سؤال 1432-اگر پيوند اعضا بر بدن زنده جايز باشد، حكم طهارت و نجاست آن چگونه است؟
جواب:هنگامى كه پيوند گرفت جزء بدن زنده مىشود و پاك است.
سؤال 1433-پيوند اعضاى حيوانات به انسان چه حكمى دارد؟
جواب:در موارد ضرورت اشكالى ندارد.
تغيير جنسيّت
سؤال 1434-مسألهاى در موردِ جِنسيّتِ يكى از دوستان داشتم:
«پس از ازدواج تا دو سال مشخّص نشد كه زن است؛ ولى اين مطلب بعداً باعث طلاق شد. در اين روستاى كوچك همه با هم خويشاوند هستند، و ايشان با همه مردها روابط حسنه و دوستانهاى دارد. اكنون كه با اين مشكل مواجه شده، نمىتواند در روستا زندگى كند.» با اين مشكل چه كند؟ نماز و روزه اين شخص چگونه است؟ كدام حالت را رعايت كند؟ مرد باشد همان گونه كه در اين مدّت بوده، يا زن شود؟
جواب:چنانچه واقعاً جنسيّت او زن است، و مرد بودن اشتباه بوده، بايد فعلًا به وظايف زن عمل كند، و نسبت به گذشته كه اطّلاعى نداشته، گناهى مرتكب نشده است. البتّه ماندن او در آن محيط كوچك با اين حال مشكل است، و مصلحت اين است كه از آنجا مهاجرت كند. شكّى نيست كه او گرفتار وضع دشوارى است، امّا به لطف خدا مشكل او حلّ مىشود.
سؤال 1435-دو جنسىهاى كاذب از لحاظ پزشكى بر دو دستهاند: دسته اوّل دو جنسىهاىِ كاذبِ مؤنّثاند، كه از لحاظ كروموزمى مؤنّث، ولى ظاهرى كاملًا مردانه دارند. دسته دوّم دو جنسىهاىِ كاذبِ مذكّر هستند، كه وضعيّت كروموزمى آنان مذكّر، ولى داراى ظاهرى كاملًا زنانه هستند. ضمناً دو جنسىهاى حقيقى (كه در فقه به آنها خنثاى مشكل مىگويند) داراى دو گناد (بيضه و تخمدان) هستند، و ممكن است هر دو فعّال باشد. (ممكن است تخمدان در يك طرف و بيضهها در
طرف ديگر باشد، يا مخلوطى از بافت بيضه و تخمدان در يك طرف، يا در هر دو طرف باشد. خلاصه داراى اندام تناسلى، به اشكال گوناگون هستند.) با توجّه به مطالب بالا بفرماييد:
1-آيا پزشك در دو جنسىهاى كاذب مؤنّث، مجاز است، در صورت تمايل فرد و علىرغم ماهيّت زنانه، اقدامى كند كه ظاهر مردانه وى حفظ شود؟
جواب:جايز نيست.
2-اگر دو جنسى كاذب مؤنّث- كه ماهيّتش زنانه است- با زن سالم ازدواج كرده باشد، تكليف شرعى پزشك در اقدام به عمل جرّاحى براى حفظ ظاهر مردانه وى چيست؟
جواب:بايد سفارش كند آنها از هم جدا شوند، زيرا ازدواج آنها باطل است.
3-اگر دو جنسى كاذب مؤنّث هنوز ازدواج نكرده باشد، با توجّه به اين كه اگر ازدواج كند- هر چند ظاهرش بر اثر عمل جرّاحى باقى مىماند- دو زن با هم ازدواج كردهاند، تكليف پزشك در انجام عمل جرّاحى براى ظاهر مردانه چيست؟
جواب:جايز نيست.
4-در مواردى كه دو جنسى كاذب مؤنّث با زن ازدواج كرده باشد، و پزشك متوجّه دو جنسى بودن وى شود، وظيفهاش در كتمان يا افشاى اسرار چيست؟ (كتمان سرّ، موجب ازدواج يا ادامه ازدواج دو زن مىشود، و افشاى سرّ نيز كار ناشايستى است چون صاحب آن راضى به افشا نيست.)
جواب:سزاوار است خود آنها را از نامشروع بودن اين كار با خبر سازد.
5-آيا پزشك مجاز است در مورد دو جنسىهاى كاذب مذكّر، كه على رغم ظاهر زنانه از لحاظ ماهيّت مرد هستند، براى حفظ ظاهر زنانه آنها، عمل جرّاحى انجام دهد؟
جواب:جايز نيست.
