بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 573

مى‌كنند، آن را مستند به شنيده‌هاى خود از بعضى خانمهاى جلسه‌اى، و هدف از آن را رفع همّ و غم، و برآورده شدن حاجات، و تسلّى دل حضرت زهرا عليها السلام مى‌دانند.

لطفاً بفرماييد:

1-آيا اساساً چنين عملى مستند روايى دارد؟

2-آيا چنين عملى (كه در حال گسترش مى‌باشد) مى‌تواند به عنوان يك حركت شايسته مورد تأسّى ديگران قرار گيرد؟

3-در صورتى كه عمل فوق از جمله خرافات، و يا خدايى نكرده نوعى بدعت باشد، وظيفه ائمّه جماعات و متديّنين در اين خصوص چيست؟

جواب:با توجّه به اين كه اين عمل در روايات معصومين عليهم السلام وارد نشده، انجام آن به عنوان يك امر مستحبّ شرعى جايز نيست، و سزاوار است ائمّه محترم جماعات مردم را به سوى مراسم و توسّلاتى دعوت كنند كه در روايات معصومين عليهم السلام وارد شده است، وگرنه ممكن است افراد منحرف براى وهن مذهب هر روز امر تازه‌اى اختراع نمايند، و ناآگاهان را به سوى آن دعوت كنند.

سؤال 1603-در تعطيلات نوروزى به كتابهايى برخوردم كه در مورد نقوش و مانند آن بحث كرده بود، و حتّى در مورد اين كه چگونه (بعنوان مثال) محبّت كسى را به دل شخص ديگرى بيندازيم، مطالبى آورده بود. يا مثلًا نقشى منسوب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كشيده، و در ذيل آن نوشته بود: «اگر كسى در طول عمر، يك مرتبه به آن نگاه كند، بيمه مى‌شود.» آيا اين مطالب صحّت دارد؟

جواب:اين گونه مطالب اعتبارى ندارد، و در كتابهاى معتبر نيست.

سؤال 1604-بعضى از خواهران در جلسه دعا، ختمى به نام حضرت جواد الائمه عليه السلام انجام مى‌دهند. به اين ترتيب كه دعاى توسّل را قرائت نموده، و هنگامى كه به نام امام نهم عليه السلام مى‌رسند، حدود يكصد مرتبه «يا جواد الائمة ادركنى» مى‌گويند. سپس دعا را ادامه داده، و ذكر مصيبت مى‌كنند. شالهاى سبزى هم تهيّه، و به صورت گرو در اختيار سايرين قرار مى‌دهند. تا اين ختم را نذر نموده، و به جا آورند، و حاجت بگيرند. صندوقى هم به اين نام مبارك تهيّه، تا به آن هيأت كمك شود. نظر مبارك را بفرماييد.


صفحه 574

جواب:اين كار، كار صحيحى نيست. خواهران مى‌توانند دعاى توسّل را از اوّل تا به آخر مطابق آنچه در كتاب دعا آمده بخوانند، و ان شاء اللَّه نتيجه خواهند گرفت.

سؤال 1605-شخصى، كه زندگى عادى خود را مى‌گذرانده، ناگهان دچار مشكلات عديده مى‌گردد! يكباره افسردگى، ناراحتى‌هاى عصبى، كم خوابى و بى‌حوصلگى، نظم زندگى‌اش را از هم مى‌پاشد! با مراجعه به چند پزشك متخصّص اعصاب و روان، نه تنها هيچ گرهى از كار او گشوده نمى‌شود، بلكه روز به روز حالش بدتر مى‌شود، تا بالاخره از مراجعه به پزشك نااميد، و به يك ساحر معروف مراجعه مى‌كند. وى پس از سعى و تلاش زياد، مى‌گويد: «كسى تو را سحر كرده، شايد به زودى عمرت به سر آيد!» ساحر معروف، با همدستى يك ساحر ديگر، چند عدد تعويذ و دعا را كشف مى‌كند، كه اسم آن شخص روى آن نوشته شده، و همراه با اشياى عجيب همچون فولاد، سوزن، استخوان و مانند آن، در يك جا قاب شده بود. ساحر با اين كه با آن شخص آشنا نيست، اسم كسى كه اين كارها را كرده به او مى‌گويد، او هم به يقين رسيده كه عامل اين سرگردانى و بدبختى همان شخص است. حال با توجّه به اين كه تمام زندگى وى از هم پاشيده (البتّه بعد از پيدا شدن و پاره شدن كاغذهاى مذكور حالش بهتر شده است) و اگر كمك ساحران نبود تا چند روز ديگر رشته زندگى‌اش از هم پاشيده مى‌شد. عامل اين بدبختى‌ها و رنجهاى وى چه تاوانى بايد بپردازد؟

