بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 38

از شيعه‌هاى ما است و دشمن ما را از آن بهره نيست جز اينكه غصب كند و بزور ببرد.

و راستى دوست ما را سعه و فراوانى بيش است از ميان آسمان و زمين! سپس اين آيه را خواند «بگو آن براى كسانيست كه گرويدند در زندگى دنيا» كه از آنها غصب شده «و مخصوص آنها است روز قيامت و دچار غصب نباشند»[1].

توضيح: شايد لبخند امام از اينست كه سهمى را از آن آنها دانسته نه همه را و برخى اين سخن را نمونه افسانه‌اى دانستند براى بيان پديد شدن نهرها در زمين و بيان اينكه بقدرت خدا تعالى است ردّ بر فلاسفه كه آنها را مستند به طبيعت دانند، در برخى نسخه‌ها جيحون بو او است و آن در نهر بلخ درست‌تر است و تعبير بجيحان از اشتباه راويانست و اگر از خود امام7باشد اشتباه از لغويين است و شاش طبق گفته قاموس شهريست در ما وراء النهر، و اين نهر چنانچه بيرجندى گفته است باندازه دو سوم جيحون و سرچشمه‌اش در بلاد ترك در عرض 42 درجه و طول 71 درجه است و از مغرب جنوبى به خجند گذرد وانگه بفاراب و بدرياى خزر بريزد و نام خشوع در كتب لغت و جز آن برايش نيامده.

«او استقت» يعنى آنچه اين نهرها از آن آب گيرند كه درياى گرد جهانست يا درياى آسمانست از ما است و مقصود اصل و فرع نهرها است يا مقصود اينست كه آنچه از آنها آب داده شود بوسيله ابزار و چاه و هر چه هم آب بر آنها روان شود و اين اظهر است.

و در مجمع البيان (ج 4 ص 413) در تفسير آيه گفته: ابن عباس گويد: يعنى مؤمنان شريك مشركانند در خوشيهاى دنيا و در آخرت خاص مؤمنان شود و مشركان را در آن بهره نباشد (پايان).

[1]بنا بر اين خبر هر دو عبارت آيه راجع بمؤمنانست و تعرض بحال كفار ندارد و با شركت آنها با مؤمنان در دنيا در نعمتها اشاره ندارد ولى در تفسير ابن عباس نعمت دنيا را مشترك دانسته و نعمت آخرت را مخصوص مؤمنان و روايت نظر باستحقاق دارد و تفيسر ابن عباس بدان چه شده است( شرح مترجم).


صفحه 39

و بدان كه يكى از دو نهر را شرح نداده براى آنكه در مقام تفصيل همه نبوده چنانچه واژه (منها) ميفهماند، و گفته شده چون سيحان نام دو نهر است يكى در شام و ديگرى در بصره از آن هر دو را اراده كرده، و لفظ مشترك را براى دو معنا آورده، و اين بعبد است و بسا كه يكى را راويان انداخته باشند، و لفظ خبر جيحان و جيحون باشد و برخى نسخه برادران يا راويان گمان كردند يكى فزونى است و آن را انداخته، و بنا بر اين شرح تمام است.

يك فائده. [در باره درياها]

نيشابورى در تفسير قول خدا تعالى‌وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ‌» گفته است: آبى كه گرد معموره زمين است و آن را درياى محيط گويند از سمت جنوب شرقى جدا از غربى چهار خليج بميان معموره زمين دارد.

1- خليج بربرى در حدود بربر از زمين حبشه (درياى مديترانه) با 160 فرسخ درازا و 35 فرسخ پهنا كه در گوشه غرب آن بلاد كفار حبشه و برخى زنگيانست و بر شرق آن بلاد مسلمانان حبشه.

2- درياى احمر بطول جنوب تا شمال 460 فرسخ و پهناى نزديك پايان 60 فرسخ، و ميان كناره آن تا فسطاط مصر بر شرق نيل سه روز راه خشكى است و در ضلع غربيش برخى بلاد بربر و حبشه و بر ضلع شرقى آن راه مدينه پيغمبر است براى كاروانهاى مصر و حبشه تا حجاز و تا سواحل يمن و عدن بر دنباله شرقى آن.

