بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 58


آية الله العظمى سيد محمد مجاهد ، فرزند صاحب رياض ( م 1242 ه ) مؤلف كتاب فقهى « مناهل » . مناهل كتابى است با ارزش و سودمند و همهء ادله و اقوال در آن آمده و حاوى فروع و مسائل گوناگون است ، در مورد آن گفته شده كه بهترين كتاب فقهى است .
آية الله ملا محمد نراقى كاشانى ( م 1209 ه ) مؤلف « معتمد الشيعة فى احكام الشريعة » و « لوامع » در فقه .
فقيه ارجمند آية الله ملا احمد نراقى ( 1185 - 1245 ه ) صاحب كتاب « مستند الشيعة فى احكام الشريعة » ، اين كتاب نشانگر تبحر بيش از حد و تسلط فوق العادهء او در بحثهاى فقهى است .
آيت الله العظمى شيخ محمد حسن نجفى ، ( 1192 / 1200 - 1266 ه ) مؤلف كتاب « جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام » . جواهر مجموعهء گرانسنگى است كه تاريخ تدوين فقه در گستردگى و شمول و تحقيق و قدرت استدلال نظير آن را ياد ندارد .
يكى از ويژگيهاى اين دوره اين بود كه تعداد بسيارى از فقها در اين سنين مىزيستند و همگى از شاگردان مرحوم وحيد بهبهانى بوده‌اند . اينان رأيت تحقيق و توسعهء در بحث و استدلال را با سبكى نوين و شيوه اى تكامل يافته افراشتند ، و در نوشتجات خود مطالبى را به عنوان اصول پايهء اجتهاد و استنباط براى نسلهاى آتى به وديعت سپردند . و بدون ترديد خدمتى كه ايشان در اين دوره ارائه كردند بسيار مهم و ارزنده بود ، زيرا آنها اساس تكامل فقه را براى دوره‌هاى آينده بنيان نهادند و ديگران از آن بهرهء فراوانى بردند .
8 . مرحله تدقيق در ابحاث فقهى اين مرحله از زمان شيخ الفقهاء و امام المدققين شيخ انصارى دزفولى قدس سره ( 1214 - 1281 ه ) شروع مىشود و به زمان معلم بزرگوار آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ( 1255 - 1329 ه ) خاتمه مىيابد .
اين دوره از ادوار فقه شاهد حركت فقهى دقيق و مهمى بود و بحثهاى فقهى به اوج گستردگى خود رسيد . فقيه در اين دوره واجد بالاترين مرتبه دقت نظر در بحث بود .
بنا بر اين فقه از جهت دقت در استدلال به صورت نمايانى تطور يافت .
سر آمد اين دوره و آغازگر اين روش مرحوم شيخ انصارى است كه در بحثهاى فقهى روحى تازه دميد و آراى دقيق و كاملى را ارائه كرد و در اين سبك كاروان سالار ديگر


