بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 218

بهره زن مقرر كرد.

س 59- بمن بگو از چه جايش آفريده شد؟

ج: از دنده چپ او كه كوتاه‌تر است. راست گفتى اى محمّد.

س 60- بمن بگو: پيش از آدم كى در زمين ساكن بود؟

ج: پريان.

س 61- پس از پريان كه بود.

ج: فرشته‌ها.

س 62- پس از فرشته‌ها؟

ج: آدم و نژادش.

س 63- ميان آدم و پريان چند سال بود؟

ج: 7 هزار سال، راست گفتى اى محمّد.

س 64- آدم بكعبه حج كرد؟

ج: آرى.

س 65- چه كسى سر آدم را تراشيد.

ج: جبرئيل، راست گفتى اى محمّد.

س 66- بگو كه آدم ختنه كرد يا نه؟

ج: آرى خودش خود را ختنه كرد، راست گفتى.

س 67- چرا دنيا را نام دنيا شد؟

ج: چون جلو آخرت آفريده شد و پست‌تر از آن و اگر بهمراه آخرت آفريده شده بود. فانى نميشد چنانچه آخرت فانى نشود، راست گفتى اى محمّد.

س 68- چرا رستاخيز را قيامت نام شد؟

ج: چون مردم در آن برخيزند براى حساب.

س 69- چرا ديگر سرا را آخرت نام است.

ج: چون بدنبال دنيا است و سالهايش بشمار نيايد و نه روزهاش و ساكنانش‌


صفحه 219

نميرند، راست گفتى.

س 70- بگو نخست روزى كه دنيا را خدا تعالى آفريد كدام است؟

ج: روز يك شنبه.

س 71- چرا آن را احد يك شنبه نام كرد.

ج: چون خدا يگانه، يكتا، تنها بى‌نياز است نه همسرى گرفته و نه فرزندى راست گفتى اى محمّد.

س 72- پس اثنين، دوشنبه را چرا اثنين نام شد؟

ج: چون روز دوّم دنيا بود.

س 73- پس سه‌شنبه چرا ثلثاء نام گرفت.

ج: چون روز سوّم دنيا بود.

س 74- چرا چهارشنبه را اربعاء نام شد؟

ج: چون چهارمين روز دنيا شد.

() 75- چرا پنجشنبه را خميس نام شد.

ج: چون روز پنجم دنيا بود.

س 76- چرا جمعه را جمعه ناميدند؟

ج: چون روزيست كه همه مردم جمع شوند و روزيست مشهود و روز ششم دنيا است.

س 77- چرا شنبه را سبت نام شد؟

ج: چون روزيست كه فرشته در آن گماشته شد زيرا با هر بنده دو گماشته است يكى را در راست او و يكى در چپش، آنكه در سمت راست است نيكيها را نويسد و آنكه در سمت چپ است بديها را نويسد. راست گفتى اى محمّد.

س 78- بمن بگو از نشيمن دو فرشته نسبت به بنده و اينكه قلم آنها چيست دواتشان چيست و مدادشان چيست؟

ج: نشيمن آنها در دو شانه او است، قلمشان زبان او است، دواتشان دهان او


صفحه 220

است، مدادشان آب دهان او، لوحشان دلش و كردار او را نويسند تا مردنش، راست گفتى اى محمّد.

س 79- بگو در آن روز خدا چه آفريده؟

ج: قلم و آنچه بنگارند.

س 80- درازاى قلم چه اندازه و پهنايش كدام است؟ و دندانه‌هايش كدامند؟

ج: درازى قلم 500 سال راه كه 30 دندانه دارد و مداد از ميانه دندانه‌هايش روانست در لوح محفوظ بدان چه ميباشد و آنچه خواهد بود تا قيامت بفرمان خدا عزّ و جلّ، راست گفتى اى محمّد.

س 81- خدا را در هر شبانه روز چند نگاه است؟

ج: 360- نگاه، امضاء كند، حكم كند، بلند كند، پست كند، خوشبخت سازد، بدبخت سازد، عزيز كند، خوار كند، بر آورد، مقهور سازد، بى‌نياز كند، بينوا سازد، راست گفتى اى محمّد.

س 82- بگو خدا پس از آن چه آفريد! ج: آسمان هفتم و آنچه پهلوى عرش است و او را فرمود تا بجاى خود بر آمد و بر آمد، سپس خدا شش آسمان ديگر را آفريد و فرمان داد تا هر آسمانى بجاى خود استوار شد، راست گفتى اى محمّد.

س 83- چه را آن را آسمان ناميد؟

ج: چون بلند است.

() 84- چرا آسمان دنيا سبز است؟

ج: از اثر كوه قاف سبز شده است، راست گفتى.

س 85- از چه آفريده شده است؟

ج: از موجى خود دار و باز داشته.

س 86- موج خود دار چيست؟


صفحه 221

ج: آبى ايستاده كه حركت و اضطراب ندارد و در اصل دود بوده، راست گفتى يا محمّد.

س 87- بگو آسمانها درب دارند؟

ج: آرى. دربهاى بسته دارند و آنها را كليد است و كليدها در خزانه است راست گفتى اى محمّد.

س 88- بگو بمن درهاى آسمان از چيست؟

ج: از طلا.

س 89- قفلهاشان چيستند.

ج: از نور.

س 90- كليدهاشان از چيستند.

ج: بسم اللَّه العظيم، راست گفتى اى محمّد.

س 91- بمن بگو از درازا و پهناى هر آسمان و از بلندى آن و از ساكنانش.

ج: درازاى هر آسمانى 500 سال و پهنايش 500 سال و ميان هر دو آسمان 500 سال و ساكنان هر آسمانى سپاهى از فرشته‌ها كه شمار آنها را جز خدا تعالى نداند، راست گفتى يا محمّد.

س 92- بمن بگو آسمان دوم از چه آفريده شده است؟

ج: از ابر، راست گفتى يا محمّد.

س 93- بمن بگو آسمان سوّم از چه آفريده شده؟

ج: از يك زبرجد سبز س 94- پس آسمان چهارم از چيست؟

ج: از طلاى سرخ، راست گفتى اى محمّد.

س 95- پس آسمان پنجم؟

ج- از ياقوت سرخ س 96- پس آسمان ششم؟


صفحه 222

ج: از نقره سپيد س 97- پس آسمان هفتم؟

ج- از طلا گفت، راست گفتى اى محمّد.

س 98- اى محمّد بگو بمن بالاى آسمان هفتم چيست؟

ج- درياى زندگانى س 99- پس بالاى آن چيست؟

ج- درياى ظلمت س 100- بالاى آن چيست؟

ج- درياى نور س 101- بالاى آن چيست؟

ج- حجابها س 102- بالاى آن چيست؟

ج- سدرة المنتهى س 103- بالاى سدرة المنتهى چيست؟

ج- جنت المأوى س 104- بالاى جنت المأوى چيست؟

ج- حجاب مجد س- 105- بالاى حجاب مجد چيست؟

ج- حجاب حمد س 106- بالاى حجاب حمد چيست؟

ج- حجاب جبروت س 107- بالاى حجاب جبروت چيست؟

ج- حجاب عزت س 108- بالاى حجاب عزت چيست؟


صفحه 223

ج- حجاب عظمت س 109- بالاى حجاب عظمت چيست؟

ج- حجاب كبرياء س 110- بالاى حجاب كبرياء چيست؟

ج- كرسى، راست گفتى يا محمّد، علم اولين و آخرين بتو داده شده و تو بحق و يقين گويائى س 111- بالاى كرسى چيست؟

ج- عرش س 112- بالاى عرش چيست؟

ج- خدا تعالى كه بالاى است و علمش زير ثرى است، راست گفتى يا محمّد س 113- آيا آفريده‌اى بر عرش او استوار است؟

ج- معاذ اللَّه اى پسر سلام، راست گفتى يا محمّد س 114- بمن بگو خورشيد و ماه مؤمنند يا كافر؟

ج- مؤمن و فرمانبر خدا عزّ و جلّ مسخر بفرمان او و زير خواست او، راست گفتى يا محمّد.

س 115- چرا خورشيد و ماه در روشنى برابر نيند؟

ج- خدا نشانه شب را زدوده و نشانه روز را روشن و بيناگر نموده از نعمت و فضل خود و اگر چنين نبود شب و روز ممتاز نبودند، راست گفتى يا محمّد.

