بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 92


نقل كرده‌اند امتناع ورزيده است .
شگفت اين است كه مسلم بن حجاج در عصر امام هادى و امام حسن عسكرى عليهما السلام مىزيسته و با اين حال هيچ حديثى از آنان نقل ننموده است . و نشانه اى در دست نيست كه او در سفرهاى زيادى كه به عراق و حجاز كرده با آنان تماسى داشته باشد .
مسلم بن حجاج و ديگرانى كه راه و شيوهء تحقيقى او را برگزيده‌اند ، هدفشان مخفى نگهداشتن حقايق و فضايل على ( ع ) و خاندان او بوده تا آيندگان بدانها دست نيابند .
تاريخ نشانگر اين واقعيت است كه مسلم نسبت به پيروان امام على مخالفت داشته و تا مىتوانسته در انديشه تعارض با آنان بوده است . مطلبى كه او در مقدمه كتاب خود ( صحيح مسلم ) به شيعه نسبت داده و افترا بسته است ، دليل اين مدعى است . او مىگويد : « از جمله احاديث جعلى كه شيعه نقل مىكنند اين است كه على ( ع ) در ميان ابر است . ان الرافضة تقول ان عليا فى السحاب . » در حالى كه شيعه معتقد است على بن ابى طالب ( ع ) در محراب عبادت به دست شقىترين فرد روى زمين - ابن ملجم مرادى - به شهادت رسيده و در نجف اشرف مدفون گشته است .
گويا آن چه مسلم را به ارتكاب چنين اشتباهى واداشته اين است كه رسول خدا ( ص ) عمامه معروف خود را كه سحاب نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امام على ( ع ) گذاشت . و گاهى كه على ( ع ) آن عمامه را بر سر مىنهاد و خدمت حضرت رسول مىرسيد ، پيامبر ( ص ) با خوشحالى مىفرمود ( اقبل على فى السحاب ) . شيعيان به تبعيت از رسول الله ( ص ) به عنوان افتخار براى امام على ( ع ) مىگفتند : « جاء على فى السحاب » اين مطلب در سيرهء حلبى ( ج 3 ، ص 369 ) و الغدير ( ج 1 ) آمده است .
سنن ابن ماجه سنن ابن ماجه ، از محدث بزرگ ، ابو عبد الله محمد بن يزيد بن ماجه قزوينى ( 9 / 207 - 5 / 273 ) است . او براى تأليف سنن خود به شام ، مصر ، مكه ، بغداد و بصره و كوفه مسافرت كرد و از بزرگان علم حديث استماع نمود ، كتاب او يكى از صحاح ششگانه است و آن را بر موطأ مالك برترى داده‌اند . و علامه عبد الرحمن بن كمال اسيوطى آن را


صفحه 93


شرح نموده است .
< فهرس الموضوعات > برخى نظريات پيرامون سنن ابن ماجه < / فهرس الموضوعات > برخى نظريات پيرامون سنن ابن ماجه به اعتراف جامعه اهل سنت ، سنن ابن ماجه در بر دارندهء احاديث موضوعه است ، از آن جمله حديثى در رابطه با مهدى موعود و اين كه او كسى جز عيسى ( ع ) نيست . و نيز حديثى كه مىگويد : « اولين كسى كه خداوند با او مصافحه مىكند عمر بن خطاب است . » و حديث « من مات مريضا مات شهيدا » و احاديثى در بارهء شهر قزوين .
< فهرس الموضوعات > سنن ابى داود < / فهرس الموضوعات > سنن ابى داود سنن ابى داود تأليف فقيه بزرگوار ابو داود سليمان بن اشعث بن اسحاق بن بشير ازدى سجستانى[1]( 202 - 275 ) است كه به نام سنن ابى داود ، شناخته مىشود علامه ابراهيم ابن اسحاق حربى در پيش گفتار كتاب سنن ابى داود در بارهء مؤلف آن گفته است :
« ألين لأبي داود الحديث ، كما ألين لداود الحديد . » علم حديث براى ابى داود نرم بود همان گونه كه آهن براى داود پيامبر .
علامه حافظ خطابى در مقدمه كتاب معالم السنن ، در بارهء سنن ابى داود گفته است :
« هو كتاب شريف لم يصنف فى علم الدين مثله و قد رزق القبول من كافة الناس فصار حكما بين فرق الناس و الطبقات الفقهاء على اختلاف مذاهبهم فلكل منه ورد و منه شرب و عليه معول اهل العراق و اهل مصر و بلاد المغرب و كثير من اقطار الارض فاما اهل خراسان فقد أولع اكثرهم بكتاب محمد بن اسماعيل البخارى و مسلم بن الحجاج و من نحا نحوهما فى جمع الصحيح على شرطهما فى السبك و الانتقاد الا ان كتاب ابى داود احسن رصفا و اكثر فقها » يعنى سنن ابى داود در علم دين و احكام الهى كتاب شريفى است كه همانند آن تصنيف نشده ، اين كتاب مورد اعتماد و پذيرش همگان قرار گرفته و بين گروههاى گوناگون حكم و داور گشته است و اهل عراق و مصر و بلاد مغرب و بيشتر مناطق روى زمين به آن اعتماد و تكيه نموده‌اند و اما اغلب مردم خراسان گر چه توجه بيشترى به كتاب محمد بن اسماعيل بخارى و مسلم بن حجاج و كتابهايى مانند آن دارند


[1]- سجستان يا معرب سيستان است و يا نام قريه اى از توابع بصره است .


صفحه 94


ولى كتاب ابى داود از حيث تنظيم و فقه نيكوتر است .
در پيشگفتار همين كتاب علامه ابن الاعرابى در بارهء آن گفته است : « لو ان رجلا لم يكن عنده شيء من كتاب العلم الا المصحف الذي فيه كلام الله تعالى ثم كتاب ابى داود لم يحتج معهما إلى شيء من العلم البتة . » هر گاه نزد انسان از كتابهاى علمى نباشد مگر كتاب خدا و سپس كتاب ابو داود ، قطعا نيازى به كتابهاى علمى ديگر نخواهد بود .
علامه حافظ منذرى در مقدمه كتاب خود تهذيب السنن مىگويد : « سنن ابى داود هو احدى الكتب المشهورة فى الاقطار و حفظ مصنفه اتقانه و تقدمه محفوظ عن حفاظ الامصار و ثناء الائمه على هذا الكتاب و على مصنفه مأثور عن رواة الآثار » سنن ابى داود يكى از كتابهاى مشهور جهان است و در نزد اهل حديث ، حافظه و اتقان و تقدم وى بر ديگران مسلم است و نيز مدح و ستايش پيشوايان ( حديث ) از او و كتابش فراوان نقل شده است .
در پيش گفتار سنن ابى داود ، از علامه محمد بن حبان نقل شده است كه گفت :
« ابو داود احد ائمة الدنيا فقها و علما و حفظا و نسكا و ورعا و اتقانا . » ابو داود يكى از پيشوايان دنيا از نظر فقه و دانش و حفظ حديث و عبادت و ورع و اتقان بوده است .
ابن قيم جوزيه حنبلى نويسندهء كتاب اعلام الموقعين عن رب العالمين مىگويد :
« كتاب السنن لأبي داود سليمان بن الاشعث السجستاني رحمه الله ، من الاسلام بالموضع الذي خصه الله به ، بحيث صار حكما بين اهل الاسلام و فصلا فى موارد النزاع و الخصام فاليه يتحاكم المنصفون و بحكمه يرضى المحقون فانه جمع شمل احاديث الاحكام ، و رتبها احسن ترتيب و نظمها احسن نظام ، مع انتقائها احسن انتقاء ، و اطراحه منها احاديث المجروحين و الضعفاء . » براى كتاب سنن ابى داود در اسلام خداوند جايگاه خاصى قرار داده است تا بدانجا كه بين اهل اسلام حكم و داور قرار گرفته و وسيله حل نزاع و مخاصمه‌ها گرديده است ، اهل انصاف به هنگام حكم و داورى بدان مراجعه كنند و اهل حق به حكم آن راضى شوند ، گفته مىشود : ابو داود احاديث گوناگونى را در زمينه احكام در آن گرد آورى نموده و به بهترين ترتيب آن را مرتب و به شايسته ترين وجه آنها را تنظيم كرده است ، در آن بهترين احاديث را برگزيده و از آوردن احاديث ضعيف اجتناب ورزيده است .
در تذكرة الحفاظ ( ج 2 ، صفحه 593 ) آمده است : « كتاب الله اصل الايمان و سنن ابى