صفحه 59


محققان شد . كتاب فقهى او « مكاسب » ، گواه زنده اى بر طرز فكر او است كه سرشار از نظرات ژرفبينانه و مطالب ارزنده است . او در « مكاسب » و ديگر كتابهاى خود شيوه نوينى را در استدلال احكام دينى و مسائل شرعى به كار بسته است كه ويژه اوست و با روش هيچ يك از اسلاف وى سازگار نيست .
ويژگيهاى كتاب « مكاسب » شيخ انصارى در كتاب « مكاسب » اين روش را پيش نگرفته كه از ابتدا خواننده را با توجه دادن به محتواى ادله قانع سازد ، بلكه در پيرامون مسأله به استدلالى عميق و دقيق پرداخته و با دقت بسيار همه زواياى ادله را مورد بررسى قرار داده و با راى صائب خود به جمع آنها همت گماشته است ، تا مانند فقهاى ديگر در هنگام نقد و تحليل ادله به نقض و اشكال گرفتار نشود . او مسأله را عنوان مىكند ، آنگاه آن را تجزيه و تحليل علمى مىكند و براى آن حكمى را به اثبات مىرساند ، سپس با ذكر مقدماتى به مناقشه پيرامون آن مىپردازد و با بيانى شيوا و قلمى رسا آن را به ذهن القاء مىكند ، به گونه اى كه معلم آن را خالى از هر شبههء و اشكالى مىپندارد . پس از آن مقدمات مذكور را مورد اشكال قرار مىدهد و با ذكر دليل همهء آنها را باطل مىكند ، آنگاه براى مسأله ، دليلهاى ديگرى مىآورد و حكم ديگرى را به اثبات مىرساند و نظريهء جديد خود را با ذكر اقوال فقهاى ديگر تاييد مىكند . بعد از همهء اينها ، مقدمات استدلال خود را در بوتهء مناقشه اى دقيق مىافكند ، و دلايل محكم و خدشه ناپذير ديگرى براى آنها مىآورد ، و در نهايت با استشهاد به دلايلى از كتاب و سنت و تأييد گرفتن از اقوال فقها و لغت شناسان به طور قاطعى حكم مسأله را بيان مىكند .
اين روش ابتكارى شيخ در مسائل فقهى باعث شگفتى معاصرين وى شد ، و پس از او تا مدتى از افزودن چيزى بر آن ناتوان ماندند ، و بسيارى از متأخرين وى به نبوغ و برترى علمى او در ميان گذشتگان و آيندگان اعتراف كرده‌اند .
از اينجا بود كه كتاب مكاسب از زمان تأليف تا كنون مورد نظر واقع شده و از ناحيهء فقهاى بزرگ مورد تعليم و تعلم قرار گرفته و آراى دقيق آن در همهء بيانات فقها مشهود است ، و يافتن زواياى دقيق مطالب شيخ معيار ارزنده اى براى سنجش قدرت اجتهاد طلاب علم است از اين رو دانشپژوهان در همهء حوزه‌هاى علمى به مطالعه و تعليم و تعلم


صفحه 60


آن روى آورده و بسيارى از فقها در مورد اهميت آن گفته‌اند : « هر كس به نظرات دقيق شيخ در كتاب مكاسب آگاهى يابد مجتهد است » .
چون كتاب مكاسب را معانى دقيق و محتواى عميقى است عدهء زيادى از فقها به شرح و توضيح و تبيين مسائل آن پرداخته و در اين راه از هيچ كوششى دريغ نورزيده‌اند .
< فهرس الموضوعات > رجال عصر شيخ انصارى < / فهرس الموضوعات > رجال عصر شيخ انصارى اين حركت و جنبش فقهى كه از انديشه ناب شيخ تراويده بود به رشد فزايندهء خود ادامه داد و در اين راستا نابغه‌هاى انديشمندى به صحنه آمدند كه از جمله عبارتند از :
1 . امام مجدد ميرزا محمد حسن شيرازى ( متوفى 1312 ه ) .
2 . آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ( متوفى 1329 ه ) 3 . آية الله العظمى سيد محمد كاظم يزدى ( متوفى 1337 ه ) 4 . آية الله العظمى مولى فتح الله معروف به شيخ الشريعة اصفهانى ( م 1339 ه ) 5 . آية الله العظمى شيخ عبد الكريم حائرى ، مؤسس حوزه علميه قم ( متوفى 1355 ه ) 6 . آية الله العظمى ميرزا محمد تقى شيرازى ( متوفى 1338 ه ) و فقهاى ديگرى كه محور تحقيق و دقت نظر در مبانى فقهى و اصول استنباط به شمار مىروند .
< فهرس الموضوعات > 9 . دوره تلخيص مباحث فقهى < / فهرس الموضوعات > 9 . دوره تلخيص مباحث فقهى اين مرحله از زمان مرحوم آية الله العظمى آخوند ملا محمد كاظم خراسانى « قدس سره » ( 1255 - 1329 ه ) شروع شده و تا كنون ادامه دارد . اين مرحله از جهت تلخيص در بحثهاى فقهى شاهد سبكى نوين و شيوه اى بديع است و شكوفايى بسيارى دارد .
فقها در اين دوره كتب فقهى را تلخيص كرده و مطالب ناب آن را بيرون كشيده و به تحقيقات شگفت انگيز خود مىآرايند و به جامعه ارائه مىدهند .
از رجال بزرگ اين مرحله و پيشرو اين سبك ، آخوند خراسانى است كه در تحقيق مبانى فقهى بر پايه هايى متين و عباراتى كوتاه و شيوا كوشش كرده و در كتابهاى خود ميان ژرف نگرى در استدلال و توسعه در تحقيق و ايجاز در عبارت جمع كرده است . و