جواب:قول ساحران اعتبارى ندارد، به آن اعتنا نكنيد. دستورى به شما مى‌دهم، اگر عمل كنيد حال شما ان شاء اللّه خوب خواهد شد: نمازها، مخصوصاً نماز صبح را اوّل وقت بخوانيد، و بعد از نماز صبح دست راست را روى سينه بگذاريد، و هفتاد مرتبه «يا فتّاح» بگوييد. سپس 110 مرتبه صلوات بفرستيد. در هر شبانه روز پنج مرتبه آية الكرسى بخوانيد، و به خود بدميد. و هر وقت گرفتار ناراحتى فكرى شديد، ذكر «لا حول و لا قوّة الّا باللّه» را بگوئيد. اين برنامه را تا چهل روز ادامه دهيد، ان شاء اللّه مشكل شما برطرف خواهد شد.


صفحه 575

14- دعاها

سؤال 1606-در برخى روايات پيرامون فضيلت خواندن برخى از دعاها، و تسبيحات حضرت زهرا بعد از نماز، آمده است: «هركس اين دعاها و تسبيحات را بخواند مثل اين است كه تازه از مادر متولّد شده، و هيچ گناهى ندارد.» نسبت به كرم و بخشندگى خداوند هيچ شكّى ندارم، ولى كسى كه گناهان فراوانى دارد، آيا با خواندن اين دعاها تمام گناهانش بخشيده مى‌شود؟ اگر نمازهاى قضاى زيادى داشته باشد، آيا (مثلًا) با احيا گرفتن شبهاى قدر، يا خواندن اين دعاها، خداوند تمام گناهانش را مى‌بخشد؟

جواب:اين گونه روايات شامل حقّ النّاس نمى‌شود، آنها بايد پرداخته شود. و همچنين شامل گناهانى كه حدّ شرعى دارد نمى‌گردد، بلكه بايد حدّ آنها شرعاً اجرا گردد، و شامل گناهانى كه جبرانى، مانند قضا و كفّاره دارد نيز نمى‌شود، چون قضا و كفّاره با اين اعمال ساقط نمى‌گردد، و شمول آن نسبت به بقيّه گناهان، با توجّه به عفو و كرم خداوند، چيز بعيدى نيست.

سؤال 1607-در اثناى قرائت دعاهايى همچون دعاى كميل، ندبه، توسّل و مانند آن، خواننده، يا شركت كنندگان جملاتى از آن را با خود زمزمه، و حتّى بعضى كلمات دعا را چند بار تكرار مى‌نمايند، در حالى كه در دعا تكرار نشده است. اين كار چه حكمى دارد؟ نقل داستان و ذكر مصيبت در وسط دعا چطور؟

جواب:بهتر است دعاها را به همان صورتى كه از ائمّه عليهم السلام رسيده بخوانند. و اگر قصد عزادارى و ذكر مصيبت دارند، قبل يا پس از اتمام دعا بخوانند. و چيزى از دعا را تكرار نكنند.

سؤال 1608-دعاى توسّل در چه شب يا روزى بايد خوانده شود؟

جواب:دعاى توسل شب و روز خاصّى ندارد.

