تشويق نمايند؟
جواب:
فروش آن ها فى نفسه جايز بوده و هيچ اشكالى ندارد و تصاوير زنان بى حجاب مانع صحت بيع آنها نمى شود. بلى! اگر اين كار، موجب بروز مفاسد اخلاقى عمومى در جامعه شود، حاكم شرع مىتواند فروش انها را منع كند.
خريد و فروش كتابهاى ضد دين و مذهب
سؤال 6:
آيا براى كتابفروشىها جايز است كه كتابهايى را به فروش رسانند كه اسلام را به طور عام يا مذهب اهل بيت (ع) را به طور خاص مورد حمله قرار مى دهند و پيروان آن را تكفير نموده و اهل بدعت و ضلالت مى نامند؟ آيا خريدارى از اين نوع كتابفروشىها به طور مطلق و كلى جايز است؟ آيا توصيه مى كنيد كه با مسئولان اين كتابفروشى ها به طور مطلق و كلى جايز است؟ آيا توصيه مى كنيد كه با مسئولان اين كتاب فروشىها با شيوه منطقى و احسن گفتگو شود تا فروش اين نوع كتابها را متوقف كنند؟ اگر اين گفتگو باعث ضرر و زيان بر گفتگو كننده شود، حكم آن چه خواهد بود؟
جواب:
فروش و نشر كتابهاى مذكور به طور كلى جوازندارد؛ زيرا از بارزترين مصاديق كتاب هاى ضلال و متضمن دروغها و ادعاهاى
باطل در مورد مذهب بوده و موجب آسيب ديدن چهره پيروان اين مذهب مى شود. اما خريدن آنها به منظور آگاهى و نقد و رد آنها اشكالى ندارد. چنان كه گفتگو با مسئولان آنها با شيوه حكيمانه و با موعظه حسنه و با سخنان منطقى و واقع بينانه و بدون شتم و دشنام نيز اشكالى ندارد.
سؤال 7:
آيا براى مسلمان پيرو اهل بيت (ع) جايز است كه چنين كتابهايى را خرد تابشهات و اشكالات صاحبان آنها آشنا شود و آنها را نقد كند، يا اين كه اين كار تنها در صلاحيت علمايى است كه توانايى علمى درك، نقد و رد آنها را دارند؟
جواب:
خريدارى آنها به منظور آگاهى و رد آنها مجاز است مشروط بر اين كه قدرت رد و ابطال شبهات آنها را به گونهاى قابل قبول، واقع بينانه و علمى داشته باشد.
عدم ذكر منابع در نوشتهها
سؤال 8:
برخى از نويسندگان منابع و مآخذ را درباره موضوعات معينى خريدارى مىكنند و سپس به نوشتن بحثها و بررسىهاى خود ميپردازند. در
حالى كه بسيارى از افكار و نظريات را از آن منابع اقتباس كردهاند، اما بر خلاف امانت علمى متعارف در شيوههاى پژوهش علمى، در حواشى يا پاورقىهاى كتابهاى خود هيچ اشارهاى به منابع نمى كنند. آيا با اين عمل خود مرتكب عمل مخالف شرع مى شوند؟ آيا ناشران مجازند در عين علم به موضوع، چنين كتابهايى را نشر كنند؟ آيا كتاب فروش مجاز است در صورت علم به مسأله اين نوع كتاب ها را بفروشد؟
جواب:
اين عمل هيچ منعى ندارد؛ زيرا امانت علمى مانند امانت مالى نيست كه تصرف، تحقيق و اقتباس از آن خيانت تلقى شود. از اين رو، هيچ مانعى وجود ندارد كه منابع موردنظر خريده شود و از نگاه كميت و كيفيت از آنها استفاده شود، بدون اين كه در پاورقى از آنها يادى به عمل آيد. همچنين از نگاه شرعى هيچ مانعى وجود ندارد كه افكار خاصى نقل گردد، بدون اين كه به نام صاحب آنها اشارهاى شود. از آنچه گفته شد پاسخ مسايل بعدى نيز روشن مى گردد.
حق فروش كتاب و قيمت آن
سؤال 9:
برخى از كتابفروشى ها با برخى از نويسندگان چنين توافق مى كنند كه كتاب هاى آنان را در معرض فروش قرار دهند و در مقابل درصد خاصى از قيمت فروخته شده براى خود برمى دارند. اين درصد گاهى به طور
متعارف در برخى از مراكز نشر و توزيع به 40 هم مى رسد، ولى در عمل معمولًا ناشر يا كتاب فروش اين مبالغ را در نزد خود نگه مى دارند و در پرداخت حق مؤلف تأخير مى ورزند كه گاهى هفته ها، ماهها و حتى سال ها نيز سپرى ميشود تا آنجا كه حق مؤلف تضييع شده و هيچ چيزى به او نمى رسد و اگر هم چيزى برسد بعد از تأخير زياد و مشكلات فراوان. برخى از ناشران هم گاهى اين نوع كتابها را در مخزن خود نگه مى دارند و در محافظت و نگهدارى آنها اهمال مى كنند؛ به گونه اى كه گاهى اين كتاب ها تلف مى شوند و سپس عذرمى آورند كه كتاب ها تلف شده، پس صاحب آنها حق مطالبه قيمت را ندارد. بسيارى از نويسندگان از اين حالت رنج مى برند. نظر جنابعالى در مورد اين نوع اعمال ناشران يا كتابفروشان چيست؟
جواب:
كتاب فروشان و ناشران مكلفند كه كتاب را مطابق شرايط و مقرراتى كه بين آنان و نويسندگان و مؤلفان در ضمن قرارداد جعاله تعيين مى شود، بفروشند يا نشر كنند و هيچ يك از طرفين حق ندارد از اين شرايط تخلف بورزد. پس كتابفروشى بايد قيمت كتاب را در وقت تعيين شده، به مؤلف پرداخت نمايد، يا عند المطالبه مؤلف در صورت رضايت او به تأخير و يا در صورت اشتراط تاخير در ضمن قرار داد. همچنين بر كتاب فروشى و مراكز نشر لازم است كه از كتاب ها محافظت كرده و در نگهدارى آنها تساهل و تسامح ننمايند.
اما هرگاه كتاب در نزد آنان تلف شود، در صورتى كه تلف مستند به تقصير و اهمال آنان باشد، ضامن هستند و بايد خساره وارده را بپردازند. ولى اگر در حفظ تقصير نداشته باشند، ضامن نيستند؛ زيرا آنان امين محسوب مى شوند و امين ضامن نيست.
استفاده از منابع بدون اذان صاحب آن
سؤال 10:
برخى با مراجعه و حضور در كتابفروشى ها، به جستجو و مطالعه منابع و مآخذ مى پردازند و در اين خلال در دفاتر يادداشتهاى مخصوصى، از اين منابع براى تدوين كتابها يا سخنرانى ها و كنفرانس هاى خود، به گونهاى مخفيانه و بدون اطلاع يا اذن صاحب كتابفروشى، يادداشت مى گيرند. نظر جنابعالى در اين مورد چيست؟
جواب:
اين نوع تصرفات بدون اطلاع يا اذن كتابفروشى جايز نيست؛ مگر اين كه چنين اعمالى، عادى و متعارف باشد و صاحب كتاب فروشى قبلًا به آن راضى باشد.
سرقت ادبى
سؤال (11):
نويسنده اى با استفاده از فرصت، به سرقت انديشه يا نظريه معينى از نويسنده ديگرى مى پردازد و به سرعت آن را به اجرا گذارده و آن انديشه را به خود نسبت مى دهد و نويسنده ديگر ناگهان متوجه ميشود كه انديشه يا نظريه او كه قصد داشت آن را آغاز و تطبيق نمايد، به سرقت رفته است. نظر جناب عالى در اين مورد چيست؟
جواب:
سرقت افكار و نظريات و تدوين آنها در كتابهاى خود اشكالى ندارد. بلى نسبت دادن آنها به خود جايز نيست؛ چون دروغ محسوب مىشود.
حقوق مؤلف، ناشر، مخترع و مبتكر
سؤال (12):
آيا به نظر شما مؤلف و نشر حقوقى دارند؟ مخصوصاً با توجه به اين كه امروزه در همه وزارت خانه هاى فرهنگ و اطلاعات و مراكز چاپ و نشر در همه كشورها اين حق به رسميت شناخته شده و در قوانين مربوط به حقوق مؤلف و حق اختراع و ابتكار گنجانده شده است؟
جواب:
قبلًا گفته شد كه حق نشر براى مؤلف و ناشر هرچند نزد عقلا ثابت است، اما از نگاه شريعت ثابت نشده است. دليل اين نظر اين است كه ما راهى نداريم براى احراز امضاى شارع نسبت به حقوق مستحدثه اى كه در زمانهاى متأخر از زمان تشريع در ميان عارف و عقلا ايجاد شده است.
سؤال 13:
نظر جنابعالى در مورد حقوق اختراع و ابتكار علمى در علوم تطبيقى يا علوم محض و اكتشافات مربوط به كيميا و فيزيك و مانند آن چيست؟
جواب:
پيشتر گفته شد كه چنين چيزى از نگاه شريعت ثابت نشده است. در اين صورت هيچ مانعى نيست در استفاده از ابداعات و ابتكارات، هرچند شخص مبتكر و اختراع كننده در مورد استفاده از آنها رضايت هم نداشته باشد؛ زيرا چنين چيزى تصرف در مالكيت يا حق شرعى او محسوب نميشود.
تجديد چاپ كتاب بدون اجازه مؤلف
سؤال (14):
برخى از ناشران با يكى از مؤلفان توافق مى كند كه كتاب وى را در مقابل 10% از تعداد كل تيراژ آن به چاپ رساند. آيا اين ناشر مىتواند
كتاب مذكور را بار ديگر و بدون اطلاع مؤلف و بدون در نظر گرفتن 10% براى او به چاپ برساند؟
جواب:
بلى ناشر مى تواند كتاب را بدون حصول موافقه مؤلف، مجدداً چاپ نمايد.
تملك روزنامههاى مربوط به اداره عمومى
سؤال 15:
گاهى يك اداره عمومى در برخى از روزنامه ها اشتراك مى نمايد و به طور طبيعى براى اين منظور از بودجه اداره عمومى، مبلغى براى آن تخصيص داده مى شود تا مديران و برخى از كارمندان بتوانند از خواندن و مطالعه آنها استفاده نمايند. آيا اين مديران و كارمندان مى توانند اين روزنامه ها را به منظور تملك، براى خود بردارند، با علم به اين كه اين روزنامه ها با پول اداره عمومى خريده شده و معمولًا يك يا چند نسخه از آنها در آرشيف اداره نگهدارى ميشود تا در صورت نياز در آينده به آنها مراجعه شود، اما مديران يا كارمندان آنها را براى خود برمى دارند؟ در اين مورد نظر جنابعالى چيست؟
جواب:
تصرف در اموال عمومى در غير موارد مجاز شرعى، جايز نيست. از اين رو كارمندان حق ندارند روزنامههايى را كه با مال عمومى