جواب:هدف از ازدواج، همان گونه كه قرآن مىگويد، آن است كه زن و مرد در كنار يكديگر زندگى آرامى داشته باشند (لتسكنوا اليها) و اين هدف بدون زندگى مشترك حاصل نمىشود. و زندگى توأم با تجرّد موجب بدبختى و انواع مشكلات و بيمارىهاست، ولى زن نبايد به صورت برده مرد درآيد. و اگر كارهاى خانه را انجام مىدهد، بايد با ميل و رضايتش باشد. البتّه تقسيم كار بر اساس رضايت طرفين كار بسيار خوبى است.
سؤال 660-عدم تمكين زن، در صورت امتناع مرد از پرداخت نفقه، چه حكمى دارد؟
جواب:احتياط واجب آن است كه زن از تمكين خوددارى نكند؛ ولى مىتواند با اجازه حاكم شرع از اموال او به مقدار نفقه خود بردارد.
3- اطاعت از شوهر
سؤال 661-اگر مرد راضى نباشد كه همسرش با مانتو در جامعه ظاهر شود، و از او بخواهد كه با چادر بيرون رود، و زن امتناع نمايد، چه حكمى دارد؟
جواب:مرد نمىتواند زن را به پوشش خاصّى مجبور كند، مگر اين كه حجاب اسلامى با آن پوشش مراعات نگردد. و مانتو در صورتى كه تنگ و چسبان نباشد، و تمام بدن زن به جز گردى صورت و دستها تا مچ را بپوشاند، حجاب اسلامى محسوب مىشود؛ هر چند چادر حجاب برتر است.
4- مسكن
سؤال 662-در صورتى كه حقّ اختيار سكنى در قباله ثبتى كاملًا به زوجه تفويض شده باشد، آيا اين حق علاوه بر شهر، شامل محل و منطقه محلّ سكونت نيز مىشود؟ با توجّه به اين كه زوج و زوجه هر دو اهل و ساكن يك شهر بوده، و در زمان عقد نيز قصد زندگى در همان شهر را داشتهاند، پاسخ سؤال را مرقوم فرماييد.
جواب:معمولًا هنگامى كه مىگويند اختيار سكنى با زن است، اشاره به شهر
مىباشد، مگر اين كه عبارت قباله دلالت بر بيشتر از اين داشته باشد. و در صورت شك، تنها اختيار شهر با زوجه خواهد بود.
سؤال 663-زوجه باكرهاى كه تمكين را به وصول مهريّه عندالمطالبهاش موكول نموده، (و مطابق عرف هنوز در عقد است، و در منزل پدرش به سر مىبرد) آيا مىتواند از سكنى در منزلى كه زوج معيّن كرده خوددارى كند؟ و اگر چنين كند، آيا ناشزه محسوب مىشود، و حقّ نفقه ندارد؟
جواب:تا زمانى كه طبق عرف عروسى نكرده، حقّ امتناع دارد.
سؤال 664-اگر زوجه رفتن به خانه شوهر را منوط به دريافت اجناس مورد توافق (غير از مهريه) نمايد، و زوج از تحويل آن امتناع ورزد، بفرماييد:
الف)آيا زوجه چنين حقّى دارد؟
ب)در صورت خوددارى از رفتن به خانه شوهر، آيا استحقاق نفقه دارد؟
جواب:هرگاه شرايط مذكور در ضمن عقد، نه به عنوان مهريّه، مطرح شده باشد، زوجه حق ندارد رفتن خود را به خانه شوهر منوط به آن كند، هر چند حقّ مطالبه و الزام به آن را دارد.
5- اجرة المثل
سؤال 665-زنى حقّ الزّحمه و اجرة المثل كارهايى كه در ايّام زناشويى در منزل شوهرش انجام داده را مطالبه كرده، ولى شوهر ادّعا دارد كه همسرش كارها را به قصد تبرّع انجام داده است. در فرض مذكور قول كدام يك مقدّم، و بيّنه بر عهده چه كسى است؟
جواب:در محيطهايى كه عرف و عادت بر آن است كه زن به قصد تبرّع اين كارها را انجام مىدهد، ادّعاى زن بر خلاف آن مسموع نيست. مگر اين كه ثابت كند به شوهرش اعلام كرده قصد تبرّع ندارد، و شوهرش نيز پذيرفته باشد.
