و چهار صد سال قبل وضع شده است نمىتواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند . يا اين كه اسلام يك دين ارتجاعى است و با هر نوآورى و مظاهر تمدن مخالف است . . » ( وصيتنامه الهى - سياسى ) توطئه‌هاى استكبار عليه مصالح اسلام ، همواره تبليغاتى و زبانى نيست ، بلكه گاه عملى است ، يعنى آنان با نفوذ در طرز تفكر برخى از روحانى نماهاى بىسواد و منحرف فقه و اجتهاد و اسلام را از صحنه‌هاى عملى و ارتباط با جوامع ، خارج كرده و به خودى خود ، ذهنيت ارتجاعى بودن دين يا عدم توانايى اصول و ملاكهاى موجود اجتهاد در استنباط احكام الهى را ، به سطحى نگران غير متعمق تزريق مىكند .
و آن چه در چند سطر قبل يادآور شديم ( پرداختن به مباحث غير ضرورى ، و وارد كردن


صفحه 502


مباحث اعتبارى در مباحث طبيعى ) نمودى از آن است .
براى جلوگيرى از اين افراطها و تفريطها راهى جز بازگشت به فقاهت راستين نيست و فقاهت راستين از يك سو مبتنى است ، بر شناخت منابع معتبر شريعت و متد بهره گيرى از آن و به كارگيرى اصول متقن استنباط ، و از سوى ديگر متكى است بر توجه به عنصر زمان و مكان و شناخت دقيق موضوعات مستحدث و مسائل زمان و آشنايى به روش برخورد با حيله‌ها و تزويرهاى فرهنگ حاكم بر جهان .
سخن پايانى سخن پايانى را از آن فرزانه حكيم مىآوريم كه خود بارزترين مصداق اين كلام خويش بود :
« يك مجتهد بايد زيركى و هوش و فراست هدايت يك جامعه بزرگ اسلامى و حتى غير اسلامى را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدى كه در خور شأن مجتهد است واقعا مدير و مدبر باشد . .
فقه تئورى واقعى و كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است . و همه ترس استكبار از همين مسأله است كه فقه و اجتهاد جنبه عينى و عملى پيدا كند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد . » ( سوم اسفند ماه 1367 ) .
< / لغة النص = فارسي >