مىرود، و هر كدام احتياج به عفو مستقلّ دارند، مگر اين كه عبارت عفو شامل همه شود، و در صورت گذشتِ بعضى از اولياى دم، حبس ساقط مىشود.
سؤال 1114-در كتب فقهى مىخوانيم: «اگر كسى ديگرى را بگيرد، و فرد دوّمى او را به قتل برساند، در حالى كه سوّمى آنها را ديده بانى كرده تا جنايت را انجام دهند، قاتل محكوم به قصاص، نگهدارنده محكوم به حبس ابد، و چشمان ديده بان با ميلِ سرخ شده يا نظير آن، كور مىگردد.» لطفاً بفرماييد:
الف)مجازاتى كه براى «نگهدارنده» و «ديده بان» بيان گرديده، چه نوع مجازاتى است؟ حدّ يا تعزير؟
جواب:اين مجازات نه حدّ است و نه تعزير، بلكه از فروع قصاص است، و به همين دليل قابل گذشت مىباشد.
ب)آيا مىتوان چند سال حبس يا تبعيد را جايگزين مجازاتهاى فوق الذكر (حبس ابد و كور كردن) نمود؟ (همانطور كه در قانون مجازات اسلامى براى چنين جرايمى، تحت عنوان كلّى «معاونت در قتل» مجازات 3 تا 15 سال حبس در نظر گرفته شده است).
جواب:در مواردى جايز است.
ج)آيا اولياى دم مىتوانند «نگهدارنده» و «ديده بان» را عفو نمايند، تا مجازات آنها ساقط شود؟
جواب:از جوابهاى بالا معلوم شد.
سؤال 1115-لطفاً درباره محكوم به قصاص كه به درخواست اولياى دم حلق آويز شده و هنوز جان نسپرده، به اين سؤالات پاسخ دهيد:
1-اگر در اين مرحله برخى از اولياى دم قاتل را عفو كنند، آيا بايد اجراى حكم را متوقّف كرد، يا متوقّف كردن آن نيازمند به رضايت همه آنهاست؟
جواب:در صورتى كه هنوز زنده است عفو مانع از حكم اعدام مىشود. مگر اين كه بقيّه اولياى دم فاضل ديه را به اولياى قاتل بپردازند.
2-در صورت توقّف اجراى حكم و بهبود قاتل، اگر اوليا خواهانِ قصاص، سهم
الديه عفو كنندگان را بپردازند، آيا مىتوان مجدّداً وى را اعدام نمود؟
جواب:مىتوانند قصاص كنند؛ ولى با توجّه به اين كه صدمات و جراحاتى كه بر مجرم وارد شده تكرار مىشود، و جنبه عمد پيدا مىكند، و احتمال قصاص وجود دارد، احتياط آن است كه با هم مصالحه كنند.
كفّاره قتل عمد
سؤال 1116-كسى كه در ماههاى حرام مرتكب قتل عمد شده، علاوه بر پرداخت ديه بايد كفّاره جمع هم انجام دهد. آيا لازم است روزههاى واجب كفّاره در ماه حرام انجام شود، يا مىتوان در ماههاى ديگر هم انجام داد؟
جواب:لازم نيست در ماه حرام انجام داد.
سؤالات متفرّقه قصاص
سؤال 1117-فردى عمداً چشم كسى را از بين برده، و طبق شهادت شهود و تحقيق از طرفين، موضوع پرونده از موارد قصاص تشخيص داده شده است. ولى جانى قبل از صدور حكم تقاضاى تبديل قصاص به ديه را نموده، و مجنىّ عليه نيز موافقت كرده، و حكم به ديه صادر شده، ولى بعد از قطعى شدن حكم دادگاه بدوى و تجديد نظر، محكوم عليه مدّعى اعسار شده است. لطفاً بفرماييد:
1-آيا تقاضاى اعسار با توجّه به اين كه قصاص با درخواست مصدوم به ديه تبديل شده، قابل رسيدگى است؟
2-اگر موافقت مجنىّ عليه مشروط به پرداخت ديه بوده، چه حكمى دارد؟
3-اگر بدون شرط قبول كرده چگونه است؟
4-اگر تقاضاى تبديل به ديه از طرف مجنىّ عليه بوده و جانى موافقت كرده باشد چه حكمى دارد؟
جواب 1 تا 4:در صورتى كه شرايط شخص جانى تغيير نكرده، ادّعاى اعسار از او پذيرفته نيست؛ ولى اگر شرايط عوض شده، مثلًا در اين اثنا ضرر و زيان
مهمّى به او رسيده، اين ادّعا با شهادت شهود از او پذيرفته مىشود.
سؤال 1118-آيا محكومين به اعدام يا قطع عضو مىتوانند (قبل از اجراى حكم) اعضاى بدن خود را به فروش رسانده، يا اهدا كنند؟
جواب:در صورتى كه منافع عقلايى براى پيوند بر آن مترتّب باشد، اشكالى ندارد.
