بودهاند، تغيير نمىپذيرفتند.
پس هر يك از ما بايد دلش را دراين دنيا متوجّه هدايت رسالتهاى الهى گرداند، پيش از آنكه دل سخت شود و گناه بر او چيره گردد و آن را بپوشاند و انسان در خطاها غرق شود.
و اينان كه دلهاى خود را در پرتو تعاليم الهى پرورش مىدهند، پاداش بزرگى دارند، زيرا پيامبران بيشتر با آنان حشر و نشر دارند و آنان را به مجالس خود فرامىخوانند، حتّى خداى پاك و منزّه آنان را در زير عرش خود به مهمانى مىخواند و به دلهاى آنان جلوه مىكند و اين تجلّى در بزرگى از تمام نعمتهاى بهشت بزرگتر است و اينجاست كه اينان براى شكر و سپاس به سجده مىافتند، خداوند متعال امر مىكند كه سر برافرازيد و مىفرمايد: «به من بنگريد، كه هفتاد برابر آن ثوابى كه از پيش به شما دادهام بر آن افزودم.» و مطابق با اين سخن خداى متعال كه مىفرمايد:
(لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزيدَهُم مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ)[1].
«تاخدا بهتر از آنچه انجام مىدادند، به ايشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بيفزايد و خداوند هركه را بخواهد بىحساب روزى مىدهد.»
خانههاى كافر
در برابر خانههاى مؤمنان، خانههاى كافران با ديوارها و سقفهايى
[1]- سوره نور، آيه 38.
ويران، به نظر مىآيد، كه هيچيك از كارهاى آنان را نمىتواند نگاه دارد و كارهاى آنان در جايى امن نگاه داشته نمىشود بلكه پراكنده مىشود و از اينجا مىرود، چنانكه خداى- عزّ وجلّ- دراين سخن بدان اشاره مىكند:
(وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ* أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِن فَوْقِهِ سَحَابٌ...)[1].
«و كسانى كه كفر ورزيدند، كارهايشان چون سرابى در زمين همواراست كه تشنه، آن را آبى مىپندارد تا چون بدان رسد آن را چيزى نيابد و خدا را نزد خويش يابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زود شمار است* يا [كارهايشان] مانند تاريكيهايى است كه دريا ژرف است كه موجى آن را مىپوشاند و روى آن موجى ديگر است و بالاى آن ابرى است...»
بنابراين شب، ابر، تاريكيهاى دريا و موجهاى متراكم آن، هيچ شعاعى از نور را در دلهاى تاريك- كه در خانههاى لهو و لعب و سرگرم دنيا، دور از سنّتها و احكام الهى پرورش يافتهاند و به تاريكىهاى اعماق دريا شباهت دارند- باقى نمىگذارد. پس دلهاى آنان كه دراين خانهها زندگى مىكنند، به جهت تاريكى گناهان، فساد و طبيعت ناپاك بشرى، تاريك و ظلمانى است و كسى جز خداوند بزرگ نمىتواند نورى تباباند كه اين تاريكىها را از بين ببرد. پروردگار- عزّ و جلّ- مىفرمايد:
(... وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُورٍ)[2].
«... و خدا به هر كس نورى نداده باشد او را هيچ نورى نخواهد بود.» كه اين نور
[1]- سوره نور، آيه 39- 40.
[2]- همان، آيه 40.
هدايت از گذرگاه ياد خداى عزّ و جلّ مىگذرد.
نقش زن در ساختن خانواده برتر
خانوادههاى برترى كه بخشى از آنان را مردان راه يافته تشكيل مىدهند، نياز زيادى به وجود زنان دارند؛ زيرا خداوند متعال مسؤوليت را بر دوش هر دو (زن و مرد) مىنهد كه دراين ميان زن خانواده را حفظ مىكند و چراغدان و روشنايى خانواده است.
بنابراين ما بايد تمدّنهاى حاكم، جمعيتهاى موجود و مجموعه هايى را كه به طور طبيعى با زنان برخورد دارند و مقدار نقشى را كه آنان براى زنان ايفا مىكنند به خوبى بررسى كنيم چرا كه اگر جامعه نسبت به زن بينش منحرفانهاى داشته باشد، اين بينش بر مرد نيز منعكس خواهد شد و همچنين اين موضوع نسبت به مرد نيز صادق است، زيرا ممكن نيست كه جامعه نسبت به اين مسأله دو موضع داشته باشد.
