< فهرس الموضوعات > صحيح مسلم از نظر شيعه < / فهرس الموضوعات > صحيح مسلم از نظر شيعه نظر ما در بارهء اين كتاب با نظر گروه اخير از دانشمندان جامعه اهل سنت هماهنگ است . به عقيده ما احاديث زيادى در ابواب مختلف اين كتاب نقل شده كه از نظر علم حديث و درايه ناصحيح است و تعداد آنها بيش از مقدارى است كه محدثان اهل سنت برشمردهاند .
< فهرس الموضوعات > انتقادهايى به صحيح مسلم < / فهرس الموضوعات > انتقادهايى به صحيح مسلم حافظان حديث بر صحيح مسلم انتقادهايى چند داشتهاند كه از آن جمله است :
1 - گروهى از راويان آن ضعيف است و از نظر علم حديث و درايه ، روايات آنها مردود مىباشد .
2 - نقل حديث از ابو هريره كه در زمان خودش معروف به دروغ گويى و اكثار حديث بوده است و نيز نقل حديث از ابو موسى اشعرى ، عمرو بن عاص ، عبد الله بن زبير و عمران بن حيطان ، كه اينان از منحرفان و دشمنان مغرض امام على ( ع ) بوده و به دليل غرض ورزى و اعمال دشمنى ، از جعل حديث و تحريف آن باكى نداشتهاند .
3 - ظاهر نام كتاب صحيح مسلم مىرساند كه تمامى احاديث صحيح را جمع آورى كرده است ، در حالى كه چنين نيست و احاديث صحيح ديگرى نيز وجود دارد كه جاى آن در صحيح مسلم خالى است .
4 - صحيح مسلم همانند صحيح بخارى در بردارندهء احاديثى است كه مخالف ادلهء قطعى عقلى و شرعى است ، هم در زمينهء اصول دين - توحيد ، نبوت ، معاد و . . - و هم در زمينه احكام شرعى . و شگفت اين كه چنين احاديثى از جانب مؤلفين آن صحيح تلقى شده است .
< فهرس الموضوعات > صحيح مسلم و فضايل امام على ( ع ) < / فهرس الموضوعات > صحيح مسلم و فضايل امام على ( ع ) مسلم بن حجاج نيشابورى ، همانند بخارى از تبعات تعصب به دور نمانده و فضايل امام على ( ع ) و احاديثى كه قدر و شأن آن حضرت و برترى ايشان را بر ديگران مىرسانده ، نقل نكرده است و از باز گفتن آن چه گروهى از اصحاب در حق اهل بيت رسول خدا ( ص )
نقل كردهاند امتناع ورزيده است .
شگفت اين است كه مسلم بن حجاج در عصر امام هادى و امام حسن عسكرى عليهما السلام مىزيسته و با اين حال هيچ حديثى از آنان نقل ننموده است . و نشانه اى در دست نيست كه او در سفرهاى زيادى كه به عراق و حجاز كرده با آنان تماسى داشته باشد .
مسلم بن حجاج و ديگرانى كه راه و شيوهء تحقيقى او را برگزيدهاند ، هدفشان مخفى نگهداشتن حقايق و فضايل على ( ع ) و خاندان او بوده تا آيندگان بدانها دست نيابند .
تاريخ نشانگر اين واقعيت است كه مسلم نسبت به پيروان امام على مخالفت داشته و تا مىتوانسته در انديشه تعارض با آنان بوده است . مطلبى كه او در مقدمه كتاب خود ( صحيح مسلم ) به شيعه نسبت داده و افترا بسته است ، دليل اين مدعى است . او مىگويد : « از جمله احاديث جعلى كه شيعه نقل مىكنند اين است كه على ( ع ) در ميان ابر است . ان الرافضة تقول ان عليا فى السحاب . » در حالى كه شيعه معتقد است على بن ابى طالب ( ع ) در محراب عبادت به دست شقىترين فرد روى زمين - ابن ملجم مرادى - به شهادت رسيده و در نجف اشرف مدفون گشته است .
گويا آن چه مسلم را به ارتكاب چنين اشتباهى واداشته اين است كه رسول خدا ( ص ) عمامه معروف خود را كه سحاب نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امام على ( ع ) گذاشت . و گاهى كه على ( ع ) آن عمامه را بر سر مىنهاد و خدمت حضرت رسول مىرسيد ، پيامبر ( ص ) با خوشحالى مىفرمود ( اقبل على فى السحاب ) . شيعيان به تبعيت از رسول الله ( ص ) به عنوان افتخار براى امام على ( ع ) مىگفتند : « جاء على فى السحاب » اين مطلب در سيرهء حلبى ( ج 3 ، ص 369 ) و الغدير ( ج 1 ) آمده است .
