پيش آمده كه نظر مبارك مورد تقاضا است:
1-آيا شرعاً تكليف دارم بيش از اين تحقيق كنم؟ آيا بايد مطلب را صريحاً مطرح كنم و از دين او بپرسم؟
2-آيا اين مقدار كه از معرّف نقل كردم در اسلام او ترديد ايجاد مىكند؟ اگر آرى، آيا بايد اسلام او را استصحاب كنم، يا تكليف ديگرى دارم؟
جواب 1 و 2:چنانچه حالت سابقه او اسلام است، و دليلى بر خلاف آن قائم نشده مشكلى نداريد.
3-خانهاى كه سهم الارث اين خانم در آن بوده، (نصف آن) را به شخصى فروختهايم و از محلّ ثمن، طبق توافقى كه شده، حق الوكاله خود را برداشتهام. اگر بعدها معلوم شود اين خانم واقعاً از اسلام خارج شده، و از پدرش كه مسلمان بوده، اساساً ارث نمىبرده، تكليف خريدار چيست؟ حق الوكالهاى كه از محلّ فروش خانه گرفتهام چه حكمى دارد؟
جواب:چنانچه ثابت شود كه در حيات پدر مسيحى شده، ارث نمىبرده، و هر چه شما يا ديگرى از سهم او گرفتهايد بايد به ساير ورثه بازگردانيد.
4-آيا مىشود در اين خانه نماز خواند؟ آيا خريدار ضامن است كه نصف خانه را به حاكم شرع (مقلَّد) بازگرداند، يا معامله وى محكوم به صحّت است؟ اگر موكول به اجازه حضرتعالى است، اجازه مىفرماييد؟ يا در ازاى ردّ مظالم بايد اجازه شود؟
جواب:همان گونه كه در بالا گفته شد، اگر خلاف ثابت شود بايد به ساير ورثه برگردد و مسأله ارتباطى به مظالم ندارد تا نياز به اجازه حاكم شرع داشته باشد.
5-اگر بعداً معلوم شود كه مسيحى شده بوده، وكالت براى كارها و اموال شخصى او (غير از سهم الارث) چه صورتى دارد؟
جواب:در مورد اموالى كه بعد از مسيحى شدن به دست آورده اشكالى ندارد.
سؤال 891-آيا حقوق، مستمرّى، بيمه بازنشستگى و ساير مزاياى كارمندان متوفّى، جنبه ارث دارد؟ آيا آنچه دولت به بازماندگان متوفّى مىدهد طبق قانون ارث تقسيم مىشود؟
جواب:مصرف آن تابع مقرّرات دولت است؛ اگر فقط به همسر و فرزند او مىدهد بايد فقط در آن راه مصرف شود، و اگر مقرّرات طور ديگرى است بايد به همان ترتيب عمل شود.
سؤال 892-آيا سرمايه بيمه عمر، و خسارت فوق ناشى از حوادث رانندگى، و ديگر بيمهها، طبق قانون ارث تقسيم مىشود؟ در صورتى كه در قرارداد بيمه، شرط خاصّى در اين زمينه گنجانده شده باشد، آيا نافذ است؟
جواب:در مورد بيمه عمر بايد طبق شرايط و مقرّرات بيمه مصرف شود، و امّا در مورد خسارات رانندگى، خواه مالى باشد يا جانى، حكم ساير اموال ميّت را دارد.
سؤال 893-آيا خنثاى مشكل، طبيعت ثالثه غير از زن و مرد است، يا حكم يكى از آن دو را دارد؟
جواب:خنثاى مشكل در واقع يا مذكّر است يا مؤنث.
سؤال 894-در صورت تعدّد طلبكاران، و عدم كفايت دارايى متوفّى جهت اداى كلّ ديون، آيا شرعاً مىتوان بين انواع طلبكاران و ديون (به شرح ذيل) حقّ تقدم و اولويّت قائل شد؟ در صورت امكان، ترتيبِ اولويّتها را مرقوم فرماييد:
1-نفقه و مهريّه زوجه.
2-نفقه فرزندان صغير.
3-ديونى كه از بابت آن مالى از بدهكار نزد طلبكاران رهن، وثيقه يا توقيف است.
4-دستمزد و حقوق خدمه و كارگران منزل و محلّ كار متوفّى.
5-دستمزد و هزينه بيمارستان و طبيب و داروخانه، جهت مداواى بيمار قبل از فوت.
6-بدهكارى به حكومت اسلامى (از قبيل: ماليات، قبوض آب و برق و گاز و مانند آن).
7-ديون شرعى (خمس و زكات) و گرفتن اجير براى اداى نماز و روزه و حجّ واجب.
8-هزينه كفن و دفن و مراسم ختم متعارف.
جواب:هزينه كفن و دفن متعارف مقدّم بر همه چيز است، ولى مراسم ختم و ياد بود جزء واجبات نيست. همچنين نفقه اولاد صغير اگر قبلًا پرداخت نشده، جزء ديون محسوب نمىشود. هزينه نماز و روزه را نيز نمىتوان از اموال ميّت برداشت. بقيّه ديون در يك رديف قرار دارند، و بايد به نسبت برداشته شود.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهل و سوم: امر به معروف و نهى از منكر
سؤال 895-امر به معروف و نهى از منكر مرد نسبت به زن نامحرم، يا بالعكس چگونه بايد صورت پذيرد؟
جواب:بايد به صورتى باشد كه خلاف شرعى در آن پيش نيايد، و به زبان خوش و منطقى انجام گيرد.