س 116- بگو چرا شب را ليل نام نهادند؟

ج- چون مردان و زنان با هم خلوت كنند و خدا آن را وسيله الفت و پوشش ساخته، راست گفتى س 117- چرا روز را نهار ناميدند؟

ج- چون هر كسى در آن طلب معاش كند، راست گفتى س 118- بگو اختران چند بخشند؟


صفحه 224

ج- سه بخش يك بخش باركان عرشند و روشنى آن بآسمان هفتم رسد و بخش دوم در آسمان دنيا مانند قنديلها آويخته و بساكنانش پرتو بخشد و شياطين بشر از آن تير خورند، چون استراق سمع كنند، و بخش سوم در هوا آويخته و آن وسيله روشنى درياها است و آنچه در آنها و بر آنها است، راست گفتى يا محمّد.

س 119- چرا اختران خرد و درشت ديده شوند؟

ج- زيرا ميان آنها و آسمان دنيا درياها است كه باد ميخورند و موج بر ميدارند و از زير آنها خرد و درشت ديده ميشوند و گر نه اندازه همه اختران يكى است، راست گفتى اى محمّد س 120- بگو بدانم ميان ما و آسمان دنيا چند باد است؟

ج- سه باد، باد نازاد كه بر قوم عاد فرستاده شد نه درختها را آبستن كند و نه بر آورد، و باد تيره و تار كه اهل دوزخ با آن عذاب شود و باديكه درياها را بر دارد و باديكه براى مردم زمين است و اشجار را آبستن كند و ميوه آرد و هر بامداد در اطراف زمين بگردد، و اگر آن باد نبود زمين و كوهها از حرارت خورشيد ميسوختند، راست گفتى يا محمّد س 121- حاملان عرش چند دسته‌اند؟

ج- 80 دسته در ازاى هر دسته 1000000 فرسخ و عرض آن 500 سال، سرشان زير عرش است و پاهاشان زير هفت زمين، و اگر پرنده‌اى از اين گوش آنها پرد تا هزار سال دنيا بگوش ديگر نرسد تا از پيرى بميرد، جامه‌هاشان از در و ياقوت است، مويشان چون زعفران خوراكشان تسبيح، نوشابه‌شان تهليل، دسته يكم نيمى برف و نيمى آتش نه آتش برف را آب كند و نه برف آتش را خاموش كند، دسته دوم نيمى رعد و نيمى برق، دسته سوم نيمى آب و نيمي باد نه باد آب را بهيجان آرد و نه آب از باد پيش افتد، راست گفتى اى محمّد.

س 122- بمن بگو از پرنده‌هاى ميان آسمان و زمين كه نه در آسمان جا دارند و نه در زمين كدامند؟


صفحه 225

ج- آنها مارها باشند كه چون اسب يال دارند و در فضا روى دم خود تخم گذارند و بر شانه‌هاى خود جوجه نهند در هوا تا روز قيامت، راست گفتى.

س 123- بگو از نوزادى كه از پدرش سخت‌تر است؟

ج- آهن است كه از سنگ زايد و از آن سخت‌تر است راست گفتى اى محمّد.

س 124- كدام زمين است كه تنها يك بار خورشيد بر آن تابيد و تا قيامت بر آن باز نگردد؟

ج- آنجا كه خدا فرعون را غرق كرد كه دريا شكافت و باز بهم آمد بر سر او، راست گفتى اى محمّد.

س 125- از خانه‌اى بگو كه 12 در داشت و 12 چشمه براى 12- سبط از آن برآمد؟

ج- چون موسى بنى اسرائيل را از دريا گذراند و ببيابان كشاند بوى از تشنگى ناليدند، بسنگى چهار گوش برخورد و خدا باو وحى كرد عصايت بر آن بزن و از آن 12 چشمه براى 12 سبط بنى اسرائيل جوشيد، راست گفتى اى محمّد س 126- كدام پيغمبر است كه نه پرى بود و نه آدمى نه پرنده و نه وحشى؟

ج- آن مورچه كه قومش را بيم داد و گفت: اى مورچه‌ها بجاى خود درآئيد، راست گفتى اى محمّد س 127- آن چه بود كه خدايش وحى كرد و نه پرى بود، نه آدمى نه فرشته، و نه وحشى؟

ج- زنبور عسل كه خدا باو وحى كرد «برگير از كوهها خانه‌اى و از درخت و از آنچه سقف سازند، 68- النحل» راست گفتى اى محمّد س 128- بكدام زمين خدا وحى كرد؟

ج- بكوه طور تا موسى را بآسمان بر آورد و الواح را از خدا گرفت. راست گفتى اى محمّد.

س 129- كدام آفريده آغازش چوب بود و انجامش جان؟