بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 39

عليكم الصّيامُ»[1]روزه را بر همه مكلفين- حتى كفار- واجب كرده است. حال اگر كسى عقلًا قدرت بر روزه گرفتن نداشته باشد، عقل مى‌گويد: «چنين كسى در مخالفت معذور است و عقاب او قبيح است» نه اين كه تكليفْ شامل او نشود. همان عقلى كه «عقاب بلابيان» را قبيح مى‌داند، «عقاب مع العجز» را هم قبيح مى‌داند. ولى موضوع قبح در هر دو، عبارت از عقاب است. و عقاب هم در جايى مطرح است كه تكليفى در كار بوده و مخالفتى تحقق پيدا كرده باشد. حضرت استاد «دام ظلّه» در اينجا ادلّه ديگرى بر نفى شرطيت علم و قدرت نسبت به تكاليف مطرح كرده و نتيجه مى‌گيرند آنچه به عنوان اصل مسلّم تلقى شده كه قدرت و علم از شرايط عامّه تكليف است، درست نمى‌باشد بلكه آنچه مطرح است اين است كه جاهل و عاجز معذورند و عقاب آنان قبيح است. امّا تكليف عام، هم به جاهل و عاجز متوجه است و هم به عالم و قادر.

8- مراتب حكم:

مرحوم آخوند معتقد است: هر حكمى داراى چهار مرتبه است: مرتبه اقتضاء، مرتبه انشاء، مرتبه فعليت، مرتبه تنجّز. مشهور علماى اصول، گويا به مرحوم آخوند اشكال كرده‌اند كه: اوّلًا: مرتبه اوّل، از مراتب حكم نيست، بلكه در مرتبه‌اى مقدّم بر حكم قرار دارد. ثانياً: مرتبه تنجّز نيز از مراتب حكم نيست بلكه در مرتبه‌اى بعد از حكم قرار دارد. امام خمينى رحمه الله‌ اين معنا را شديداً مورد انكار قرار داده و مى‌فرمايد: اگر مقصود شما از حكم، همان احكام مدوّن در كتاب و سنت باشد- كه ظاهراً هم همين است- نتيجه‌اش اين مى‌شود كه احكام مذكور در كتاب و سنت، مربوط به كسى است كه عالم و قادر باشد، در حالى كه در هيچ‌يك از ادلّه احكام، بين عالم و جاهل،

[1]- البقرة: 183


صفحه 40

قادر و غير قادر فرقى گذاشته نشده است. در تمام فقه فقط دو مورد پيدا شده كه طبق روايات، بين عالم و جاهل فرق گذاشته شده است: مسأله جهر و اخفات و مسأله قصر و اتمام. امام خمينى رحمه الله‌ پس از اشكال بر مرحوم آخوند و مشهور مى‌فرمايد: به نظر ما، احكام بر دو نوع است: 1- احكام فعليّه: و آن احكامى است كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله وحى شده تا ايشان آنها را اظهار و ابراز كرده و در معرض عمل قرار دهند. در اين احكام، فرقى بين عالم و جاهل، قادر و عاجز وجود ندارد. و در فعليت اين‌ها هيچ‌چيزى- به عنوان شرطيت- مدخليت ندارد. 2- احكام انشائيّه: و آن احكامى است كه مصلحتْ اقتضاء نكرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام در مقام ابراز و اظهار آن برآيند و تا قبل از ظهور امام زمان عليه السلام جنبه انشائى دارد. و پس از ظهور آن حضرت جنبه فعليت پيدا مى‌كند. حضرت استاد «دام ظلّه» اين كلام‌ امام خمينى رحمه الله‌ را پذيرفته‌اند.