سؤال 666-همسر سابقم بعد از چندين سال زندگى و على رغم دريافت نفقه، به عناوين مختلف، موجبات اذيّت و آزار بنده را فراهم مىنمود، و خودش نيز تقاضاى
طلاق خلع كرد. بعد از جارى شدن طلاق، كلّيّه حقوق خود را از بنده دريافت نمود، و طلاهايى را كه براى ايشان خريده بودم، به يغما برد، (اكنون در حدود دو ميليون تومان ارزش دارد،) و بنده را از خانه بيرون و مدّت دو سال و اندى خانه بنده را غصب نموده است. ايشان ملتزم به دين مقدّس اسلام نبوده، و بدون اجازه از خانه خارج شده، و از اداى وظايف خانوادگى شانه خالى مىكرده، و اكنون اجرت المثل چندينساله را از بنده مطالبه مىنمايند. آيا اجرة المثل به ايشان تعلّق مىگيرد؟
جواب:زن به غير از نفقه و مهريّه، حقّ ديگرى به نام اجرة المثل ندارد. مگر اين كه از اوّل ازدواج شرط كند كه كارهاى منزل را مجّانى انجام نمىدهد. و در صورتى كه چنين شرطى نكرده و عادت، و رسم محيط هم تبرّع در اين امور است، حقّى ندارد.
ازدواج موقّت
سؤال 667-يكى از مسلّمات اسلام استحباب امر ازدواج است، و بر هر جوانى كه در گناه مىافتد واجب است به اين امر مقدّس اقدام نمايد. امّا امروزه شرايط ازدواج براى قشر وسيعى از جوانان به علل مختلف، از قبيل تحصيل، عدم بضاعت مالى، و پارهاى مشكلات ديگر مهيّا نيست، و نمىتوانند ازدواج كنند. از طرفى ترويج و اشاعه فساد اخلاقى در جامعه سبب شده جوانان به سختى خود را از گناهان بصرى و سمعى و جسمى حفظ كنند، و گاه دچار ناراحتىهاى روحى و روانى شده، و گاه به گناهان زنا و لواط و مانند آن آلوده مىگردند. حال سؤال بنده اين است كه با فرض مذكور:
1) ازدواج موقّت براى جوانان مجرّد به منظور جلوگيرى از آلودگى به گناهان چه حكمى دارد؟
2) شيوع و ترويج متعه در جامعه و بين جوانانى كه در گناه مىافتند، يا مرتكب معاصى مىشوند، چه حكمى دارد؟
3) اين امر (متعه) براى قشر تحصيل كرده، مخصوصاً طلّاب مجرّد، چه حكمى دارد؟
4) آيا راه حلّ مناسبى براى حلّ مشكلات ازدواج جوانان داريد؟
جواب 1 تا 4:نكاح موقّت به يقين يك سنّت اسلامى است؛ ولى اگر امروز تحت برنامه حسابشدهاى قرار نگيرد منشأ مفاسد زيادى خواهد شد.
سؤال 668-شخص مؤمن و متديّنى براى تجارت به كشورهاى مختلف سفر مىكند، لكن بعضى از افرادى كه با او همسفر هستند مىخواهند از همه امكانات هتل استفاده كنند. در حالى كه بعضى از آن نسوان شرايط ازدواج (مثل رعايت عدّه) را ندارند. لطفاً بفرماييد:
الف)آيا به مجرّد اين كه آنها بگويند خاليه هستند، مىتوان با آنها ازدواج كرد؟
ب)اگر فحص از عدّه نشود، اشكال ندارد؟
ج)در صورتى كه بگويند عدّه را رعايت كردهايم، آيا قول آنها قبول است؟ (در حالى كه ظنّ قوى بر عدم وجود عدّه است.)
د)اگر اهل كتاب نباشند، آيا ازدواج موقّت با آنها صحيح است؟
ه)در ضمن سنّ اكثر يا تمام اين زنان، سنّ مَنْ تحيض مىباشد، لكن با وسايل بهداشتى جديد از حاملگى جلوگيرى مىكنند. آيا شرايط ازدواج را در اين سنين با فرض بر عدم عدّه دارا هستند؟
جواب الف تا ه:با توجّه به اين كه در سنّ «مَنْ تحيض» هستند، عدّه به هر حال بر آنها واجب است، و ادّعاى آنها در صورتى پذيرفته مىشود كه متّهمه نباشند. و ازدواج موقّت با غير كتابيّه جايز نيست.
سؤال 669-درباره ازدواج موقّت، همان گونه كه در رسالهها بيان شده، اجازه پدر، يا جدّ پدرى، براى دختر شرط است. حال اگر شخصى قصد داشته باشد با دخترى ازدواج موقّت كند، و فقط از ناحيه دبر دخول كند، يا قصد آميزش نداشته باشد، و فقط مىخواهند لذّتهاى ديگر ببرند، آيا بازهم اجازه پدر، يا جدّ پدرى، واجب است؟
جواب:بدون اجازه پدر جايز نيست.
سؤال 670-زنى متعه شده، و مدّت عقد و عدّه وى سپرى شده است، ولى از همان
مرد حامله شده، و فرزندى در شكم دارد. آيا همان شخص تا قبل از وضع حمل، مىتواند دوباره او را صيغه نمايد؟
جواب:شوهر اوّل مىتواند مجدّداً او را متعه كند، ولى شخص ديگرى حقّ ندارد با او ازدواج كند تا وضع حمل كند.