سؤال 1119-هرگاه مجرم محكوم به قصاص اعدام شود، آيا ولى دم مىتواند مثلًا كليه يا ساير جوارح او را مجاناً به دست آورد، چون او صاحب حق در مقابل متّهم مىباشد؟
جواب:ولىّ دم حقّى در آن ندارد.
سؤال 1120-در صورت علم اجمالى به وجود قاتل در بين افراد محدود و معيّن، بفرماييد:
1-آيا قاضى مىتواند براى تعيين قاتل و اجراى قصاص از قرعه استفاده كند؟
جواب:قرعه در ابواب قصاص و حدود جارى نمىشود.
2-در صورت منفى بودن پاسخ و لزوم پرداخت ديه، چه كسى بايد ديه را بپردازد؟ نحوه پرداخت آن چگونه خواهد بود؟
جواب:ديه در ميان همه آنها به طور مساوى تقسيم مىشود.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهل و هفتم: احكام ديات
موجبات ضمان
سؤال 1121-آيا مرتكبين جرايم زير، با توجّه به عدم حصول نتيجه مجرمانه مورد نظر، قابل مجازات هستند؟
1-شخصى به قصد قتل ديگرى، به سمت وى تيراندازى نموده، امّا به علّت عدم مهارت در تيراندازى، گلوله به فرد مورد نظر اصابت نمىكند.
2-فردى به قصد قتل ديگرى، شبانه به محلّ اقامت وى رفته، و او را كه ظاهراً خوابيده بوده با گلوله هدف قرار مىدهد. حال آن كه مجنىُّ عليه قبل از شلّيك وى، بر اثر سكته قلبى فوت نموده است.
3-شخصى به قصدِ سرقتِ كيفِ پولِ ديگرى، دست در جيب وى مىكند. امّا اتّفاقاً جيب او خالى بوده است.
4-شخصى به قصد قتل ديگرى، گلولهاى به سمت او شلّيك مىنمايد. امّا گلوله به محلّى غير حسّاس برخورد نموده، و مجنىّ عليه پس از مداوا، كاملًا بهبود مىيابد.
قابل ذكر است كه مورد اوّل مصداق «جرم عقيم» است، كه فاعل عمليّات مجرمانه را از آغاز تا پايان انجام داده، امّا اقدامات مجرمانه وى به علّت وجود عاملى خارج از اراده و خواست او بىنتيجه مانده، و مورد دوّم و سوّم مصاديق «جرم محالند» كه علىرغم طىّ مسير مجرمانه از آغاز تا پايان، حصول نتيجه در آن به طور موقّت (مورد 3) يا دائم (مورد 2) غير ممكن است، و مورد چهارم مصداق جرم ناقص است، كه موفّقيّت مجرم در حصول نتيجه كامل نبوده، و نتيجه خفيفتر از مطلوب مجرم است.
آيا مجنىّ عليه در موقعيّتهايى نظير موارد 1 و 3 و 4 مىتواند خسارات زير را از مجرم مطالبه نمايد:
الف)خسارات معنوى از بابت اضطراب و تأثّر ايجاد شده.
ب)خسارات مادّى، مانند هزينه بيمارستان در صورت بسترى شدن مجنىّ عليه به علّت آسيبهاى جسمى ناشى از شدّت هيجان وارده، يا مثلًا جراحات ناشى از جرم ناقص.
ج)خسارات معنوى، از بابت ايجاد نقص يا عيب دائمى در مجنىّ عليه به علّت شدّت هيجان وارده (مثل لرزش دائمى دست).
جواب:در مواردى كه جرم حاصل نشده، و اثر اضطراب موقّتى بوده، حاكم شرع مىتواند، مجرم را به خاطر انجام افعال مزبور تعزير كند. و در مواردى كه آثار اضطراب به صورت لرزش و مانند آن باقى مانده، در بعضى از موارد ديه، و در بعضى موارد ارش دارد. و در مواردى كه جنايت به صورت ناقص وارد شده، ديه خاص خود را دارد. و اگر هزينه ضرورى درمان بيش از ديه باشد، مجنىّ عليه مىتواند مازاد را از جانى بگيرد.
سؤال 1122-نظر مبارك در خصوص مبناى فقهى بند سوّم مادّه 59 قانون مجازات اسلامى مبنى بر اين كه:
«حوادث ناشى از عمليّات ورزشى، مشروط بر اين كه سبب آن حوادث نقض مقرّرات مربوط به آن ورزش نباشد، و اين مقرّرات هم با موازين شرعى مخالفت نداشته باشد جرم محسوب نمىشود.» كه به عنوان يكى از عوامل موجهه جرم شناخته شده است (يعنى تحت آن شرايط يك فعل از حالت جرم بودن خارج مىشود،) چه مىباشد؟ مثلًا در ورزش فوتبال يك بازيكن به توپ ضربهاى مىزند، كه به صورت بازيكن ديگر اصابت كرده، و منتهى به جراحت يا شكستگى مىگردد؛ ولى قوانين و موازين آن ورزش رعايت شده، و در نتيجه طبق قانون مذكور جرم نمىباشد. نظر حضرتعالى چيست؟
جواب:دليل مسأله اين است كه هنگامى كه افراد وارد بازى مىشوند عملًا از
يكديگر نسبت به حوادثى كه در طبيعت بازى احياناً نهفته است، و حتّى اگر طبق مقرّرات هم عمل كنند بازهم اين حوادث پيش مىآيد، برائت ضمنى مىجويند، شبيه برائتى كه طبيب لفظاً يا عملًا از مريض مىگيرد، و اين كار سبب برائت ذمّه او مىشود.