3- خليج فارس بدرازاى 460 فرسخ از جنوب بشمال و پهناى تقريبى 180 فرسخ و در كناره‌هاى ضلع غربيش بلاد عمان است ر از اين رو آن را درياى عمان گويند و همه ولايت عرب و تيره‌هايش از حجاز و يمن و طائف و جز آن و بيابانهاشان ميان گوشه غربى اين دريا و شرقى درياى سرخ است و از اين رو معموره ميانشان را جزيرة العرب خوانند كه مكه زادها اللَّه شرفا- در آنست، و سواحل شرقى آن بلاد فارس وانگه هرموز و مكرانست و سپس سواحل سند.


صفحه 40

4- درياى سبز بشكل سه گوش كه از جنوب بشمال است و ضلع شرقى آن بلاد فارس است و سپس هرموز و مكران و پيوسته است بدرياى محيط شرقى و ضلع غربيش در حدود 500 فرسخ است و بر سواحل آن ولايات چين است و از اين رو آن را درياى چين ميخوانند، و از گوشه غربى آن تا گوشه درياى فارس را درياى هند نامند چون برخى بلاد هند در كناره آنست.

و از گوشه غربى آن خليج بزرگى از سمت جنوب ببسيارى از بلاد مغرب گذر كند و برابر سرزمين سودان باشد و ببلاد مصر و سودان پايان يابد و از سوى شمال ببلاد روس و جلالقه و صقالبه گذرد تا بلاد روم [و شام‌] و تنگه‌اى از شمال آن جدا شود تا سرزمين مسلمانان بلغار بنام درياى (ورنك) بدرازاى صد فرسخ و پهناى 33 فرسخ و چون از آن نواحى گذشت از پشت كوهها و زمينهائى كه نه راه دارند و نه سكنه بسوى مشرق كشيده شود، و تنگه ديگر بنام درياى (طرابزون) (آبسكون خ ب) از آن جدا شود.

اينها درياهاى پيوست بدرياى محيطند و آنچه بدان پيوسته نيست بزرگترشان درياى طبرستان و گيلان و باب الابواب و خزر و ابسكون است كه اين ولايات در كنارش باشند شكل آن مستطيل است از مشرق بمغرب بيش از 250 فرسخ و از جنوب بشمال در حدود 200 فرسخ است.

و از عجائب درياها جانوران گوناگون در بزرگى و نوع و صنف هستند و هم جزيره‌هائى كه در آنها است كه گفته‌اند در درياى هند 1370 جزيره است كه جزيره بزرگى از آنها در پايان دريا برابر زمين هند در ناحيه مشرق است و نزد بلاد چين «سرانديب» نام دارد، گردش 3 هزار ميل است، در آن كوههاى بزرگ و رودهاى بسيار است و ياقوت سرخ از آن بدست آيد، و گردش 19 جزيره آبادان است كه در آنها شهرها و آباديهاى بسياريست و از جزائر اين دريا يكى كله است كه معدن قلع است و ديگرى سريره كه معدن كافور است، و غرائب دريا بسيار است و از اين رو گفته‌اند: از دريا بگو و باك مدار، از يك خردمندى پرسيدند


صفحه 41

از عجائب دريا چه ديدى؟ گفت سلامت ماندن خود مرا.

تتمه‌ايست: [در باره چشمه‌ها]

حكماء در سبب جوشيدن چشمه‌ها گفتند: چون بخار از سوراخهاى زمين در درونش زندانى شد بسوئى رود و خنك شود و آب گردد و مخلوط با بخار باشد، و بواسطه تراكم و فشار بخارهاى تازه كه بيش از گنجايش زمين است زمين را بشكافد و چشمه از آن برآيد و ادامه جريانش يا بواسطه فشار دنباله‌هاى آنست يا بواسطه كششى كه نشدن خلاء پديد آرد چون بخارى كه آب شد و بروى زمين آمد بايد جايگزينى پيدا كند تا خلأ نشود و آن هم باز آب شود و برآيد، و هر جزئى بدنبال جزئى باشد.

و اما چشمه‌هاى ايستاده از بخارهائى باشند كه مايه و نيروى بسيارى ندارند تا بهم فشار آرند، و اما آب كاريزها و چاهها از بخارهاى كمى باشند كه نتوانند زمين را بشكافند و برآيند و چون سنگينى زمين از جلو آنها برداشته شد در پى هم آيند و اگر راه بيرون شدن ندارند چاه باشند و اگر دارند قنات باشند و قنات چون چشمه‌هاى روانست و چاه چشمه‌هاى ايستاده.

و بسا اين گونه آبها چنانچه ابو البركات بغدادى گفته: از ذره‌هاى آبى باشند كه در سوراخهاى زمين بهم پيوندند و پديد آيند، و اين بهتر است زيرا آب چشمه‌ها و چاهها و كاريزها بر اثر برف و باران فزون شوند شيخ در نجات گفته چون ابن بخارها چشمه‌ها گشودند آب درياها بواسطه ريختن آنها بالا گيرند و از درياها و دشتها و رودها و دره‌هاى كوه بخارهاى ديگرى بر آيند و جاگزين آنچه آب شده گردد و پيوسته اين جريان بگردد.


صفحه 42

باب سى و يكم زمين و چگونگى آن و آنچه خدا در آن براى مردم آماده كرده و كليات احوال عناصر و آنچه فروتر زمين است‌

آيات قرآن مجيد:

1- البقره (21 و 22) ايا مردم بپرستيد پروردگار خود را كه شما را آفريده و آنان كه پيش از شما بودند شايد پرهيزكار شويد آنان كه زمين را بسترتان ساخت و آسمان را برپا كرد و فرو آورد از آسمان آب و برآورد بدان از ميوه‌ها روزى شما را و نسازيد براى خدا همگنانها با اينكه ميدانيد.

2- الرعد (3 و 4) و او است كه پهن كرد زمين را در آن لنگرها نهاد و نهرها و از هر ميوه در آن جفت با هم، فرا گيرد شب روز را راستى در اين نشانه‌ها است براى مردمى كه بينديشند و در زمين تيكه‌هاايست كنار هم و باغها از انگور و زرع و نخل جفته و تك كه يك آب نوشند و آنها را در خوراك بهم برترى داديم راستى در اين نشانه‌ها است براى مردمى كه خردمندى كنند.

3- ابراهيم (32- 34) خدا كه آفريده آسمانها و زمين را و فرو آورد از آسمان آب و برآورد بدان از برها روزى شما را و فراهم كرد كشتى تا روان شود در دريا بفرمانش و فراهم كرد براتان نهرها را و مسخر كرد براتان خورشيد و ماه را پويان و مسخر كرد براتان شب و روز را و بشما داد از هر چه خواستيد و اگر بشماريد نعمت خدا را آمارش نتوانيد راستي آدمى البته ستمكار و ناسپاس است.

4- الحجر (19- 20) و زمين را كشانديم و افكنديم بر آن لنگرها و رويانديم در آن از هر چيز سنجيده و ساختيم براى شما در آن زندگيها و كسانى كه نيستيد روزى ده آنها.


صفحه 43

5- النحل (10- 18) او است كه فرود آورد از آسمان آب براى شما از آن نوش كنيد و از آن درختى است كه در آن بچرانيد بروياند براى شما بدان زراعت و زيتون و نخل و انگور و از هر ميوه راستى در آن نشانه‌ها است براى مردمى كه بينديشند و مسخر كرد براى شما شب و روز را و خورشيد و ماه را و اختران مسخرند بفرمانش راستى در آن نشانه‌ها است براى مردمى كه خردمندى كنند و آنچه آفريد براى شما در زمين با رنگ گوناگون راستى در آن نشانه‌ها است براى مردمى كه يادآورى كنند و اوست كه مسخر كرد براى شما دريا را تا بخوريد از آن گوشت تازه و برآريد از آن زيورى كه در بر كنيد و ببينى در آن كشتى‌ها را شكافنده و تا بجوئيد از فضل او و شايد شكر كنيد و افكند در زمين لنگرها را تا شما را نلرزاند و رودها و راهها شايد راه يابيد و نشانه‌ها و به اختر شما راه يابيد- تا فرمايد- و اگر بشمريد نعمت خدا را آمار نتوانيد راستى خدا پر آمرزنده و مهربانست.

6- الكهف (7) راستى ما ساختيم آنچه بر زمين است زيور آن تا بيازمائيم آنان را كدام خوش رفتارند.

7- طه (53- 55) از اوست آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين و آنچه زير خاك است، و خدا فرمود، آنكه ساخت زمين را گهواره شما و شما را در آن براهها برد و فرو آورد از آسمان آب و برآورديم بدان انواع گياهان چندى بخوريد و چهارپايانتان را در آن بچرانيد راستى در آن نشانه‌ها است براى صاحبان خرد از آنتان آفريديم و در آنتان برگردانيم و از آنتان برآريم بار بار ديگر.

8- الأنبياء (31) و نهاديم در زمين لنگرها تا نلرزاند آنها را و نهاديم در آن درّه‌ها را راه تا شايد راه يابند.

