جواب:مطابق عنوان اوّلى اختيار طلاق به دست زوج است؛ هر زمان كه بخواهد. ولى با توجّه به عناوين ثانويّه، كه برگرفته از شرايط خاصّ اجتماعى امروز است، حاكم شرع مىتواند اجازه طلاق مرد را به مواردى موكول كند كه عذر موجّهى داشته باشد.
فصل سىام: احكام لعان
سؤال 767-لطفاً نظر مبارك را درباره مسائل مطرحشده ذيل مرقوم فرماييد:
1-آيا اجراى لعان نزد قضات مأذون، در صورت نبودن مجتهد جامع الشرائط، صحيح مىباشد؟
جواب:اجراى آن اشكالى ندارد.
2-اگر زنِ شاكى حاضر نباشد كه قذف را ثابت كند، آيا مرد بايد تقاضاى لعان كند؟
جواب:لعان بايد در حضور طرفين اجرا شود.
3-در فرض بالا، آيا مرد مىتواند براى اجراى حدّ زنا بر زن، ادّعاى اجراى لعان كند؟ يعنى لعان مرد مىتواند حدّ زنا را براى زن ثابت كند؟
جواب:از جواب بالا روشن شد.
4-زوجه شاكى نيست، و زوج نيز تقاضاى لعان ندارد، و مسأله لعان را نمىداند.
آيا دادگاه وظيفه دارد از آنها بخواهد تا لعان انجام شود؟
جواب:در صورتى كه زوج شكايت كند و شهود لازم را نداشته باشد، حاكم بايد طريقه لعان را به او بياموزد.
سؤال 768-نظر به اين كه امام راحل، رحمة اللَّه عليه، در جلد دوّم تحرير الوسيله صفحه 361 فرمودهاند: «مراسم لعان بايد در حضور حاكم شرع انجام شود، و احتياط آن است كه به اجراى اين مراسم نزد نماينده خاصّ حاكم شرع، كه فقط براى اين مسأله وكالت دارد، نيز اكتفا نشود.»
آيا قاضى منصوب از ناحيه رئيس محترم قوّه قضائيّه، كه اجازه ويژه دادرسى در
محاكم خانواده را نيز دارد، مىتواند در خصوص لعان وارد دادرسى، و عند الاقتضاء مبادرت به اجراى صيغه لعان نمايد؟
جواب:آرى مىتواند ناظر بر اجراى صيغه لعان باشد.
سؤال 769-آيا نفى ولد متعه هم، مانند فرزند نكاح دائم، تنها از راه لعان صورت مىگيرد، يا در اينجا نفى ولد بدون لعان نيز ممكن است؟
جواب:در مورد متعه لعان جارى نيست، و بدون لعان نفى ولد ممكن است.
سؤال 770-خواهشمند است پاسخ سؤالات زير را مرقوم فرماييد:
الف)آيا نفى ولد شبهه بدون لعان ممكن است، يا تنها از راه لعان امكانپذير است؟
جواب:نفى ولد شبهه، كه شرعاً ملحق به فراش است، تنها از راه لعان ممكن است.
ب)در مورد اطفالى كه پيش از شش ماه يا پس از ده ماه از تاريخ وقوع نزديكى متولّد مىشوند اماره فراش جارى نيست؛ امّا آيا نسب اين اطفال خود به خود منتفى است، و نيازى هم به لعان ندارد؟ زيرا موضوع لعان جايى است كه امكان لحوق وجود داشته باشد، و در اينجا الحاق طفل به زوج ممكن نيست. يا در مورد اطفال متولّد پيش از شش ماه لعان لازم نيست، ولى در مورد طفل متولّد پس از ده ماه، نفى ولد بايد به وسيله لعان صورت گيرد؟ يا در مواردى كه اماره فراش جارى نمىشود، زوج مخيّر بين نفى ولد و اعتراف به ولد مىباشد؟
جواب:در اين گونه موارد ولد ملحق نيست، و نياز به لعان ندارد.
