سوّم: آنچه مربوط به تعارض اهمّ و مهمّ است؛ يعنى هرگاه دو مصلحت كه مورد توجّه و قبول فقه اسلام است، در مقابل يكديگر قرار گيرند، بايد مصلحت اهمّ را ترجيح داد و مهمّ را فداى آن كرد.
براى مثال در قسمت اوّل، مىتوان مسائل مربوط به انتخابات، شرايط ويژه رئيس جمهورى، و نمايندگان و انتخاب كنندگان را در نظر گرفت. و در قسمت دوّم، مسائلى مانند نظام بانكدارى، و بخش مهمّى از نظام پولى، و مسائل اقتصادى امروز را، به عنوان مثال مىتوان ذكر كرد. و در قسمت سوّم محدود كردن پارهاى از معاملات، و صادرات و واردات كشور، كه سلطه مردم را بر اموالشان محدود مىسازد، ولى اهداف مهمّى را احيا مىكند، مثال خوبى است.
سؤال 1582-اعتماد به حكومت اسلامى، در صورتى كه به طور مكرّر بىعدالتى و كذب از برخى مسئولين آن مشاهده شود، چگونه است؟
جواب:براى رسيدن به حكومت اسلامى ايدهآل، راه درازى در پيش داريم.
بايد همه سعى كنيم خلافكاريها روز به روز كمتر شود.
سؤال 1583-آيا در حكومت اسلامى قوانين موجود مىتواند بر شرع مقدّس اولويّت داشته باشد؟ آيا در اين صورت لازم الاجرا است؟
جواب:با توجّه به اين كه قوانين از شوراى نگهبان مىگذرد، معمولًا مطابقت آن با شرع مقدّس ملحوظ مىشود.
سؤال 1584-شهردارى املاك (محلّ كار و سكونت) مردم را بدون رضايت آنان در طرح قرار داده، و چندين خانوار را سرگردان نموده، و ناهنجاريهاى زيادى در محيط خانوادگى و زندگى اجتماعى آنان به وجود آورده است. به گونهاى كه اكنون سه خانوار با نُه سر عائله سالهاست سرگردانند. حكم شرع چيست؟
جواب:جايز نيست دولت املاكى را در طرح قرار بدهد، و تكليف آنها را روشن نسازد. اگر واقعاً نياز ضرورى به آنها دارد، بايد قيمت آنها را به نرخ روز بپردازد، و اگر نياز ضرورى ندارد بايد طرح را از روى آنها بردارد. بلا تكليف گذاشتن خلاف شرع است.
سؤال 1585-من در رانندگى موتور نسبتاً خبره هستم. ولى هنوز به سنّ گرفتن گواهينامه نرسيدهام. آيا مىتوانم در شهر با موتور رفت و آمد كنم؟
جواب:راندن وسايل نقليّه بدون گواهينامه رانندگى شرعاً اشكال دارد.
سؤال 1586-اگر، مثلًا، در يك منطقه دور افتاده، او امر و نواهى اسلام به طور كامل اجرا نشود، و مسائل رفاهى و حقوق مستضعفان و افراد بينوا پايمال شود، و هيچ نظم مذهبى وجود نداشته باشد، آيا در چنين جايى مىتوان هيئتى تشكيل داد تا ضمن مراعات قواعد و ضوابط، حتّى از مخلّين نظم عمومى جريمه بگيرد، و آن را صرف در امور تنظيم عمومى كند، و در صورت نياز، متخلّفين را تهديد و با آنها برخورد كند؟
جواب:اين گونه امور بايد زير نظر مجتهد جامع الشرائط، يا كسى كه از طرف او مأذون است، صورت گيرد.
سؤال 1587-در منطقهاى كه نه از طرف دولت مورد توجّه است، و نه از طرف سازمانهاى دينى نظرى به آن مىشود، اگر يك زن غير مسلمان فقط به قصد نجات مردم از بىسوادى بخواهد مدارسى احداث، و در اين مدارس از كتابهاى همان دولت و مذهب و از معلّمين همان منطقه استفاده كند، و هيچ غرض ديگرى نداشته باشد، و از مردم فقط زمين مدارس را مجّاناً بخواهد، آيا چنين كارى مشروع، و كمك كردن به چنان زنى جايز است؟
جواب:هرگاه مدرسه مزبور زير نظر مسلمين اداره شود، مانعى ندارد.
