بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 467

به شرح ذيل بوده است:

1-شكستگى مهره پنجم گردن، كه منجر به آسيب وسيع و قطع (نود درصد) نخاع گرديده است.

2-از بين رفتن كامل قدرت مقاربت.

3-عارضه بى‌اختيارى ادرار بر اثر آسيب عصبى.

4-بى‌اختيارى كامل كنترل ضبط باد و مدفوع.

5-فلج نسبى دو دست در حدود هفتاد درصد.

6-فلج هر دو پا در حدود نود و پنج درصد.

با توجّه به اين كه عوارض بندهاى دوّم تا ششم همگى از عوارض شكستگى مهره گردن و قطع نسبى نخاع مى‌باشد، ديه صدمات فوق چه مقدار است؟

جواب:نسبت به از بين رفتن قدرت مقاربت و بى‌اختيارى ادرار و بى‌اختيارى مدفوع، هر كدام يك ديه كامل تعلّق مى‌گيرد. و در مورد فلج پا و دست، با توجّه به اين كه شلل كامل 23 ديه را دارد، بايد نسبت را بسنجند و ديه را تعيين كنند. و در مورد شكستن يك مهره ارش دارد.

سؤال 1235-بر اثر تصادفى كه منجر به شكستن دست و پاى چپ اين جانب گرديده، مدّت يك سال است كه خانه‌نشين شده‌ام، زيرا پايم از ناحيه زانو، كه پزشكان پلاتين گذاشته‌اند، خم و راست نمى‌شود. و در دستم، به علّت شكستگى زياد پلاتين به كار رفته، و هيچ يك از انگشتانم خم و راست نمى‌شود. پزشكان نظر داده‌اند مدّت دو سال بايد پلاتين در بدنم باقى باشد. فردى كه با اين جانب تصادف نموده فوت كرده، و از نظر كارشناسان راهنمايى و رانندگى مقصّر شناخته شده است. لطفاً بفرماييد:

1-آيا متوفّى ضامن است؟

2-اگر ارث، يا ملكى، از متوفّى باقى مانده باشد، اولياى دم مى‌توانند آن را به عنوان ديه پرداخت نمايند؟

3-آيا اولياى دم نيز ضامن مى‌باشند؟


صفحه 468

4-ديه خسارات وارده بر من چقدر است؟

5-علاوه بر ديه، پولى كه اين جانب تاكنون هزينه كرده‌ام نيز بايد پرداخت شود؟

جواب 1 تا 5:در صورتى كه طبق گواهى كارشناسان متديّن و موثّق راهنمايى و رانندگى، شخص متوفّى مقصّر شناخته شده، بايد ديه شكستگى‌هاى شما را از اموال به جاى مانده از او بپردازند. و اگر هزينه‌هاى لازم و ضرورى درمان بيش از ديه باشد، بايد آن هم پرداخت گردد. و اگر ميّت مالى نداشته باشد، اولياى او مسئوليّتى در برابر شما ندارند. و ديه فلج يك سوّم ديه آن عضو است، و اگر 80% فلج حاصل شده باشد، به همين نسبت از يك سوّم محاسبه مى‌شود. و اگر فلج بر طرف مى‌شود ديه ندارد، بلكه ارش دارد، كه به وسيله كارشناسان متديّن و آگاه تعيين مى‌شود.

سؤال 1236-آيا مغز به عنوان يك عضو حياتى داراى ارش است، يا ديه؟ قسمتهاى مختلف و اعضاى مرتبط با مغز، از قبيل سطح نخاعى، تحتانى، قشرى و مانند آن، هر كدام داراى ارش يا ديه خاصّى هستند؟

جواب:هر كدام داراى ارش هستند، و اگر آسيب به مغز سبب از ميان رفتن منافع (مانند تكلّم و گويايى و مانند آن) شود ديه منافع جارى است.

سؤال 1237-آيا ضايعات عصبى، حسّى، فلج اعصاب دست، صدمات وارد به جمجمه، كه منجر به صدمه عصبى هر يك از اعصاب دوازده‌گانه مغزى مى‌شود، آسيبهاى اعصاب كرانيال و محيطى، آسيبهاى روانى متعاقب ضربه اختلالات بينايى و شنوايى بر اثر ضربه، ضايعات اعصاب و روان به هر دليل، ضايعات اعصاب حسّى و حركتى، از بين رفتن حسّ بويايى و نورالژى، كه تست قابل دسترس جهت تأييد آن وجود ندارد، كوما و عوارض ناشى از آن، ديه مقرّر دارد؟

جواب:در مواردى كه در قانون شرع ديه براى آن تعيين نشده رجوع به ارش مى‌شود. و تعيين ارش بر اساس درصد ضايعه‌اى است كه به تصديق اهل خبره مورد اعتماد حاصل مى‌شود.