سؤال 896-اگر كسى با راه رفتن يا صحبت كردن در مكان عمومى، موجب اذيّت و آزار ديگران شود، چه حكمى دارد؟ بر فرض حرام بودن، آيا بايد نهى از منكر كرد؟
جواب:كار خلافى انجام داده، و لازم است با زبان خوش او را نهى از منكر كرد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهل و چهارم: احكام دفاع
سؤال 897-در مورد صدمات وارده بر شخص در مقام دفاع بفرماييد:
الف)چنان چه شخصى در مقام دفاع از خود، مجبور به عملى شود كه صدمه بدنى به وى وارد كند، يا موجب مرگ وى گردد، مسئوليّت مرگ مدافع، يا صدمات وارده بر عهده كيست؟ به عنوان مثال اگر براى فرار از تجاوز جنسى خود را به شيشهاى بزند و مجروح شود، يا در اثر پريدن از بلندى پاى او بشكند، يا فوت نمايد، چه كسى ضامن است؟
جواب:در صورتى كه شخص مهاجم او را هُل داده، يا سبب جراحت، يا سقوط از بلندى شده، او مسئول است، ولى اگر خودش براى نجات خود چنين كارى كرده، ديه يا قصاص بر كسى نيست؛ هر چند مهاجم تعزير شديد دارد.
ب)در فرض فوق، آيا بين صورتى كه راه فرار منحصر در آنچه انتخاب كرده بوده، و موردى كه راه ديگرى براى فرار وجود داشته، ولى شخص مورد هجوم در اثر ترس يا عجله از اين طريق اقدام نموده، تفاوتى وجود دارد؟
جواب:از نظر ديه فرقى نمىكند، ولى از نظر تعزير تفاوت دارد.
سؤال 898-اگر كسى كه ربوده شده، در معرض مرگ باشد، و براى گريز از آن، راهى جز مقاتله نداشته باشد (مثل اين كه با ممانعت مسلّحانه رباينده مواجه شده باشد)، تكليف او چيست؟
جواب:مىتواند از خود دفاع كند؛ هر چند بناچار مستلزم نابودى طرف گردد.
سؤال 899-آيا مكرِه بر امر حرامى مثل لواط يا زنا، خونش هدر است؟ اگر راهى جز كشتن وى وجود نداشته باشد چطور؟
جواب:در صورتى كه راه منحصر به كشتن باشد، خونش هدر است.
سؤال 900-اگر مرد مسلمانى نيمه شب به منزل مسكونى خود وارد شود، و بدون قصد قتل، و بىاطّلاع از اين كه فردى اجنبى در داخل خانه است، با فردى مواجه شود كه دو بار مزاحمت ناموسى براى همسرش داشته، و در دادگاه محكوميّت پيدا كرده، و از شرايط موجود خانه، و وجود فيزيكى متجاوز، و ديگر قرائن معقول علم پيدا كند كه براى تجاوز به ناموسش به حريم خانه او وارد شده، لذا با او درگير شده و در يك وضعيّت خاص و بحرانى و غافلگيركننده، كه ترس فوت وقت و غلبه متجاوز بوده، و امكان توسّل به نيروى انتظامى نداشته، و نتواند به طريق آسانتر متجاوز را دفع كند، و پس از درگيرى كوتاهى ناچاراً با كارد آشپزخانه به دفاع از ناموس و جانش مىپردازد، كه در نهايت منتهى به قتل زانى مىگردد. سپس شخصاً به نيروى انتظامى رفته و خود را تسليم قانون مىكند. آيا ديهاى به شخص زانى و اولياى دم او تعلّق مىگيرد؟
جواب:در صورتى كه دفاع به كمتر از قتل فرد اجنبى امكانپذير نبوده، خونش هدر است و ديه ندارد.
سؤال 901-على خواهرى 22 ساله دارد. حسن چندين نوبت به خواستگارى وى رفته، ولى با مخالفت خانواده دختر روبرو گشته است. تا اين كه چند ماه پيش به منزل خانواده دختر رفته، و مجدّداً از خواهر على خواستگارى مىكند، ولى بازهم پاسخ منفى مىشنود. سپس حسن مدّعى مىشود كه به زور به خواهر على تجاوز كرده است! على با شنيدن اين سخن، عصبانى شده، و به خاطر غيرت و تعصّب، و با اسلحه گرم حسن را به قتل مىرساند. اين مطالب در مراحل مختلف تحقيق و دادرسى در مراجع انتظامى و دادگاه توسّط قاتل بيان گرديده، و خواهر او نيز همين مطلب را با اندكى اختلاف تأييد كرده، و بر اظهارات حسن صحّه گذارده است. حكم اين مسأله چيست؟
جواب:در صورتى كه قتل جنبه عمد داشته، در اينجا حكم آن قصاص است.
و در صورتى كه بىاختيار شده و از حالت عادّى بيرون رفته، يا خيال مىكرده