تلقيح مصنوعى
سؤال 1436-برخى از مراجع عظام تلقيح را در صورتى تجويز فرمودهاند كه:
«نطفه شوهر بدون ايجاد مقدّمات حرام، توسّط خود شوهر در رحم زن تزريق گردد.» حال اگر به علّت نداشتن تخصّص و آشنايى، اين كار باعث عفونت ثانويّه و احياناً مرگ همسرش گردد، آيا شوهر ضامن است، يا ضمان متوجّه افراد متخصّص بوده كه بدون دادن آگاهيهاى لازم او را ترغيب به اين عمل كردهاند؟
جواب:در صورتى كه ضرورتى براى اين كار احساس شود مىتوان از افراد متخصّص استفاده كرد، تا خطرى پيش نيايد.
سؤال 1437-در جايى كه عمل تلقيح به طور شبهه صورت گرفته (مثل جايى كه زن گمان مىكرده نطفه از شوهرش بوده، و مرد نيز گمان مىكرده زنى كه نطفه وارد رحم او شده، همسر واقعى او مىباشد، در حالى كه اينطور نبوده است.) آيا احكام اولاد بر فرزندى كه به دنيا خواهد آمد، جارى مىشود؟
جواب:نسبت به صاحب آن نطفه و آن زن ولد شبهه است. و به شوهر آن زن نيز محرم است.
سؤال 1438-اگر علم در آينده آن قدر پيشرفت كند كه اسپرم مرد را بدون تركيب با نطفه زن در رحم مصنوعى پرورش دهند، حكم آن چه خواهد بود؟
جواب:آن مولود فقط منسوب به صاحب اسپرم است؛ ولى فرزند شرعى او محسوب نمىشود.
سؤال 1439-اگر علم تا آنجا پيشرفت كند كه اسپرم و نطفه را از دانهها و محصولات نباتى و مانند آن بگيرند و به زن تلقيح كنند، و نوزاد مصنوعى به عمل آورند، در اين صورت كودك متعلّق به چه كسى است؟
جواب:اين كودك فقط با آن زن محرم است، ولى ارث بردن او از آن زن ثابت نيست.
سؤال 1440-اگر نطفه و اسپرم را از فرآوردههاى نباتى تهيّه، و آن را در رحم مصنوعى پرورش دهند، و از آن كودكى به عمل آورند. نوزاد به چه كسى ملحق مىشود؟
جواب:اين نوازد متعلّق به كسى نيست؛ يعنى نه پدر دارد و نه مادر.
سؤال 1441-روشهاى بارورى آزمايشگاهى (TVF) شكلهاى مختلفى دارد. لطفاً حكم هر يك را بيان فرماييد:
1-جدا كردن اسپرمهاى فعّال (سلولهاى جنسى نر) از منى مرد در آزمايشگاه، و تزريق آن به رحم همسرش.
جواب:اين كار ذاتاً اشكالى ندارد؛ ولى اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع باشد، تنها در صورت ضرورت جايز است.
2-مخلوط كردن منى شوهر با منى مرد اجنبىّ، و انتقال آن به رحم همسر مردِ اوّل.
جواب:اگر انعقاد نطفه به وسيله منى شوهر باشد، اشكالى ندارد؛ هر چند منى شخص ديگر آن را تقويت كرده باشد. ولى اگر انعقاد نطفه با اسپرم مرد بيگانه باشد، حرام است.
سؤال 1442-خانمى بر اثر تزريق آمپول، از مرد بيگانهاى حامله شده، (و به اصطلاح رحم خود را اجاره داده،) و پس از وضع حمل، فرزند را به صاحب نطفه مىدهد. حكم اين مسأله چيست؟ و فرزند ملحق به كيست؟ و از نظر ارث، چگونه است؟
جواب:تزريق نطفه مرد اجنبى به زن اجنبى حرام است. و بچّهاى كه از تركيب اين دو نطفه متولّد مىشود، حكم فرزند نامشروع دارد. ولى اگر نطفه مردى را با نطفه همسر شرعىاش در خارج رحم تركيب كنند، و در رحم زن ديگرى پرورش يابد، فرزند مشروع و متعلّق به صاحبان نطفه است. ولى اين كار جز در موارد ضرورت، اشكال دارد.
سؤال 1443-لطفاً در مورد انتقال جنينِ تكوين يافته از اسپرم و تخمك زوج قانونى در خارج از رحم، به رحم زن اجنبى (مادر جانشين) به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1-اين كار از لحاظ تكليفى چه حكمى دارد؟
جواب:اين امر ذاتاً جايز است؛ ولى چون غالباً مستلزم نگاه و لمس حرام
است، جز در موارد ضرورت جايز نيست.