سؤال 1123-لطفاً در مورد ميزان ضمان اسباب به دو سؤال زير پاسخ دهيد:
1-هرگاه چند سبب در فاصله زمانى متفاوت باعث ورود خسارت مالى يا معنوى به فردى شود، از ديدگاه فقهى چه راه حلّى در كشف مسئول اصلى و جبران خسارت وجود دارد؟
2-هرگاه چند سبب در فاصله زمانى هماهنگ باعث ورود خسارت مالى يا معنوى به فردى شوند، كدام يك مسئول است؟ و مسئوليّت به چه نحو بين آنها تقسيم مىشود؟
جواب 1 و 2:هر كدام از اسباب به مقدار تأثيرى كه در پديد آمدن آن حادثه داشته ضامن هستند. و در صورتى كه ميزان تاثير هر يك مشخّص نباشد، نخست به كارشناسان مورد اطمينان مراجعه مىشود. اگر مشخّص نشد، خسارت در بين همه آنها به طور مساوى تقسيم مىگردد.
سؤال 1124-شخصى مبتلا به ايدز و مانند آن، ديگرى را به گونهاى به آن آلوده كرده كه نوعاً پس از مدّتى سبب صدمات و مرگ وى خواهد شد. چنانچه ناقل زودتر از مجنىّ عليه فوت كند، ديه مجنىّ عليه و يا خسارات وارده بر او، پس از مرگ جانى، در هر كدام از فروض عمد، شبه عمد، و خطاى محض، بر عهده چه كسى است؟
جواب:هرگاه ناقل سبب مرگ باشد، از اموال او بر مىدارند.
سؤال 1125-اگر فردى به هنگام خواب، به اموال ديگرى خسارت وارد كند حكم آن چيست؟
جواب:در هر صورت ضامن است.
سؤال 1126-آيا شخص زيان ديده، در صورت آگاهى و توانايى، مكلّف است از ادامه
خسارت جلوگيرى نمايد؟ در صورتى كه جواب مثبت باشد و اين كار را نكند، آيا زيان زننده ملزم به جبران خسارتى كه زيان ديده، مىتوانسته از آن جلوگيرى كند مىباشد؟
جواب:در صورتى كه شخص خسارتديده بتواند جلو پيشرفت خسارت را بگيرد، و عمداً اين كار را نكند، پيشرفت خسارت مستند به خود اوست، و آن شخص كه ايجاد خسارت كرده در مقابل پيشرفت ضامن نيست. اين مسأله را فقهاى ما در كتاب قصاص، در مورد كسى كه ديگرى را در دريا يا رودخانه مىاندازد، و طرف مىتواند خود را نجات بدهد، ولى اقدام نمىكند عنوان كرده، و گفتهاند: «شخص اوّل ضامن نيست.» و چون اين حكم را بر اساس قواعد بيان كردهاند، در موارد ديگر از جمله اموال تسرّى داده مىشود.
سؤال 1127-اگر كسى جهت زمينهسازى ارتكاب جرم، با خوراندن مسكرات، يا آنچه كه موجب زوال عقل مىشود، سبب بروز جنايتى شود، آيا ضامن است؟ اگر در اين خصوص خودش تلف شود، آيا خونش هدر است؟
جواب:در صورتى كه اين كار را به منظور تحقّق جنايتى كرده، يا مىدانسته كه اين عمل غالباً سبب بروز جنايت مىشود، هر چند نيّت آن را نداشته، ضامن است. و در مورد خودش، خونش هدر مىباشد.
سؤال 1128-اگر آموزگارى در تصحيح اوراق امتحانى، يا مسئولين مدرسه در انتقال نمرات سهل انگارى نمايند، و بر اثر اين سهل انگارى دانشآموزى مردود گردد، آيا آموزگار يا مسئول مربوطه نسبت به خسارات مادّى و معنوى دانشآموز در طول يك سال عقب افتادگى ضمانتى دارند؟
جواب:ضامن هستند.
سؤال 1129-طبق مقرّرات دولتى، پزشك و بيمارستان مكلّف به پذيرش و درمان مصدوم مىباشند. چنانچه پزشكى قبل از اتمام درمان مصدوم، وى را (با وجود آن كه مىدانسته نياز به مراقبتهاى ويژه دارد) از بيمارستان مرخّص كند، و مصدوم طبق نظر پزشكى قانونى در اثر بالا رفتن قند خون، و خونريزى داخلى، چند روز