بايد از صاحب كارش اجازه بگيرد و با اذن باشد؟
ج: اگر در روزها و ساعات معيّن اجير شده و اعتكاف او مانع از عمل به اجاره است، بدون اذن صاحبكار اعتكاف صحيح نيست و بايد اذن بگيرد.
مسائل نيّت اعتكاف و روزه
س 32: شخصى كه قضاى اعتكاف سال گذشته بر عهده او مىباشد و در وسط اعتكاف امسال يادش مىآيد، آيا مىتواند نيّت اعتكاف خود را به قضا برگرداند؟
ج: خير؛ تغيير نيّت اعتكاف، در بين آن جايز نيست.
س 33: آيا در قضاى اعتكاف مىتوان نيّت روزههاى اعتكاف را به نيّت روزههاى قضاى ماه مبارك رمضان گرفت؟
ج: بلى، مانعى ندارد.
س 34: كسى كه معتكف شده و روزههايش را به نيت اعتكاف گرفته است و اعتكاف او مستحبى است و روزه واجب به عهده دارد، حكم اعتكاف او و روزههايش چيست؟
ج: اعتكاف او باطل است. البته اگر فراموش كرده است كه روزه واجب دارد، روزه و اعتكاف او صحيح است.
س 35: كسى كه معتكف شده و روزههايش را به نيت اعتكاف گرفته است و اعتكاف او واجب است و از قبل روزه واجب به عهده دارد، حكم اعتكاف او و روزههايش چيست؟
ج: بايد نيّت روزههاى قضاى خود را بنمايد و اعتكاف او صحيح است.
س 36: كسى كه قضاى اعتكاف به عهده دارد، اگر نيّت اعتكاف مستحبى كرده باشد، آيا اعتكافش صحيح است؟
ج: بلى.
س 37: معلّمى كه فقط 9 ماه تحصيلى را كار مىكند و محل كارش شيراز است، آيا مىتواند در فصل تعطيلى كار در شيراز اعتكاف كند؟ يا حكم مسافر را دارد؟
ج: اگر در كمتر از هر ده روز يك سفر دارد، مانعى ندارد؛ وگرنه قصد اقامت ده روزه لازم است.
س 38: معتكفى كه روز اوّل حالش بد است و تصميم مىگيرد فردا را روزه نگيرد، ولى روز دوّم حالش خوب
بوده است، آيا به اعتكافش خللى وارد شده است؟
ج: خير.
س 39: اينكه «معتكف مىتواند در نيّت خود شرط كند كه اگر عذرى برايش پيش آمد، از اعتكاف دست بكشد حتّى در روز سوم»، عذر در اينجا كدام عذرها را شامل مىشود؟ آيا عذر فقط عذر شرعى و عقلانى است؟
ج: هر عذرى كه حين شرط مدّ نظر بوده است يا عرفاً عذرِ مانعِ از استمرار اعتكاف شود.
س 40: مسافرى كه نيّت نذر اعتكاف كرده است، آيا مىتواند روزههاى اعتكاف را به نيّت روزههاى قضاى ماه مبارك رمضان بگيرد؟
ج: خير، در فرض سؤال نمىتواند روزه قضا بگيرد.
س 41: مسافرى كه نيّت نذر اعتكاف را كرده، در روز سوّم اعتكاف برايش كارى پيش آمده است، آيا مىتواند به شهرش برگردد؟ حكم اعتكافش چيست؟ آيا بايد قضاى اعتكاف را به جا آورد؟ آيا كفاره دارد؟
ج: اگر ضرورت داشته باشد، مثل ساير افراد مىتواند اعتكاف را ترك كند؛ ولى بايد آن را قضا كند و كفاره ندارد.
امّا چنانچه كار ضرورى ندارد؛ نبايد اعتكاف را ترك كند.
س 42: مسافرى كه در شهرش نذر اعتكاف يا نذر روزه در ايّام البيض را نكرده است، آيا مىتواند در حال مسافرت نيّت كند؟ چنين شخصى چگونه در شهر ديگر مىتواند معتكف شود؟
ج: خير، بنابر احتياط نمىتواند در غير وطن نذر روزه در سفر را بكند؛ ولى مىتواند با اقامت ده روز معتكف شود.
س 43: كسى كه نذر كند سه روز را روزه بگيرد مىتواند با همين نيّت در شهر ديگرى اعتكاف كند و قصد ده روز را نكند؟
ج: اگر نذر كند سه روز در سفر روزه بگيرد، مانعى ندارد.
س 44: كسى كه نذر اعتكاف كند، مىتواند با همين نيّت در شهر ديگرى اعتكاف كند و قصد ده روز را نكند؟
ج: اگر نذر كند سه روز در سفر روزه بگيرد، مانعى ندارد.