ج)آيا اقرار به ابوّت طفلى كه پيش از شش ماه يا پس از ده ماه از تاريخ وقوع نزديكى متولّد شده، صحيح و نافذ است، و دعواى نفى ولد پس از آن مسموع نخواهد بود، يا اصولًا اين اقرار از اصل باطل است؟
جواب:اين اقرار باطل است.
فصل سى و يكم: احكام غصب
سؤال 771-فردى با غصب چند هسته، يا دانه، يا بذر از ديگرى آن را در ملكش كاشته، و آب داده، و پس از پرورش تبديل به درخت كرده است. لطفاً بفرماييد كه درختها و محصول آن متعلّق به كيست؟ آيا غاصب فقط قيمت دانهها را بدهكار است؟
جواب:او بايد قيمت بذر را به صاحبش بپردازد؛ ولى زراعت و درخت مال اوست.
سؤال 772-سيل، يا باد، بذر متعلّق به فردى را به زمين شخص ديگرى برده، و در آنجا روئيده است. گياه روييده شده و ثمره آن متعلّق به چه كسى است؟
جواب:گياه مذكور متعلّق به صاحب بذر است؛ ولى بايد مال الاجاره زمين را به صاحب زمين بپردازد.
سؤال 773-فردى قلمه، يا شاخه، يا ريشهاى از درخت غير را غصب نموده، و در ملك خود مىكارد. در صورتى كه رشد كند و تبديل به درخت شود، چه كسى مالك آن درخت و ميوهاش مىباشد؟
جواب:مالك آن صاحب درخت و قلمه است؛ مگر اين كه صاحب قلمه رضايت داشته باشد.
سؤال 774-اگر فردى، شاخهاى غصبى را به درخت خود پيوند زند، مالك ميوه آن درخت، كه از اين شاخه پيوندى غصبى به دست مىآيد چه كسى است؟
جواب:بايد قيمت آن شاخه را به صاحبش برگرداند؛ و ثمره تعلّق به صاحب درخت دارد.
سؤال 775-هر يك از اطاقهاى مدارس علميّه به يك طلبه اختصاص داده شده است. بعضى از طلّاب علوم دينى هر وقت دلشان خواست وارد اتاق ديگرى شده، و به استراحت يا مطالعه مىپردازند. آيا كسى كه اتاقى به او مىدهند، حق دارد ديگرى را راه ندهد؟ آنها مىگويند: «اتاق و مدرسه مال امام زمان عليه السلام است، و هر طلبهاى مىتواند از آن استفاده كند،» آيا اين سخن صحيح است؟
جواب:اتاقى كه طبق مقرّرات به طلبهاى داده مىشود، ديگران حق ندارند بدون اجازه او داخل شوند، و از اين نظر حكم خانه او را دارد.
سؤال 776-با توجّه به اين كه هر يك از مالكان ملك مشاع، در جاى جاى آن ملك سهم مالكانه دارند، در مواردى كه تمام ملك مشاع مورد غصب قرار گرفته باشد، آيا هر يك از مالكان آن ملك مىتوانند به طور جداگانه نسبت به خلع يد غاصب از تمام ملك مشاع اقدام نمايند؟
جواب:آرى مىتوانند.
فصل سى و دوّم: احكام اموال مجهول المالك
سؤال 777-اگر وسيلهاى (مثلًا كيف) بخريم، و داخل آن چيز ديگرى (مثلًا انگشتر) باشد، آيا مىتوان آن را تصاحب كرد، و با آن نماز خواند؟ نمازهاى خوانده شده چه حكمى دارد؟
جواب:بايد آن را به صاحبش برگردانيد. و اگر به هيچ وجه صاحبش پيدا نمىشود، آن را بفروشيد و قيمت آن را به مستحقّ بدهيد.
سؤال 778-اگر شخصى مال با ارزشى را در خيابان پيدا كند، و آن مال را بخاطر فرار از مسئوليّت رها كند؛ آيا ضامن است؟ اصولًا نظر كلّى حضرتعالى در اين مورد چيست؟
جواب:در صورتى كه آن را برندارد، ضامن نيست.