سؤال 1588-معمولًا مردم در دهات براى حفظ نظام، قوانينى جعل مىكنند. از جمله اين كه اگر كسى دامهاى خود را در زمين، يا مزرعه ديگرى بچراند، و به زراعت ديگران ضرر برساند، مبلغ معيّنى از صاحب دام مىگيرند، در صورت امتناع از پرداخت مبلغ، همان دامى را كه ضرر رسانده توقيف نموده، و چنانچه ظرف سه روز جريمه را پرداخت نكند، دام را فروخته، پول جريمه را برداشته، و آن را در موارد نياز عمومى روستا خرج مىكنند. اوّلًا: تعيين چنين قوانين و جرايمى در چنان مواردى مجاز است؟ و ثانياً در صورت جواز، آيا به جاى هزار تومان پول جريمه در
صورت امتناع، مىتوانند دام او را بفروشند، و همه پول آن را در مورد نيازهاى عمومى روستا مصرف كنند؟ البتّه بايد توجّه داشت كه اگر در چنين جاهايى نظم و قوانينى وجود نداشته باشد، صد در صد نظام روستا از بين مىرود، و حقّ ضعفا و يتيمان و بىسرپرستان پايمال مىشود.
جواب:اگر حفظ نظم در آن محيط منوط به اين گونه امور است، مانعى ندارد، به شرط اين كه زير نظر مجتهد، يا كسى كه از طرف او مأذون است، و با رعايت موازين شرع، انجام گيرد. و در هر صورت جرائم بايد عادلانه باشد، و زايد بر آن را به صاحبش برگردانند.
سؤال 1589-اين جانب داراى مغازهاى هستم كه غير از خودم، چند نفر ديگر از اعضاى خانواده در آن شريك و سهيم هستند، و كار مىكنند. به حمد الله از طفوليّت اهل خمس و وجوهات بوده، و همه سال و جوهات خود را نيز پرداختهايم. بعد از انقلاب اسلامى هر از چندى به هر بهانهاى مبلغى را بايد پرداخت كنيم. وجوهات كه يك سهم مشخص است، و بر هر مسلمانى واجب است آن را پرداخت كند، ماليات نيز سهم هر شهروند، و وظيفه ملّى اوست و آن نيز بايد پرداخت گردد. لكن هيچ دليل و حجّت شرعى براى پرداخت سهم تصاعدى و مانند آن نداريم. آيا جزاى فعّاليّت بيشتر براى رونق كشور پرداخت جريمه است؟ اگر فعّاليّت نبايد كرد و نبايد زحمت كشيد، چرا علما از قول معصومين اين قدر ما را تشويق به فعاليت مىكنند؟
جواب:ماليات، در صورتى كه ضرورت حلّ مشكلات كشور ايجاب كند، بايد به صورت عادلانه باشد، تا مردم را به كار بيشتر و تلاش زيادتر دعوت كند. و به طورى كه شنيده شد، اخيراً برنامههايى در دست مطالعه است كه مالياتهاى تصاعدى كه اثر نامطلوبى در فعّاليّتهاى اقتصادى دارد اصلاح شود.
سؤال 1590-در جمهورى اسلامى ايران چند ميليون دانشآموز اهل سنّت وجود دارد، كه متولّى آموزش و پرورش آنها نظام اسلامى است. معاونت پرورشى وزارتخانه براى قرآن و نماز و ديندارى دانشآموزان شيعه در داخل و خارج مدرسه در ايّام تعطيل و غير تعطيل برنامهريزى مىكند. مثلًا در بخش اقامه نماز، كتابهايى
پيرامون احكام پسران و دختران تأليف نموده، و به مسابقه مىگذارد. و ممتازان را مورد تشويق قرار مىدهد. امّا در مورد دانشآموزان اهل سنّت تاكنون اقدامى صورت نگرفته است. با توجّه به اين كه:
اوّلًا: مسئوليّت اين دانشآموزان متوجّه نظام اسلامى است.
ثانياً: تدوين برنامه براى آنها از سوى نظام، زمينهساز اعتماد آنها به نظام و وحدت جامعه اسلامى است.
و ثالثاً: آنها با اين كار از بسيارى از خطرها مثل گرايش به وهّابيّت و مكاتب الحادى مصون مىمانند.
به نظر حضرتعالى تدوين كتابهاى احكام طبق فقه اهل سنّت و به مسابقه گذاشتن آن بين دانشآموزان اهل سنّت چه صورتى دارد؟
جواب:در جايى كه خوف گرايشهاى الحادى، يا وهابيّت و مانند آن باشد، انجام اين كار با حفظ احترام مكتب اهل بيت عليهم السلام مانعى ندارد.
سؤال 1591-ما روستاييان شهرستان شيراز سالهاى زيادى است كه به دامدارى و كشاورزى مشغول هستيم. امّا از حدود يك سال پيش تا به حال با مشكل افزايش بسيار زياد قيمت علوفه و مواد غذايى دام (گاو) روبرو شدهايم، و متأسّفانه با وضعيّتى كه پيش آمده ادامه اين شغل براى ما غير ممكن است، مگر در صورت اختصاص دادن مقدارى آرد به عنوان خوراك دامها. حال با توجّه به اين واقعيّت كه در صورت ادامه اين روند، تقريباً بايد اين شغل را كه جدّاً به وضعيّت اقتصادى كشور كمك قابل توجّهى مىكند، از دست بدهيم، و پيدا كردن محلّ درآمد ديگر نيز براى مردم روستا بسيار مشكل مىباشد لطفاً بفرماييد.
الف)حكم شرعى خود را در مورد مصرف آرد توسّط دامها بيان فرماييد.
جواب:اگر منظورتان استفاده از آردهاى دولتى مخصوص نان است، اين كار جايز نمىباشد، ولى استفاده از آردهاى آزاد اشكالى ندارد.
ب)حكم شرعى كسانى كه اين آردها را به دست دامدارها مىرسانند، چيست؟
جواب:اگر اين سهميّه مخصوص تهيّه نان است، فروختن آن به دامداران براى
خوراك دام جايز نيست، و كسانى كه اين كار را بكنند مرتكب خلافى شدهاند.
سؤال 1592-منزلى كه در آن ساكنيم، و داراى سند رسمى است، به شش نفر ارث رسيده است. مدّتى پيش سازمان ميراث فرهنگى، يكى از اتاقهاى اين منزل را به عنوان آثار باستانى اعلام نموده، و گفته:
1-حقّ تخريب خانه را نداريد.
2-حقّ فروش خانه را هم نداريد. مگر اين كه اتاق مزبور را نفروشيد.
با توجّه به اين كه بعضى از ورثه قصد فروش سهم خود، و برخى ديگر هم قصد تخريب و نوسازى خانه را دارند، و سازمان هم به علّت كسرى بودجه نمىتواند آن را بخرد، تكليف ما چيست؟
جواب:چنانچه سازمان ميراث فرهنگى ضرورتى در حفظ آن اتاق مىبيند، بايد قيمت عادلانه آن را بپردازد. در غير اين صورت صاحبان خانه حقّ تصرّف در ملك خود را دارند.
13- خرافات
سؤال 1593-آيا دود كردن اسپند براى جلوگيرى از چشم بد صحّت دارد؟
جواب:صحّت ندارد؛ ولى مىگويند: «دود اسفند فضا را ضدّ عفونى مىكند، و مفيد است.»
سؤال 1594-نظر جنابعالى درباره فال حافظ چيست؟
جواب:فال اعتبارى ندارد.
سؤال 1595-اگر فال قهوه براى كار مشروعى انجام شود، چه حكمى دارد؟ مثلًا از اين طريق گمشدهاى را پيدا نموده، يا گرهاى را باز كند. در اين صورت پول حاصل از آن چه حكمى خواهد داشت؟
جواب:فال قهوه و امثال آن از خرافات است، و شرعاً اعتبارى ندارد، و گرفتن پول در مقابل آن جايز نيست.