سؤال 1609-دعاهايى از ائمّه عليهم السلام، بخصوص حضرت على عليه السلام و امام سجّاد عليه السلام، نقل شده كه مضمون آن چنين است: «خداوندا! گناهانى كه باعث قطع باران، يا تغيير نعمت‌ها، و نزول بلاها مى‌شود، ببخش و بيامرز.» يا دعاهايى كه از ترس قبر و حساب‌


صفحه 576

و صراط سخن مى‌گويد، و شبيه اين مضامين. در حالى كه ما عقيده داريم آنان مصون از هر گناهى هستند. اين دو مطلب را چگونه مى‌توان توجيه كرد؟

جواب:اين سؤال دو پاسخ دارد؛ اوّل اين كه منظور، تشويق مردم، و بعد تعليم آنان است؛ يعنى هنگامى كه مردم مرتكب معاصى مى‌شوند، و رحمت الهى قطع مى‌شود، راه چاره چيست؟ ديگر اين كه منظور، اشاره به ترك اولى‌هاست. البتّه ترك اولى به اين معنى نيست كه كار حرام يا مكروهى انجام شده، بلكه ترك اولى ممكن است مستحبّ باشد، كه نسبت به مستحبّ بالاتر، عنوان ترك اولى به خود مى‌گيرد. شرح اين مسأله را در جلد 7 «پيام قرآن» صفحه 103 به بعد آورده‌ايم.

سؤال 1610-فرموده‌اند: «اگر كسى بخواهد به كمالات معنوى برسد، بايد ادعيه و اذكار را مانند دارو بداند، و آن را زير نظر طبيب روحانى و مجتهد مصرف كند؛ زيرا ادعيه داراى مراتب روحى است.» آيا صحيح است؟

جواب:دعاهايى كه از معصومين عليهم السلام رسيده، و گروهى خاصّ در آن ذكر نشده، براى همه مفيد و مايه پيشرفت معنوى است.

سؤال 1611-آيا كتاب «جامع الدّعوات» سند معتبرى دارد؟

جواب:سند معتبرى ندارد.

سؤال 1612-اخيراً در بعضى از محافل «ختم يا على» معمول شده است. نظر مبارك حضرت عالى در اين زمينه چيست؟

جواب:شكّى نيست كه توسّل به معصومين عليهم السلام، مخصوصاً وجود مبارك امير مؤمنان، على عليه السلام، و شفيع قرار دادن آنها در درگاه خداوند متعال، از بهترين عبادات و سبب حلّ مشكلات است. ولى سزاوار است پيروان مكتب اهل بيت به سراغ دعاها و توسّلاتى بروند كه در كتب معتبره از معصومين عليهم السلام نقل شده است؛ مانند دعاى توسّل كه علّامه مجلسى و ديگران آن را از كتب معتبره از ائمّه معصومين عليهم السلام نقل كرده‌اند، و براى برآمدن حاجات بسيار مؤثّر است.

15- دعانويسى‌

سؤال 1613-آيا كار دعانويسها و فالگيرها منشأ اسلامى دارد؟


صفحه 577

جواب:دعانويسى، و فالگيرى حرفه‌اى جايز نيست.

سؤال 1614-اگر كسى جهت نوشتن دعاهايى كه در بعضى كتب براى شفاى سردرد و مانند آن آمده پول بگيرد، چه حكمى دارد؟

جواب:اگر دعاهايى باشد كه در كتب معتبر نوشته شده، مانعى ندارد.

سؤال 1615-نظر شارع مقدّس در مورد دعانويسى چيست؟ آيا در اسلام چيزى به نام دعانويسى وجود دارد؟

جواب:نوشتن دعاهايى كه از ائمّه معصومين عليهم السلام رسيده، و در كتب معتبره موجود است، اشكال ندارد. و امّا دعانويسى حرفه‌اى، كه متداول افراد سودجوست، صحيح نيست.

سؤال 1616-گاه افرادى با عنوان دعانويسى اقدام به كلاهبردارى مى‌كنند. براى اين كه بتوان تشخيص داد كه كدام مورد كلاهبردارى و كدام مورد بر اساس دستورات اسلام است، چه راههايى وجود دارد؟

جواب:چنانچه افراد مزبور آدمهاى با سواد و باتقوايى باشند، و از كتب معتبر استفاده كنند، دعانويسى آنها صحيح است. در غير اين صورت اعتمادى بر آنها نيست.

سؤال 1617-برخى دعانويسها دعاهايى به نام زبان بند، بخت‌گشايى، چله‌بُرى، جلب محبّت، قفل كردن، كارگشا، بازشدن بسته شده، دفع بليّات، باطل السحر، و مانند آن به افراد مى‌دهند. آيا چنين دعاهايى وجود دارد؟

جواب:اينها اعمال افراد سود جو، و احياناً شيّاد است.

سؤال 1618-آيا دعانويسى صرفاً نوشتن دعايى خاصّ در كاغذ، و نگه داشتن به همراه خود مى‌باشد، يا دستور العملى هم دارد؟ مثل اين كه نوشته كاغذ را در آب حل كرده، و به كسى بخورانند! يا دعاى خاصّى را بسوزانند! يا در معرض باد قرار دهند! يا زير سنگ بگذارند! يا آن را دفن كنند! يا در آب روان بيندازند. آيا اين دستور العمل‌ها اعتبارى دارد؟

جواب:سوزاندن دعا مطلقاً جايز نيست. ولى شستن، يا به آب انداختن، در


صفحه 578

بعضى از كتب در مورد بعضى از دعاها يا عريضه‌ها آمده است.

سؤال 1619-از آنجا كه اكثر مراجعين به دعانويسها بانوان مى‌باشند، كه براى رفع مشكلات و ناراحتيهاى خود اقدام به اين كار نموده، و بعضاً افرادى تحت عنوان دعانويس اقدام به فريب آنان مى‌كنند، چه توصيه‌اى براى روشنگرى آنان داريد؟

جواب:بايد خطر مراجعه به اين گونه افراد را به همه بانوان گوشزد كرد، تا در دام آنها گرفتار نشوند.

16- رؤيا

سؤال 1620-اگر كسى در رؤيا ببيند كه صاحب قبرى خود را نوه امام موسى بن جعفر عليه السلام و ميرزا معرّفى مى‌كند، و خواب بيننده انسان محترم و ثقه‌اى باشد؛ آيا امامزاده بودن صاحب قبر ثابت مى‌شود؟ آيا به عنوان امامزاده مى‌توان براى آن قبر و صاحبش نذر كرد؟ آيا مى‌توان گنبد و بارگاه براى آن قبر ساخت؟ اگر در كتابى آمده باشد كه به مقتضاى رموز اعداد امامزاده‌اى در همان قبرستان مدفون است، آيا امامزاده بودن صاحب آن قبر ثابت مى‌شود؟ آيا گره زدن نخ و پارچه، و قفل زدن به حرم امامان و امامزادگان وجه شرعى دارد؟

جواب:امامزاده بودن بايد با دليل معتبر ثابت شود. خواب و امثال كتابهايى كه اشاره كرده‌ايد، حجّت نيست، و نبايد به آنها ترتيب اثر داد. گره زدن و امثال آن به قبور امامان و امامزادگان معلوم النسب نيز كار درستى نيست، و بايد به طور معقول زيارت خواند.

سؤال 1621-سنگى لب رودخانه بود. خانمى در خواب مى‌بيند كه اين سنگ پنجه حضرت على دارد، از خواب بيدار مى‌شود، جريان را به مردم مى‌گويد. مردم باور مى‌كنند. سنگ مذكور را برداشته، و به شكل حجر الأسود در ديوار مسجد نصب مى‌كنند! اكنون زن و مرد و دختر و پسر به زيارت آن سنگ مى‌روند. لطفاً بفرماييد:

چنانچه خانمى در حال حيض، يا جوانى در حال جنابت باشد، آيا مى‌تواند داخل مسجد شود و آن سنگ را لمس كند؟ آيا اين كار نوعى سنگ‌پرستى نيست؟


صفحه 579

جواب:خواب مزبور اعتبار ندارد، و واجب است مؤمنين محترم و عزيزان آن روستا اقدام كنند، و آن سنگ را ببرند، و در رودخانه بيندازند، و احترام به آن سنگ شرعاً جايز نيست، و توقّف جنب و حائض در مسجد حرام است.

سؤال 1622-در جوار روستاى ما، محلّى است كه اهالى منطقه از ساليان دور براى آنجا به عنوان مكان مقدّس «قدمگاه» احترام قائل بوده‌اند، و آن گونه كه نقل مى‌كنند از حدود سى سال پيش تا به حال مكرّر اشخاصى به خواب اهالى آمده‌اند. پس از آن اهالى چندين بار آن محلّ و فضاى اطراف را حفّارى نموده، ولى نتيجه‌اى حاصل نشده است. اخيراً سيّده‌اى به خواب يكى از اهالى آمده، و محلّ قبر را در عالم رؤيا مشخّص كرده، كه اهالى پس از حفّارى آن محلّ، ساختمان مخروبه‌اى را كه تا حدود يك مترى ديوارها و ستونهاى سالم داشت، آشكار گرديد. ولى روز بعد كه بنا بود كف ساختمان را (كه ساروجى است) جهت يافتن قبر حفّارى كنند، همان شخص به خواب يكى از اهالى آمده، و از ادامه حفّارى منع كرده است. لطفاً نظر مباركتان را در اين زمينه اعلام فرماييد.

جواب:خواب نمى‌تواند مدركى بر وجود امامزاده در آنجا باشد؛ مگر اين كه از طرق معتبر اين مطلب ثابت شود.

17- رسانه‌ها

الف و ب) اطّلاع‌رسانى و اطّلاع‌رسانان‌

سؤال 1623-مرز بين خبر و تبليغ در اسلام چيست؟

جواب:در فقه اسلامى اصطلاح خاصّى براى اين دو موضوع نيست. اگر در كلمات فقها به كار رود، مراد همان معنى عرفى است. خبر واقعيّتى را بيان مى‌كند، ولى تبليغ به منظور ترغيب و تشويق به چيزى يا كارى صورت مى‌گيرد.

سؤال 1624-آيا خبر درجه‌بندى هم دارد؟ ترتيب نشر اخبار از بُعد اهميّت چگونه است؟

جواب:البتّه رسانه‌هاى جمعى در جامعه اسلامى، وظيفه دارند اخبارى را كه‌


صفحه 580

باعث پيشرفت و شكوفائى اسلام مى‌شود، يا جلو ضرر و زيانهاى محتمل (از داخل، يا خارج) را مى‌گيرد، با نهايت دقّت و بى‌كم‌وكاست در اختيار آنان بگذارند. و هر خبرى تأثير بيشترى در جهت فوق داشته باشد، اهميّت بيشترى دارد، و اخبار بر اساس همين معيار درجه‌بندى مى‌شود.

سؤال 1625-آيا صدق و كذب خبر هم داراى انواعى است؟

جواب:آرى، ممكن است خبرى صد در صد كذب باشد، و خبرى پنجاه درصد، يا كمتر، يا بيشتر. بنابراين در صدق و كذب، درجه‌بندى وجود دارد.

سؤال 1626-آيا در اسلام سانسور جايز است؟ اگر هست، چه حدودى دارد؟ چگونه مى‌توان آن را در جامعه اسلامى پياده كرد؟

جواب:هرگونه خبرى كه انتشار آن به حال جامعه مضرّ است، يا سبب بيدارى دشمنان يا بهره‌بردارى سوء آنان مى‌شود، يا موجب تفرقه بين صفوف مسلمين مى‌گردد، يا ايجاد يأس و وحشت و بدبينى مى‌كند، يا تبعات ديگرى مانند آنچه گذشت دارد، چنين اخبارى نبايد انتشار يابد. به همين دليل در زمان جنگ، بسيارى از اخبار موقّتاً مكتوم مى‌ماند، و پس از برطرف شدن خطر، فاش مى‌گردد.

شبيه اين معنا، در موارد ديگر نيز كاملًا ممكن است.

سؤال 1627-خطّ قرمز شرعى ما به عنوان رسانه‌ها در كشور چيست؟

جواب:خطّ قرمز، كه نبايد از آن گذشت، همان است كه نمونه‌هاى آن در بالا بيان شد.

سؤال 1628-در عرصه خبرى، تساهل، تسامح، مدارا و مانند آن چه معنايى دارد؟

جواب:تسامح و مدارا معانى مختلفى دارد. اگر منظور سازش با مخالفان اسلام، و ميدان دادن به دشمن براى ضربه زدن به دوست است، چنين چيزى جايز نيست؛ امّا اگر منظور همزيستى مسالمت‌آميز، با گروه‌هاى سالم، يا پيروان مذاهب ديگر باشد، به گونه‌اى كه ضررى به حال مسلمين و آيين اسلام نداشته باشد، جايز است.

سؤال 1629-تحليل در اخبار و گزارشها، مانند علم تفسير در حوزه‌هاست. آيا