سؤال 1238-هرگاه پزشك مرد يا زنى را عقيم كند، آيا بايد ديه بپردازد؟


صفحه 469

جواب:ديه ندارد. ولى اگر قابل بازگشت نباشد، شرعاً جايز نيست.

سؤال 1239-جنايتى كه موجب سلس و ريزش ادرار و مدفوع در تمام ايّام و تا پايان روز مى‌گردد، هر كدام ديه كامله دارد، يا ريزش ادرار موجب ديه كامله، و ريزش مدفوع موجب ارش مى‌گردد؟

جواب:در صورتى كه با يك ضربه حاصل شده باشد، يك ديه دارد.

سؤال 1240-خانم جوانى كه حامله بوده بنا به تشخيص دكتر معالج از طريق سزارين تحت عمل جرّاحى قرار گرفته، كه متأسّفانه بعد از عمل دچار ضايعه شده است. بنا به تشخيص پزشك قانونى، بيمار در حال حاضر با توجّه به آسيب مغزى، و اختلال هوشيارى بدون برگشت، به سطح هوشيارى قلبى در وضعيّت نباتى به سر مى‌برد، و هيچ گونه ارتباطى با محيط اطراف ندارد، و كلّيّه حسّ‌ها، اعمّ از بينايى، شنوايى، صوتى، چشايى، جنسى و بويايى را از دست داده است. سازمان نظام پزشكى علّت حادثه را عدم امكانات و تجهيزات بيمارستان عنوان نموده، و مسئوليّت حادثه را متوجّه دكتر بى‌هوشى و پرستار بهبودى و مسئولين بيمارستان دانسته است. حال با توجّه به اين كه مدّت چهار سال و چهار ماه است كه بيمار در چنين وضعيّتى بسر مى‌برد، و امكان دارد تا چند سال ديگر نيز اين وضعيّت به طول بيانجامد، سؤال اين است كه آيا براى هر كدام از اعضا و منافع بايد ديه جداگانه پرداخت شود؟

جواب:چنانچه مرگ مغزى سرانجام منتهى به مرگ قطعى شود يك ديه بيشتر ندارد، كه در ميان كسانى كه عامل آن بوده‌اند به نسبت تقسيم مى‌شود.

سؤال 1241-هرگاه در اثر جنايت حسّ بويايى، يا شنوايى، يا چشايى، يا بينايى، يا گويايى، يا عقل از بين برود، و پس از پرداخت ديه مجنىّ عليه بهبود يابد (حسّ يا قدرت مورد نظر برگردد،) تكليف چيست؟

جواب:احتياط واجب آن است كه ديه را بازگردانند، و تبديل به ارش كنند.

سؤال 1242-اتومبيل شخصى، كه همراه با سرنشين ديگرى در حال مأموريّت بوده، در اثر بى‌احتياطى و سرعت زياد، با مانع وسط جادّه برخورد كرده، و صدمات‌


صفحه 470

عديده‌اى به شرح ذيل بر سرنشين همراه راننده وارد شده است:

1-شكستگى مهره هفتم گردن، و مهره چهارم سينه، كه منجر به قطع نخاع كامل شده است (ضايعه دائم).

2-فلج كامل و دائمى هر دو اندام تحتانى (پاى راست و چپ).

3-عدم كنترل دائم ادرار (سلس دائمى بول).

4-عدم كنترل مدفوع.

5-عدم توانايى مقاربت به طور كامل.

6-فلج اندامهاى فوقانى (دست راست و چپ،) حدود هشتاد درصد.

7-بروز زخم «بستر» به علّت عدم توانايى حركت و خوابيدن طولانى مدّت در بستر.

8-بروز عفونتهاى مكرّر ادرارى و كليوى كه قابل عود مجدّد مى‌باشد.

9-تكرار زخم بستر و عفونتهاى كليوى و ادرارى و عوارض روانى ناشى از بسترى شدن طولانى. ضمناً طبق نظر كارشناسان، راننده خودرو را در اثر سرعت غير مطمئن و خستگى، مقصّر شناخته شده است. اكنون با توجّه به موارد فوق الذّكر لطفاً بفرماييد:

1-آيا بروز زخم كه در اثر بسترى شدن در بيمارستان و عدم توانايى حركت و خوابيدن طولانى حادث شده، ارش جداى از ديات معيّن شرعى دارد، يا چون اثر همان بيمارى‌هاى اصلى است، ارش مجزّا ندارد؟

جواب:ظاهراً ارش جداگانه‌اى ندارد.