سنن ابن ماجه سنن ابن ماجه ، از محدث بزرگ ، ابو عبد الله محمد بن يزيد بن ماجه قزوينى ( 9 / 207 - 5 / 273 ) است . او براى تأليف سنن خود به شام ، مصر ، مكه ، بغداد و بصره و كوفه مسافرت كرد و از بزرگان علم حديث استماع نمود ، كتاب او يكى از صحاح ششگانه است و آن را بر موطأ مالك برترى دادهاند . و علامه عبد الرحمن بن كمال اسيوطى آن را
شرح نموده است .
< فهرس الموضوعات > برخى نظريات پيرامون سنن ابن ماجه < / فهرس الموضوعات > برخى نظريات پيرامون سنن ابن ماجه به اعتراف جامعه اهل سنت ، سنن ابن ماجه در بر دارندهء احاديث موضوعه است ، از آن جمله حديثى در رابطه با مهدى موعود و اين كه او كسى جز عيسى ( ع ) نيست . و نيز حديثى كه مىگويد : « اولين كسى كه خداوند با او مصافحه مىكند عمر بن خطاب است . » و حديث « من مات مريضا مات شهيدا » و احاديثى در بارهء شهر قزوين .
< فهرس الموضوعات > سنن ابى داود < / فهرس الموضوعات > سنن ابى داود سنن ابى داود تأليف فقيه بزرگوار ابو داود سليمان بن اشعث بن اسحاق بن بشير ازدى سجستانى[1]( 202 - 275 ) است كه به نام سنن ابى داود ، شناخته مىشود علامه ابراهيم ابن اسحاق حربى در پيش گفتار كتاب سنن ابى داود در بارهء مؤلف آن گفته است :
« ألين لأبي داود الحديث ، كما ألين لداود الحديد . » علم حديث براى ابى داود نرم بود همان گونه كه آهن براى داود پيامبر .
علامه حافظ خطابى در مقدمه كتاب معالم السنن ، در بارهء سنن ابى داود گفته است :
« هو كتاب شريف لم يصنف فى علم الدين مثله و قد رزق القبول من كافة الناس فصار حكما بين فرق الناس و الطبقات الفقهاء على اختلاف مذاهبهم فلكل منه ورد و منه شرب و عليه معول اهل العراق و اهل مصر و بلاد المغرب و كثير من اقطار الارض فاما اهل خراسان فقد أولع اكثرهم بكتاب محمد بن اسماعيل البخارى و مسلم بن الحجاج و من نحا نحوهما فى جمع الصحيح على شرطهما فى السبك و الانتقاد الا ان كتاب ابى داود احسن رصفا و اكثر فقها » يعنى سنن ابى داود در علم دين و احكام الهى كتاب شريفى است كه همانند آن تصنيف نشده ، اين كتاب مورد اعتماد و پذيرش همگان قرار گرفته و بين گروههاى گوناگون حكم و داور گشته است و اهل عراق و مصر و بلاد مغرب و بيشتر مناطق روى زمين به آن اعتماد و تكيه نمودهاند و اما اغلب مردم خراسان گر چه توجه بيشترى به كتاب محمد بن اسماعيل بخارى و مسلم بن حجاج و كتابهايى مانند آن دارند
[1]- سجستان يا معرب سيستان است و يا نام قريه اى از توابع بصره است .
ولى كتاب ابى داود از حيث تنظيم و فقه نيكوتر است .
در پيشگفتار همين كتاب علامه ابن الاعرابى در بارهء آن گفته است : « لو ان رجلا لم يكن عنده شيء من كتاب العلم الا المصحف الذي فيه كلام الله تعالى ثم كتاب ابى داود لم يحتج معهما إلى شيء من العلم البتة . » هر گاه نزد انسان از كتابهاى علمى نباشد مگر كتاب خدا و سپس كتاب ابو داود ، قطعا نيازى به كتابهاى علمى ديگر نخواهد بود .