صفحه 95


داود عهد الاسلام . » كتاب خدا ريشه و پايه ايمان است و سنن ابى داود برنامه اسلام .
بيشتر جامعهء اهل سنت سنن ابى داود را ام الاحكام مىدانند . علامه شيرازى در طبقات ، ابو داود را از شاگردان احمد بن حنبل شمرده است .
< فهرس الموضوعات > نگاهى به سنن ابى داود < / فهرس الموضوعات > نگاهى به سنن ابى داود 1 - سنن ابى داود ، در بردارندهء سى و پنج كتاب مختلف و هزار و هشتصد و هفتاد و يك باب و پنج هزار و دويست و هفتاد و چهار حديث است . كشف الظنون مجموع احاديث آن را به غير از مكرراتش چهار هزار و هشت حديث دانسته است .
2 - علامه عبد الرحمن بن كمال اسيوطى كتابى به عنوان مرقاة الصعود إلى سنن ابى داود نگاشته و علامه محمد الزف نيز آن را شرح كرده است .
< فهرس الموضوعات > نقل چند انتقاد بر سنن ابى داود < / فهرس الموضوعات > نقل چند انتقاد بر سنن ابى داود بعضى از بزرگان جامعه اهل سنت ، مانند علامه ذهبى در ميزان الاعتدال و احمد بن عبد الحكيم بن عبد السلام ( م 728 ) معروف به ابن تيميه در منهاج الاصول ، در بارهء سنن ابى داود گفته‌اند كه در بر دارندهء احاديث ناصحيح و كاذب است ، از آن جمله حديثى است كه مىگويد : ام سلمه جمره را قبل از طلوع فجر رمى مىكرد . و حديث نهى رسول خدا از حجامت در روز سه شنبه . و نيز حديث منع از خوردن گوشتى كه با كارد جدا شده باشد . و امثال اين احاديث كه در سنن ابى داود زياد است .
< فهرس الموضوعات > سنن ترمذى < / فهرس الموضوعات > سنن ترمذى سنن ترمذى از محدث ابو عيسى محمد بن عيسى بن سوره ترمذى ( 9 / 200 - 1 / 5 / 279 ) مىگويد : « من وقتى از تأليف اين كتاب فارغ شدم آن را به نظر علماى خراسان ، حجاز و عراق رسانيدم ، همه مرا تشويق و تحسين كردند » تذكرة الحفاظ ( ج 2 ، ص 634 ) در بارهء اين كتاب گفته است : « من كان فى بيته هذا الكتاب كان فى بيته نبى يتكلم . » اين كتاب در هر خانه اى باشد مثل اين است كه پيامبر خدا در آن خانه حضور دارد و سخن مىگويد .
ترمذى در ميان علماى جامعه اهل سنت اولين كسى است كه حديث را به صحيح ،


صفحه 96


حسن و ضعيف تقسيم كرد . پيش از او در جامعهء اهل سنت اين گونه تقسيم بندى در حديث انجام نشده بود ، زيرا قبل از او فقط به صحيح و غير صحيح ( معتبر و غير معتبر ) تقسيم شده بود و بس .
< فهرس الموضوعات > نگاهى به ويژگيهاى سنن ترمذى < / فهرس الموضوعات > نگاهى به ويژگيهاى سنن ترمذى 1 - در سنن ترمذى نسبت به ديگر كتب كمتر حديثى تكرار شده است .
2 - بيان درجه حديث از حيث صحت و ضعف و منكر . .
3 - بيان صحيح و ناصحيح از احاديث .
4 - تميز بين آن حديثى كه مورد عمل قرار گرفته و حديثى كه مورد عمل قرار نگرفته است .
5 - بيان احاديثى كه مورد اختلاف علماء قرار گرفته است .
مجموع اين ويژگيها و مزايا ، سبب شده است كه بعضى از حافظان حديث ، آن را بر صحيح بخارى ترجيح دهند .
< فهرس الموضوعات > نقدهايى بر اين كتاب < / فهرس الموضوعات > نقدهايى بر اين كتاب با وجود مزايايى كه براى سنن ترمذى نقل كرديم ، بسيارى از بزرگان جامعهء اهل سنت بر اين كتاب نقدهايى وارد كرده‌اند ، از آن جمله :
الف - به عقيدهء آنان تعدادى از احاديث سنن ترمذى جعلى است .
ب - نقل حديث از نواصب و خوارج ، همانند صاحبان صحاح كه آنان نيز از خوارج و نواصب نقل حديث كرده‌اند . او در كتاب رجالش نيز گروه زيادى از ضعفا و كذابين را نام برده است .
< فهرس الموضوعات > سنن نسائى < / فهرس الموضوعات > سنن نسائى سنن نسائى از شيخ بزرگ ابو عبد الرحمن احمد بن شعيب بن على نسائى نيشابورى ( 215 - 2 / 303 ) مىباشد ، نساء از شهرهاى خراسان است كه با سرخس دو منزل فاصله دارد .
نسائى به نظر جامعه اهل سنت يكى از استوانه‌هاى دانش و از پيشوايان بزرگ علم