9- بطلان قاعده «الطبيعة ... لا تنعدم إلّا بانعدام جميع الأفراد»:

يكى از قواعد مسلّم نزد فلاسفه، قاعده «الطبيعة توجد بوجود فردٍ ما و لا تنعدم إلّا بانعدام جميع الأفراد» است. اين قاعده، مبناى بعضى از مسائل، مانند عموميت نكره در سياق نفى، قرار گرفته است. امام خمينى رحمه الله‌ اين قاعده را مورد اشكال قرار داده مى‌فرمايد: طبيعى، وقتى با وجود فردٍ ما موجود شد با عدم آن فرد هم معدوم خواهد شد و مانعى ندارد كه يك طبيعت در آنِ واحد، هم موجود و هم معدوم باشد و مسأله امتناع اجتماع متضادّان و متناقضان، مربوط به وجود واحد در خارج است و اگر معروض متناقضان و متضادان را ماهيت قرار دهيم اجتماع آنها مانعى ندارد. ماهيت جسم، هم معروض سواد است و هم معروض بياض، زيرا ما هم جسم اسود داريم و هم جسم ابيض.


صفحه 41

حضرت استاد «دام ظلّه» اين كلام‌ امام خمينى رحمه الله‌ را پذيرفته‌اند.

10- آيا احكام به طبايع تعلّق مى‌گيرند يا به افراد؟

بعضى از بزرگان- مانند مرحوم آخوند- خواسته‌اند از قاعده فلسفى «الماهية من حيث هي هي ليست إلّا هي لا موجودة و لا معدومة و لا مطلوبة و لا غير مطلوبة»، عدم امكان تعلّق احكام به طبايع را استفاده كنند چون ماهيت در مقام ذات- كه همان مرحله جنس و فصل است- جز خودش چيزى نيست و در مرحله ذات، نه عنوان مطلوبيتْ مطرح است و نه غير مطلوبيت. امام خمينى رحمه الله‌ مى‌فرمايد: قاعده مذكور، هيچ ارتباطى به اين مسئله ندارد، زيرا مقصود فلاسفه از اين جمله اين است كه ما وقتى ماهيت را در مقام ذات ملاحظه مى‌كنيم، تنها خودش و اجزاء آن مى‌باشد و در اين مقام، همه متناقضاتْ از دايره ماهيت خارجند. به عبارت ديگر: اين قاعده، در ارتباط با حمل اوّلى ذاتى است و بحث تعلّق احكام به طبايع، ناظر به حمل شايع صناعى است. جمله «ماهية الصلاة واجبة» بدان معنا نيست كه «وجوب، جزء ماهيت صلاة است»، بلكه به اين معناست كه «ماهيت صلاة، معروض براى وجوب قرار گرفته است». يكى از ثمرات‌ اين مبنا، «جواز اجتماع امر و نهى در مثل صلاة در دار غصبى» است. حضرت استاد «دام ظلّه» اين كلام‌ امام خمينى رحمه الله‌ را پذيرفته‌اند.

11- «آيا ماهيت استعمال مجازى چيست؟»:

در اين زمينه نظرياتى مطرح است: مشهور معتقدند: استعمال مجازى، استعمال لفظ در غير ما وضع له، به واسطه‌


صفحه 42

يكى از علائق مجازيه است، خواه آن علاقه، علاقه مشابهت باشد يا غير علاقه مشابهت- از ساير علائق مجازيه- باشد. سكّاكى، معتقد است: در مورد استعاره، لفظ در همان معناى لغوى خودش استعمال شده است ولى در اين ميان، تصرّفى عقلى و ذهنى صورت گرفته است. آن تصرّف عقلى اين است كه شما وقتى لفظ «اسد» را در «رجل شجاع» استعمال مى‌كنيد، در ذهن خود ادّعا مى‌كنيد كه «رجل شجاع» يكى از مصاديق كلّى «حيوان مفترس» است. مرحوم شيخ محمد رضا اصفهانى مسجدشاهى، صاحب كتاب‌ وقاية الأذهان‌ با بيان بسيار جالبى نظريّه سكّاكى را نسبت به ساير مجازات نيز تعميم داده است. اين نظريه، مورد قبول‌ امام خمينى رحمه الله‌ و حضرت استاد «دام ظلّه» واقع شده است. در اين مختصر به گوشه‌اى از مبانى اصولى معظّم له اشاره شد و تبيين جميع مبانى ايشان فرصت ديگرى را مى‌طلبد كه إن شاء الله در موقع مناسب به آن خواهيم پرداخت. در اينجا لازم مى‌دانم از تلاشها و زحمات ارزشمند حجج اسلام و فضلاى ارجمند، آقايان شيخ محمود ملكى اصفهانى و شيخ سعيد ملكى اصفهانى كه با دقّت نظر و ذوق خاصّى، مباحث اصولى حضرت استاد «دام ظلّه» را به سبكى شيوا و جالب تنظيم نموده و به تحقيق منابع آن پرداخته‌اند و زمينه استفاده هرچه بهتر فضلاى محترم را فراهم ساخته‌اند تشكر و قدردانى نمايم. از پروردگار متعال، براى ايشان- كه حقيقتاً كار ارزنده‌اى انجام داده‌اند- آرزوى توفيق روز افزون مى‌نمايم. حوزه مقدّسه قم‌ سيّد هاشم حسينى بوشهرى 25/ 6/ 80


صفحه 43

[پيشگفتار مقررين‌]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

آنچه در پيش روى شماست تقريرات درس‌هاى خارج اصول فقه مرجع عظيم‌الشأن حضرت آيت‌اللَّه العظمى فاضل لنكرانى «دام ظلّه» است كه براى جمع كثيرى از طلاب و فضلاى حوزه علميّه قم ايراد فرموده‌اند. ويژگى‌هاى درس‌هاى معظم‌له به حدّى است كه اين مختصر گنجايش تفصيل آنها را ندارد. بررسى جوانب مسئله، نقل اقوال مختلف، ذكر مثال‌هاى متعدّد، عمق مباحث، بيان روشن و روان و قابل فهم براى همه، همراه با متانتى خاصّ كه از تسلّط فوق‌العاده ايشان بر علوم مختلف چون تفسير و علوم قرآن، فقه، اصول، كلام، منطق، فلسفه، ادبيات عرب و ... حكايت مى‌كند، گوشه‌هايى از خصوصياتى است كه درس‌هاى ايشان را ممتاز كرده است. جامعيت و جذّابيّت درس خارج اصول معظم‌له به حدّى بود كه ما از همان سالهاى اوّل شركت در درس ايشان، برآن شديم كه به تقرير و تنظيم درس‌هاى خارج اصول معظم‌له اقدام كنيم و مرور زمان و شركت بيشتر در درس، اين انگيزه را در درون ما


صفحه 44

تقويت مى‌كرد. بر اين اساس مباحث مربوط به قطع تا ابتداى بحث اصول عمليه را تنظيم كرده و خدمت استاد «دام ظلّه» ارائه نموديم. استقبال ايشان از اين عمل و تشويق برآن، انگيزه ما را دوچندان كرده و عزم ما را جزم نمود و به امر حضرت استاد «دام ظلّه» برآن شديم كه اين كار را از ابتداى مباحث الفاظ انجام دهيم و إن شاء اللَّه دوره كامل اصول فقه را به اهل علم و دانش ارائه نماييم. اينك كتاب حاضر در اختيار دانش‌پژوهان و شيفتگان فقه آل محمّد صلى الله عليه و آله قرار مى‌گيرد. در اينجا تذكر چند نكته را لازم مى‌دانيم: 1- قسمت اعظم مباحث اين كتاب- از ابتداى مباحث الفاظ تا اواخر اصالة التخيير- مربوط به دوره دوم و بقيه آن مربوط به دوره اوّل بحث‌هاى اصولى حضرت استاد «دام ظلّه» مى‌باشد. و مجموع بحث‌هاى حاضر مربوط به سالهاى 1363 تا 1375 ه. ش مى‌باشد. 2- مطالبى كه از بزرگان نقل شده، نوعاً همراه با توضيح استاد «دام ظلّه» و بيان مثال‌هاى متعدد و ذكر ادلّه و انضمام مقدّمه يا مقدّماتى براى روشن شدن مراد آن شخصيت مى‌باشد، بنابراين نبايد انتظار داشت كه آنچه در كتاب حاضر به بزرگان نسبت داده مى‌شود به‌طور كامل در تقريرات درس‌هاى آنان موجود باشد. 3- بعضى از مطالب كه در تقرير بحث‌هاى حضرت امام خمينى؛ و آيت‌اللَّه العظمى بروجردى؛ مطرح مى‌شود، مستند به درس آن بزرگواران است كه حضرت استاد «دام ظلّه» در آن درس حضور داشته‌اند و در تقريرات درس‌هاى آنان- كه به چاپ رسيده- مطرح نشده است. 4- كتاب حاضر به‌ترتيب بحث‌هاى حضرت استاد «دام ظلّه» تنظيم شده است، جز موارد كمى كه احياناً تقديم يا تأخيرى صورت گرفته است، زيرا گاهى بحثى به اتمام رسيده ولى حضرت استاد «دام ظلّه» در درس بعد خلاصه آن را با بيانى ديگر- كه‌


صفحه 45

مشتمل بر نكات جديد است- مطرح فرموده‌اند و ما براى دورى از تكرار، آن نكات را به بحث‌هاى قبلى ملحق نموده‌ايم، و نيز گاهى بحثى به اتمام رسيده و بحث تازه‌اى شروع شده و در ضمن بحث جديد، به مناسبتى- مثل سؤال يكى از شاگردان- مطالبى راجع به درس قبل مطرح مى‌شده كه ما اين مطالب را همراه با بحث‌هاى قبلى تنظيم نموده‌ايم. 5- اگرچه تنظيم اين دروس، بعد از رحلت حضرت امام خمينى؛ و آيت‌اللَّه العظمى خويى؛ صورت گرفته است ولى براى مشخص بودن قسمت‌هايى از بحث كه در زمان حيات اين دو بزرگوار بيان شده است، دنبال نام شريف آنان جمله «دام ظلّه» قرار داده شده است. 6- در تنظيم كتاب حاضر، نهايت سعى و تلاش به‌كاررفته تا مطالب حضرت استاد «دام ظلّه» همان گونه كه هست تقرير شود، اگرچه براى برگردان مطالب از شيوه گفتارى به سبك نوشتارى ناچار به انجام تغييراتى در عبارات بوده‌ايم ولى درعين‌حال سعى شده است محتواى مطالب كاملًا محفوظ بماند. امّا با وجود اين خود را از نقص و اشتباه مصون نمى‌دانيم. بنابراين هرگونه نقص يا اشتباهى در كتاب حاضر مشاهده شود مستند به ما بوده و ساحت مقدّس حضرت استاد «دام ظلّه» منزّه از آن مى‌باشد. 7- به جهت اطمينان بيشتر و اتقان كار، قسمت‌هايى از مباحث كه در جلسه درس تقرير شده بود، مجدداً با نوار تطبيق داده شد. در اينجا بر خود لازم مى‌دانيم از مساعدت‌هاى جناب حجت‌الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ محمد جواد فاضل لنكرانى و نيز از زحمات مسئول محترم مركز فقهى ائمه اطهار: جناب حجت‌الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ حسين واثقى تشكر و قدردانى نموده و توفيق همگان را در راه خدمت به اسلام و مسلمين از خداوند متعال مسئلت نماييم. اميد است اين عمل مورد قبول پروردگار متعال قرار گيرد. از خداوند متعال درخواست مى‌كنيم كه بر طول عمر حضرت استاد بيفزايد و به ما توفيق به پايان بردن‌


صفحه 46

اين اثر را عنايت فرمايد و در فرج مولايمان امام زمان «عجّلَ اللَّه تعالى فرجه الشريف» تعجيل فرمايد و ما را از انصار و خدمتگزاران حضرتش قرار دهد. اللّهمَّ وَفِّقنا لِما تُحِبُّ وَ تَرضَى محمود ملكى اصفهانى و سعيد ملكى اصفهانى قم مقدس 11/ 5/ 77