سؤال 671-يكى از موانع و مشكلات، و شايد مهمترين آنها در راه ترويج و كاربردى نمودن ازدواج موقّت، وجوب عدّه پس از انقضا يا بذل مدّت مىباشد. كه عملًا استفاده از آن را، در حدّى كه بتواند پاسخگوى نيازهاى موجود باشد، غير ممكن نموده است. بر علماى دين و زعماى امّت اسلامى است كه با تحقيق و تدبّر در منابع غنى اسلامى، و به ويژه با تمسّك به فقه پوياى تشيّع، راهكارهاى مناسب و عملى- كه كاملًا منطبق بر اراده شارع مقدّس باشد- در اين راستا ارائه نمايند، و با ايفاى نقش بسيار مهمّ خود از ارتكاب بسيارى از گناهان و مفاسد فردى و اجتماعى جلوگيرى نمايند. پيشرفتهاى علمى، خارج كردن رحم را در برخى بيماريها، يا به دليل انگيزههاى شخصى ممكن ساخته، و شخص مىتواند پس از اين عمل بدون هيچ گونه مشكلى به زندگى آسوده ادامه دهد. اگر رحم زنى را خارج كرده باشند، وى بىشكّ توان باردارى نداشته، و دچار حالت قاعدگى نخواهد شد. سخن در اين است كه آيا چنين زنى در صورت طلاق، فسخ نكاح، انقضا، يا بذل مدّت در نكاح منقطع، بايد عدّه نگهدارد؟
جواب:از مجموع ادلّه شرعيّه استفاده مىشود كه نگه داشتن عدّه تنها به خاطر احتمال باردارى نيست، و اين در واقع يكى از علل آن مىباشد؛ نه تنها علّت. و يكى از علل آن حفظ حريم زوجيّت است؛ به همين دليل اگر شوهر يك سال در مسافرت باشد و زنش را طلاق دهد، همه مىگويند بايد عدّه نگه دارد، در حالى كه بعد از غيبت يك ساله، احتمال انعقاد ولد وجود ندارد. همچنين اگر شوهر در زندان باشد، يا بر اثر بيمارى گرفتار عنن گردد، و يقين پيدا كنيم كه شوهر براى هميشه عقيم شده، در تمام اين فروض، عدّه بر زن لازم است؛ در حالى كه احتمال انعقاد نطفه وجود ندارد.
سؤال 672-لطفاً پيرامون ازدواج موقّت به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:
1-آيا جواز متعه مربوط به دوره و شرايط خاصّى از تاريخ اسلام بوده است؟
2-آيا حكومت اسلامى در قبال قانونمندى، يا جلوگيرى از گسترش آن در جامعه، وظيفهاى دارد؟
3-در شرايط كنونى وظيفه روحانيّت در ارتباط با ازدواج موقّت چيست؟ آيا همچون ساير احكام مكلّف به ترويج آن هستند؟
4-در فتواى مشهور آمده است: «زن يائسه عدّه ندارد.» آيا كسانى كه لولههاى رحم خود را بستهاند، در حكم زنان يائسه هستند؟
جواب:مسأله متعه اختصاص به زمان معيّنى نداشته، و ندارد، ولى گاهى (مثل زمان ما) شرايط ايجاب مىكند قيود و شرايطى براى آن قائل شوند، كه افراد هوسباز از آن سوء استفاده نكنند. و تبليغ از آن بدون فراهم شدن آن شرايط خالى از مشكلات نيست؛ و امّا زنانى كه لولههاى خود را ببندند، مشمول يائسه بودن نيستند؛ بلكه در حكم «من لا تحيض فى سنّ من تحيض» مىباشند.
سؤال 673-در اختلاف بين عقد موقّت و دائم حكم چيست؟ در صورت امكان دلايل آن را ذكر فرماييد:
جواب:ما در مسأله اختلاف در عقد دائم و موقّت، به سراغ الفاظ نمىرويم، و معتقديم تفاوت اين دو عقد از قبيل اقلّ و اكثر است. قدر متيقّن كه اقل است را مىگيريم، و اكثر را رها مىكنيم؛ مگر اين كه دليلى بر آن اقامه شود. و مسأله انقلاب عقد موقّت به دائم را در فرض ترك ذكر مدّت قبول نداريم، و قانون «العقود تابعة للقصود» را همه جا حاكم مىدانيم.
احكام نگاه و نظر
سؤال 674-اخيراً برخى از بانوان نسبت به ابرو يا دور لب، عمليّات تاتو انجام مىدهند، (پررنگ كردن دور ابرو و لب با خالكوبى) كه طبعاً زينت تلقّى مىشود. و گاه پوشاندن آن نيز مقدور نمىباشد. لطفاً بفرماييد كه اين عمل مشمول آيه شريفه
«وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ»مىباشد، يا نه؟ نگاه به صورت چنين زنانى چه حكمى دارد؟
جواب:آيه«لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ»با توجّه به جمله«إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها»زينتهاى موجود در صورت و دستها تا مچ را شامل نمىشود. ولى اگر اين زينت تند و زننده باشد، و منشأ مفاسدى شود، جايز نيست.
سؤال 675-نگاه كردن به اعضاى بدن زن كافر غير ذمّى چه حكمى دارد؟
جواب:نگاه كردن به اعضايى كه معمولًا در عرف آنها مكشوف است، بدون قصد لذّت اشكالى ندارد.
سؤال 676-آيا ديدن عكسها، يا فيلمهاى سكس براى متأهّلين كه جهت تحريك براى آميزش به آن نگاه مىكنند، اشكال دارد؟ اگر اشكال دارد، براى كسانى كه جهت تحريك جنسى ناچار از نگاه كردن آن فيلمها هستند، چه حكمى دارد؟
جواب:استفاده از اين فيلمها جايز نيست، مگر در حال ضرورت. ضمناً توجّه داشته باشيد مشاهده اين فيلمها تدريجاً نيروى جنسى را ضعيف مىكند.
سؤال 677-در بعضى از حمّامهاى داخل شهر يك نفر كيسه مىكشد، و موهاى زائد بدن را زائل مىكند. با توجّه به اين كه نگاه به عورت جايز نيست، آيا اين كار جايز است؟
جواب:نگاه به عورت ديگرى، خواه براى زائل كردن مو باشد، يا چيز ديگر، جايز نيست. ولى زايل كردن موهاى زير بغل و مانند آن، به وسيله همجنس مانعى ندارد.
سؤال 678-در سازمانهاى نظامى كشور، اعمّ از ارتش، سپاه پاسداران، نيروى انتظامى و برخى ديگر از سازمانهاى دولتى از اين قبيل، براى استخدام نيروى جديد، ابتدا بايستى شخص را از هر جهت معاينه كامل بدنى نمايند، تا از سلامت جسمى شخص اطمينان حاصل گردد. در اين آزمايشات تمامى اعضاى بدن، از جمله دستگاه تناسلى، مورد معاينه قرار مىگيرد. آيا پزشك همجنس اجازه ديدن و لمس آن قسمت از بدن را جهت معاينه و احراز سلامتى دارد؟
جواب:در مواردى كه ضرورت دارد مجاز است. و منظور از ضرورت اين
است كه معاينه بدنى براى آن كار لازم است، و بدون معاينه بدنى استخدام نمىكنند، و شخص هم نياز به استخدام دارد.
سؤال 679-حكم نگاه كردن بدون ريبه به تصويرها و فيلمهايى كه مواضعى از بدن را نمايش مىدهند كه معمولًا پوشانده مىشود، چيست؟
همچنين نگاه به تصوير و فيلم عورتين بدون ريبه چه حكمى دارد؟
آيا شناختن صاحب تصوير و فيلم، دخالت در حكم دارد؟
شناختن از نظر شرعى به چه معنا است؟ آيا صرف دانستن اسم و رسم كافى است؟
جواب:در مورد فيلمهايى كه اعضاى بدن را نشان مىدهد چنانچه به قصد شهوت نگاه نكنند، و خوف مفسدهاى نباشد، اشكال ندارد؛ ولى نسبت به عورتين مطلقاً جايز نيست. و اگر زنانى باشند كه معمولًا خود را مستور مىدارند، نگاه كردن به عكسهاى برهنه آنان مجاز نمىباشد. و منظور از شناخت، تنها شناخت اسمى نيست، بلكه مشخّصات بيشترى لازم است.
پوشش
سؤال 680-وظيفه خواهران مسلمان دانشجوى تركيه را نسبت به «رعايت حجاب» در فرضهاى ذيل بيان فرماييد:
1-شرط طىّ كردن تمام ترمهاى دانشجويى در دانشگاههاى تحت مديريّت لاييكها، رعايت نكردن حجاب شرعى است.
2-شرط اتمام چند ترم باقيمانده از رشته خاصّى در دانشگاه رعايت نكردن حجاب است.
جواب:با توجّه به اين كه اگر دختران مسلمان و متديّن دروس عالى را نخوانند تنها افراد بىبندوبار و لامذهب پستهاى مهم را اشغال مىكنند، به افراد متديّن اجازه داده مىشود كه مسأله حجاب را در خصوص مواردى كه ضرورت دارد رعايت نكنند، ولى در غير آن موارد حتماً رعايت نمايند.