2-مادر طفل تولّد يافته كدام زن است؟ آيا مىتوان مادر جانشين را در حكم مادر رضاعى دانست؟
جواب:صاحبان اسپرم، پدر و مادر حقيقى فرزند متولّد شده هستند. و مادر جانشين در حكم مادر رضاعى است.
3-آيا مجرّد يا متأهّل بودن زن اجنبى (مادر جانشين)، علم و جهل مادر جانشين، مجّانى يا غير مجّانى بودن رحم، تأثيرى در احكام مربوطه مىگذارد؟
جواب:هيچ كدام تفاوتى ندارد، ولى اگر مادر جانشين شوهر دارد، بايد با اجازه شوهرش باشد.
سؤال 1444-آيا مىتوان اسپرم مرد و زن اجنبى را در لوله آزمايش قرار داد؟ اگر فرزندى متولّد شود متعلّق به كيست؟ آيا حكم ولد الزنا را دارد؟
جواب:اين كار جايز نيست، و اگر فرزندى متولّد شود در بسيارى از احكام تابع صاحبان نطفه است؛ ولى از آنها ارث نمىبرد.
سؤال 1445-زنى 26 ساله هستم. قبل از ازدواج دردهاى شديد ماهيانه داشتم.
دكترها گفتند: مشكلات با ازدواج و زايمان حل مىشود. بدين جهت 6 سال پيش ازدواج كردم، و چون درد زيادى متحمّل مىشدم، تصميم گرفتم كه زود بچّهدار شوم، ولى متأسّفانه 9 ماه پس از ازدواج متوجّه شدم شوهرم به طور كامل عقيم است، و اصلًا بچّهدار نمىشوم. من كه اين مسأله برايم خيلى مهم بود، بيش از پيش روحيه خود را از دست دادم. اكنون پزشكان مىگويند تنها راه اين است كه: «اسپرم مرد بيگانهاى با سرنگ به شما تزريق شود.» من اوّل به اين كار راضى نبودم، چون مقلّد شما هستم، و طبق فتواى شما اين كار حرام است. ولى اكنون جانم به لب رسيده است. لطفاً بفرماييد: چه كنم كه هم بچّهدار شوم، و هم مرتكب گناهى نگردم؟
جواب:تنها راه مشروع آن است كه شما از شوهرتان (هر چند به صورت مخفيانه و بدون اطّلاع اطرافيان) طلاق بگيريد، و پس از گذشتن عدّه به عقد
موقّت صاحب نطفه درآييد (هر چند همديگر را هرگز نبينيد،) سپس نطفه به شما تزريق شود، و پس از پايان عقد موقّت و زايمان دوباره مىتوانيد به عقد شوهر اوّل درآييد. در اين صورت شما مادر آن بچّه، و صاحب نطفه پدرش محسوب مىشود. و به شوهر شما هم محرم است. ولى به اقوام شوهرتان محرم نيست. امّا به اقوام شما محرم است.[1]
جلوگيرى
سؤال 1446-بچّهدار شدن براى مبتلايان به بيمارى ايدز مضرّ است، آيا در اين حالت شوهر مىتواند لولههاى خود را ببندد؟
جواب:اگر زيان مهمّى داشته باشد، مانعى ندارد.
سؤال 1447-بستن لوله زن و مرد جهت جلوگيرى از بيمارى چه حكمى دارد؟
تشخيص ضرورت بر عهده كيست؟
جواب:هرگاه طبق گفته اطبّاى مورد وثوق، خوف خطر وجود داشته باشد، اين كار جايز است.
سؤال 1448-اگر حمل زن، موجب ناقص الخلقه شدن كودك گردد، آيا بستن لوله واجب نمىشود؟
جواب:هرگاه خوف ضرر و خطر قابل ملاحظهاى، هر چند نسبت به بچّه وجود داشته باشد، جايز است.
سؤال 1449-برخى از روشهاى جلوگيرى باعث عقيم شدن مىگردد. چرا در جامعه ما اين كار به طور مكرّر و به صورت عادى انجام مىشود؟
جواب:انجامِ كارِ حرام دليل بر مشروعيّت آن نيست.
سؤال 1450-پس از آزمايش معلوم شد فرزندان آينده زن و شوهرى از نظر ژنتيكى تالاسمى مينور خواهند داشت. امّا به خاطر محبّت زياد با هم ازدواج نموده، مادام
[1]شرح بيشتر را در كتاب «حيلههاى شرعى و چارهجويىهاى صحيح» مطالعه فرماييد.
العمر جلوگيرى مىكنند. آيا اين كار جايز است؟
جواب:در صورتى كه واقعاً احساس خطرى براى فرزند كنند، جلوگيرى مادام العمر مانعى ندارد.
سؤال 1451-شخصى از نظر مرجع تقليدش اطّلاع نداشته، و اقدام به بستن لولههاى خود نموده است. آيا پس از اطّلاع از حرمت، بايد جبران كند؟
جواب:لازم نيست.
سقط جنين
سؤال 1452-آيا در موارد زير مىتوان سقط جنين كرد؟
الف)مادر بيمار باشد، و ادامه حاملگى (با تشخيص پزشك، و وضعيّتى كه مادر دارد، و خودش نيز تشخيص داده،) باعث تشديد بيمارى و وخامت حال مادر گردد.
ب)بيمارى فوق به درجهاى برسد كه حيات مادر متوقّف بر سقط جنين باشد.
ج)مادر در كمال صحّت و سلامتى است، و هيچ گونه خطرى او را تهديد نمىكند، و جنين نيز سالم است، ولى دو سر دارد. يا سر جنين به شكل انسان نيست، و اگر با چنين حالتى متولّد شود، طبق تشخيص پزشك، ممكن است چند روز پس از تولّد از دنيا برود. يا ادامه حيات چنان فرزندى براى خود او، و والدين و جامعه مشكلاتى خواهد داشت.
د)در فروض فوق، حكم مسأله را قبل و بعد از ولوج روح بيان فرماييد.
ه)در هر صورت، آيا مسئوليّتى از نظر شرعى براى پزشك و زوجين وجود دارد؟
و)چنانچه لازم باشد پزشك مرد اقدام به سقط جنين نمايد، چه حكمى دارد؟
جواب:سقط جنين تنها در صورتى جايز است كه جان مادر در خطر باشد.
همچنين اگر بيمارى شديدى مادر را تهديد كند، و جنين هنوز به مرحله دميدن روح نرسيده باشد. و نيز اگر تشخيص قطعى داده شود كه جنين بگونهاى ناقص است كه براى پدر و مادر و اطرافيان اسباب عسر و حرج شديد مىشود، مشروط بر اين كه روح در آن دميده نشده باشد. در اين سه صورت، ختم حاملگى جايز
است، و اگر راه منحصر به طبيب مرد باشد، در اين صورت مانعى ندارد. و احتياط آن است كه پدر و مادر، طبيب را نسبت به ديه تبرئه كنند.
سؤال 1453-نگهدارى جنين مرده در شيشه، جهت آموزش چه حكمى دارد؟ آيا جهت دكور آزمايشگاهى، يا نگهدارى در منزل جايز است؟
جواب:جهت دكور و امثال آن جايز نيست؛ ولى اگر ضرورتى براى آموزشهاى لازم ايجاب كند، و چيزى جانشين آن نشود، مانعى ندارد.
سؤال 1454-آيا زنى كه سرطان رحم دارد مىتواند بچّهاش را سقط كند؟
جواب:اگر ناقص الخلقه شدن او قطعى و شديد باشد، و جنين در مراحل ابتدايى باشد، و راه درمان منحصر به سقط جنين باشد، پايان دادن به حاملگى جايز است.
سؤال 1455-تبليغات زياد باعث شده كه افراد از داشتن فرزند احساس شرمندگى نموده، و مبادرت به سقط جنين نمايند، آيا چنين تبليغاتى جايز است؟
جواب:جايز نيست.
خريدوفروش اعضاى بدن
سؤال 1456-قاچاق ميّت غير مسلمان، و خريدوفروش آن چه حكمى دارد؟
جواب:اگر از منظور قاچاق اين است كه بر خلاف مقرّرات حكومت اسلامى باشد، اين كار شرعاً اشكال دارد.
سؤال 1457-آيا فروش برخى از اعضاى بدن قبل از مرگ، براى تحويل پس از مرگ، جايز است؟
جواب:در صورتى كه سبب نجات جان مسلمان، يا درمان بيمارى مهمّى باشد مانعى ندارد.
سؤال 1458-اجسادى از كفّار موجود است كه برخى اعضاى آن را، جهت كارهاى تحقيقاتى يا پيوند و مانند آن، به مبالغ هنگفتى خريدارى مىكنند. آيا خريدوفروش اين اعضا جايز است؟ آيا ميان اجسادى كه شناسايى نشده و اوليايى ندارند، با ديگر اجساد تفاوتى وجود دارد؟