بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 59

بخش چهارم: قيامت و زندگى پس از مرگ‌

34- بدون معاد زندگى نامفهوم است‌

ما معتقديم:همه انسان‌ها در روز واحدى بعد از مرگ زنده مى‌شوند و به حساب اعمال آنها رسيدگى خواهد شد، نيكان و صالحان در بهشت جاويدان جاى مى‌گيرند و بدان و گنهكاران به دوزخ فرستاده مى‌شوند.

«اللَّه لا الهَ الّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ الى يَوْمِ الْقِيمَةِ لا رَيْبَ فيهِ؛معبودى جز خداوند يكتا نيست، به يقين همه شما را در روز رستاخيز كه شكّى در آن نيست گردآورى مى‌كند».[1]

«فَامّا مَنْ طَغى* وَ آثَرَ الْحَيوةَ الدُّنْيا* فَانَّ الْجَحيمَ هِىَ الْمَأوى* وَ امّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى* فَانَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَأوى؛امّا آن كس كه طغيان كرده و زندگى دنيا را مقدم داشته است به يقين دوزخ جايگاه اوست و آن كس كه از مقام (عدالت) پروردگارش بترسد و نفس را از هوى و هوس باز دارد به يقين بهشت جايگاه اوست».[2]

ما معتقديم:اين جهان در واقع پلى است كه انسان‌ها بايد از آن‌

[1]. سوره نساء، آيه 87

[2]. سوره نازعات، آيات 37-/ 41


صفحه 60

بگذرند و به سراى جاويدان برسند، يا به تعبير ديگر دانشگاه، يا بازار تجارت، يا مزرعه‌اى است براى سراى ديگر.

على عليه السلام درباره دنيا مى‌گويد:«انَّ الدُّنْيا دارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَها ... وَ دارُ غِنىً لَمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، وَ دارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِها، مَسْجِدُ احِبّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلّى مَلائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْىِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ اوْلِياءِ اللَّهِ؛دنيا جايگاه صدق و راستى است براى آن كس كه با صداقت با آن برخورد كند ... و سراى بى‌نيازى است براى آن كس كه از آن توشه برگيرد، و جايگاه آگاهى و بيدارى است براى آن كس كه از آن پند گيرد، مسجد دوستان خداست، و نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى، و تجارتخانه دوستان حق!».[1]

35- دلايل معاد روشن است‌

ما معتقديم:دلايل معاد بسيار روشن است چرا كه اولًا: زندگى اين جهان نشان مى‌دهد كه نمى‌تواند هدف نهايى آفرينش انسان باشد كه چند روزى بيايد، در ميان انبوه مشكلات زندگى كند و بعد همه چيز پايان گيرد و در عالم نيستى فرو رود:

«افَحَسِبْتُمْ انَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ انَّكُمْ الَيْنا لا تُرْجَعُونَ؛آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده‌ايم و به سوى ما باز نمى‌گرديد!».[2]

اشاره به اين‌كه اگر معادى در كار نبود حيات دنيا عبث و بيهوده‌

[1]. نهج‌البلاغه، كلمات قصار، شماره 131

[2]. سوره مؤمنون، آيه 115


صفحه 61

به نظر مى‌رسيد.

ثانياً: عدل الهى ايجاب مى‌كند كه نيكوكاران و بدكاران كه غالباً در اين جهان در يك صف قرار مى‌گيرند و گاه بدكاران جلوترند، از هم جدا شوند و هر كدام به سزاى اعمالشان برسند:«امْ حَسِبَ الِّذينَ اجْتَرَحُوا السَّيْئاتِ انْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ ساء ما يَحْكُمُونَ؛آيا آنها كه مرتكب گناهان شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كسانى قرار مى‌دهيم كه ايمان آورده‌اند و عمل صالح انجام داده‌اند؟ كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟ چه بد داورى مى‌كنند!».[1]

ثالثاً: رحمت بى‌پايان الهى ايجاب مى‌كند كه فيض و نعمت او با مرگ از انسان قطع نشود و تكامل افراد مستعد و شايسته همچنان ادامه يابد:«كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ الى يَوْمِ الْقِيمَةِ لا رَيْبِ فيهِ؛خدا رحمت را بر خود فرض كرده و همه شما را در روز رستاخيز كه شكى در آن نيست جمع خواهد كرد».[2]

قرآن به كسانى كه در مسأله معاد ترديد داشتند مى‌گويد: چگونه ممكن است در قدرت خدا براى زنده كردن مردگان شكّ و ترديد كنيد، در حالى كه خلقت نخستين شما نيز از اوست، همان كسى كه در آغاز شما را از خاك آفريد باز هم به زندگى ديگر برمى‌گرداند:«افَعَيينا بِالْخَلْقِ الاوَّلِ بَلْ هُمْ فى لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَديدٍ؛آيا ما از آفرينش نخستين عاجز مانديم (كه قادر بر آفرينش رستاخيز نباشيم) ولى آنها (با اين دلايل‌

[1]. سوره جاثيه، آيه 21

[2]. سوره انعام، آيه 12


صفحه 62

روشن) باز در آفرينش مجدّد ترديد دارند!».[1]

«وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِىَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْىِ الْعِظامَ وَ هِىَ رَميم* قُلْ يُحْييهَا الَّذى انْشَأَها اوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليم؛او براى ما مثالى زد، ولى آفرينش خود را فراموش كرد و گفت: چه كسى اين استخوان‌هاى پوسيده را زنده مى‌كند؟! بگو همان كسى كه او را در آغاز آفريد، و او نسبت به هر مخلوقى آگاه است».[2]

اضافه بر اين مگر آفرينش انسان در برابر آفرينش آسمان‌ها و زمين مسأله مهمّى است! كسى كه قادر است اين جهان پهناور را با آن همه شگفتى‌هايش بيافريند، توانايى بر زنده كردن مردگان را پس از مرگ دارد:«اوَ لَمْ يَرَوْا انَّ اللَّه الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَ الارْضَ وَ لَمْ يَعْىَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى انْ يُحْىِ الْمَوْتى بَلى انَّهُ عَلى كُلِّ شَىْ‌ءٍ قَدير؛آيا آنها نمى‌دانند خداوندى كه آسمان‌ها و زمين را آفريد و از آفرينش آنها ناتوان نشد قادر است مردگان را زنده كند؟ آرى او بر هر چيز تواناست».[3]

36- معاد جسمانى‌

ما معتقديم:نه تنها روح انسان، بلكه جسم و روح با هم در آن جهان باز مى‌گردد، و حياتى نوين از سر مى‌گيرند، چرا كه آنچه در اين جا انجام شده است با همين جسم و روح بوده، و پاداش‌ها و كيفرها نيز بايد نصيب هر دو شود.

[1]. سوره ق، آيه 15

[2]. سوره يس، آيات 78 و 79

[3]. سوره احقاف، آيه 33


صفحه 63

در غالب آيات مربوط به معاد در قرآن مجيد، روى معاد جسمانى تكيه شده است و در برابر تعجّب مخالفان كه مى‌گفتند: چگونه اين استخوان‌هاى پوسيده به حيات مجدّدى باز مى‌گردند، قرآن مى‌گويد:«قُلْ يُحْييهَا الَّذى انْشَأها اوَّلَ مَرَّةٍ؛كسى كه روز اوّل انسان را از خاك آفريد، بر چنين كارى قادر است».[1]

«ايَحْسَبُ الانْسانُ انْ لَنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ* بَلى قادِرينَ عَلى انْ نُسَوِّىَ بَنانَهُ؛آيا انسان گمان مى‌كند كه استخوان‌هاى (پوسيده) او را جمع (و زنده) نخواهيم كرد؟ آرى ما قادريم كه (حتّى خطوط سر) انگشتان او را مرتّب كنيم (و به حال اوّل باز گردانيم)».[2]

اين آيات و مانند آن همه صراحت در معاد جسمانى دارد.

آياتى كه مى‌گويد: شما از قبرهايتان برانگيخته مى‌شويد، نيز به وضوح معاد جسمانى را بيان مى‌كند.[3]

اصولًا بيشتر آيات معاد در قرآن معاد روحانى و جسمانى را شرح مى‌دهد.

37- عالم عجيب پس از مرگ‌

ما معتقديم:آنچه در جهان پس از مرگ و عالم قيامت و بهشت و دوزخ مى‌گذرد، بسيار برتر و بالاتر از آن است كه ما در اين دنياى‌

[1]. سوره يس، آيه 79

[2]. سوره قيامت، آيات 3 و 4

[3]. مانند آيات سوره يس: 51 و 52، قمر: 7، معارج: 43


صفحه 64

محدود از آن آگاه و باخبر شويم:«فَلا تَعْلَمُ نَفْس ما اخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْيُنٍ؛هيچ كس نمى‌داند چه پاداش‌هايى كه مايه روشنى چشمهاست براى آنها (نيكوكاران) نهفته شده است».[1]

و در حديث معروف نبوى آمده است:«انَّ اللَّه يَقُولُ اعْدَدْتُ لِعِبادِىَ الصّالِحينَ ما لا عَين رَأَتْ وَ لا اذُن سَمِعَتْ وَ لا خَطَر عَلى قَلْبِ بَشَرٍ؛من براى بندگان صالحم نعمت‌هايى فراهم كرده‌ام كه هيچ چشمى آنها را نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر قلب هيچ انسانى خطور نكرده است».[2]

در واقع ما در اين دنيا به منزله جنين‌هايى كه در محيط محدود شكم مادر قرار دارد مى‌باشيم و اگر جنين فرضاً عقل و هوشى هم داشته باشد، حقايق و مفاهيمى را كه در جهان بيرون رحم وجود دارد مانند: آفتاب و ماه درخشان، وزش نسيم، منظره گل‌ها و غرّش امواج دريا را هرگز درك نمى‌كند، اين جهان نسبت به عالم قيامت همچون جهان جنين است نسبت به اين دنيا-/ دقّت كنيد.