سؤال 779-هرگاه شخصى حيوانى بخرد، و در شكم آن مالى پيدا شود، متعلّق به چه كسى است؟
جواب:بايد از فروشنده حيوان سؤال كند كه آيا چيزى گم كرده، يا نه؟ اگر نشانههايى داد كه منطبق بر آن بود، بايد آن مال را به او بازگرداند. و اگر فروشنده اظهار بىاطّلاعى كرد، احتياط آن است كه به مدّت يك سال صبر كند، و در جستجوى صاحبش باشد، و اگر پيدا نشد مىتواند تملّك كند.
سؤال 780-در صورتى كه صاحب حيوان گمشده پيدا شود، يا بعد از يك سال پيدا نشود، و حيوان به فقيرى داده شود، آيا مىتوان هزينههاى نگهدارى آن را با صاحب حيوان، يا فقير حساب كرد؟
جواب:آرى مىتواند مخارج ضرورى را از او بگيرد؛ مشروط بر اين كه در
اين مدّت راهى براى پيدا كردن صاحب آن نداشته باشد.
سؤال 781-برخى اوقات در مساجد يا اماكن عمومى كفشها جا به جا مىشود، استفاده از كفشهاى بجا مانده چه صورت دارد؟
جواب:در صورتى كه يقين به رضايت صاحبان آن داشته باشد اشكال ندارد.
در غير اين صورت، اگر كفشى را كه بردهاند قيمتش مساوى يا بيشتر از كفشى باشد كه به جا گذاردهاند، مىتوان به عنوان تقاص برداشت. و اگر كفش به جا مانده قيمتش بيشتر باشد، بايد معادل مقدار اضافى را به شخص فقيرى پرداخت كرد.
سؤال 782-شغل شخصى تعمير و فروش فلاكس و چتر مىباشد. بعضى از اشخاص، وسائل خود را براى تعمير به ايشان داده، و به يكى از علل زير وسيله مورد نظر نزد تعمير كار مانده است:
1-در موقع مقرّر براى پس گرفتن جنس مراجعه نكرده، و هنگامى كه مراجعه كردهاند جنسشان پيدا نشده است.
2-اصلًا مراجعه نكردهاند.
3-در موقع مقرّر مراجعه كرده، امّا به خاطر عدم تعمير جنس، يا پيدا نشدن آن، تحويل داده نشده، و ديگر رجوع نكردهاند يا دفعات بعد كه رجوع كرده، باز به همين طريق گذشته، و ديگر مراجعه نكردهاند، و بعد پيدا شده است.
4-بعضى اجناس را تعمير كار از مردم خريده، امّا به خاطر مخلوط شدن با اجناس مردم نمىداند اين جنس امانت مردم است، يا خودش صاحب آن مىباشد.
5-بعضى از اجناس چندين سال، و برخى بيشتر از يك سال، و بعضى كمتر از يك سال نزد ايشان مانده است. از سوى ديگر، ارزش بعضى از اجناس بيش از چهار هزار تومان، و بعضى كمتر از 1000 تومان، يا 500 تومان، يا 200 تومان مىباشد.
با توجّه به كوچك بودن مغازه، وجود اجناس مذكور در آنجا موجب گم شدن اجناس ديگران مىشود. وظيفه تعميركار چيست؟ آيا مىتواند اجناس مذكور را تعمير نموده، و آن را فروخته، و دست مزد خود را كسر كرده، و بقيّه را به صندوق صدقات بريزد؟
جواب:در صورتى كه از پيدا كردن صاحبان آنها مأيوس باشد، مىتواند مطابق آنچه ذكر شد عمل كند. ولى بايد صندوق صدقات مورد اعتمادى را انتخاب كند.
سؤال 783-حكم لقطهاى كه مالكش پيدا شده، در حالى كه رشد كرده، و هنگامى كه نزد يابنده بوده رشد حاصل شده، چه مىباشد؟ آيا حكم نماء متّصل و منفصل يكى است؟
جواب:زياده متعلّق به مالك است، و اگر سال بر آن گذشته خمس دارد. و چنانچه يابنده براى حفظ آن هزينه كرده، مىتواند از مالك آن بگيرد.