از عجائب دريا چه ديدى؟ گفت سلامت ماندن خود مرا.
تتمهايست: [در باره چشمهها]
حكماء در سبب جوشيدن چشمهها گفتند: چون بخار از سوراخهاى زمين در درونش زندانى شد بسوئى رود و خنك شود و آب گردد و مخلوط با بخار باشد، و بواسطه تراكم و فشار بخارهاى تازه كه بيش از گنجايش زمين است زمين را بشكافد و چشمه از آن برآيد و ادامه جريانش يا بواسطه فشار دنبالههاى آنست يا بواسطه كششى كه نشدن خلاء پديد آرد چون بخارى كه آب شد و بروى زمين آمد بايد جايگزينى پيدا كند تا خلأ نشود و آن هم باز آب شود و برآيد، و هر جزئى بدنبال جزئى باشد.
و اما چشمههاى ايستاده از بخارهائى باشند كه مايه و نيروى بسيارى ندارند تا بهم فشار آرند، و اما آب كاريزها و چاهها از بخارهاى كمى باشند كه نتوانند زمين را بشكافند و برآيند و چون سنگينى زمين از جلو آنها برداشته شد در پى هم آيند و اگر راه بيرون شدن ندارند چاه باشند و اگر دارند قنات باشند و قنات چون چشمههاى روانست و چاه چشمههاى ايستاده.
و بسا اين گونه آبها چنانچه ابو البركات بغدادى گفته: از ذرههاى آبى باشند كه در سوراخهاى زمين بهم پيوندند و پديد آيند، و اين بهتر است زيرا آب چشمهها و چاهها و كاريزها بر اثر برف و باران فزون شوند شيخ در نجات گفته چون ابن بخارها چشمهها گشودند آب درياها بواسطه ريختن آنها بالا گيرند و از درياها و دشتها و رودها و درههاى كوه بخارهاى ديگرى بر آيند و جاگزين آنچه آب شده گردد و پيوسته اين جريان بگردد.
باب سى و يكم زمين و چگونگى آن و آنچه خدا در آن براى مردم آماده كرده و كليات احوال عناصر و آنچه فروتر زمين است
آيات قرآن مجيد:
1- البقره (21 و 22) ايا مردم بپرستيد پروردگار خود را كه شما را آفريده و آنان كه پيش از شما بودند شايد پرهيزكار شويد آنان كه زمين را بسترتان ساخت و آسمان را برپا كرد و فرو آورد از آسمان آب و برآورد بدان از ميوهها روزى شما را و نسازيد براى خدا همگنانها با اينكه ميدانيد.
2- الرعد (3 و 4) و او است كه پهن كرد زمين را در آن لنگرها نهاد و نهرها و از هر ميوه در آن جفت با هم، فرا گيرد شب روز را راستى در اين نشانهها است براى مردمى كه بينديشند و در زمين تيكههاايست كنار هم و باغها از انگور و زرع و نخل جفته و تك كه يك آب نوشند و آنها را در خوراك بهم برترى داديم راستى در اين نشانهها است براى مردمى كه خردمندى كنند.
3- ابراهيم (32- 34) خدا كه آفريده آسمانها و زمين را و فرو آورد از آسمان آب و برآورد بدان از برها روزى شما را و فراهم كرد كشتى تا روان شود در دريا بفرمانش و فراهم كرد براتان نهرها را و مسخر كرد براتان خورشيد و ماه را پويان و مسخر كرد براتان شب و روز را و بشما داد از هر چه خواستيد و اگر بشماريد نعمت خدا را آمارش نتوانيد راستي آدمى البته ستمكار و ناسپاس است.
4- الحجر (19- 20) و زمين را كشانديم و افكنديم بر آن لنگرها و رويانديم در آن از هر چيز سنجيده و ساختيم براى شما در آن زندگيها و كسانى كه نيستيد روزى ده آنها.
5- النحل (10- 18) او است كه فرود آورد از آسمان آب براى شما از آن نوش كنيد و از آن درختى است كه در آن بچرانيد بروياند براى شما بدان زراعت و زيتون و نخل و انگور و از هر ميوه راستى در آن نشانهها است براى مردمى كه بينديشند و مسخر كرد براى شما شب و روز را و خورشيد و ماه را و اختران مسخرند بفرمانش راستى در آن نشانهها است براى مردمى كه خردمندى كنند و آنچه آفريد براى شما در زمين با رنگ گوناگون راستى در آن نشانهها است براى مردمى كه يادآورى كنند و اوست كه مسخر كرد براى شما دريا را تا بخوريد از آن گوشت تازه و برآريد از آن زيورى كه در بر كنيد و ببينى در آن كشتىها را شكافنده و تا بجوئيد از فضل او و شايد شكر كنيد و افكند در زمين لنگرها را تا شما را نلرزاند و رودها و راهها شايد راه يابيد و نشانهها و به اختر شما راه يابيد- تا فرمايد- و اگر بشمريد نعمت خدا را آمار نتوانيد راستى خدا پر آمرزنده و مهربانست.
6- الكهف (7) راستى ما ساختيم آنچه بر زمين است زيور آن تا بيازمائيم آنان را كدام خوش رفتارند.
7- طه (53- 55) از اوست آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين و آنچه زير خاك است، و خدا فرمود، آنكه ساخت زمين را گهواره شما و شما را در آن براهها برد و فرو آورد از آسمان آب و برآورديم بدان انواع گياهان چندى بخوريد و چهارپايانتان را در آن بچرانيد راستى در آن نشانهها است براى صاحبان خرد از آنتان آفريديم و در آنتان برگردانيم و از آنتان برآريم بار بار ديگر.
8- الأنبياء (31) و نهاديم در زمين لنگرها تا نلرزاند آنها را و نهاديم در آن درّهها را راه تا شايد راه يابند.
9- الشعراء (7 و 8) ننگرند زمين را كه چند رويانديم در آن از هر نوع ارجمند راستى در اين نشانهايست و نيستند بيشترشان گرونده.
10- الشعراء (144- 149) آيا رها شويد در آن آسوده در باغها
و چشمهها و زرعها و نخل ارجمند كه گلش نرم و لطيف است و بتراشيد از كوهها خانههائى مرفه.
11- النمل (6 و 61) و آيا كسى كه آفريد آسمانها و زمين را و فرو آورد براى شما از آسمان آب و رويانديم بدان باغهاى خرم كه نسزد براى شما درختش را برويانيد آيا با خدا معبوديست بلكه آنان مردمى باشند منحرف يا كسى كه ساخت زمين را قرارگاه و نهاد ميانش رودها و نهاد برايش لنگرها و نهاد ميان دو دريا پرده آيا معبوديست بهمراه خدا بلكه بيشترشان ندانند.
12- لقمان (10 و 11) آفريد آسمان را بىستونى كه ببينيد و افكند در زمين لنگرها تا شما را نلرزاند و پراكند در آن از هر جانور و فرو آورديم از آسمان آب پس رويانديم در آن از هر نوع ارجمند اينست آفريده خدا بمن نمائيد چه آفريدند آنها كه جز اويند بلكه ستمكاران در گمراهى روشنند.
13- فاطر (27 و 28) ببينى كه خدا فرو آورده از آسمان آب و برآورديم بدان ميوههاى چند رنگ و كوههاى سفيد و سرخ و همه رنگ و سياه زغالى و از مردم و جانوران و چهار پايان چند رنگ همچنين همانا بترسند بندههاى دانشمند از خدا كه خدا عزيز است و آمرزنده.
14- يس (33- 36) و نشانهايست برايشان زمين مرده كه آن را زنده كنيم و بر آورديم از آن دانهاى كه بخوريد و نهاديم در آن باغها از نخل و انگور و روان كرديم در آن چشمهها تا از ميوهاش بخورند و از آنچه بكارند بدست خود آيا شكر نكنند منزه است آن خدا كه همه انواع را آفريد از آنچه بروياند زمين و از خود آنان و از آنچه ندانند.
15- المؤمن (64) آن خدا كه ساخت براتان زمين را قرارگاه و آسمان را بر پا.
16- السجده (39) و از آياتش اينست كه بينى زمين را فرود و چون فرو آريم بر آن آب بجنبد و بر آيد راستى كه آن كسى كه زندهاش كند البته زنده كن مردهها
است زيرا او بر هر چه توانا است.
17- الشورى (29) و از آياتش آفرينش آسمانست و زمين است و آنچه در آنها پراكنده است از جانور و او بر جمع آنها چون خواهد توانا است.
18- الزخرف (10) آنكه ساخت براى شما زمين را گهواره و ساخت براى شما در آن راهها شايد ره يابيد.
19- الجاثيه (13) و فراهم كرد براى شما آنچه در آسمانست و آنچه در زمين همه از او است راستي در اين نشانهها است براى مردمى كه بينديشند.
20- ق (7 و 8) و زمين را كشش داديم و افكنديم در آن لنگرها و رويانديم در آن از هر نوع خرّم، بخاطر بينائى و يادآورى براى هر بنده بازگشتكننده.
21- الذاريات (48 و 49) و زمين را گسترديم و چه خوب گسترنده بوديم و از هر چيز دو جفت آفريديم شايد شما يادآور شويد.
22- الرحمن (10- 12) زمين را نهاد براى مردم در آن ميوه است و نخل غنچهدار و دانه پوستهدار و گل، بكدام نعمت پروردگار خود تكذيب كنيد.
23- الحديد (17) بدانيد خدا زنده كند زمين را پس از مرگش البته بيان كرديم براتان آيات را شايد بفهميد.
24- الطلاق (12) خدائى كه هفت آسمان آفريد و مانندشان زمين آفريد، ميانشان فرمان فرو آورد تا بدانيد البته خدا بر هر چه توانا است و البته دانشش همه چيز را فرا گرفته.
25- الملك (15) او است كه زمين را رام شما كرد برويد بر شانههايش و بخوريد از روزيش.
26- نوح (19 و 20) و خدا ساخت زمين را بساط شما تا راه رويد در راههاى درههايش.
27- المرسلات (25- 28) آيا نساختيم زمين را گيرنده، براى زنده و مرده، و نهاديم در آن لنگرها بلند و نوشانديم بشما آب گوارا، واى آن روز بر دروغشماران.
28- النبأ (6- 16) آيا نساختيم زمين را بستر، و كوهها را ميخ، و آفريديم شما را جفت، و نموديم خوابتان را آسايش. و نموديم شب را پرده و پوشش، و نموديم روز را براى زندگى، و ساختيم بالاى سرتان هفت چيز سخت، و ساختيم چراغ فروزان، و فرو آورديم از فشارندهها آب جوشان، تا برآريم با ان دانه و گياه، و بهشتان پر درخت.
29- الطارق (12) و بزمين شكافدار.
30- الغاشيه (17- 20) آيا ننگريد بشر كه چگونه آفريده شده، و بآسمان كه چگونه بالا رفته، و بكوهها كه چگونه وادارند، و بزمين كه چگونه پهن است.
31- الشمس (6) سوگند بزمين و آنكه كشيدش.
تفسير
«آنكه شما را آفريد» گفتهاند خدا در اينجا 5 دليل برايشان بر شمرده دو تا از انفس كه آفرينش خود و پدرانشان باشد و سه از آفاق كه گستردن زمين و بر پا كردن آسمان و امور حاصله از هر دوشان چون باران از آسمان و بار و بر از زمين بسبب آن و سبب اين تنظيم روشن است، زيرا نزديكتر چيزها بآدمى خود او است و آنگه اصل او سپس زمين كه جاى او است و قرارگاهش بر آن نشينند و خوابند و بگردند چنانچه بر بستر، سپس آسمانى كه چون گنبد اين قرارگاه است، و آنگه آنچه از آميزش اين جايگاه و سايهانداز برآيد از باران و از بار و برى كه چون نژاد از شكمش برآيد هر نوع غذا و انواع ميوهها كه روزى آدميزادهاند.
و نيز آفريدن مردم مكلّف زنده و توانا اصل همه نعمتها است چون آفريدن زمين و آسمان بشرط وجود انسان و نيرو داشتن او برايش سودمند است و بايد اصل را پيش از فرع نام برد بعلاوه هر دلالتى كه در آسمان و زمين بر وجود صانع هست در آدمى هم هست باضافه زندگى و نيرو و شهوت و خرد و چون دليلى كاملتر است تقديم را شايد.
و فراش نام زير انداز است و نبايد زمين سطحى برابر باشد چنانچه گمان شده و خواه چنين باشد يا بشكل كره باشد ميتوان بسترش ناميد چون بزرگ است و پهناور ولى بستر بودنش وابسته بآنست كه در جاى طبيعى خود كه ميانه افلاك است آرام باشد چون هر جسم سنگين بطبع خود بزير گرايد و هر سبك بفراز و فراز از هر سو سمت آسمانست و زير سمت مركز.
و چنانچه حركت زمين زير پاى ما بسوى آسمان بعيد است حركت آن در سوى ديگر كه برابر ما است بعيد است چون آن فرو شدن بالا رفتن بآسمانست و در آرامش و پادارى زمين در جاى خودش نيازى بآويزهاى از بالا يا ستونى از ريزش ندارد همان غريزه ميل بمركز كه خدا بدو داده بس است «راستى خدا نگهدار آسمان و زمين را از اينكه از جا در روند و اگر در روند ديگرى نتواند آنها را پس از آن نگهدارد، 42 فاطر».
و از نعمت خدا بر بندهاش اينست كه زمين را سخت نساخته مانند سنگ و نه نرم و فروكش مانند آب تا خواب كردن و راه رفتن بر آن آسان باشد و زراعت و مسكنسازى در آن ميسر گردد و هم كندن چاه و كشيدن نهرها، و ديگر اينكه آن را لطيف نساخته تا پرتو در آن بماند و گرمى دهد و گذر (و مجاورت خ آب) بر آن بشود.
و ديگر اينكه پارهاى از آن را از آب كه بايد درون آن باشد بر آورده تا براى زندگى جانوران و مردم آماده باشد، و سبب بيرون افتادن آن كه نزديك يك چهارم است اينست كه كره تمام نباشد و با آب يك كره باشد بچند دليل.
1- آنكه اختران بر مردم مشرق زودتر طلوع و غروب دارند تا بر مردم مغرب.
2- هر چه بسمت شمال نزديكتر شوى قطب ظاهر سمت جدى بالاتر آيد و قطب برابرش فروتر شود و در جنوب بعكس است و براى كسانى كه ميانه اين دو سمت باشند اين اختلاف تركيب شود و نشانههاى ديگر كره بودن كه مردم خشكى و دريانشينان در آنها موافقند، و كوههاى هر چند بلند آن را از كره بودن بيرون نبرند زيرا چون زبرى باشند كه با نرمى كره منافات دارند نه با دائرهگيرى آن.
و نعمت ديگر: همه چيزها است كه در زمين پديد شوند از معادن و گياه و جانور و آثار آسمانى و زمينى كه تفصيل آنها را جز آفريننده آنها نداند.
و ديگر اينست كه زمين تيكههاى گوناگون دارد از سست و سخت و نرم و ناهنجار كه هر كدام حاجتى بر آرند و سودى دارند كه در زمين تيكههاى كنار هم است.
و ديگر رنگهاى آنست كه كوهها هموار دارند و سپيد و سرخ و سياه.
و ديگر: شكاف بردارند كه گياه از آنها بر آيد «و زمين شكافدار».
و ديگر: آب باران را بخود كشند «و فرود آورديم از آسمان آبى باندازه و جا داديم آن را در زمين».
ديگر: چشمهها و رودهاى بزرگ كه در آن روانست «و زمين را كشش داديم».
ديگر: طبع كريم و پر بخشش زمين است كه يك دانه ستاند و هفتصد باز دهد «چون يك دانه كه هفت خوشه روياند و در هر خوشه يك صد دانه است، 221- البقره»».
و ديگر: زندگى و مرگ آنست «و نشانهايست براشان زمين مرده كه آن را زنده سازيم».
و ديگر: جانوران گوناگون «و پراكنده در آن از هر جنبنده» «و رويانديم