س 45: كسى كه در روز سوّم اعتكاف حيض شود و در نيّت خود شرط نكرده است كه اگر عذرى پيش آيد دست از
اعتكاف بكشد، آيا قضا يا كفّاره اعتكاف بر او واجب است؟
آيا قضاى روزه روز سوّم بر او واجب است؟ وظيفهاش چيست؟
ج: خير، در فرض سؤال، كفّاره و قضا ندارد. بلى اگر مطلق اعتكاف (نه در خصوص آن سه روز) بر او واجب بوده، مثل اينكه نذر مطلق كرده باشد، بايد آن را قضا كند.
س 46: چنانچه به نيابت از غير معتكف بشوند، آيا بايد روزه اعتكاف را به نيابت از همان شخص كه به نيابتش اعتكاف كردهاند، بگيرند يا لازم نيست؟
ج: بلى، به نظر آقا لازم است.
س 47: آيا شخصى كه قصد اعتكاف دارد مىتواند روزههاى ايّام اعتكاف را روزه استيجارى نيّت كند؟
ج: كفايت روزه استيجارى محلّ تأمل و اشكال است.
س 48: آيا شخص مىتواند براى اعتكاف اجير شود؟ و اگر صحيح است روزه اعتكاف را به نيت چه كسى بگيرد؟
ج: اجير شدن براى اموات اشكالى ندارد و روزه آن را
طبق اجاره، مىتوانند به نيابت همان ميّت كه به نيابتش معتكف مىشوند، بگيرند؛ ولى اجير شدن به نيابت احياء مشكل است؛ هرچند رجاءً مانعى ندارد؛ بنابراين روزه آن را نيز رجاءً و به نيابت او بگيرند، اشكال ندارد.
س 49: شخصى نذر كرده 3 روز روزه مستحبّى در سفر بگيرد، آيا مىتواند در مكّه معظّمه، يا در مشهد و غير آن كه مسافر است، اعتكاف كند و آن 3 روز روزه نذرى را بگيرد؟
ج: بلى، چنانچه در وطن نذر كرده كه در سفر 3 روز روزه بگيرد، مىتواند در سفر، در هر شهرى كه مسجد جامع وجود دارد، اعتكاف كند و روزهها را بگيرد.
س 50: در نيابت از احياء كه رجاءً انجام مىشود، آيا مىتوانند روزه اعتكاف را به نيابت از همان شخص بگيرند؟
ج: مثل خود اعتكاف، رجاءً مىتوانند به نيابت از همان شخص روزه بگيرند.[1]
س 51: اگر از روى اشتباه براى اعتكاف واجب نيّت
[1]. همانگونه كه در طواف به نيابت احياء نماز طواف را نيز به نيابت از همان احياء مىخوانند (چون به تبع طواف و نماز طواف است و مستقل نيست) و صحيح است.
استحباب نمايد يا بالعكس تكليف چيست؟
ج: اشكال ندارد.
مسائل خروج معتكف از مسجد (بطلان اعتكاف)
س 52: آيا روحانى كه معتكف شده است، مىتواند براى امامت جماعت به مسجد ديگر و يا منبر در محل ديگر برود و به محل اعتكاف برگردد؟
ج: خروج معتكف براى اين امور كه معمولًا صورت اعتكاف بهم مىخورد، جايز نيست؛ ولى در خصوص نماز جمعه به مقدار لازم براى امام يا مأموم اشكال ندارد.
س 53: آيا كارمندان و معلّمين مىتوانند معتكف شوند و سر كلاس و محل كار رفته و سپس به مسجد برگردند؟
ج: معتكف بايد در مسجد بماند و خروج او براى كارهاى ضرورى مثل تطهير و امثال اينها مانعى ندارد، ولى براى كار و شغل نبايد خارج شود.
س 54: معتكف در روز سوّم اعتكاف براى غسل مستحبّى از مسجد خارج مىشود، آيا اعتكاف باطل مىشود يا خير؟ بر فرض بطلان، تنها قضا لازم است يا كفّاره هم لازم مىباشد؟
ج: اعتكاف باطل نمىشود.
س 55: آيا شخص معتكف مىتواند براى شركت در نماز جمعه از مسجد محل اعتكاف خارج شود؟
ج: ظاهراً مورد سؤال، از مواردى است كه مىتوان خارج شد؛ ولى بايد حد اقل زمان لازم را رعايت كند و در رفت و آمد به احتياط مستحب زير سايه نرود.
س 56: آيا معتكف مىتواند از مسجد خارج شود و خريد كند؟ آيا بين جنس ضرورى و غير ضرورى فرقى هست؟
ج: خروج از مسجد فى نفسه حرام نيست؛ بلكه بيرون نرفتن شرط صحّت اعتكاف است كه اگر بدون ضرورت خارج شوند- هر چند مدّتى كم باشد- موجب بطلان اعتكاف مىشود؛ و در صورت ضرورت، اگر طولانى نشود مانعى ندارد، و خريدوفروش در حال ضرورت اشكال ندارد.
س 57: اگر فرض سابق بدون اشكال است، آيا كسى كه براى خريد جنس خود به بيرون مسجد مىرود، مىتواند براى يكى از معتكفين هم خريد كند؟
ج: در مقام ضرورت و عدم امكان توكيل مانعى ندارد.