بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 391

از چنان اخلاقي برخوردار باشد كه بتواند با همراهان خود با اخلاق خوب رفتار كند; و سوم اين كه از ورعي بهره مند باشد كه او را از معاصي باز دارد."[1]از رسول اكرم6نقل شده است : "ايمان مؤمن كامل نيست مگر اين كه در وي سه خصلت باشد، كه اولين آنها اين است : داراي حلمي باشد كه وي را از جهل و ناداني دور كند."[2]و نيز فرموده است : "كسي كه حلم نداشته باشد مزه ايمان را نچشيده است ."[3]علي (ع) فرمود: "اگر حليم نيستي سعي كن خود را به حلم و بردباري وادار نمايي ; چه كم است كسي كه خود را همانند مردمي كند و از جمله آنان نشود."[4]

عفت

عفت حالتي است كه مانع از غلبه شهوت مي‌شود.[5]حالت بازداشتن نفس و خودداري از بي قيدي و لاابالي گري معناي اصلي عفت است . عفت سبب مي‌شود كه شخص بر ترك صفات ناپسند و زشتي هاي رفتاري و گفتاري فايق آيد. عفت و حيا منشاء خوبي ها و مانع بدكاري است . مهمترين مورد عفت، كنترل شهوت جنسي در خارج از محدوده مجاز شرعي است . اگر كسي عنان اختيارش را به دست شهوت بدهد، از رستگاري دور شده است . از ديدگاه قرآن از صفات بارز مؤمنان عفيف بودن آنان است . (قد أفلح المؤمنون ... والذين هم لفروجهم حافظون ‌ الا علي أزواجهم ...)[6]"رستگار و پيروز شدند مؤمنان ...، و همان كساني كه اندام جنسي خود را از عمل حرام باز مي‌دارند، مگر براي همسرانشان ... ." اين حالت به ويژه
[1]صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 179)، حديث 800 ; كليني، كافي، ج 4، ص 285، حديث 1) ; طوسي، تهذيب الاحكام، ج 5، ص 445، حديث 195) .
[2]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 26 از ابواب جهاد النفس، ج 11، ص 288، حديث 6 .
[3]همان، ص 291، حديث 19) .
[4]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 207، ص 506 .
[5]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 573، ماده "عف".
[6]سوره مؤمنون (23)، آيات 1) - 3 ; سوره معارج (70) آيات 29 - 30 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :391

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 392

براي افراد مجرد كه ازدواج برايشان ميسور نيست، بسيار امر پسنديده اي است . قرآن كريم مي‌فرمايد: "كساني كه وسيله زناشويي نمي يابند، بايد عفت ورزند تا خداوند آنان را از فضل خويش بي نياز گرداند."[1]قهرمان عفت و پاكدامني كه در قرآن كريم از او ياد شده يوسف (ع) است . جواني كه سيرتي ملكوتي و صورتي ملكي داشت . نيك سرشتي كه جمال ظاهر و باطن را در خود جمع كرده بود. كسي كه اگر به ظاهر غلام درباري بود، ولي آزادتر از هر آزاده اي بود; زيرا از اسارت هواي نفس آزاد بود. گر چه به زندان افكنده شد، اما او زندان رفتن را بر آزاد بودن همراه با گناه و بي عفتي - كه همسر عزيز مصر و زنان درباري خواهان آن بودند - ترجيح داد. جواب او در برابر پيشنهاد همسر عزيز مصر اين بود: (معاذ الله انه ربي أحسن مثواي )[2]"پناه به خدا، او پروردگار من است كه به من جايگاهي نيكو عطا كرده است ." و پس از ماجراي زنان درباري و اصرار همسر عزيز مصر، به خدا عرض كرد: "پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اين زنان مرا به سوي آن مي‌خوانند; و اگر مرا كمك نكني و مكر آنان را از من دور نسازي، گرفتار آنان مي‌شوم و به آنان متمايل مي‌شوم ."[3]از جمله موارد عفت، بازداشتن چشم از نگاه به حرام است . بر مؤمنان لازم است كه عفت چشم داشته باشند. از نگاه شهواني و با ريبه به نامحرم بپرهيزند. "نگاه شهوت آلود همانند تيري از تيرهاي ابليس است ."[4]و "چه نگاههايي كه حسرت طولاني در پي دارد."[5]خداوند در قرآن به پيامبرش فرموده است : "اي رسول ما! به مؤمنان بگو تا چشم هايشان را [از نگاه ناروا] فروبندند و اندامهاي جنسي خود را [از كار زشت ] محفوظ دارند كه اين براي آنان پاكيزه تر است ."[6]"و به زنان با ايمان
[1]سوره نور (24)، آيه 33 .
[2]سوره يوسف (12)، آيه 23 .
[3]سوره يوسف (12)، آيه 33 .
[4]صدوق، من لا يحضره الفقيه، باب ما جاء في النظر الي النساء، ج 4، ص 11، حديث 1) .
[5]كليني، كافي، ج 5، ص 559، حديث 12) .
[6]سوره نور (24)، آيه 30 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :392

