بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 8

و براى[ ( بودن] ( او هدف و مقصدى وجود داشته است . اين هدف را مى توان[ ( پيمودن راهى براى رسيدن به سرمنزلى] ( دانست . پيمودن راهى بر طبق نقشه اى دقيق و با وسيله هايى معين , و در نهايت رسيدن به آن سرمنزل مقصود . در اين صورت ناگزير بايد راهى را كه بدان مقصد مى رسد شناخت و مسير را تشخيص داد و هدف را همواره در نظر داشت تا بدان نتيجه موعود رسيد . كسى كه قدم در راه مى گذارد بايد مستقيم حركت كند و همواره متوجه هدف باشد و راههاى انحرافى و حركتهاى بيهوده او را به خود مشغول نسازد و براى تداوم حركت و حفظ جهت گيرى صحيح از دستورات راهبر و راهنمايى كه براى او تعيين كرده اند ( پيامبر ) سرپيچى نكند .

آن هدف , تعالى و تكامل بى پايان انسان و بازگشت به خدا و بروز خصلتهاى نيك و انرژيها و استعدادهاى نهانى انسان و به كار افتادن اين همه در راه نيكى و نيكسازى خود و جهان و انسانهاست .

پس بايد[ ( الله] ( را بشناسد و راهى را كه او براى تعالى آدمى به وى ارائه داده است در پيش گيرد و بى تامل و سستى حركت كند .

انجام دادن كارهايى كه انسان را به هدفش نزديك مى كند و ترك كارهاى بيهوده يا مضر است , كه به زندگى آدمى معنى مى دهد و او را در راهى كه پيمودن آن فلسفه زندگى اوست پيش مى برد و در غير اين صورت زندگى بى حاصل و بى مضمون است .


صفحه 9

به ديگر زبان , زندگى كلاسى و آزمايشگاهى است كه در آن بايد بر طبق قانونها و فورمولهايى كه خداى جهان آفرين و زندگى بخش پديد آورده است عمل كرد تا به نتيجه عالى و دلخواه رسيد 0 اين قانونها را كه همان سنتهاى الهى و قوانين آفرينش اند بايد شناخت و زندگى خود را با آن تطبيق داد . پس خود را نيز بايد شناخت و ذخيره ها و نيازهاى خود را مشخص كرد . و اين مسئوليت و تكليف بزرگ انسان است تكليفى است كه فقط با انجام دادن آن انسان قادر به حركت آگاهانه و موفق خواهد بود و بدون آن يا بى حركت است يا ناآگاه , و قهرا , ناموفق 0

دين ضمن آنكه هدف و جهت و راه و وسيله را مشخص و تبيين مى كند , توش و توان لازم براى پيمودن راه را نيز به انسان مى بخشد و مهمترين توشه اى كه راهيان اين راه در كوله بار خود دارند همانا[ ( ياد خدا] ( است 0

روحيه[ ( طلب] ( و[ ( اميد] ( و[ ( اطمينان] ( كه بالهاى نيرومند اين پروازند , فرآورده و زاييده ياد خدا مى باشند .

ياد خدا از طرفى هدف را كه همانا پيوستن به او - يعنى به بى نهايت خوبى و كمال - است همواره در مد نظر قرار مى دهد و مانع از گم كردن جهت گيرى مى شود و رهرورا درباره راه و وسيله , حساس و هوشيار مى دارد و از طرفى بدو قوت قلب و نشاط و اطمينان مى بخشد و او را از سرخوردگى و فريفته پديده هاى مشغول كننده شدن يا بيمناك شدن از ناهنجاريها و ناهمواريها محافظت مى كند .


صفحه 10

جامعه اسلامى و هر گروه يا فرد مسلمان در صورتى مى تواند در راهى كه اسلام ارائه داده و همه پيامبران بدان دعوت كرده اند به استوارى و بى توقف و برگشت , قدم بردارد كه خدا را فراموش نكند . و از اين روست كه دين مى كوشد از راهها و به وسيله هاى گوناگون ياد خدا را در دل دينداران همواره زنده نگاه دارد .

يكى از عملهايى كه سرشار از انگيزه ياد خداست و مى تواند انسان را يكسره غرق در ياد خدا كند , و مى تواند بيدارباش و به خويش آورنده باشد , و مى تواند همچون شاخص و علامتى , رهروان راه خدا را بر روى خط مستقيم بدارد و از گيجى و گمى حفظ كند و مى تواند از لحظه اى غفلت در زندگى آدمى مانع شود , نماز است .