شايسته است كه موضع ما در برابر زن برخاسته از دوستى ما نسبت به فاطمه زهرا عليها السلام- و شناخت نقش ايشان در تأسيس خانهاى براساس رسالت و درخت محمّدى كه هنوز هم ادامه دارد و تا روز رستاخيز نيز ادامه خواهد داشت- باشد وموضع ما در برابر ايشان، نشانگر موضع ما در برابر زن امروز است، چنانكه اهتمام ما به فاطمه عليها السلام و شناخت ايشان، اهتمام ما را به زنان مىنماياند.
نگاه سازنده به زن
بر هر مردى لازم است كه نسبت به زن ديد مثبت و سالم داشته باشد تا
در حق او ستم روا ندارد. چنانكه زن، خود نيز حق ندارد به خود با ديد حقارتآميز بنگرد و از خود منتفّر باشد؛ چرا كه خداى- عزّ وجلّ- تمام پيامبران را از مردان برانگيخته است؛ خداوند نقش اساسى زنان را نيز بيان كرده است، از آنان الگوهايى چون مريم عليها السلام سروَر زنان عصر خود، صدّيقه طاهره فاطمه زهرا- سلام اللَّه عليها- سروَر زنان جهانيان، خانم زينب دختر اميرمؤمنان، خانم خديجه دختر خُويلِد و آسيه دختر مزاحم قرار داده است.
فهم عميق نقش زن و اهتمام جدّى به اين نقش از ويژگيهاى خط مكتبى و امتياز آن بر ديگر نگاهها و خطهاست؛ تا آنجا كه بسيارى از حركتها و جنبشهاى مكتبى در تاريخ اسلام، تا اندازه زيادى از شخصيّت حضرت فاطمه زهرا الهام مىگيرند، زيرا او علىرغم اينكه يك زن بود با صلابت و استوارى در راه استحكام بخشيدن به خط مكتبى و تثبيت ارزشهاى قرآنى ايستاد. با همه اينها خود نيز زنى نمونه در ارزشها و اصول بود.
فاطمه زهرا نمونه زن مكتبى
او سرچشمه محبّت و مهربانى بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در كودكى از آن محروم بود؛ اين محبّت و دوستى كه پيامبر در زندگى خود نديده بود، در دوست داشتن فاطمه جلوهگر شد.
نور خداوند متعال در خانههاى مؤمنان تجلّى مىيابد و اين خانهها براى آسمانيان مىدرخشند همانطور كه ستارگان آسمان براى زمينيان مىدرخشند؛ مانند خانه فاطمه عليها السلام آنگاه كه در محراب عبادت مىايستاد يا زمانى كه فرزندانش حسن و حسين و زينب و امّ كلثوم عليهم السلام را بر بالاترين
معانى نيكىها و فضيلتها پرورش مىداد و آنان چونان نور به اهل زمين مىتابيدند. علاوه بر آن كه فاطمه جهادى سنگينى در زندگى رسول خدا صلى الله عليه و آله و پس از وفات آن بزرگوار ايفا مىكرد كه به پشتيبانى همسرش اميرمؤمنان عليه السلام منجرّ شد، در عين حال كارهاى ديگر و وظايف اسلامى خود را به بهترين نحو ممكن به انجام مىرساند.
به طور طبيعى مسؤوليّت فقط متوجّه زن نيست؛ زيرا آثار تربيتى مرد در دخترها در ايّام كودكى، برخورد مرد با زن به عنوان خواهر و موضع مرد در برابر زن به عنوان مادر يا همسر، تمام اينها در برنامهريزى آينده زن دخالت داشته و مؤثّراند.
مردى كه اميد پيشرفت دارد و در عين حال به زن خود دستور مىدهد كه در خانه بماند و فقط كارهاى خانه را انجام بدهد، نمىتواند در اعطاى نقش مكتبى زن به او سهيم باشد.
نقش زن محدود به خانه نيست
زن فعّال زمانى احساس شكست و سرخوردگى مىكند كه خود را در چهار ديوارى خانه زندانى ببيند. درست است كه وظيفه زن خانهدارى است ولى به اين معنا نيست كه در زندگى نقشهاى ديگرى نداشته باشد.
لازم است كه زن سير جاودانه مكتبى خود را ادامه دهد، چنانكه فاطمه زهرا عليها السلام دست حسنين را مىگرفت و به در خانه مهاجرين و انصار مىرفت و از آنان مىخواست، با پيروى كردن از اميرمؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام در راه رسالت استوار و پايدار باشند و او را يارى رسانند؛ زن امروز نيز بايد به وجود فرزندان بهانهجويى نكند و خود نيز با آنان در
ميدان كارهاى مكتبى حاضر شود تا رسالت جاودانه خود را به انجام رساند.
فاطمه زهرا عليها السلام توانسته بود كه زندگى خود را با برنامه پيش ببرد و اين برنامهريزى او را به انجام تمام فعاليّتها توانا ساخته بود، كه هم خانه را اداره مىكرد و هم در روز فعاليّت مبارزاتى و مكتبى و در شب اعمال عبادى خود را انجام مىداد.
هرگاه جامعه شكست مىخورد، زن نيز به تبع آن شكست مىخورد، امّا شكست مرد از آنجا ناشى مىشود كه از مسؤوليّت خود كناره مىگيرد و آن را به دوش دانشمندان و فرهنگيان مىاندازد و شكست زن به سبب آن است كه خود را نسبت به جنبشهايى كه بتواند جامعه را تغيير بدهد، ناتوان مىپندارد ولى اين بهانهها در نزد خداوند نه از مردان و نه از زنان پذيرفته نيست.
سفارشهايى به زن مسلمان
دراين زمينه سفارشهايى را به زن مسلمان تقديم مىدارم، باشد كه مسؤوليّت مهمى را كه بر دوش دارد درك و ادا كند:
1-ضرورى است كه مرد در تنظيم زندگى زن سهيم باشد چه از طريق توجيه؛ چه از طريق شناخت نقش زن و موضعگيرى مناسب در قبال آن.
مرد تكاليفى دارد وزن نيز تكاليفى، ولى طبيعت تقسيم كارها ومسؤوليّتها، مقتضى عادلانه بودن آن است، زيرا اين تقسيم بندى در موضعگيرىهاى زن، نسبت به اندازه تحرّك و جنبش او در ميدان عمل تأثير مىگذارد.
2-زن بايد براى آينده خود به جهت هماهنگى با شرايطى كه لحظه به
لحظه در زندگى با آن مواجه مىشود، برنامهريزى كند بويژه براى شرايط جسمانى خود، بنابراين اگر خواهان بهداشت و سلامت خويش است، مىتواند براى خورد و خوراك و روش زندگى برنامه بگذارد و براى تقويت توانايى بدنى خود به يك برنامه سالم پايبند باشد.
هرگاه زن به طور كامل به بهداشت و سلامت جسم خود رسيدگى كند، مىتواند به زمينههاى ديگر نيز وارد شود، براى رسيدن به اهداف خود بايد برنامههايش را با دقّت تنظيم كند و از مسائل بىارزشى كه ذهن انسان را به خود مشغول مىكند و او را از برنامهريزى براى آينده و زندگى باز مىدارد، پرهيز نموده و دورى گزيند.
3- زن بايد براى پشت سر گذاشتن و رام كردن مشكلات و علاوه بر آن دورى گزيدن از كارهاى كوچك جدّيت داشته و تلاش كند. زن براى رام كردن مشكلات نياز شديدى به جدّيت دارد، زيرا بسيارى هستند كه براى غلبه كردن بر مشكلات برنامهريزى مىكنند، ولى با روبرو شدن با كوچكترين شكست، از آن برنامه باز مىگردند و از لحاظ روحى نيز شكست مىخورند و از رحمت خدا نااميد مىشوند؛ در حالى كه نوميدى از رحمت خدا گناهى بس بزرگ است كه انسان را به كفر مىكشاند، چنانكه خداوند متعال مىفرمايد:
(... وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَايَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ)[1].
«... از رحمت خدا نااميد نباشيد، زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت خدا نااميد نمىشود.»
[1]- سوره يوسف، آيه 87.
و نيز هرگاه زن به ميدان عمل وارد مىشود بايد براى خود برنامه داشته باشد و در مسير مقدّس خود جهت برداشتن مشكلات راه با جدّيت عمل كند تا دوشادوش مردان در خدمت رسالت الهى گام بردارد و در مقابل جاهليّت جديد ايستادگى كرده و بر آن چيره شود.