38- معاد و پرونده اعمال‌

ما معتقديم:كه در آن روز نامه‌هايى كه بيانگر اعمال ماست، به دست ما داده مى‌شود، نامه اعمال نيكوكاران به دست راستشان، و بدكاران به دست چپشان، مؤمنان صالح از مشاهده نامه اعمال خود

[1]. سوره سجده، آيه 17

[2]. محدثان مشهور مانند بخارى و مسلم، و مفسّران معروف مانند طبرسى، آلوسى و قرطبى اين حديث را در كتاب‌هاى خود آورده‌اند


صفحه 65

خوشحال و مسرور مى‌شوند، و بدكاران شديداً نگران و ناراحت، همان گونه كه قرآن مجيد مى‌فرمايد:«فَامّا مَنْ أوتِىَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهُ* انّى ظَنَنْتُ انّى مُلاقٍ حِسابِيَه* فَهُوَ فى عيشَةٍ راضِيَةٍ* ... وَ امّا مَنْ اوتِىَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنى لَمْ اوتَ كِتابِيَه؛امّا آن كس كه نامه اعمالش را به دست راستش داده‌اند (از شادى) صدا مى‌زند كه (اى اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد! من يقين داشتم كه به حساب اعمالم مى‌رسم! و او در يك زندگى رضايتبخش خواهد بود-/ ولى كسى كه نامه اعمالش را به دست چپش داده‌اند مى‌گويد: اى كاش نامه اعمالم را به من نمى‌دادند!».[1]

ولى در اين‌كه نامه اعمال چگونه است؟ و چگونه نوشته مى‌شود كه هيچ كس قادر به انكار محتواى آن نيست؟ درست بر ما روشن نمى‌باشد، و چنان كه قبلًا نيز اشاره شد اصولًا معاد و رستاخيز ويژگى‌هايى دارد كه درك جزئيات آن براى مردم دنيا مشكل يا غير ممكن است ولى كليّات آن معلوم و غير قابل انكار است.

39- شهود و گواهان در قيامت‌

ما معتقديم:كه در قيامت علاوه بر اين‌كه خداوند شاهد بر تمام اعمال ماست، گواهانى نيز بر اعمال ما گواهى مى‌دهند، دست و پاى ما و حتّى پوست تن ما، زمينى كه بر آن زندگى مى‌كنيم و غير آنها، همه شاهد و گواه اعمال ما هستند.

«الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى افْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا ايْديهِمْ وَ تَشْهَدُ ارْجُلُهُمْ بمَا كانُوا يَكْسِبُونَ؛امروز (روز قيامت) بر دهانشان مهر مى‌نهيم و دستهايشان با ما سخن مى‌گويند و پاهيشان به كارهايى كه انجام مى‌دادند (نيز) شهادت مى‌دهند».[2]

[1]. سوره الحاقه، آيات 19 تا 25

[2]. سوره يس، آيه 65


صفحه 66

«وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا انْطَقْنَا اللَّهُ الَّذى انْطَقَ كُلَّ شَى‌ءٍ؛آنها به پوست‌هاى تن خود مى‌گويند: چرا بر ضدّ ما گواهى داديد؟ در جواب خواهند گفت: همان خدايى كه هر موجودى را به نطق درآورده، ما را گويا ساخته (و اين مأموريّت افشاگرى را به ما بخشيده است!)».[1]

«يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ اخْبارَها* بِانَّ ربِّكَ اوْحَى لَها؛در آن روز زمين خبرهايش را بازگو مى‌كند! چرا كه پروردگارت به آن وحى كرده است (كه اين مأموريت را انجام دهد)».[2]

40- صراط و ميزان اعمال‌

ما معتقدبه وجود «صراط» و «ميزان» در قيامت هستيم.

صراط همان پلى است كه بر روى جهنّم كشيده شده و همگان بايد از روى آن عبور كنند، آرى راه بهشت از روى جهنّم مى‌گذرد!

«وَ انْ مِنْكُمْ الّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً* ثُمَّ نُنَجِّى الَّذينَ اتَّقَوا وَ نَذَرُ الظّالِمينَ فيها جِثِيّاً؛همه شما (بدون استثنا) وارد جهنّم‌

[1]. سوره فصلّت، آيه 2

[2]. سوره زلزله، آيات 4 و 5