علامه حافظ منذرى در مقدمه كتاب خود تهذيب السنن مىگويد : « سنن ابى داود هو احدى الكتب المشهورة فى الاقطار و حفظ مصنفه اتقانه و تقدمه محفوظ عن حفاظ الامصار و ثناء الائمه على هذا الكتاب و على مصنفه مأثور عن رواة الآثار » سنن ابى داود يكى از كتابهاى مشهور جهان است و در نزد اهل حديث ، حافظه و اتقان و تقدم وى بر ديگران مسلم است و نيز مدح و ستايش پيشوايان ( حديث ) از او و كتابش فراوان نقل شده است .
در پيش گفتار سنن ابى داود ، از علامه محمد بن حبان نقل شده است كه گفت :
« ابو داود احد ائمة الدنيا فقها و علما و حفظا و نسكا و ورعا و اتقانا . » ابو داود يكى از پيشوايان دنيا از نظر فقه و دانش و حفظ حديث و عبادت و ورع و اتقان بوده است .
ابن قيم جوزيه حنبلى نويسندهء كتاب اعلام الموقعين عن رب العالمين مىگويد :
« كتاب السنن لأبي داود سليمان بن الاشعث السجستاني رحمه الله ، من الاسلام بالموضع الذي خصه الله به ، بحيث صار حكما بين اهل الاسلام و فصلا فى موارد النزاع و الخصام فاليه يتحاكم المنصفون و بحكمه يرضى المحقون فانه جمع شمل احاديث الاحكام ، و رتبها احسن ترتيب و نظمها احسن نظام ، مع انتقائها احسن انتقاء ، و اطراحه منها احاديث المجروحين و الضعفاء . » براى كتاب سنن ابى داود در اسلام خداوند جايگاه خاصى قرار داده است تا بدانجا كه بين اهل اسلام حكم و داور قرار گرفته و وسيله حل نزاع و مخاصمهها گرديده است ، اهل انصاف به هنگام حكم و داورى بدان مراجعه كنند و اهل حق به حكم آن راضى شوند ، گفته مىشود : ابو داود احاديث گوناگونى را در زمينه احكام در آن گرد آورى نموده و به بهترين ترتيب آن را مرتب و به شايسته ترين وجه آنها را تنظيم كرده است ، در آن بهترين احاديث را برگزيده و از آوردن احاديث ضعيف اجتناب ورزيده است .
در تذكرة الحفاظ ( ج 2 ، صفحه 593 ) آمده است : « كتاب الله اصل الايمان و سنن ابى
داود عهد الاسلام . » كتاب خدا ريشه و پايه ايمان است و سنن ابى داود برنامه اسلام .
بيشتر جامعهء اهل سنت سنن ابى داود را ام الاحكام مىدانند . علامه شيرازى در طبقات ، ابو داود را از شاگردان احمد بن حنبل شمرده است .
< فهرس الموضوعات > نگاهى به سنن ابى داود < / فهرس الموضوعات > نگاهى به سنن ابى داود 1 - سنن ابى داود ، در بردارندهء سى و پنج كتاب مختلف و هزار و هشتصد و هفتاد و يك باب و پنج هزار و دويست و هفتاد و چهار حديث است . كشف الظنون مجموع احاديث آن را به غير از مكرراتش چهار هزار و هشت حديث دانسته است .
2 - علامه عبد الرحمن بن كمال اسيوطى كتابى به عنوان مرقاة الصعود إلى سنن ابى داود نگاشته و علامه محمد الزف نيز آن را شرح كرده است .
< فهرس الموضوعات > نقل چند انتقاد بر سنن ابى داود < / فهرس الموضوعات > نقل چند انتقاد بر سنن ابى داود بعضى از بزرگان جامعه اهل سنت ، مانند علامه ذهبى در ميزان الاعتدال و احمد بن عبد الحكيم بن عبد السلام ( م 728 ) معروف به ابن تيميه در منهاج الاصول ، در بارهء سنن ابى داود گفتهاند كه در بر دارندهء احاديث ناصحيح و كاذب است ، از آن جمله حديثى است كه مىگويد : ام سلمه جمره را قبل از طلوع فجر رمى مىكرد . و حديث نهى رسول خدا از حجامت در روز سه شنبه . و نيز حديث منع از خوردن گوشتى كه با كارد جدا شده باشد . و امثال اين احاديث كه در سنن ابى داود زياد است .
< فهرس الموضوعات > سنن ترمذى < / فهرس الموضوعات > سنن ترمذى سنن ترمذى از محدث ابو عيسى محمد بن عيسى بن سوره ترمذى ( 9 / 200 - 1 / 5 / 279 ) مىگويد : « من وقتى از تأليف اين كتاب فارغ شدم آن را به نظر علماى خراسان ، حجاز و عراق رسانيدم ، همه مرا تشويق و تحسين كردند » تذكرة الحفاظ ( ج 2 ، ص 634 ) در بارهء اين كتاب گفته است : « من كان فى بيته هذا الكتاب كان فى بيته نبى يتكلم . » اين كتاب در هر خانه اى باشد مثل اين است كه پيامبر خدا در آن خانه حضور دارد و سخن مىگويد .
ترمذى در ميان علماى جامعه اهل سنت اولين كسى است كه حديث را به صحيح ،
حسن و ضعيف تقسيم كرد . پيش از او در جامعهء اهل سنت اين گونه تقسيم بندى در حديث انجام نشده بود ، زيرا قبل از او فقط به صحيح و غير صحيح ( معتبر و غير معتبر ) تقسيم شده بود و بس .
< فهرس الموضوعات > نگاهى به ويژگيهاى سنن ترمذى < / فهرس الموضوعات > نگاهى به ويژگيهاى سنن ترمذى 1 - در سنن ترمذى نسبت به ديگر كتب كمتر حديثى تكرار شده است .
2 - بيان درجه حديث از حيث صحت و ضعف و منكر . .
3 - بيان صحيح و ناصحيح از احاديث .
4 - تميز بين آن حديثى كه مورد عمل قرار گرفته و حديثى كه مورد عمل قرار نگرفته است .
5 - بيان احاديثى كه مورد اختلاف علماء قرار گرفته است .
مجموع اين ويژگيها و مزايا ، سبب شده است كه بعضى از حافظان حديث ، آن را بر صحيح بخارى ترجيح دهند .
< فهرس الموضوعات > نقدهايى بر اين كتاب < / فهرس الموضوعات > نقدهايى بر اين كتاب با وجود مزايايى كه براى سنن ترمذى نقل كرديم ، بسيارى از بزرگان جامعهء اهل سنت بر اين كتاب نقدهايى وارد كردهاند ، از آن جمله :
الف - به عقيدهء آنان تعدادى از احاديث سنن ترمذى جعلى است .
ب - نقل حديث از نواصب و خوارج ، همانند صاحبان صحاح كه آنان نيز از خوارج و نواصب نقل حديث كردهاند . او در كتاب رجالش نيز گروه زيادى از ضعفا و كذابين را نام برده است .
< فهرس الموضوعات > سنن نسائى < / فهرس الموضوعات > سنن نسائى سنن نسائى از شيخ بزرگ ابو عبد الرحمن احمد بن شعيب بن على نسائى نيشابورى ( 215 - 2 / 303 ) مىباشد ، نساء از شهرهاى خراسان است كه با سرخس دو منزل فاصله دارد .
نسائى به نظر جامعه اهل سنت يكى از استوانههاى دانش و از پيشوايان بزرگ علم
حديث به شمار مىرود ، او ميان اهل سنت در علم حديث از درخشندگى خاصى برخوردار است .
جامعه اهل سنت او را در علم حديث و درايه از نوادر مىدانند و گروهى از آنان هم چون علامه ذهبى بر اين عقيدهاند كه محفوظات نسائى از محمد بن مسلم بيشتر بوده است و احاديث ضعيف در سنن او به مراتب كمتر از احاديث ضعيف در سننهاى ديگر است .
علامه ابو الحسن على بن عمر بغدادى ( م 385 ) معروف به دار قطنى در بارهء او مىگويد : « ابو عبد الرحمن نسائى در علم حديث بر تمامى معاصران خود سرآمد است . » و همو گويد : « نسائى فقيه تر از همهء مشايخ عصر خود و شناساتر در علم حديث از نظر صحيح و ضعيف و داناتر در شناخت رجال است .
از نويسندهء معروف ابو الفرج عبد الرحمن بن على بكرى حنبلى ( م 597 ) معروف به ابن جوزى در كتاب المنتظم ( ج 6 ، ص 131 ) آمده : « نسائى در علم حديث پيشوا ، فقيه ، حافظ و بسيار دقيق و كنجكاو بوده است . » نظير همين سخن را ابن يونس در بارهء نسائى گفته است .
علامه محمد بن احمد بن عثمان دمشقى شافعى ( 673 - 748 ) معروف به ذهبى در كتاب سير النبلاء ( ج 14 ، ص 125 ) مىگويد : « او پيشوا ، حافظ و ناقد حديث و شيخ الاسلام بوده است . » نويسندهء توانا اسماعيل بن عمر بصرى ( م 774 ) معروف به ابن كثير در ترجمه كتاب البداية و النهاية ( ج 11 ، ص 123 ) مىگويد : « او پيشواى عصر و سرآمد همهء اقران و فضلاى زمان خود بوده است ، وى به بلاد مختلف مسافرت كرده . . سننهاى بزرگ را جمعآورى نمود و از ميان انبوه احاديث تعدادى را برگزيد و در كتاب خود آورد . » علامه عبد الرحمن بن كمال اسيوطى و غير از او بر آن شرح نوشتهاند .
انتقادهايى به سنن نسائى بعضى از بزرگان جامعه اهل سنت اين كتاب را مورد نقد قرار دادهاند . از آن جمله :
در اختصار علوم الحديث ( ص 18 ) مؤلف بزرگ ابن كثير مىگويد : « در سنن نسايى راويانى ناشناخته وجود دارند كه يا از نظر اعتبار و يا از نظر حال مجهولند و نيز بين آنان كسانى ديده مىشوند كه مورد جرح قرار گرفتهاند و از سوى ديگر در احاديث آن ضعيف
و منكر و معلل وجود دارد . » < فهرس الموضوعات > گرايش نسائى به مذهب شيعه < / فهرس الموضوعات > گرايش نسائى به مذهب شيعه علامه بزرگ محمد باقر خوانسارى ( اصفهانى ) در كتاب ارزشمند خود روضات الجنات ( ج 1 ، ص 209 ) نقل مىكند : « احمد بن شعيب گرايش زيادى به مذهب شيعه داشت ، تا بدانجا كه گفته شد : او شيعى مذهب بوده است . و بدين جهت بود كه او كتاب خصائص را در فضيلت و برترى امام على بن ابى طالب و اهل بيت رسول خدا ( ص ) تصنيف كرد . بيشتر روايات او در اين كتاب از احمد بن حنبل شيبانى ( پيشواى مذهب حنبليه ) است و نيز او مسند الامام على را تأليف نمود و علامه ذهبى در كتاب سير اعلام النبلاء ( ج 14 ، ص 133 ) بدان اشاره كرده است . » < فهرس الموضوعات > سبب تأليف خصائص < / فهرس الموضوعات > سبب تأليف خصائص محمد بن موسى مأمونى صاحب نسائى مىگويد : « شنيدم گروهى نسائى را رد نمودهاند ، زيرا او كتاب خصائص را به عنوان فضائل على ( رضى الله عنه ) نوشته ولى در بارهء شيخين كتابى را به اين عنوان تصنيف نكرده است . من اين گلايه را به شخص نسائى رسانيدم و او در پاسخ گفت : هنگامى كه من وارد دمشق شدم در آنجا ديدم انحراف زيادى از على دارند . همين امر سبب شد كه من كتاب خصائص را تصنيف كنم . تا شايد خداوند به وسيله آن اهل دمشق را هدايت كند . » نسائى پس از كتاب خصائص ، كتابى به عنوان فضايل صحابه تأليف كرد ، در اين زمان به او گفتند : « چرا فضايل معاويه را نقل نكردى ؟ » در پاسخ گفت : « براى معاويه چه فضيلتى نقل كنم ؟ ! من فضلى براى او نيافتم مگر اين كه پيامبر ( ص ) در بارهء او فرمود : اللهم لا تشبع بطنه : خدايا هيچ گاه شكم او را سير مگردان . » براى كاوش بيشتر پيرامون اين موضوع مىتوان به كتابهاى : سير اعلام النبلاء ( ج 14 ، ص 129 ) و تهذيب الكمال ( ج 1 ، ص 338 ) و الوافى بالوفيات ( ج 6 ، ص 416 ) و . . مراجعه كرد .
ابن خلكان در وفيات الاعيان ( ج 1 ، ص 77 ) مىگويد : « نسائى در فضايل على كتابى تصنيف نمود ، به او گفتند آيا در فضايل صحابه كتابى تأليف نمىكنى ؟ در پاسخ گفت :
زمانى كه وارد دمشق شدم انحراف زيادى در آنان از على ديدم كه اين انگيزه شد كتاب