بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 221

فصل بيست و پنجم: احكام ضامن شدن‌

سؤال 592-شريك اين جانب چند ماه قبل به من مراجعه كرد و يك برگ چك به مبلغ معيّنى ارائه داد، و خواهش كرد كه به وسيله يكى از دوستان، آن را به وجه نقد تبديل كنم. من از دوست ديگرم، كه كاسب بازار است، خواهش كردم كه اين كار را انجام دهد. او چك را گرفت و پول داد. چندى بعد نامبرده به بانك مراجعه كرد، و چون وجهى در حساب مربوطه نبود، چك برگشت خورد. به شريكم مراجعه نموده، و از وى گله كردم، او گفت: «چك را بدهيد، تا پول را تأمين كنم» دوستم چك را از روى اعتماد به من داد. من نيز از روى اعتماد و جوانمردى، چك را به شريكم دادم.

قرار شد تا ظهر آن روز پول را بدهد. ولى نه تنها پول را نداد، بلكه وقتى كار به شكايت رسيد، گفت: «من پول را دادم، و چك را گرفتم» ولى بعد اقرار كرد كه پولى نداده، و دروغ گفته است. شرعاً چه كسى بدهكار اين پول است؟

جواب:هرگاه وساطت شما به معناى ضمانت بوده، هم شما مسئوليد و هم شريك شما. و اگر مجرّد وساطت بوده نه ضمانت، شريك شما ضامن است. و اگر دوست بازارى شما با آن شريك آشنايى نداشته، و به اعتبار شما پول داده، مفهوم اقدام شما ضمانت او است.

سؤال 593-شركتى در تاريخ 11/ 11/ 75 نسبت به انعقاد قرارداد فروش اقساطى يك‌ساله با بانك اقدام مى‌نمايد، و طبق مقرّراتِ عمليّاتِ بانكىِ بدون ربا، رعايت مقرّرات شرعى و عقود اسلامى در اعطاى تسهيلات بانكى الزامى بوده است.

بر اساس قرارداد، شركت مى‌بايست الياف پلى‌پروپپلين خريدارى نمايد، و در قبال عقد مشاركت و معاملات نقد و نسيه، الياف مورد نظر را براى توليد به مصرف برساند.


صفحه 222

پس از گذشت مدّتى مشخّص گرديد كه قرارداد غير واقعى بوده، و با اخذ يك فقره فاكتور صورى به عنوان خريد الياف مزبور، از بانك وام دريافت نموده‌اند، و صادر كننده فاكتور نيز صريحاً اعلام نموده كه معامله فسخ، و در همان تاريخ مبلغ مربوطه عودت داده شده است، يعنى در حقيقت اليافى در بين نبوده است.

از جناب عالى در خواست دارد نظر خود را در اين باره اعلام فرماييد كه: آيا ضمانت چنين معامله‌اى كه سبب آن تحقّق نيافته، پابرجاست؟

جواب:اين معامله باطل بوده، و بايد وجوه مزبور به بانك بازگردد، و ضمانت اگر در مقابل اصل پول بوده، بايد به آن عمل شود. و اگر در برابر سود بوده، با عدم تحقّق معامله ضمانت معنايى ندارد، و سودى تعلّق نمى‌گيرد.

سؤال 594-شخصى با ميوه‌فروشى در طىّ خريدوفروش ميوه و تره بار آشنا مى‌شود. بعد از مدّتى، ميوه‌فروش به آن شخص مى‌گويد: «تازه ازدواج كرده، و براى دريافت وام ازدواج ضامنى نياز دارم. و هيچ آشنايى ندارم» شخص اوّل، كه آشنايى كاملى از آن ميوه‌فروش نداشته، و صرفاً به خاطر اين كه دلش براى او سوخته، ميوه‌فروش را نزد معلّمى، كه از آن بانك حقوق مى‌گرفته و آشنايى دورى با او داشته، مى‌برد. و او را به عنوان برادر خانم خود معرّفى كرده، و آن معلّم ضامن او مى‌شود.

ميوه‌فروش وام را گرفته و متأسّفانه اقساط آن را پرداخت نمى‌كند. بدين جهت بانك اقساط را از حقوق ضامن برداشته است. اكنون ضامن، از شخصى كه ميوه‌فروش را معرّفى كرده اقساط مذكور را مطالبه مى‌كند. لطفاً در اين مورد به دو سؤال زير پاسخ دهيد:

1-آيا شخص معرّف در قبال اقساطى كه آن جوان پرداخت نكرده، و بانك از حقوق آن معلّم برداشته، ضامن است؟

جواب:شخص معرّف ضامن است.

2-با توجّه به اين كه آقاى معلّم از ميوه‌فروش مدارك كافى براى اين كه از طريق قانون حقّ خود را بگيرد دارد، آيا سزاوار است به شخص معرّف، كه فقط از روى خامى و بى‌تجربگى اين كار را كرده، فشار بياورد و پول خود را طلب كند؟


صفحه 223

جواب 2:گاهى افراد بى‌تجربه به خاطر بى‌اطّلاعى كار دست خودشان مى‌دهند، و اين مورد از آن موارد است، و شرعاً مسئول است.

سؤال 595-مشترى چكهايى را به بايع مى‌پردازد، كه صادر كننده آن شخص ثالثى است. در صورت عدم تبديل چكها به وجه نقد (به لحاظ عدم موجودى) آيا بايع حقّ رجوع به مشترى را دارد، يا اين كه با قبول چك شخص ثالث، ذمّه مشترى برى‌ء و ضمان به ذمّه صاحب چك (شخص ثالث) منتقل مى‌شود؟ آيا بين موردى كه شخص ثالث چك مذكور را بابت بدهى خود به مشترى داده، و جايى كه صرفاً به عنوان امانت، يا تضمين، تحويل او داده تفاوتى وجود دارد؟

جواب:چك حواله‌اى بيش نيست، و ذمّه خريدار تا چك وصول نشود، مديون فروشنده است؛ مگر اين كه فروشنده در حين معامله بپذيرد كه ذمّه ثالث را به جاى ذمّه خريدار قبول كند.


صفحه 224

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 225

فصل بيست و ششم: احكام كفالت‌

سؤال 596-فردى متعهّد انجام پروژه‌اى مى‌شود. «متعهّد له» براى تضمين اجراى آن، از «متعهّد» كفيلى مى‌خواهد؛ «متعهّد» به بانك مراجعه نموده، تا بانك اسناد كفالتى صادر كند، تا در صورت عدم اجراى تعهّدات متعهّد در مهلت مقرّر، و عدم پرداخت خسارت تعيين شده، بانك ضامن پرداخت خسارت گردد. آيا اين تعهّد بانك، كه اصطلاحاً كفالت مالى نام دارد، جايز است؟ آيا بانك مى‌تواند به ازاى كفالت مزبور كارمزد معيّنى بگيرد؟ در صورت پرداخت خسارت توسّط بانك، آيا بانك مى‌تواند براى گرفتن مبالغ پرداختى به متعهّد رجوع كند؟

جواب:قرار دادن ضمانت پرداخت بر عهده بانك، و گرفتن كارمزد از سوى بانك، مانعى ندارد. و بانك نيز مى‌تواند وجه پرداختى را از طرف مقابل بگيرد.

سؤال 597-وثيقه‌اى كه به عنوان تأمين كيفرى از شخص ثالث اخذ مى‌گردد، با فرض اين كه ماهيّت آن علاوه بر تعهّد بر حضور، تعهّد بر دين نيز باشد، و با توجّه به اين كه تحت هيچ كدام از عقود معيّن مانند ضمان، كفالت، و رهن قرار نمى‌گيرد، چه حكمى دارد؟

جواب:اين كار در واقع تركيبى از عقد كفالت و ضمانت است، و اشكالى ندارد.

سؤال 598-چنانچه متّهم محكوم به پرداخت ديه شده، و ضامن معتبر از قبيل كفيل يا وثيقه نداشته باشد، لكن هنوز در مهلت دو سال در غير عمد، و يك سال در عمد باشد، آيا بازداشت وى قبل از مهلت مقرّر شرعيّه، مجوّز شرعى دارد؟

جواب:هرگاه بيم آن برود كه متّهم فرار كند، و هرگز ديه را نپردازد، و از طريق ضمانت و كفالت مشكل حل نشود، مى‌توان او را بازداشت كرد.


صفحه 226

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 227

فصل بيست و هفتم: احكام وديعه و امانت‌

سؤال 599-اگر امانت‌دار ادّعا كند كه امانت را بازگردانده، و صاحب مال منكر باشد، قول كدام يك پذيرفته مى‌شود؟

جواب:در صورتى كه شخص امانتدار آدم متّهمى نباشد، ادّعاى او درباره ردّ امانت پذيرفته مى‌شود، ولى اگر متّهم باشد پذيرفته نيست، و در اين صورت با توجّه به اين كه صاحب مال منكر است، امانتدار مى‌تواند از او تقاضاى قسم كند، و اگر منكر قسم بخورد، امانتدار بايد مال را برگرداند.

سؤال 600-در حقّ عضويّت كتابخانه‌ها مرسوم است كه فرد پولى را به وجه ضمانت ملكِ جهت مى‌كند، كه بعد از انصرافِ از عضويّت به او پس دهند.

الف)آيا اين كار مشروع است؟

ب)بعضى براى اصلاح آن فرموده‌اند: «پول را امانت و گرو بگذاريد» كه در جواب مى‌گوييم: «چون پول مصرف مى‌شود، به پولى كه در حال گردش و تبديل و تصرّف است، صدق امانت شرعى نمى‌كند» اگر گويند: «اباحه است» مى‌گوييم: «اباحه از نظر شرعى موجب ضمانت نمى‌شود»! نظر مبارك حضرت عالى چه مى‌باشد؟

جواب:اين در واقع از قبيل نوعى وثيقه كلّى است با اجازه تصرّف؛ و اشكالى ندارد.


صفحه 228

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة