بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 86

وزارت صنایع و معادن از یکی از متقاضیان که درخواست وام برای خرید مواد خام کرده بود، تنها

درخواست نمود که اسامی کلیه کارکنانش به این کمیته داده شود. او سهواً در نوع اعتبار درخواستی

اشتباه کرده بود. (این سؤال باقی می ماند که آیا برای پرداخت وام اضطراری جهت پرداخت حقوق

کارکنان همه آن اسامی لازم می باشند یا خیر.) بوروکراسی ایران در این وزارتخانه خود را به مانند

نمایندگان روحانی، با درخواست جزئیات زیادی و نامربوط سرگرم می سازد و ماهها می گذرد بدون

اینکه عملی از سوی وزارتخانه مزبور یا بانک مرکزی صورت بگیرد.

17 به نظر می رسد در میان بانکداران تنها ساقطلیان گرفتار این مشکلات نبود. هنگامی که بانک

مرکزی در حل مسئله سستی به خرج می داد او کل مبلغ لازم را از صندوق خود بانک تجارت

خارجی ایران تأمین و بعداً حسابها را تصحیح می کرد. ساقطلیان گفت به فرض این که نرخ کاهش

ذخیره سایر بانکها پایین باشد باز هم صنایع عمده ایران به طور سنتی بانک او را طرف معاملات خود

قرار می دهند. به عبارت دیگر او به اندک کسانی که واقعاً احتیاج به اعتبار ضروری نداشتند وام داد.

همانطور که در بالا ذکر شد اجماع بر این واقع شده بود که آنهایی که به این اعتبارات نیاز داشتند آنها

را دریافت نمی کردند.

18 بنابراین مسئله ای که بی پاسخ مانده، ارزش اعتباری صاحبان صنایع بخش خصوصی

می باشد. ابطحی گفت بانک ملی هر آنچه که در توان داشته باشد برای اعطای اعتبارات انجام داده

است. ولی موقعی که یک شرکت به طور محسوسی ناتوان از پرداخت دیون خود می باشد و مجبور

است که حتی برای پرداخت حقوق کارکنانش وام بگیرد باید دور آن را خط کشید. ابطحی به وضوح

گفت که او نیز مانند عقیلی میل ندارد که روزی در سینه دیوار قرار بگیرد.

19 نتایج: بانکهای تجارتی با توجه به عدم صلاحیت وزارتخانه مسئول و عدم وجود قوانین

جنبی، در مقابل این اولویت ملی که از آنها خواسته شده تا پولهای خودشان را در عملیات کمک به

افراد مقروضی که از بازپرداخت وام خود عاجزند، سرمایه گذاری کنند پاسخ شایسته ای نمی دهند.

نتایج این امر به طرق متعددی احساس می شوند.

20 برای مثال، صنعت کامیون سازی به طور جدی با کمبود قطعات یدکی مواجه است. یکی از

بزرگترین وارد کنندگان قطعات یدکی تنها می تواند 65 درصد از سفارشات این صنعت را برآورده

سازد. ذخایر اضافی در انبارهای گمرک موجود می باشد اما هنوز پول آنها پرداخت نشده است.

شرکت (وارد کننده این قطعات) در عسرت می باشد و هیچ بانکی حاضر به اعطای وام به این شرکت

جهت پرداخت بهای کالاهای وارداتی و ترخیص آنها از گمرک نمی باشد. در همین حال، وزرای کابینه

نیز به تولید کنندگان و وارد کنندگان فشار می آورند تا کاری برای حل این مشکل بکنند.

21 این شاید حالت افراطی قضیه باشد. صنایع متعلق به دولت حداقل بنابه گفته مدیر عامل

افغانی و طرفدار دولت بانک صادرات ایران، قادر هستند که اعتبار کافی برای واردات و یا جهت تداوم

تولید را کسب کنند. تعداد زیادی از این مشکلات میراث زمان شاه می باشند. به ما گفته می شود که

ماشین آلات کشاورزی وضع بهتری دارند.

22 معهذا بر طبق تحلیل ذکر شده، جای نگرانی وجود دارد. هرچه که از زمان پیروزی انقلاب

می گذرد مردم از آنچه که دولت در حال حاضر انجام می دهد توقع بیشتری دارند. ماههای آتی بهتر به


صفحه 87

ما نشان خواهند داد که آیا منحنی ثبات و اطمینان سیر صعودی خواهد داشت یا تنزل خواهد

نمود.لینگن

صنعت بعد از انقلاب ایران مرسدس بنز

سند شماره (28)

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 24 اکتبر 1979 2 آبان 1358

به: وزارت خارجه در واشنگتن دی. سی.طبقه بندی : خیلی محرمانه

موضوع : صنعت بعد از انقلاب ایران مرسدس بنز.

1 (تمام خیلی محرمانه است.)

2 خلاصه: در سفر اخیر خود به تبریز، مقام سفارت از کارخانه سرمایه گذاری مشترک موتور

دیزل مرسدس بنز بازدید به عمل آورد. به خاطر مأموریت قبلی مقام سفارت (74 1972) در تبریز،

این مقام آشنایی کاملی به کارخانه، مدیرعامل سابق آن و مدیر عامل فعلی آن یعنی، کریس آقابیگیان

که یک فرد ارمنی است، پیدا کرده بود. با در نظر گرفتن معیارهای صنعتی بعد از انقلاب ایران سطح

تولید کنونی که معادل 50 درصد ظرفیت تولید گذشته است می تواند نوعی موفقیت به حساب آید.

داستان مربوط به نحوه مبارزه کارخانه با بحران موجود حکایتی است جالب در مورد انقلاب ایران و

اینکه چگونه یک مدیر با استعداد ارمنی می تواند بین تضاد منافع موجود در بخشهای دولتی،

سهامداران خصوصی، بانکها، کمیته های انقلابی، ملاها و کارگران ایجاد مسالمت نماید. (پایان خلاصه)

3 شرکت دیزل سازی در سال 1970 به صورت سرمایه گذاری مشترک مرسدس بنز تأسیس شد

تا بتواند موتورهای دیزلی کامیون و اتوبوس را بسازد. بانک عمران ایران، شرکت خاور ایران ناسیونال

در این سرمایه گذاری خصوصی تقریباً دارای سهامهای مشترکی می باشند. شرکتهای خاور و ایران

ناسیونال در تهران به ساخت موتورهای دیزلی کامیونهای متوسط و اتوبوس مشغولند. شرکت سازنده

موتورهای دیزلی نیز سرنوشتی موفقیت آمیز داشته است، تا سال 1977 سطح تولید افزایش یافته و

معادل 18000 موتور دیزل در سال بود (که تقریباً) به طور مساوی بین شرکت خاور و ایران ناسیونال

تقسیم می شد) و برنامه گسترشی کارخانه می توانست سطح تولید را بیش از این افزایش دهد. سطح

تولید در سال جاری (از مارس تا سپتامبر) کاهش و به 750 موتور در ماه یا9000 موتور در سال

تقلیل یافته است.

4 شرکت دیزل سازی در بازار جاذب ایرانی گاهی وضعی بسیار خوب و گاه تأسف بار داشته

است. از اوان انقلاب شرکت خاور با مشکلاتی جدی در زمینه اعتبار و تولید روبرو بوده است. در عین

حال که مهمترین سهامدار آن (یعنی خانواده سوده ور) (soudevar) در ایران مانده اند، دولت مدیریت و

هیئت مدیره جدیدی را در این کارخانه منصوب نموده است. شرکت خاور حتی قبل از انقلاب نیز

مشکلاتی داشت و چون کامیونها به صورت اعتباری به فروش می رفت این کارخانه می بایست تلاش

بسیاری به خرج دهد تا بتواند سرمایه گردش کار خود را تأمین نماید. با ظهور انقلاب تعطیل

پروژه های بزرگ ساختمانی، امتناع یا عدم توان مشتریان آن در پرداخت دیون خود، توأم با کمبود

اعتبار و بی تجربگی مدیریت جدید، کارخانه را به ورطه ورشکستگی کشاند. دستمزد کارگران افزایش

یافته ولی سطح تولید واقعاً ناچیز است. از طرف دیگر شرکت ایران ناسیونال در ایران قبل از انقلاب به


صفحه 88

صورت یک ماشین سکه زنی برای صاحبان خود، یعنی خیامیها عمل می کرد. تقاضا برای اتومبیلهای

پیکان ساخت این کارخانه آن قدر زیاد بود که مشتریان آن 6 ماه قبل از تحویل اتومبیل پول پرداخت

می کردند و بازار مینی بوسهای تولیدی آن نیز رو به گسترش بود. خیامیها از ایران فرار کرده اند، ولی

دولت موقت نیز نتوانسته است کارخانه ایران ناسیونال را ویران سازد. سرمایه در گردش این کارخانه

در اوایل انقلاب بیش از یک میلیارد تومان (135 میلیون دلار) بود. همین امر سبب شد که کارخانه

بتواند بحرانهای ناشی از افزایش دستمزد کارگران را پشت سر بگذارد و افزایش تقاضا برای

مینی بوسهای آن نیز بازار تولیدات کارخانه موتور دیزل سازی ایران را گرمتر ساخته است.

5 طبق استانداردهای تبریز و حتی ایران، کارخانه دیزل سازی ایران یک شرکت سودآوری برای

سهامدارنش بوده است. دریافتی سالانه بیش از 600 میلیون تومان (حدود 100 میلیون دلار) و

واردات قطعات شرکت دیلمر بنز نیز معادل 100 میلیون مارک در سال بوده است، با این حال سود

شرکت در سال 1977 معادل 80 میلیون تومان (یا بیش از 10 میلیون دلار) بود و برای 1300 نفر از

تبریزیها تأمین کار می نمود. ظرفیت تولیدی کنونی کارخانه 50 درصد است، ولی حقوق افزایش یافته

نیروی کار خود را می پردازد (چون قابل کاهش نیست) و ماهانه 5 میلیون تومان ضرر می دهد (حدود

800000 دلار). علت اصلی ضررها نیز استفاده از کاهش ذخایر ارزی و استفاده از اعتبارهای بانکی

است. قبل از انقلاب، شرکت دیلمربنز آلمان قطعات لازم برای این کارخانه را با 50 درصد پیش

پرداخت و پرداخت مازاد آن با اقساط 9، 12 و 15 ماهه می فروخت. پس از انقلاب این نسبت به 20

درصد و 80 درصد تغییر کرد و پس از آنکه شرکت بیمه هرمز صادرات این شرکت را بیمه ننمود،

شرکت دیزل سازی ایران نیز مجبور شد با استفاده از اعتبارنامه، خریدهای خود را انجام دهد.

6 انقلاب روابط بین مدیریت و نیروی کار کارخانه دیزل سازی را در کوتاه مدت دستخوش

تغییرات فاحش ساخته است. آقابیگیان در اوایل سال 1974 به صورت معاون مدیر عامل کارخانه

درآمد. آقا بیگیان که از ارمنیهای بومی تبریز است 13 سال در آلمان اقامت داشته، لیکن در سال

1970 به عنوان مهندس به ایران بازگشته و در نتیجه تلاش و کوشش خود در این کارخانه به سمت

مدیر عامل درآمده بود. هیئت مدیره پس از انقلاب آقا بیگیان را به عنوان مدیر عامل برگزید و کمیته

انقلاب کارخانه نیز در جلسه ای پرجنجال با شرکت 1300 کارگر کارخانه او را در همین پست ایفاء

نمود. کمیته اولیه کارخانه مرکب از 29 نفر (چند کمونیست) بود، اما پس از آن کارگران، یک کمیته 5

نفره مرکب از کارگران بسیار مذهبی کارخانه را برگزیدند. آقا بیگیان معتقد است که کارگرانی که

می خواهند مشکلات خود را مستقیماً با وی در میان بگذارند باید حتماً از این کمیته بگذرند. در عین

حال که این امر نشانه اعتماد و اطمینان است ولی میزان تقاضا برای اوقات کار او افزایش می یابد.

7 حتی قبل از انقلاب نیز آقا بیگیان به صورتی بسیار جدی نسبت به ناراحتیها و کمبودهای

کارگران عکس العمل نشان داده بود. برخلاف میل کارمندان وی به کارگران اجازه داد که از کلوپ،

استخر و میدان تنیس شرکت استفاده کنند. وی کار احداث محل مسکونی 250000 دلاری خود در

تبریز را متوقف ساخت و به سکونت در خانه ای کوچکتر در تبریز ادامه داد. وی خاطرنشان ساخت که

برای کارگران مذهبی محل برگزاری نماز وجود نداشت و به همین دلیل کار احداث یک مسجد

کوچک را در کارخانه آغاز نمود. او از راننده استفاده نمی کند. اتومبیل مرسدس بنز جدید خود را


صفحه 89

فروخته و یک مرسدس دیگر را که پنج سال از عمر آن می گذرد استفاده می کند. در نتیجه همین

اقدامات بین او و کارگران رابطه بهتری ایجاد شده. ولی نکته مهم دیگر این که نتیجه این کارها باعث

بهبود روابط بین آقابیگیان و نهاد جدید انقلابی شهر شده است. تأییدات کمیته مذهبی کارخانه از

اقدامات وی سبب بازدیدها و توصیه های مکرر آیت اللّه اصلی شهر شده است. وامهای مورد

درخواست وی از بانکهای محافظه کار تبریز نیز همیشه مورد حمایت کمیته مرکزی انقلاب، استاندار و

آیت اللّه های سرشناس شهر تبریز بوده است.

8 آقابیگیان می داند که در ایران انقلابی موفقیت جنبه موقتی دارد. کارگرانی که او را انتخاب

کرده اند احتمالاً ممکن است به خاطر هیچ و پوچ علیه وی بسیج شوند. هیئت مدیره او نیز که اکثراً از

طرف دولت منصوب شده اند نیز احتمال مورد نظر را قویتر می سازد. ولی او با آنها درگیر شده و از

تغییر یادداشتهای جلسات هیئت مدیره از زبان انگلیسی به فارسی ممانعت به عمل آورده است و با

انقلاب مورد نظر آنها (یعنی شعار بدون کار) مبارزه کرده است. تجزیه و تحلیل انگیزه ها بسیار دشوار

است. ولی آقابیگیان که تاکنون سه بار در حال دادن استعفا بوده است، معتقد است که این کارخانه

بدون وجود او شکست خواهد خورد و چون هیئت مدیره و کمیته کارگران استعفای او را نپذیرفته اند،

این معنی قوت بیشتری می گیرد. آقابیگیان مدیری است مایل به دست و پنجه نرم کردن با مشکلات،

ولی اگر مشکلات بسیار عظیم باشد راه فرار برای او باز است؛ کارخانه بنز آلمان همیشه حاضر به

پذیرش او در آلمان می باشد و بستگان ارمنی وی در لس آنجلس نیز حاضرند با وی در کسب و کار

خود شریک شوند. آقابیگیان یکی از چند مدیر امروزی است که ایران نمی تواند او را از دست بدهد،

چون بسیاری از آنها تا بحال از کشور گریخته اند. اکثر آنهایی که مانده اند نیز مانند آقابیگیان

سرخورده اند و همانند او در بسیاری از نقاط دیگر جهان فرصت پیشرفت بیشتر دارند.

لینگن

کتاب شصت و چهارم

سیاست جهانی آمریکا از ادعا تا واقعیت


صفحه 90

صفحه 91

سیاست جهانی آمریکا

از ادعا تا واقعیت

مقدمه


صفحه 92

صفحه 93

مقدمه

مطالعه سند حاضر ما را به این حقیقت رهنمود می کند که چگونه دست اندرکاران سیاست خارجی

آمریکا اهداف توسعه طلبانه و امپریالیستی خود را، در پشت کلمات مقدسی مانند صلح طلبی، حقوق

بشر، کمکهای اقتصادی و غیره پنهان می کنند. آنها در مخفی نمودن اهداف واقعی خود، تا آنجا پیش

رفته اند که در اسناد طبقه بندی شده و برای مأموران دیپلماسی تحت امر خود نیز آن را به صورت

حقایقی بدیهی و اصولی انسان دوستانه مطرح نموده اند به گونه ای که امر بر خودشان نیز مشتبه شده و

هیچ قبحی در نظریات خویش نمی بینند. البته بدیهی است که الزاما تمامی دیپلماتهای آمریکایی در

جریان دانسته ها و ماهیت طرحهای طراحان مرکز نبوده و شاید اشاره به این واقعیتها اثراتی منفی در

عملکرد و تبلیغات این افراد داشته باشد.

از روزی که غرب با استفاده از شعارهای انسان دوستانه برای به انقیاد درآوردن کشورهای جهان

سوم قیام نمود، عده ای از روشنفکران! این جهان! نیز آن را باور نموده و در پی آن روان شدند و اکنون

ایالات متحده، خود نیز بر این باور شده است که رسالتی جاویدان در رهایی بشر! و کسب حقوق! آن

دارد. رسالت روشنفکر واقعی جهان سوم، خصوصا کشورهای اسلامی آن است که تفاوت عظیم

موجود بین این ادعا و واقعیت امر را برای جهانیان مخصوصا ملل اسلامی روشن نماید.

امید است با عنایت به این مقدمه و اسناد موجود در کتاب، قدمی در روشن نمودن این امر خطیر

برداشته شود.

سابقه سیاست خارجی آمریکا

سابقه سیاست خارجی آمریکا

پس از استقلال آمریکا، طی جنگهای 1783 1775 و بالا رفتن میزان قدرت ایالات متحده و در

کنار آن افول قدرت استعماری اسپانیا در آمریکای لاتین و استقلال مستعمرات اسپانیا، ایالات متحده

با اعلان دکترین مونرو (1823) قدم به عرصه سیاست جهانی گذاشت. این دکترین که توسط جیمس

مونرو رئیس جمهوری وقت آمریکا اعلام شد، شامل سه ماده می گردید:

(الف) عدم دخالت مستعمراتی اروپا در امور آمریکا (شمالی و جنوبی)

(ب) عدم دخالت دول متحده در مستعمرات اروپا در آمریکای لاتین

(ج) عدم دخالت آمریکا در امور داخلی کشورهای اروپایی(1)

پس از اشغال اراضی وسیعی از مکزیک (1838) و نیز پایان جنگهای داخلی آمریکا (1861