انسان از لابلاى مشغوليتهاى فكرى يى كه او را احاطه كرده است به ندرت مى تواند به خود و هدف زندگى و گذشت لحظات و ساعات و روزها بينديشد . چه بسا روزها كه شب مى گردد و روزهاى ديگرى كه آغاز مى شود و هفته ها و ماهها كه مى گذرد و انسان به آغاز و پايان آن توجه نمى يابد و گذشت زندگى و معنا يا بطالت آن را احساس نمى كند .

نماز يك زنگ بيدارى و يك هشدار در ساعات مختلف شبانه روز است . به انسان برنامه مى دهد و از او تعهد مى خواهد , به روز و شبش معنا مى دهد و از گذشت لحظه ها حساب مى كشد . در آن هنگام كه انسان مشغول و بى خبر از طى زمان و انقضاى عمر


صفحه 11

است او را مى خواند و به او مى فهماند كه روزى گذشت و روزى آغاز شد . بايد فعاليت كنى . مسئوليت بزرگترى بر عهده بگيرى و كار مهمترى انجام دهى . به دليل آنكه بخشى از عمر , از فرصت عمل , به سر آمد بايد بيشتر تلاش كرد و پيشتر رفت زيرا هدف بزرگ است , مگر تا فرصت از كف نرفته به آن دست يافت .

از جانبى ديگر :

فراموش كردن هدف و جهت در زير فشار گرفتاريهاى مادى امرى واضح و طبيعى است . از طرفى امكان مرور كردن همه تعهدهايى كه در راه رسيدن به هدف بر عهده آدمى است در هر روز تقريبا ناممكن و محال است و شنيدن از كسى كه حرفه اش اين است محالتر . به علاوه , زمان كافى براى بررسى تمام خواسته ها و ايده آلهاى اين مكتب مكتب زندگى ساز و سعادت بخش اسلام در شبانه روز هيچ گاه وجود ندارد و چنين فرصتى هرگز به دست نمى آيد . نماز چكيده و خلاصه اصول اين مكتب را در خود دارد و با گفتنى ها و حركتهاى حساب شده و منظمى كه در آن هست نمودار اسلام است . مى توانيم نماز را به سرود ملى كشورها تشبيه كنيم , با تفاوتى در معنا و در جهت بخشيها .

يك كشور براى پايدار كردن اصول و ايده آلهايش در ذهن مردمش و استوار داشتن آنان بر اين طرز فكر , تكرار و بازگو كردن سرود ملى خود را كه خلاصه اى از شكل مورد قبول زندگى و ايده آلها و هدفهاى آن است - واجب مى شمرد . تكرار آن سبب


صفحه 12

مى شود كه افراد بر اين طرز فكر باقى بمانند و بدانند پيرو اين كشورند و جوياى آن هدفها . زيرا فراموش كردن اصول و هدفهاى كشورشان به معناى تغيير مسير دادن و پيرو نبودن آنان است . اين تكرار آنها را براى كار و خدمت در اين جبهه , آماده و ساخته و پرداخته مى كند , نقشه ها و راهها را به آنان مى آموزد , مسئوليتها و تكليفها را مى شناساند , اصول را در ذهن آنان زنده نگه مى دارد , و وظيفه را معين مى سازد و آن گاه به آنان شجاعت و جرئت اقدام مى بخشد و آنان را آماده عمل مى كند .

نماز , خلاصه اصول مكتب اسلام و روشنفكر راه مسلمانى و نشان دهنده مسئوليتها , تكليفها , راهها , و نتيجه هاست .

در آغاز روز , در نيمروز , در هنگام شب , مسلمان را طلبيدن و اصول و راه و هدف و نتيجه را به زبان خودش به او فهمانيدن و او را با نيرويى معنوى وادار به عمل كردن . اين است نماز , و اين است كه مومن را قدم به قدم و پله پله به قله ايمان و عمل كامل نزديك مى سازد و از او عنصرى ذيقيمت و مسلمانى درست مى سازد . آرى [ , ( نماز , نردبان مومن است] ( .[1]

بشر راهى دراز و دشوار در پيش دارد , راهى كه او را به رستگارى و سعادت واقعى مى رساند و پيمودن و رسيدن به آن , هدف پديد آمدن و بودن اوست . ولى آنچه در پيش پاى بشر نهاده شده , فقط اين راه نيست . كوره راهها و راههاى انحرافى و جاده هاى

[1]الصلوه معراج المومن .حديث نبوى .


صفحه 13

خطرناك به وفور در مسير اصلى او قرار مى گيرند و گاه آن قدر فريبنده و دل انگيز هستند كه مسافر راه اصلى را دچار ترديد و اشتباه مى كنند .

لازمه رهايى از چنين ترديدهايى , همانا حفظ جهت صحيح و جهت گيرى مداوم به سوى هدف و مقصود نهايى , يعنى به سوى خداست و داشتن نقشه ترسيم شده اى از راه و مسير , نماز چيزى جز يك توجه مداوم به خدا و نيز طرح و نقشه اى اجمالى از راه اصلى نيست . زيرا نماز تامين كننده ارتباط دائمى و تماس هميشگى مومن است با خدا و با مجملى از تفكر اسلامى كه در ضمن گفتنى هاى نماز , مندرج شده است .

و بدين گونه آشكار مى شود كه تقسيم نماز به وقتهاى پنجگانه , به چه علت است و داراى چه اندازه اهميت مى باشد , همچنان كه تقسيم غذاى جسم به اوقات مختلف شب و روز .

گذشته از آنكه نماز خلاصه اى از غايات و هدفهاى اسلام را در خود دارد و تلاوت قرآن نيز , كه در نماز يك عمل واجب است , نمازگزار را با مضامين بخشى از قرآن آشنا مى كند و او را به انديشيدن در مفاهيم قرآن و ارتباط فكرى با قرآن عادت مى دهد ,[2]اساسا با مجموع حركتهايى كه در آن هست نمودار و نمايشگرى است از اسلام در مقياسى كوچك .

[2]انما امرالناس بالقرائه فى الصلوه لئلايكون القرآن مهجورا مصيعا و تكون مدروسا فلايضمحل و لايجهلحديث فضل بن شاذان از امام على بن موسى عليه السلام


صفحه 14

اسلام در متن جامعه به كار گيرنده تن و انديشه و روان انسانهاست و از اين هر سه براى خوشبختى آنان كار مى كشد . نماز نيز در عمل يك فرد , عينا چنين است . زيرا در حال نماز , تن و انديشه و روان , هر سه به كار و فعاليت اند .

تن : با حركات دست و پا و زبان , با خم شدن , نشستن , و به خاك افتادن ,

انديشه : با انديشيدن به مضامين و الفاظ نماز كه عموما اشاره به هدفها و وسيله هاست , و مرور كردن يك دوره طرز تفكر و بينش اسلامى به اجمال ,

روان : با ياد خدا و پرواز در صفاى معنوى و روحانى و باز داشتن دل از هرزه گردى و بيدر كجايى و پرورانيدن بذر خشوع و خشيت خدا در جان .

گفته اند كه نماز در هر آيينى , خلاصه آن آيين است . نماز اسلام نيز كاملا چنين است . جمع كردن ميان روح و جسم , ماده و معنا , دنيا و آخرت , در لفظ و در محتوا و در حركات , از ويژگيهاى نماز اسلامى است .

چنين است كه مسلمان با گزاردن نمازى كامل همه انرژى خويش را در راه تعالى خود به كار مى گيرد يعنى در آن واحد از امكانات جسمى و فكرى و روحى خويش در اين راه بهره مى كشد .

گزارنده نماز درست به اين دليل كه با تمام قوا پوينده راه خداست , همه انگيزه هاى شر و فساد و انحطاط را در خود و در پيرامون خود بى اثر مى سازد . در چند آيه قرآن[ ( اقامه نماز] ( ( نماز


صفحه 15

را برپا داشتن ) يكى از نشانه هاى ديندارى به شمار رفته و در آيات بيشترى , بر روى اقامه نماز تكيه اى خاص شده است .

به نظر مى رسد كه اقامه نماز , چيزى فراتر از[ ( گزاردن نماز] ( است . يعنى فقط همين نيست كه كسى خود به عمل نماز قيام كند . بل اين نيز هست كه در جهت و سمت نماز , جهت و سمتى كه نماز بدان فرا مى خواند , به راه افتد و ديگران را نيز به راه اندازد . گويا بر پا داشتن نماز آن است كه انسان , با كوششى بايسته , جو و فضاى زندگى خود و ديگران را جوى نمازگزارانه يعنى خداجويانه و خداپرستانه بسازد و همه را در خط و جهت نماز به راه افكند .

پس مومن يا جامعه مومن , با اقامه نماز ريشه تباهى و گناه و فساد را در خود و در محيط خود مى سوزاند و روحيه گناه و انگيزه هاى درونى و برونى , يعنى عوامل نفسانى و اجتماعى آن را خنثى و بى رنگ مى سازد . محققا نماز فرد و جامعه را از كارهاى زشت و ناپسند , باز مى دارد .[3]

در صحنه كشمكش ها و مبارزات زندگى , آنجا كه نيروهاى اهريمنى با جهاز و ساز و برگ تمام برآنند كه انگيزه نيكى و نيكاورى را در هر جا و هر كس معدوم كنند , نخستين دژى كه دچار هجوم و ويرانگرى مى شود , نيروى عزم و قدرت نفس انسانهاست . زيرا با برداشتن اين حفاظ متين , تسخير و تاراج قلعه شخصيت

[3]ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنكرسوره عنكبوت , آيه 45