سؤال 1596-اخيراً آش بىبى سهشنبه، بىبى نور، بىبى حور، كه نماز و آداب
مخصوصى دارد، رايج شده است. نماز آن صبح سه شنبه قبل از اذان ظهر خوانده مىشود، و يك حمد و سه قل هو اللَّه دارد، كه به صورت 5 ركعتى خوانده مىشود! ضمناً آرد و حلواى اين سفره را نبايد نامحرم و پسر نابالغ و آسمان، ببيند! نظر شما در اين مورد چيست؟
جواب:اينها خرافات است؛ و عمل به آن خلاف شرع است. مردم را با زبان خوب مطّلع كنيد، تا اين كارها را ترك كنند.
سؤال 1597-در بعضى از نقاط كشور، درختهايى از قبيل درخت گز و انگور مشاهده مىشود، كه عدّهاى از عوام نخهايى به آنها گره مىزنند، و اعتقاد به تقدّس، يا شفا گرفتن، يا روا شدن حاجت، و بعضاً شفاعت توسّط آن درختان دارند! و مىگويند: «در صورت كج اعتقادى و شك نسبت به درخت، حادثه ناگوارى براى شخص پيش مىآيد!» عدّهاى درختان مزبور را متعلّق به امام على عليه السلام، يا حضرت أبو الفضل عليه السلام، يا ديگر اولياى الهى دانسته، و مىگويند: «ما به اين درختها معتقد بوده، و توسّل جسته، و حاجت گرفتهايم. و كسانى كه درختان مزبور را سوزاندهاند، مصيبتى به آنها، يا فرزندان، يا بستگانشان رسيده، يا بيمار شدهاند.» خواهشمند است بفرماييد:
اوّلًا: عقيده به تقدّس اين گونه درختها صحيح است، يا باطل؟
ثانياً: گره زدن نخ، يا بستن پارچه به اين درختها، و گرفتن حاجت از آنها جايز است؟
ثالثاً: آيا سوزاندن، يا از بين بردن چنين درختانى به عنوان مبارزه با خرافات، باعث گرفتارى و مصيبتى براى سوزاننده، يا بستگان او، خواهد شد؟
جواب:اين اعتقادات قطعاً از خرافات است، و حاجت خواستن از آنها نوعى شرك مىباشد، و بر همه لازم است نهى از منكر كنند، و پاداش خود را از خداوند بخواهند.
سؤال 1598-هر از گاهى ورقهاى به اين مضمون پخش مىشود كه:
«شيخ احمد نامى در مدينه، پيامبر صلى الله عليه و آله را خواب ديده، و ستارهاى در آسمان
ظهور مىكند، و در توبه بسته مىشود، و ... هركس بنويسد اينطور، و اگر ننويسد آنطور مىشود.» آيا اين اوراق اعتبارى دارد، و بايد به آنها توجّه كرد؟
جواب:اين اوراق مجعول و بىاساس است، و سالهاست كه به دست افراد مرموزى پخش مىشود.
سؤال 1599-اخيراً در يكى از روستاهاى استان خراسان شخصى پيدا شده، كه در حالت خاصّى فرو مىرود (خلصه مانند) و از عالم غيب خبرهايى مىدهد، كه با واقعيّت مطابقت دارد! به عنوان مثال، آدرس جمعى از سارقين را مىدهد، اتومبيلهاى گم شده را كشف مىكند، بعضى از بيماريها را معالجه كرده، و بعضى از قتلها را فاش نموده، و قاتلها را معرّفى مىنمايد! با توجّه به آيه كريمه: «لا يَعْلَمُ الْغَيْبَإِلَّا هُوَ»لطفاً بفرماييد:
الف)آيا آنچه درباره او گفته مىشود حقيقت دارد، يا برنامه خاصّى در ميان است؟
ب)اگر خرافه است، چگونه با بعضى از واقعيّات جور در مىآيد؟
ج)آيا ارتباط با ارواح ميسّر است؟
جواب:اين گونه افراد ممكن است گاهى درست بگويند، ولى بسيار مىشود كه خلاف واقع خبر مىدهند، و اين مسأله به تجربه ثابت شده است. و ارتباط با ارواح ممكن است، ولى اينها كه مدّعى هستند غالباً در اشتباهند. در اين زمينه مىتوانيد به كتاب ما «عود ارواح و ارتباط با ارواح» مراجعه كنيد.