صفحه 97


حديث به شمار مىرود ، او ميان اهل سنت در علم حديث از درخشندگى خاصى برخوردار است .
جامعه اهل سنت او را در علم حديث و درايه از نوادر مىدانند و گروهى از آنان هم چون علامه ذهبى بر اين عقيده‌اند كه محفوظات نسائى از محمد بن مسلم بيشتر بوده است و احاديث ضعيف در سنن او به مراتب كمتر از احاديث ضعيف در سننهاى ديگر است .
علامه ابو الحسن على بن عمر بغدادى ( م 385 ) معروف به دار قطنى در بارهء او مىگويد : « ابو عبد الرحمن نسائى در علم حديث بر تمامى معاصران خود سرآمد است . » و همو گويد : « نسائى فقيه تر از همهء مشايخ عصر خود و شناساتر در علم حديث از نظر صحيح و ضعيف و داناتر در شناخت رجال است .
از نويسندهء معروف ابو الفرج عبد الرحمن بن على بكرى حنبلى ( م 597 ) معروف به ابن جوزى در كتاب المنتظم ( ج 6 ، ص 131 ) آمده : « نسائى در علم حديث پيشوا ، فقيه ، حافظ و بسيار دقيق و كنجكاو بوده است . » نظير همين سخن را ابن يونس در بارهء نسائى گفته است .
علامه محمد بن احمد بن عثمان دمشقى شافعى ( 673 - 748 ) معروف به ذهبى در كتاب سير النبلاء ( ج 14 ، ص 125 ) مىگويد : « او پيشوا ، حافظ و ناقد حديث و شيخ الاسلام بوده است . » نويسندهء توانا اسماعيل بن عمر بصرى ( م 774 ) معروف به ابن كثير در ترجمه كتاب البداية و النهاية ( ج 11 ، ص 123 ) مىگويد : « او پيشواى عصر و سرآمد همهء اقران و فضلاى زمان خود بوده است ، وى به بلاد مختلف مسافرت كرده . . سننهاى بزرگ را جمعآورى نمود و از ميان انبوه احاديث تعدادى را برگزيد و در كتاب خود آورد . » علامه عبد الرحمن بن كمال اسيوطى و غير از او بر آن شرح نوشته‌اند .
انتقادهايى به سنن نسائى بعضى از بزرگان جامعه اهل سنت اين كتاب را مورد نقد قرار داده‌اند . از آن جمله :
در اختصار علوم الحديث ( ص 18 ) مؤلف بزرگ ابن كثير مىگويد : « در سنن نسايى راويانى ناشناخته وجود دارند كه يا از نظر اعتبار و يا از نظر حال مجهولند و نيز بين آنان كسانى ديده مىشوند كه مورد جرح قرار گرفته‌اند و از سوى ديگر در احاديث آن ضعيف