2-آيا عفونت‌هاى ادرارى و كليوى كه به صورت مكرّر در اثر صدمات وارده بوجود مى‌آيد، داراى ارش جدايى است؟

جواب:در صورتى كه نتيجه سرايت صدمات مذكور باشد، ارش جداگانه‌اى دارد.

3-در فرضى كه ضربه واحد در حادثه مذكور، باعث عدم كنترل ادرار و مدفوع به صورت دائمى شده، آيا هر كدام ديه و ارش جدايى دارد؟


صفحه 471

جواب:هر دو يك ديه دارد.

4-آيا قطع نخاع، كه نوعاً منجر به فلج قسمتى از اعضا مى‌شود، و سبب ديه كامل انسان مسلمان است (مثل فلج اندامهاى تحتانى و فقدان كنترل ادرار و مانند آن) هر كدام ديه مستقل دارد؟

جواب:احتياط آن است كه در تفاوت ارش و ديه كامله با هم مصالحه كنند، و امّا آثارى كه از آن حاصل مى‌شود، ديه جداگانه دارد.

ارش‌

سؤال 1243-در مورد تعيين ارش صدمات وارده بر اعضا بفرماييد:

الف)آيا محاسبه ارش بايد نسبت به كلّ ديه همان عضو باشد، يا ديه كامل انسان؟

ب)در صورت محاسبه ارش نسبت به ديه كامل، آيا مقدار ارش صدمه وارده به عضو مى‌تواند بيش از ديه آن عضو تعيين گردد؟

جواب الف و ب:در صورتى كه فقط ضررى به عضو وارد شده، نسبت به عضو محاسبه مى‌شود. و اگر فرضاً به كارآيى عضو ضررى نرسانده، ولى يك زيان كلّى به بدن رسانده، بايد نسبت به ديه كامل محاسبه شود؛ هر چند از ديه عضو بيشتر شود.

1- ارش دررفتگى كتف‌

سؤال 1244-شخصى صدمه‌اى بر ديگرى وارد نموده، كه استخوان دست او از طرف كتف دررفتگى پيدا كرده، و شكسته بند آن را در جاى خود قرار داده، و در مدّت بيش از يك ماه بهبود يافته، و به حالت اوّل خود برگشته است. لطفاً بفرماييد: ديه دررفتگى آن چقدر است؟ اگر بهبودى كامل پيدا نكرده باشد، ديه آن چقدر خواهد بود؟

جواب:دررفتگى بدون شكستگى ديه ندارد، بلكه ارش دارد. در صورتى كه‌


صفحه 472

منتهى به نقص عضو نشود ارش آن كمتر، و اگر منتهى شود ارش آن بيشتر است. و ارش بر معيار درصد خسارت به نظر طبيب حاذق متديّن تعيين مى‌شود.

2- ارش بافت نرم عصبى دست‌

سؤال 1245-چنان چه بر اثر شكستگى استخوان دست، يا ساير اعضا كه ديه معيّنى دارد، بافت نرم عصبى از بين برود. آيا علاوه بر ديه شكستگى، ارش نيز به مجنىّ عليه تعلّق مى‌گيرد؟ چنانچه شكستگى منجر به از بين رفتن بافت نرم عصبى شود، و آن عضو كارآيى اوّليه خود را از دست بدهد، و دچار عوارضى مثل لنگيدن شود، آيا مى‌توان علاوه بر ديه شكستگى، به نسبت عدم كارآيى آن عضو ارش در نظر گرفت؟

جواب:چنانچه آن عضو به كلّى از كار بيفتد، ديه شلل كه 23 ديه عضو است دارد. و اگر به طور كامل از كار نيفتد، به همان نسبت از كار افتادگى از اين ديه محسوب مى‌شود.

3- ارش نقص حاصل از استخوان معيوب‌

سؤال 1246-در مواردى كه استخوان عضوى، مثل ساق پا، دچار شكستگى شده و به صورت معيوب جوش خورده، ديه خاصّى در نظر گرفته شده است. حال اگر در اثر اين عارضه، نقص عضوى نيز ايجاد شود، علاوه بر ديه تعيين شده جهت استخوان معيوب، تعيين ارش نقص عضو نيز موضوعيّت دارد؟

جواب:هرگاه آن نقص عضو از لوازم عادى شكستن استخوان باشد، ارش اضافى ندارد؛ ولى اگر چيزى اضافه بر شكستن استخوان و جوش خوردن نادرست آن باشد، ارش دارد.

4- ارش پارگى مقعد

سؤال 1247-اگر مردى با اكراه، يا اجبار، يا فريب، با مرد يا كودك نابالغى لواط كند،


صفحه 473

و موجب پارگى مقعد گردد؛ آيا اين جراحت ارش دارد؟

جواب:چنين موردى مشمول ارش است؛ يعنى ديه كامل را براى كلّ آن محلّ در نظر مى‌گيرند، سپس ملاحظه مى‌كنند آسيب وارده چند درصد ايجاد نقصان كرده، و به همان نسبت ارش مى‌گيرند.

5- ارش نقص راه رفتن‌

سؤال 1248-شكستگى استخوان، موجب نقص عضو (در راه رفتن) نيز شده است؛ آيا علاوه بر ديه مربوط به شكستگى، مى‌توان براى نقص آن ارش تعيين نمود؟

جواب:احتياط واجب آن است كه ارش نقص منفعت را نيز بپردازد.

6- ارش البكارة

سؤال 1249-ازاله بكارت، ارش البكارة دارد يا مهر المثل؟ در صورت دوّم، اگر بكارت دختر غير بالغى ازاله شود، مثلًا بكارت دختر سه ساله‌اى در جريان تصادف از بين برود، محاسبه مهر المثل نسبت به وى چگونه ممكن است؟ آيا در مهر المثل، حدّ اقلّ و حدّ اكثرى وجود دارد، مثل اين كه از مهر السّنة كمتر نباشد؟

جواب:در افراد بالغ و مانند آن، معيار مهر المثل است. و در دختران كوچك بايد ارش البكارة در نظر گرفته شود. ولى در صورتى كه افراد بالغ از طريق تصادف و مانند آن چنين آسيبى ببينند، احتياط آن است كه نسبت به تفاوت مهر المثل و ارش البكارة مصالحه كنند. مهر المثل با مراجعه به افرادى كه همانند آن دختر از نظر سنّ و سال و منزلت اجتماعى و جهات ديگر هستند، در نظر گرفته مى‌شود. مثلًا خواهران، خواهرزاده‌ها، دختر عمّه‌ها و دختر عموها، چنانچه از نظر عرفى شبيه هم باشند، با يكديگر مقايسه مى‌شوند.

سؤال 1250-زنى در اثر تفخيذ اجبارى حامله شده، و بر اثر وضع حمل بكارت وى زائل گشته است. آيا ديه، يا ارش البكارة، يا مهر المثل، به وى تعلّق مى‌گيرد؟

جواب:تنها مهر المثل تعلّق مى‌گيرد.


صفحه 474

سؤال 1251-آيا بين ازاله ناقص و كامل فرق است؟ پزشكى قانونى، پرده بكارت را به 12 ناحيه، كه اصطلاحاً به آن ساعت مى‌گويند، تقسيم كرده، كه از 1 شروع و به 12 ختم مى‌گردد. پزشكان در گواهيهاى خود مثلًا مى‌نويسند: «پارگى در ساعت 5 و 6 وجود دارد.» به نظر مى‌رسد كه بايد ديد آيا پرده بكارت ناقص داراى ارزش است؟

مثلًا اگر كوزه‌اى بشكند خواه از يك قسمت بشكند، يا از چند قسمت، ديگر ارزش ندارد. امّا اگر پارچه‌اى پاره شود، اگر از يك قسمت پاره شود، باقيمانده آن داراى ارزش است. حال بايد ديد كه پرده بكارت از مثال اوّل است، يا دوّم؟

جواب:در هر حال مهر المثل تعلّق مى‌گيرد.

سؤال 1252-آيا زناى به عنف نسبت به غير باكره، مهر المثل دارد؟

جواب:آرى مهر المثل دارد.

سؤال 1253-در مواردى كه براى ازاله بكارت مهر المثل تعيين شده، مثل موردى كه با انگشت ازاله بكارت گردد، چنانچه ميزان مهر المثل از ديه كامله يك زن بيشتر باشد، آيا مجنىّ عليها به ميزان ديه كامله استحقاق دارد، يا زائد بر ديه هم قابل مطالبه است؟ همانند موردى كه هرگاه كسى موى زنى را از بين ببرد، ولى دوباره برويد، مقرّر شده اگر مهر المثل بيشتر از ديه كامل باشد، فقط به مقدار ديه بپردازد.

در مورد سؤال چگونه است؟

جواب:بيش از ديه استحقاق ندارد.

سؤال 1254-پسر و دخترى با يكديگر رابطه نامشروع برقرار كرده، و در نتيجه بكارت دختر زائل شده است. لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

1-اگر عمل با رضايت دختر و بدون اغفال صورت گرفته باشد، حكم مسأله چيست؟

جواب:در فرض مسأله، ارش البكارة يا مهر المثل تعلّق نمى‌گيرد.

2-اگر عمل با رضايت ولى با اغفال دختر همراه بوده باشد، آيا ارش البكارة تعلّق مى‌گيرد؟

جواب:چنانچه منظور از اغفال اين است كه رضايت به مادون آميزش داده،