سؤال 1600-در بعضى از نقاط استان ما، رسوم و عقائد غلطى وجود دارد، كه مشكلات فراوانى براى مردم ايجاد كرده است. مثلًا ازدواج و اجراى صيغه عقد را در سيزده روز اوّل فروردين جائز نمىدانند، و معتقدند كه چنين ازدواجى نحس است! همچنين اين ايّام را براى عروسى نحس مىدانند! مورد ديگر، كه اخيراً مشكلى را نيز براى خانواده خود ما پيش آورده، اين است كه مىگويند نبايد دو خواهر با دو برادر ازدواج كنند، زيرا اين كار باعث مىشود در شب اوّل كه عروس به خانه داماد مىرود، خواهر دوّم، يا يكى از دو خواهر، از دنيا برود! نظر شما چيست؟
جواب:آنچه در بالا نوشتهايد، جزء خرافات است، و هيچ اعتبارى ندارد.
توكّل بر خدا كنيد، و به اين گونه مطالب اعتنا نكنيد.
سؤال 1601-در يكى از نشريّات از قول جنابعالى، كه با بررسى ريشه تاريخى سيزده بدر، آن را يك مراسم خرافى معرّفى كرده بوديد، چنين آمده است:
«مراسم خرافى سيزده بدر را بررسى كردم، سرچشمهاش از نظر تاريخى به اصحاب الرّس، كه در قرآن به آن اشاره شده، بر مىگردد. به حالات اصحاب الرّس در تفاسير اشاره شده، و در يكى از شروح نهج البلاغه نيز داستان مفصّل آن را چنين يافتم: دوازده شهر يا آبادى بود، كه هر شهر و آبادى به يكى از ماههاى سال خورشيدى ناميده شده بود؛ آيين مردم آن شهرها بتپرستى بود. درختان صنوبر را پرستش مىكردند. زيرا صنوبر منبع درآمد خوبى براى آنها بود. روز اوّل سال، همه مردم از تمام دوازده شهر يا روستا در شهر فروردين جمع مىشدند، و مراسم جشنى داشتند. فردا به شهر ارديبهشت مىرفتند، و در آنجا مراسمى داشتند. روز سوّم به آبادى خرداد مىرفتند ...، تا به آبادى اسفند كه مىرسيد، دوازده شهر تمام مىشد؛ روز سيزدهم دسته جمعى از آباديها خارج شده، به بيابانها مىرفتند، و مراسم سيزده و جشن و پايكوبى و آلودگى به انواع مفاسد را در آنجا برگزار مىكردند.
بنابراين سيزده بدر سنّتى بوده كه از بتپرستان باقى مانده است، همانطور كه مراسم شب چهارشنبه سورى، كه احترامى براى آتش قائل مىشوند، سنّتى از آتشپرستان است.» خواهشمند است صحّت و سقم اين مطلب را بيان فرماييد.
جواب:آنچه از ما نقل شده اجمالًا صحّت دارد.
سؤال 1602-چند سالى است حركتى در برخى مساجد رواج يافته، كه به نظر مىرسد ترويج نوعى خرافه باشد. ماجرا بدين قرار است كه در شب اوّل ماه ربيع الاوّل، از حدود نيمه شب تا اذان صبح، افرادى (كه غالباً خانمها هستند) با در دست داشتن شمع، پشت درب مساجد تجمّع نموده، و با كوبيدن درب مساجد به صورت آهسته، و خواندن اذكارى، توسّل جسته و حاجات خود را طلب مىنمايند. و اين حال تضرّع در هنگام اذان صبح به اوج خود مىرسد. كسانى كه به اين شيوه عمل