صفحه 98


و منكر و معلل وجود دارد . » < فهرس الموضوعات > گرايش نسائى به مذهب شيعه < / فهرس الموضوعات > گرايش نسائى به مذهب شيعه علامه بزرگ محمد باقر خوانسارى ( اصفهانى ) در كتاب ارزشمند خود روضات الجنات ( ج 1 ، ص 209 ) نقل مىكند : « احمد بن شعيب گرايش زيادى به مذهب شيعه داشت ، تا بدانجا كه گفته شد : او شيعى مذهب بوده است . و بدين جهت بود كه او كتاب خصائص را در فضيلت و برترى امام على بن ابى طالب و اهل بيت رسول خدا ( ص ) تصنيف كرد . بيشتر روايات او در اين كتاب از احمد بن حنبل شيبانى ( پيشواى مذهب حنبليه ) است و نيز او مسند الامام على را تأليف نمود و علامه ذهبى در كتاب سير اعلام النبلاء ( ج 14 ، ص 133 ) بدان اشاره كرده است . » < فهرس الموضوعات > سبب تأليف خصائص < / فهرس الموضوعات > سبب تأليف خصائص محمد بن موسى مأمونى صاحب نسائى مىگويد : « شنيدم گروهى نسائى را رد نموده‌اند ، زيرا او كتاب خصائص را به عنوان فضائل على ( رضى الله عنه ) نوشته ولى در بارهء شيخين كتابى را به اين عنوان تصنيف نكرده است . من اين گلايه را به شخص نسائى رسانيدم و او در پاسخ گفت : هنگامى كه من وارد دمشق شدم در آنجا ديدم انحراف زيادى از على دارند . همين امر سبب شد كه من كتاب خصائص را تصنيف كنم . تا شايد خداوند به وسيله آن اهل دمشق را هدايت كند . » نسائى پس از كتاب خصائص ، كتابى به عنوان فضايل صحابه تأليف كرد ، در اين زمان به او گفتند : « چرا فضايل معاويه را نقل نكردى ؟ » در پاسخ گفت : « براى معاويه چه فضيلتى نقل كنم ؟ ! من فضلى براى او نيافتم مگر اين كه پيامبر ( ص ) در بارهء او فرمود : اللهم لا تشبع بطنه : خدايا هيچ گاه شكم او را سير مگردان . » براى كاوش بيشتر پيرامون اين موضوع مىتوان به كتابهاى : سير اعلام النبلاء ( ج 14 ، ص 129 ) و تهذيب الكمال ( ج 1 ، ص 338 ) و الوافى بالوفيات ( ج 6 ، ص 416 ) و . . مراجعه كرد .
ابن خلكان در وفيات الاعيان ( ج 1 ، ص 77 ) مىگويد : « نسائى در فضايل على كتابى تصنيف نمود ، به او گفتند آيا در فضايل صحابه كتابى تأليف نمىكنى ؟ در پاسخ گفت :
زمانى كه وارد دمشق شدم انحراف زيادى در آنان از على ديدم كه اين انگيزه شد كتاب


صفحه 99


خصائص را بنويسم تا شايد خداوند متعال به وسيله اين كتاب ايشان را هدايت كند . » ابن كثير در البداية و النهاية ( ج 11 ، ص 124 ) مىگويد : « آن چه به راستى سبب شد تا نسائى كتاب خصائص را در فضيلت على ( ع ) و اهل بيت تصنيف كند ، اين بود كه وقتى در سال 302 هجرى وارد دمشق شد ، مردم آن سامان را ناآشنا و معاند با على ( ع ) يافت ، از اين رو خصائص را نوشت تا آنها را ارشاد نمايد . » علامه ذهبى در سير اعلام النبلاء ( ج 14 ، ص 133 ) مىنويسد : « كتاب خصائص على در داخل سنن كبير قرار دارد . » مانند اين سخن را نيز در تهذيب التهذيب ( ج 1 ، ص 6 ) گفته است .
< فهرس الموضوعات > جايگاه « خصائص » در نزد بزرگان < / فهرس الموضوعات > جايگاه « خصائص » در نزد بزرگان بزرگان جامعه اهل سنت ، كتاب خصائص را به عظمت ياد كرده‌اند ، از آن جمله : احمد بن على معروف به ابن حجر عسقلانى در كتاب اصابه مىگويد : « نسائى در ميان احاديث جستجو كرده و آن چه اختصاص به على بن ابى طالب ( ع ) داشته گرد آورده است ، در اين رابطه احاديث زيادى جمع نموده كه بيشتر آنها از جهت سند خوب و معتبر است . » و نيز در فتح البارى ( ج 8 ، ص 61 ) مىگويد : « نسائى تمام احاديث خوبى كه در بارهء على ( ع ) جمع كرده بود در كتابى به نام خصائص تدوين كرد . » < فهرس الموضوعات > وفات نسائى < / فهرس الموضوعات > وفات نسائى ابن خلكان در الوافى بالوفيات ( ج 6 ، ص 417 ) مىگويد : « نسائى در اواخر عمر از مصر به قصد دمشق خارج گرديد ، چون به دمشق رسيد ، مردم راجع به فضايل معاويه از او سؤال كردند ، و او در پاسخ گفت : كسى كه داراى هيچ فضيلتى نيست ، چگونه توقع داريد برايش فضيلتى قائل شوم ؟ اين سخن باعث شد تا مردم دمشق كينه او را به دل گيرند و او را از مسجد بيرون كنند . نسائى پس از آن به الرمله - كه از سرزمين فلسطين است - و يا به مكه رفت و در همان جا دنيا را به درود گفت . » نظير همين سخن را سير اعلام النبلاء ( ج 12 ، ص 132 ) و المنتظم ( ج 6 ، ص 131 ) و البداية و النهاية ( ج 11 ، ص 124 ) نقل كرده‌اند .
ولى مبارك فورى در مقدمه تحفة الاحوذى ( ص 65 ) مىگويد : « نسائى رساله اى