9- الشعراء (7 و 8) ننگرند زمين را كه چند رويانديم در آن از هر نوع ارجمند راستى در اين نشانه‌ايست و نيستند بيشترشان گرونده.

10- الشعراء (144- 149) آيا رها شويد در آن آسوده در باغها


صفحه 44

و چشمه‌ها و زرعها و نخل ارجمند كه گلش نرم و لطيف است و بتراشيد از كوهها خانه‌هائى مرفه.

11- النمل (6 و 61) و آيا كسى كه آفريد آسمانها و زمين را و فرو آورد براى شما از آسمان آب و رويانديم بدان باغهاى خرم كه نسزد براى شما درختش را برويانيد آيا با خدا معبوديست بلكه آنان مردمى باشند منحرف يا كسى كه ساخت زمين را قرارگاه و نهاد ميانش رودها و نهاد برايش لنگرها و نهاد ميان دو دريا پرده آيا معبوديست بهمراه خدا بلكه بيشترشان ندانند.

12- لقمان (10 و 11) آفريد آسمان را بى‌ستونى كه ببينيد و افكند در زمين لنگرها تا شما را نلرزاند و پراكند در آن از هر جانور و فرو آورديم از آسمان آب پس رويانديم در آن از هر نوع ارجمند اينست آفريده خدا بمن نمائيد چه آفريدند آنها كه جز اويند بلكه ستمكاران در گمراهى روشنند.

13- فاطر (27 و 28) ببينى كه خدا فرو آورده از آسمان آب و برآورديم بدان ميوه‌هاى چند رنگ و كوههاى سفيد و سرخ و همه رنگ و سياه زغالى و از مردم و جانوران و چهار پايان چند رنگ همچنين همانا بترسند بنده‌هاى دانشمند از خدا كه خدا عزيز است و آمرزنده.

14- يس (33- 36) و نشانه‌ايست برايشان زمين مرده كه آن را زنده كنيم و بر آورديم از آن دانه‌اى كه بخوريد و نهاديم در آن باغها از نخل و انگور و روان كرديم در آن چشمه‌ها تا از ميوه‌اش بخورند و از آنچه بكارند بدست خود آيا شكر نكنند منزه است آن خدا كه همه انواع را آفريد از آنچه بروياند زمين و از خود آنان و از آنچه ندانند.

15- المؤمن (64) آن خدا كه ساخت براتان زمين را قرارگاه و آسمان را بر پا.

16- السجده (39) و از آياتش اينست كه بينى زمين را فرود و چون فرو آريم بر آن آب بجنبد و بر آيد راستى كه آن كسى كه زنده‌اش كند البته زنده كن مرده‌ها


صفحه 45

است زيرا او بر هر چه توانا است.

17- الشورى (29) و از آياتش آفرينش آسمانست و زمين است و آنچه در آنها پراكنده است از جانور و او بر جمع آنها چون خواهد توانا است.

18- الزخرف (10) آنكه ساخت براى شما زمين را گهواره و ساخت براى شما در آن راهها شايد ره يابيد.

19- الجاثيه (13) و فراهم كرد براى شما آنچه در آسمانست و آنچه در زمين همه از او است راستي در اين نشانه‌ها است براى مردمى كه بينديشند.

20- ق (7 و 8) و زمين را كشش داديم و افكنديم در آن لنگرها و رويانديم در آن از هر نوع خرّم، بخاطر بينائى و يادآورى براى هر بنده بازگشت‌كننده.

21- الذاريات (48 و 49) و زمين را گسترديم و چه خوب گسترنده بوديم و از هر چيز دو جفت آفريديم شايد شما يادآور شويد.

22- الرحمن (10- 12) زمين را نهاد براى مردم در آن ميوه است و نخل غنچه‌دار و دانه پوسته‌دار و گل، بكدام نعمت پروردگار خود تكذيب كنيد.

23- الحديد (17) بدانيد خدا زنده كند زمين را پس از مرگش البته بيان كرديم براتان آيات را شايد بفهميد.

24- الطلاق (12) خدائى كه هفت آسمان آفريد و مانندشان زمين آفريد، ميانشان فرمان فرو آورد تا بدانيد البته خدا بر هر چه توانا است و البته دانشش همه چيز را فرا گرفته.

25- الملك (15) او است كه زمين را رام شما كرد برويد بر شانه‌هايش و بخوريد از روزيش.

26- نوح (19 و 20) و خدا ساخت زمين را بساط شما تا راه رويد در راه‌هاى دره‌هايش.