صفحه 61


بدين ترتيب فقه را حياتى تازه بخشيده است . او كتاب « اللمعات النيرة فى شرح تكملة التبصرة » را تأليف نموده كه در سراسر آن احكام شريعت را با بهترين و زيباترين دسته بندى و تنظيم مطرح ساخته است ، ولى مع الاسف اجل او را مهلت نداده تا كتاب فقهى خود را به پايان برساند و تنها تا مسأله « مكان مصلى » تحرير كرده است .
ديگر از كتابهايش ، حاشيه اى بر دو بخش بيع و خيارات كتاب مكاسب شيخ انصارى كه در آن امهات مسائل فقهى را با بيانى كوتاه و دقت نظرى ژرف ارائه داده است .
زندگى اين شيخ بزرگوار نقطهء عطف مهمى در تحول بحثهاى فقهى و اصولى به اين شيوه شمرده مىشود ، و در كنار همه اينها آرا و نظرات تازه اى را نيز مطرح كرده است كه تا كنون در فقه و اصول مورد نظر فقهاست ، و در طول سالها هر گز از اهميت آن كاسته نشده است - اين شيخ ارجمند در مجلس درس از قدرت بخصوصى برخوردار بود و با مهارت فراوان اصول فقه را در فرعها و شاخه‌هاى مختلفش پياده مىكرد و قواعد كلى را بر مصاديق تطبيق مىكرد . او در كرسى تدريس هم چون شير نستوهى جولان مىداد و با تلاش خستگىناپذير خود بيش از يك هزار مجتهد را در فقه و اصول تربيت كرد .
در ميان علماى دورهء تلخيص مىتوان از آية الله العظمى سيد محمد كاظم يزدى قدس سره ( م 1337 ه ) نام برد ، كه با بيانى رسا و گفتارى دل نشين به تنقيح و تحقيق در مبانى فقهى دست يازيده ، و كتابى در شرح مكاسب تأليف كرد ، و آراى دقيق و نظرات موشكافانه خود را در قالب عباراتى كوتاه بيان داشته است ، كه فقها هنوز به آراى او با ديدهء تحسين مىنگرند .
ديگر آية الله العظمى آقا ضياء الدين عراقى ( م 1361 ه ) است كه به سهم خود مبانى فقهى را با همين شيوه تحقيق و تلخيص كرده و در اين ميدان بسيار موفق بوده است . او كتاب « شرح تبصرة المتعلمين » را تأليف كرد ، و هم چون مرحوم آخوند و محقق يزدى تحقيقات و استدلالات عميق خود را در عباراتى فشرده بيان نمود .
از جمله علماى اين دوره آية الله العظمى شيخ محمد حسين اصفهانى ( 1296 - 1361 ه ) است كه مبانى فقه را بر اساسى محكم و استوار استحكام بخشيد و با جملاتى كوتاه تحقيقات ژرف و گسترده خود را بيان داشت . او از جمله كتابهاى « اجاره » و « حاشيه بر مكاسب » را كه مشتمل بر تحقيق و دقت نظر و قدرت استقلال و تلخيص است ، به رشته تحرير در آورد ، و از زياد گويى و اختصار بيش از اندازه دورى جست .


صفحه 62


از پيروان اين سبك ، مرجع بزرگ آية الله العظمى سيد محسن حكيم ( 1306 - 1390 ه ) مؤلف كتاب « مستمسك العروة الوثقى » است . مستمسك كتاب فقهى ارزشمندى است كه از جهت ترتيب و تنظيم و دقت و قدرت استدلال و تلخيص مسائل فقهى در اين دوره بىنظير است ، و نخستين كتابى است كه به اين شكل كامل به جامعه علمى عرضه شده است و مرحوم حكيم با تأليف اين كتاب به مقام پيشاهنگى كاروان محققين اين دوره نايل آمده است ، زيرا هر تحقيقى كه پيرامون كتاب « عروة الوثقى » صورت پذيرد مرجع اصلىاش كتاب « مستمسك » است زيرا اين كتاب راه را براى ديگران هموار كرده است .
از اين رو اين كتاب مورد شگفتى علماى اين دوره واقع شد ، و مطالب آن مورد عنايت محققين و مدرسين قرار گرفت و با استقبال شايانى كه از آن به عمل آمد تا كنون پنج مرتبه به چاپ رسيده است .
و كاروان فقاهت در مذهب اماميه اين چنين در راه پيشرفت و تكامل راه مىپويد ، و به دست با كفايت علما و فقها شكوفايى مىيابد و به افقى درخشنده و روشن منتهى مىشود . فقيهان انديشمند مجموعه‌هاى بزرگ فقهى و تأليفات گرانمايه اى را با شيوه‌ها و سبكهاى گوناگون از خود به جا مىگذارند كه زينت بخش كتابخانه‌هاى مراكز مهم علمى دنياست ، و اين چنين است كه به بركت تلاش و مجاهدت بىوقفه و خستگى ناپذير و كوشش پيگير فقهاى اسلامى در طول تاريخ ، منابع كنونى فقه ما در دورهء اخير پر مايه تر از همه منابع ديرينهء اسلامى است .
خداوند متعال تلاشهاى همهء ايشان را مورد قبول درگاه خود قرار داده ، و ايشان را از اسلام و مسلمين بهترين پاداش عطا فرمايد . انه سميع مجيب .


صفحه 63


تكامل و ركود فقه اجتهادى اهل سنت الف : اوان تكامل فقه اجتهادى اهل سنت دوران حكومت عباسيان كه از سال 132 هجرى آغاز گرديد و در سال 656 پايان پذيرفت ، شكوفاترين دوران فقه اجتهادى جامعه اهل سنت به حساب مىآيد . زيرا در اين دوران زمينه مباحثات علمى و مناظرات فقهى ميان مجتهدان و فقيهان اهل سنت گسترش بيشترى يافته بود و در نتيجه نوعى تفاهم و تكامل در نظريات علمى آنان را به دنبال داشت . چرا كه تبادل نظر و مواجههء انديشه‌ها و برداشتها و استعدادهاى گوناگون با يكديگر به طور طبيعى باعث حل معضلات و كشف خطاها و جبران كاستيها مىگردد .
شيوهء مناظره و مباحثه در اين دوران تنها مورد استفادهء مجتهدان نبود ، بلكه استادان و شاگردان نيز آن را به كار مىبستند . عبد الله بن عباس ( م 68 يا 70 يا 71 ) با استادش زيد بن ثابت و ابو حنيفه ( 80 - 150 ه ق ) پيشواى مذهب حنفى با استادش رئيس مذهب جعفرى امام جعفر صادق ( ع ) ( 80 يا 83 - 148 ه ق ) و محمد بن ادريس شافعى ( 150 - 204 ) پيشواى مذهب شافعى ، با استادش مالك بن انس ( 95 يا 93 - 179 ه ق ) پيشواى مذهب مالكى ، و گروه زيادى از تابعين با صحابه مناظره داشتند . و اين شيوهء پسنديده و سنت حسنه هيچ گاه بىحرمتى و سوء ادب تلقى نمىگرديد . و به راستى اگر اين شيوه به شكل صحيح و اسلامى و اخلاقى به كار گرفته شود و در آن از الفاظ ناشايست و عبارتهاى تند و توهينآميز پرهيز گردد ، بهترين روش است كه


صفحه 64


مىتواند كمال و پيشرفت را به دنبال داشته باشد . اسلام به عنوان يك آيين جاودان پيروان خويش را بدين شيوه فرا خوانده و لازم دانسته است كه آنان بر اساس دلايل صحيح و معتبرى كه درك مىكنند عمل نمايند و سخن استادى را به عنوان سخن استاد ، بىچون و چرا نپذيرند ، مگر زمانى كه سخن داراى مستند شرعى و دلايل قطعى و يا ظنى معتبر باشد .
در هر حال ، دوران حكومت عباسيان را مىتوان دوران درخشش فقه اجتهادى جامعه اهل سنت دانست كه در نتيجهء آن ، آثار ذيل پديدار گشت :
< فهرس الموضوعات > 1 - پيدايش مكاتب گوناگون در دوران عباسيان < / فهرس الموضوعات > 1 - پيدايش مكاتب گوناگون در دوران عباسيان در اين دوران حدود دهها مكتب ظاهر گرديد كه با گذشت زمان برخى از آن مكاتب از ميان رفت و برخى ديگر مانند حنفى ، مالكى ، شافعى ، و حنبلى ، تداوم يافت و تا كنون ادامه دارد . ( شرح چگونگى آن را در كتاب ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب بيان نموده‌ايم بدين جهت نيازى به بيان آنها در اينجا نيست ) .
< فهرس الموضوعات > 2 - تصانيف گوناگون پيرامون علم فقه < / فهرس الموضوعات > 2 - تصانيف گوناگون پيرامون علم فقه در زمان حكومت عباسيان و بعد از آنان تصانيف گوناگونى پيرامون فقه به رشته تحرير در آمد كه آن را از نظر كمى و كيفى گسترش بخشيد و سبب شد كه از تكامل محسوسى برخوردار شود . بجاست كه نام برخى از عالمان حنفى ، مالكى ، شافعى و حنبلى را كه در علم فقه شهرت خاصى دارند يادآور شويم :
< فهرس الموضوعات > فقهاى مشهور در مذهب حنفى < / فهرس الموضوعات > فقهاى مشهور در مذهب حنفى فقهاى مشهور در اين مذهب عبارتند از :
علامه محمد بن حسن شيبانى ( م 189 ) ، نويسنده كتاب « الجامع الصغير ، » الجامع الكبير ، الامالى و الحجة على اهل المدينة « .
علامه شمس الائمة محمد بن احمد معروف به سرخسى ( م حدود 483 ) مؤلف كتاب « المبسوط فى شرح الكافي[1]اين كتاب داراى سى جزء است .


[1]- ابو الفضل مروزى ( م 344 ) شش كتاب محمد بن حسن شيبانى را ( مبسوط جامع كبير ، جامع صغير ، سير الكبير ، سير الصغير و زيادات ) جمع آورى كرد و بر آن نام كافى نهاد سپس سرخسى اين كتاب را در سى جزء شرح كرد و بر آن نام مبسوط نهاد و نويسندگان مجله احكام عدليه بيشتر مسائل مدونه را از كتابهاى ياد شده گرفته‌اند .


صفحه 65


علاء الدين كاشانى ( م 581 ) نويسنده كتاب « بدائع الصنائع فى ترتيب الشرائع » اين كتاب داراى هفت جزء است .
مولى شيخ نظام صاحب كتاب « الفتاوى الهنديه » اين كتاب داراى شش جزء است . و در حاشيه آن فتاوى الخانية محمود اوزجندى قاضى خان حسن بن منصور ( م 592 ) و الفتاوى البزازيه از حافظ الدين محمد معروف به ابن بزاز ( م 827 ) قرار دارد .
برهان الدين على مرغينانى ( م 593 ) صاحب الهداية شرح بداية المبتدي ، اين كتاب را مؤلف در چهار جلد قرار داد . و بسيار مشهور است و داراى حاشيه‌هاى فراوانى است از آن جمله : الغاية از سروجى و الكفاية از كرلافى و الوقاية از تاج الشريعة و النقاية از صدر الشريعه و النهاية از سغناقى و حاشية النهاية از قونوى و معراج الدراية از قوام الدين كاكى و العناية از بابرتى و البناية از عينى .
عبد الله موصلى صاحب المختار و شرحه الاختيار .
شيخ عبد الغنى غنيمى ميدانى صاحب اللباب فى شرح الكتاب .
علامه كمال الدين معروف به ابن همام صاحب فتح القدير اين كتاب داراى هشت جزء است .
محمد امين معروف به ابن عابدين ( م 1253 ) صاحب نشر العرف فى بناء بعض الاحكام . على العرف و صاحب رد المختار على الدر المختار ، اين كتاب داراى هفت جزء است كه دو جزء آن به عنوان تكمله مىباشد .
ابن قاضى سماوه يا سماونه ( شيخ محمود بن اسماعيل ) ( م 818 يا 823 ) نويسنده « جامع الفصولين » اين كتاب در دو جزء قرار دارد .
زين العابدين - معروف به ابن نجيم نويسنده كتاب « البحر الرائق فى شرح كنز الدقائق » ، اين كتاب داراى هشت جزء است . و نيز نويسنده كتاب الاشباه و النظائر كتاب كنز الدقائق از حافظ الدين النسفي ( م 710 ) مىباشد و از اهميت خاصى برخوردار شد و بر آن حواشى زيادى است از آن جمله تبيين الحقائق فى شرح كنز الدقائق عثمان بن على زيلعى كه داراى شش جزء است و رمز الحقائق عينى و النهر