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 393

بگو: چشم خود را [از نگاه ناروا] بپوشانند و اندامهاي جنسي خود را [از عمل زشت ] محفوظ دارند و زينت هاي خود را آشكار نكنند مگر مقداري كه نمايان است . و [شايسته است ] سينه هاي خود را با مقنعه بپوشانند... و [هنگام راه رفتن ] چنان پا بر زمين نكوبند كه زينت پنهان پاهايشان معلوم شود."[1]نشانه يك مسلمان عفت و پاكدامني اوست . عفت چشم، عفت دامن، عفت در حفظ زينت و محل آن . در اجتماعي كه پرده هاي عفت و پاكدامني دريده شود، در حصار حجب و حياي افراد جامعه رخنه ايجاد مي‌گردد. سيماي جامعه اسلامي در روابط اجتماعي به ويژه روابط زن و مرد، حاكي از وقار و حيا و متانت و بزرگواري و عفت و پرده پوشي و دوري جستن از هر نوع گفتار و رفتار تحريك آميز است . نحوه سخن گفتن، لباس پوشيدن و راه رفتن بايد به گونه اي باشد كه نمايانگر عفت نفس و حياي باطن باشد. قرآن كريم خطاب به همسران پيامبراكرم6مي‌فرمايد: "هنگام صحبت با نامحرم، صداي خود را نازك [غنج ] نكنيد تا مبادا بيماردلي تحت تأثير صداي شما واقع شود و او را به طمع اندازد": (فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض ).[2]و از آنان مي‌خواهد كه مانند دوران جاهليت آرايش نكنند: (و لا تبرجن تبرج الجاهلية الاولي).[3]قرآن كريم آنجا كه قصه دختر شعيب (ع) را بازگو مي‌كند مي‌فرمايد: او وقتي كه از جانب پدر آمد تا موسي (ع) را دعوت كند كه به نزد پدرش بيايد، با كمال وقار و حيا آمد: (فجأته احداهما تمشي علي استحياء).[4]زمينه هاي ديگري غير از شهوت هست كه انسان بايد در آن عفت ورزيده و خود نگه دار باشد; از جمله آنها زمينه هاي مالي و روابط اقتصادي است . يعني انسان حاجت و نياز خود را پنهان كند و استعفاف نشان دهد و مشكلات و
[1]سوره نور (24)، آيه 31 .
[2]سوره احزاب (33)، آيه 32 .
[3]سوره احزاب (33)، آيه 33 .
[4]سوره قصص (28)، آيه 25 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :393

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 394

سختي هاي خود را با مناعت طبع پيش همه كس مطرح نكند. در قرآن كريم آمده است : (يحسبهم الجاهل أغنياء من التعفف تعرفهم بسيماهم لايسئلون الناس الحافا)[1]"نيازمنداني كه از شدت خويشتن داري، فرد بي اطلاع آنان را توانگر مي‌پندارد; آنها را از سيمايشان مي‌شناسي ; با اصرار چيزي از مردم درخواست نمي كنند."

احسان

در زندگي اجتماعي لازم است انسان به ديگران كمك نمايد و يا به تعبيري احسان كند. "احسان" از ريشه "حسن" كار زيبا و خوب است . هر كار خوبي اعم از كمك مالي و دستگيري از افراد و پرداختن به اعمال پسنديده احسان است . احسان اوج همكاري اجتماعي براي بر طرف كردن مشكلات مالي و يا انساني جامعه است . دين اسلام نمي پسندد كه هر كسي تنها به كار شخصي خود بپردازد و از آنچه در اطرافش مي‌گذرد خبر نداشته باشد و يا خود را به غفلت بزند و يا در صورت خبردار شدن نسبت به آنها هيچ واكنشي نشان ندهد. معمولا نوع سفارشهاي اخلاقي بار اجتماعي دارد و اينها نشان مي‌دهد كه اسلام انسان مسلمان را موظف كرده است كه به كارهاي خير بپردازد و در اصلاح امور اجتماع شركت كند. دستورهايي مانند احسان، بر، امر به معروف و عمل به آن، ترحم، رأفت و مدارا، تعاون بر خير، دستگيري از محروم و كمك به فقرا و نيازمندان، انفاق و صدقه و... همه در راه تأمين نيازهاي اجتماعي مردم و در نتيجه بهبود وضع جامعه است . به طور كلي احسان از اصول اساسي تعاليم ديني و تربيتي است و خداوند به عدالت پيشگي و احسان فرمان مي‌دهد. خداوند فرموده است : (ان أحسنتم أحسنتم لا نفسكم و ان أسأتم فلها)[2]"اگر احسان كنيد به خود احسان كرده ايد، و اگر بدي كنيد براي خودتان است ." چنين نيست كه شخصي كه كار خوب مي‌كند، فايده آن فقط به ديگران برسد; خود او نيز
[1]سوره بقره (2)، آيه 272 .
[2]سوره اسراء (17)، آيه 7 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :394

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 395

علاوه بر اجر معنوي، از آثار كار نيكش بهره مند خواهد بود. محبت احسان كننده در دلها جا مي‌گيرد. معمولا نسبت به او حسادت و دشمني نمي شود. در مشكلات و گرفتاريها تنها نمي ماند. البته احسان نيز بايد در جهت رضاي خدا بوده و از اسراف و تبذير به دور باشد.

رحمت و مهرباني

از صفات خداوند، رحمان و رحيم است . اين صفت بيش از ساير صفات خداوند در قرآن و معارف ديني مطرح و ذكر شده است . خداوند در قرآن مي‌فرمايد: (كتب ربكم علي نفسه الرحمة )[1]"خداوند رحمت و مهرباني به شما بندگان را بر خود لازم كرده است ." و اين صفت را در بندگان نيز دوست دارد. پيامبرخدا6فرموده است : "ان الله عزوجل رحيم و يحب كل رحيم"[2]"خداوند رحيم است و هر انسان رحيمي را دوست دارد." خداوند در قرآن كريم پيامبرش را به صفت رحمت توصيف فرموده است : (و ما أرسلناك الا رحمة للعالمين )[3]"و ما تو را نفرستاديم مگر اين كه رحمت براي جهانيان باشي ." و از او به عنوان كسي كه براي مؤمنان رئوف و رحيم است ياد كرده است . (لقد جاءكم رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رؤوف رحيم )[4]"همانا پيامبري از خود شما به سويتان آمده است كه بر او سخت است كه شما در رنج بيفتيد، و به شما دلبسته است، و با مؤمنان رئوف و مهربان است ." برخورد نرم و ملايم پيامبراكرم6آن هم با انسانهايي كه خشونت و درشتي جزء طبيعت آنان شده بود، باعث شد تا از آنان انسانهايي مؤمن، مهربان و با محبت بسازد. پر و بال رحمت و محبت آن رسول گرامي بود كه با گشوده شدن بر سر آنان، محاسن اخلاقي و فضايل انساني و سرزمين وجودشان را شكوفا كرد.
[1]سوره انعام (6)، آيه 54 .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 394، حديث 16) .
[3]سوره انبياء (21)، آيه 107) .
[4]سوره توبه (9)، آيه 128) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :395

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 396

برخورد ملاطفت آميز با بندگان خدا و ترحم كردن به آنها از سفارشهاي خداي بزرگ به مؤمنان است . از پيامبراكرم6نقل شده است : "من لايرحم لايرحم"[1]"كسي كه نسبت به ديگران رحم ندارد به او رحم نمي شود." از امام صادق (ع) روايت شده است : "تواصلوا و تباروا و تراحموا و كونوا اخوة بررة كما امركم الله"[2]"رابطه برقرار كنيد و به همديگر نيكي نماييد و به يكديگر رحم كنيد و برادران خوبي باشيد; همان گونه كه خدا دستور داده است ." به خصوص كساني كه در جامعه ناتوان از ادامه زندگي آبرومندانه هستند و يا به نحوي در معرض آسيب قرار دارند، بايد بيشتر مورد توجه قرار بگيرند و به آنها رحم شود. پيامبر6فرمود: "بزرگانتان را احترام كنيد و كوچك ها را مورد ترحم قرار دهيد."[3]و نيز آن حضرت فرموده است : "ارحموا عزيزا ذل و غنيا افتقر و عالما ضاع في زمان جهال"[4]"رحم كنيد به عزيزي كه ذليل شده و ثروتمندي كه گرفتار فقر شده و عالمي كه در دوران جاهلان قرار گرفته است و از او استفاده نمي شود." امام باقر(ع) فرمود: "هر كس چهار خصلت داشته باشد خدا براي او خانه اي در بهشت بنا مي‌كند: پناه دادن يتيم، رحم به ضعيف، مهر به والدين، و مدارا با برده ."[5]

مدارا

مدارا به معناي رفتار از روي مهرباني و برخورد ملاطفت آميز با ديگران است . از جمله اموري كه در آداب معاشرت و روابط اجتماعي حائز اهميت بسيار است، نحوه بر خورد با ديگران است . يعني اين كه با ديگران چگونه سخن بگوييم، و چگونه رفتار كنيم كه محيط زندگي آرام و به دور از كشمكش و جنجال باشد. اساس
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 19) از ابواب مواقيت، ج 4، ص 197، حديث 16) .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 124) از احكام العشرة، ج 12، ص 216، حديث 3 .
[3]همان، باب 18) از احكام شهر رمضان، ج 10، ص 313، حديث 20 .
[4]كليني، كافي، ج 8، ص 131، حديث 131) .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 392، حديث 8 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :396

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 397

آموزه هاي اخلاقي در اديان آسماني، بر رفتار ملاطفت آميز و خيرخواهانه است . به عنوان مثال فرعون مدعي الوهيت بود، خونريز و به تمام معنا مستبد و خودكامه بود; در عين حال وقتي خداوند متعال موسي و هارون (ع) را به سوي او فرستاد - براي اين كه دعوت معنوي تأثيرگذار باشد - فرمود: (... فقولا له قولا لينا لعله يتذكر او يخشي)[1]"با او به نرمي سخن بگوييد، بلكه متذكر شود يا از خدا بترسد." از رسول خدا6نقل است كه "اعقل الناس اشدهم مداراة للناس"[2]"عاقل ترين مردم، با مداراترين آنان با مردم است ." sheerمدارا خرد را برادر بود ____ خرد بر سر دانش افسر بودpsheer نيز از آن حضرت نقل شده است : "مداراة الناس صدقة"[3]"مدارا كردن با مردم به منزله صدقه دادن است ." صدقه تنها كمك مالي نيست . گشاده رويي و برخورد مهربانانه با مردم هم نوعي صدقه است . اگر مالي به فقيري داده شود ولي با اذيت و تندخويي همراه باشد ارزشي ندارد. قرآن كريم مي‌فرمايد: (لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذي)[4]"صدقات خود را با منت گذاشتن و اذيت كردن از بين نبريد." خداوند به پيامبرش مي‌فرمايد: (و اما تعرضن عنهم ابتغاء رحمة من ربك ترجوها فقل لهم قولا ميسورا)[5]"و اگر به انتظار رحمت پروردگارت از آنها [ارحام و فقيران كه به درخواست كمك نزد تو آمدند] روي بگرداني، با گفتار خوش و زباني نرم با آنها برخورد كن ." يكي از ياران امام هشتم حضرت رضا(ع) نقل مي‌كند كه از آن حضرت شنيدم كه فرمود: "مؤمن نيست مگر كسي كه داراي سه ويژگي باشد: سنتي از پروردگار و سنتي از رسول خدا6و سنتي از ولي خود. سنتي كه بايد از پروردگارش داشته
[1]سوره طه (20)، آيه 44 .
[2]صدوق، معاني الاخبار، باب معني الغايات، ص 196، حديث 1) ; همو، من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 282، حديث 836 .
[3]پاينده، نهج الفصاحة، ص 566، حديث 2736 .
[4]سوره بقره (2)، آيه 264 .
[5]سوره اسراء (17)، آيه 28 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :397

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 398

باشد رازداري است ; خداوند مي‌فرمايد: (عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه أحدا ‌ الا من ارتضي من رسول ).[1]سنتي كه از پيامبرش بايد داشته باشد مدارا كردن با مردم است ; همانا خداوند به پيامبرش دستور داده تا با مردم مدارا كند: (خذ العفو وأمر بالعرف ).[2]و سنتي كه بايد از ولي خود دارا باشد صبر كردن در سختي ها و ناملايمات است".[3]امام صادق (ع) از رسول خدا6چنين نقل كرده است : "مداراة الناس نصف الايمان و الرفق بهم نصف العيش"[4]"ملاطفت با مردم نصف ايمان و نرمش در برابر آنان نصف آسايش زندگاني است ." آدم بداخلاق و تندخو زندگي را هم بر خود وهم بر ديگران تلخ مي‌كند. انسانهاي بي عاطفه و بي رحم چيزي جز خشونت كشت نمي كنند و طبعا محصولي جز دشمني و كينه برداشت نخواهند كرد. امام علي (ع) مي‌فرمايد: "من لان عوده كثفت اغصانه"[5]"هر كس نهال خلق و خويش نرم باشد، شاخ و برگش بسيار بود." فرد خوش اخلاق و خوش برخورد، به خاطر جاذبه هايي كه دارد افراد زيادي را به خود جذب مي‌كند. دوستان بسياري پيدا مي‌كند و هيچ وقت در فراز و نشيب زندگي تنها نيست . برخلاف آدم بد خلق كه رغبت نزديك شدن به او براي كسي وجود ندارد. نقل شده كه از آخرين سفارشهاي خضر(ع) به موسي (ع) اين بود: "مدارا با بندگان خدا از محبوبترين امور در نزد خداست ; زيرا هيچ كس با بندگان خدا مدارا نمي كند مگر اين كه روز قيامت خداوند با مدارا با او رفتار خواهد كرد."[6]مؤمنان بايد با رويي باز برخورد نمايند. در روايتي صحيح از امام باقر(ع) به نقل از پيامبر گرامي6است كه مي‌فرمايد: "الق اخاك بوجه منبسط"[7]"برادرت را با روي گشاده ملاقات كن ."
[1]سوره جن (72)، آيات 26 - 27 .
[2]سوره اعراف (7)، آيه 199) .
[3]كليني، كافي، ج 2، ص 241، حديث 39 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 117، حديث 5 ; حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 121) از احكام العشرة، ج 12، ص 201، حديث 5 .
[5]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 214، ص 507 .
[6]مجلسي، بحارالانوار، ج 13، ص 294، حديث 8 .
[7]حر عاملي، وسائل الشيعة، ج 12، باب 107) از احكام العشرة، حديث 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :398

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست