بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 142

باب شصت و سوم درمان دردهاى گلو و شش و درمان سرفه و سل‌

1- در طب- 85- بسندى از احمد بن بشارة كه در سالى بحج رفتم و بمسجد رسول6در آمدم و ناگاه امام هفتم7در سوى چاه نشسته، نزدش رفتم و سر و دستش را بوسه زدم و بر او سلام دادم و بمن پاسخ داد و فرمود:

بيماريت چگونه است؟ گفتم: هنوز گرفتارم، من دچار سل بودم، فرمود: اين دارو را از مدينه بگير پيش از آنكه بمكه بروى و بدان برسى كه خوب شوى بخواست خدا، دوات و كاغذ در آوردم و بما ديكته كرد: سنبل. قاقله زعفران عاقر قرحا، بنج، خربق، فلفل سفيد، اجزاء برابر، ابرقيون دو برابر، كوبيده شوند با پارچه حرير بيخته شوند و با عسل آب كرده خمير شوند، مسلول هنگام خواب باندازه يك نخود با آب گرم بخورد، و تو بيش از سه شب نخورى كه خوب شوى بخواست خدا تعالى من چنين كردم و خوب شدم بخواست خدا.

بيان: مقصود از بنج (بنگ) تخم يا برگ آنست پيش از آنكه ساخته و مست‌كننده شود، بسا گفته‌اند نوعى ديگر است جز آنكه از آن مست‌كننده سازند، ابن بيطار در جامع خود گفته: بنج در عربى سيكرانست، ديسقوريدس گفته: شاخه‌هاى كلفت و برك پهن دارد و درازى را شايد، در اطراف پراكنده شود و بسياهى زند، ساقش ريش دارد و شاخه‌اش بر ميدهد، مانند گلنار است در شكل و در طول شاخه‌ها پراكنده است يكى پس از ديگرى، و هر كدام طبقى مانند سپر دارند و بر آنست و پر از تخم است شبيه بتخم خشخاش و آن سه صنف است.

1- روغن دار كه برنگ فرفير زند و برگش مانند گياه عين اللوبيا است و سياه است و گلش مانند گلنار است و تيغ دارد.

2- گلش برنگ گل سيب است و برگ و گلش از صنف يكم‌


صفحه 143

نرمتر و تخمش بسرخى زند مانند تخم گياهى است بنام «اروسمين» كه همان تو زرى است، و اين دو صنف جنون آور و خواب آورند و پستند و سودى در طبّ ندارند.

3- كه در طب سودمند است كه از همه نرمتر و روانتر است و رطوبتى دارد كه بدست چسبد، و گرد مانندى كه ريش نشده بر او است گلش زرد و تخمش زرد است و نزديك دريا رويد و در خرابه‌ها، و اگر اين صنف نباشد بجايش آن صنفى كه گل سرخ دارد بكار ميرود.

و اما آن صنفى كه تخمش سياه است بايد دور ريخته شود چون بدتر از همه است، و بسا ميوه و برگ و شاخه همه را تر بكوبند و شيره‌اش را بگيرند و با خورشيد بخشكانند، و همانا تا يك سال بكار رود چون بزودى بگندد و فاسد شود، و گاهى تخم را جدا گيرند كه خشك است و بكوبند و آب گرم بر آن ريزند تا شيره‌اش درآيد، و شيره اين گياه بهتر از صمغ آنست و درد را زودتر آرام كند، و بسا اين گياه را بكوبند و با آرد گندم بياميزند و از آن قرصه‌ها سازند و انبار كنند، گفته است چون بنگ را بخورند بيهشى آرد و فكر را پريشان كند مانند شوكران از طلا.

رازى گفته هر كه بنگ نوشد بسختى مست شود و اندامش سست گردد و كفى از دهنش برآيد و چشمش سرخ شود.

عيسى بن علي گفته: هر كه مقدار دو درهم (يكمثقال تقريبا) از تخم بنگ سياه نوشد او را بكشد و ديوانه شود و همه تنش سرد شود و رنگش زرد شود، و زبانش خشك و چشمش تاريك گردد و تنگى نفس سختى گيرد، و مانند ديوانه باشد، و سخن نگويد.

جالينوس گفته: بنگ تخم سياه ديوانگى يا بيهشى آرد، و تخم سرخ معتدل در نيرو نزديك بآنست و براى آدمى سزد كه از هر دو خوددارى كند و حذر نمايد و كناره كند كه سودى ندارند، و اما بنگ سفيد تخم و سفيد گل سودمندترين‌


صفحه 144

چيزها است در طب، و در درجه سوم چيزها است كه خنك كنند- پايان- ابر قيون معرّب «فربيون» است كه آن را «فرفيون» هم گويند، گفتند: صمغ مازربونست گرم و خشك است از درجه 4 و گفته‌اند خشك است از درجه 3 نوش يك قيراط تا يك دانكش بلغم را از دو ران و پشت و روده‌ها بكشد. و براى عرق النساء و قولنج سودمند است.

2- در طب. 86- بسندش از محمّد بن عبد السّلام كه با گروهى از مردم خراسان نزد امام رضا7رفتيم و سلام داديم و جواب داد. و هر كدام خواهشى كردند و آن را برآورد. و آنگه بمن نگاه كرد و فرمود: تو هم نياز خود را بخواه. گفتم يا ابن رسول اللَّه من بتو از سرفه سخت شكايت دارم. فرمود: تازه است يا كهنه؟ گفتم:

هر دو. فرمود: فلفل سفيد 1- جزء ابرقيون 2 جزء. خربق سفيد 1- جزء.

سنبل 1- جزء. قاقله 1- جزء. زعفران 1- جزء. بنگ 1- جزء بگير و بكوب و از پارچه حرير بگذران و با دو برابر وزن همه با عسل آب كرده خمير كن، و براى سرفه كهنه و نو يك قرص با آب رازيانه هنگام خواب خورده شود و آبش نيم- گرم باشد نه سرد، و اين دارو ريشه آن را بكند.

3- در كافى (262- روضه): بسندى از ابن اذينه كه مردى در حضور من از امام ششم7در باره سرفه شكوه كرد باو فرمود: در كف مشتت مقدارى كاشم (انجدان رومى) و برابرش شكر بريز و يك 2 روز سفوف كن، ابن اذينه گفت من آن مرد را پس از آن برخورد كردم، گفت: جز يك بار عمل نكردم و از من برفت.

بيان: كاشم «انجدان رومى» است فيروزآبادى آن را ذكر كرده اطباء گفتند: گرم و خشك است بدرجه 3- و گويا اين سرفه از بلغم و سردى بوده با اينكه ممكن است بر اثر خشكى مانع ريختن اخلاط به شش گردد در قانون گفته: براى دبيلات درونى خوب است.

4- در طبّ- 89- بسندى از امام ششم7كه نيافته براى درد گلو مانند نوشيدن جرعه شير.


صفحه 145

5- و از همان- 103- بسندش از مفضّل كه پرسيدم از امام ششم7كه يا ابن رسول اللَّه در راه رفتن نفسم بشماره افتد تا بسا در فاصله ميانه خانه‌ام و خانه‌ات دو جا بنشينم فرمود: اى مفضّل از شاش شتران بنوش گفت: نوشيدم و خدا دردم را زدود.

باب (شصت و چهارم) زكام‌

1- در طب- 64- بسندى از ابراهيم بن ابى يحيى كه بامام ششم شكوه كردم از زكام فرمود: از كار خداست و سپاه خداست كه فرستاده تا دردى را از تنت ريشه كن كند و چون ريشه كن كرد بايد يك دانگ سياه دانه و نيم دانك كندش بگيرى و كوبيده شود و در بينى دميده شود كه زكام را ببرد و اگرت شود كه آن را هيچ درمان نكنى بجا آور كه در آن منافع بسياريست.

بيان: كندش را در قاموس گفته: ريشه‌هاى گياهى است كه درونش زرد برونش سياه است قى آور و مسهل و برطرف كن بهق است و كوبيده‌اش كه در بينى دمند عطسه آرد و ديده تار را روشن كند و شب كورى را ببرد- پايان- ابن بيطار گفته: درختش- در آنچه گفتند: مانند كسكراست ديفورس گفته اثرش قطع بلغم و خلط سياه سفت است و بادها را از سوراخهاى بينى دور كند.

حبيش بن حسن گفته: در نخست درجه 3 گرمى است و در خشكى پايان درجه 3 است داروئيست پر گرم و نوشيدنش خطر بزرگى دارد.

ماسرجويه گويد: كندش مزه تيزى دارد، و سائيده‌اش در بينى عطسه خيز است، و نوش باندازه از آن بخوبى قى آورد.

كندى گفته: ابو نصر ماه و ستاره را نميديد در شب و باندازه يك عدس كندس با روغن بنفشه سعوط كرد و در شب نخست يك خرده ستاره را ديد، و در شب سوّم بخوبى آن را ديد، و ديگرى هم آزمود و چنين بود، و آن براى شب كورى بخوبى سودمند است.


صفحه 146

2- در طبّ:- 170- بسندى از امام ششم7كه بمؤدب فرزندانش فرمود: چون يكى از آنها زكام شوند بمن خبر ده، و او بوى گزارش ميداد و او چيزى نميگفت، مؤدب ميگفت: بمن فرمودى تو را خبر دهم و من خبر دادم چيزى پاسخ ندادى، فرمود: كسى نيست جز آنكه در او رگى از خوره است و چون بجنبد خدا آن را بوسيله زكام دفع كند.

3- در مكارم- 435- از پيغمبر6روايت است كه زكام سپاهى است از سپاههاى خدا عزّ و جلّ آن را در برابر دردى فرستد و بخوبى آن را فرود آورد و دفع كند.

4- و از امام ششم7در باره زكام روايت است كه پنبه‌اى بروغن بنفشه آلوده كن و هنگام خواب در نشيمن خود بردار كه براى زكام سودمند است ان شاء اللَّه تعالى.

5- در كافى (362- روضه): بسندش از رسول خدا6كه زكام سپاهى است از خدا عزّ و جلّ كه براى درد فرستد تا آن را از ميان ببرد.

6- و از همان: تا رسول خدا6كه هيچ آدميزاده نيست جز دو نوع رگ دارد يكى در سر كه خوره را بجنباند و يكى در تن كه پيسى آورد، و چون رگ سر جنبد خدا زكام را بدان مسلّط كند تا هر دردى در آنست بيرون روانه كند، و چون رگى كه در تن است بجنبد خدا دمل را بر آن مسلّط كند تا درد آن را روان كند بيرون، و چون يكى از شماها در خود زكام يا دمل بيند خدا عزّ و جلّ را بعافيت سپاس كند فرمود: زكام فضولى است در سر.

8- دعوات راوندى: پيغمبر6فرمود: هيچ آدمى نيست جز اينكه در سرش رگى است از خوره و خدا زكام را فرستد تا آن را آب كند، هر كدام زكام شديد بگذاريدش و درمانش نكنيد تا خدا خود درمانش كند.

8- در كافى- 382- روضه- بسندش از امام ششم7كه رسول خدا6زكام را درمان نميكرد و ميفرمود: كسى نيست جز اينكه رگى از خوره دارد،


صفحه 147

و چون زكام شود بن كن كندش.

9- در خصال- 97-: بسندى تا پيغمبر6كه بد نداريد چهار چيز را كه براى چهار چيزند: زكام امانست از خوره، بد نداريد دمل‌ها كه امانند از پيسى، بد نداريد چشم درد را كه امانست از كورى، بد نداريد سرفه را كه امانست از فلج.

گويم: در نهايه گفته: زنان زيرك حزائه نوشند براى طشّه، و آن درديست براى مردم چون زكام آن را طشه نامند براى آنكه چون بدردمند در آويزد عرق نرمى ريزد چون باران نرم.


صفحه 148

باب شصت و پنجم درمان بادهاى دردناك‌

1- در طب- 70- بسندش از جابر بن حيان (حسان خ ب) صوفى كه بامام ششم7نوشت: يا ابن رسول اللَّه بادى پيچان در سر تا پايم پيچيده و مرا باز داشته بدرگاه خدا برايم دعا كن، دعا كرد و باو نوشت: از سعوط عنبر و زنبق در ناشتا استفاده كن تا خوب شوى ان شاء اللَّه و انجام داد و گويا از بند رها شد.

2- و از همان (..) بسندش از صباح بن محارب كه نزد امام دهم بوديم و ياد شد كه شبيب بن جابر دچار باد بدى شده و چهره و چشمش هر دو كج شدند فرمود: 5 مثقال قرنفل بگيرند و در بطرى شيشه خشكى كنند و سرش را سخت ببندند و آن را در گل گيرند و در تابستان يك روز و در زمستان دو روز در آفتاب نهند و آنگه آن را برآرند و نرم بسايند و با آب باران بياميزند تا چون خمير نرمى شود و بپشت بخوابد و آن گرد قرنقل را بر شقّ كج شده بمالد و بهمان حال بماند تا قرنفل خشك شود، و چون خشك شود خدا دردش را بردارد و ببهترين حال خود برگردد بخواست خدا، و ياران ما زود بر او رفتند و او را بدان مژده دادند و بدان چه فرموده بود درمان كرد و ببهترين حالى كه بود باز گرديد بيارى خدا تعالى.

3- در كافى- 191- روضه: بسندش از بكر بن صالح كه شنيدم امام هفتم7ميفرمود: براى درمان باد پيچان و حام و ابرده در مفاصل، مشتى حلبه و مشتى انجير خشك را در آب فرو بر و آنها را در ديگى كه گنجند بپز و صاف كن و سرد كن و يك روز نه يك روز بنوش تا در همه روزها پر يك قدح رومى (سرشارش خ ب) نوشيده باشى.

توضيح: گويا مقصود از باد پيچان آنست كه ميان پوست و گوشت باشد و آنها را از هم جدا كند يا بادى كه در پشت افتد و مانند آن بمانند قولنج و آدمى‌


صفحه 149

نتواند بجنبد، حام را برايش معنائى نيافتيم و شايد خام به خاء نقطه‌دار باشد يعنى بلغم نپخته يا مقصود باد ملازمى است، و ابرده را فيروزآبادى گفته: سردى در درونست و در نهايه گفته بهمزه كسره‌دار و راء درد معروفى است از غلبه سردى و رطوبت كه از جماع بيندازد.

در قانون گفته: حلبه گرم است در پايان درجه 1- و خشك است در درجه 1- و داراى رطوبت غريب، پخته نرم كنى است، ورمهاى بلغمى و سخت را تحليل برد، و جوشهاى درون را نرم كند و بپزد، و آواز را صاف كند، و سينه و گلو را نرم كند، و سرفه را آرام كند بويژه اگر با عسل يا خرما يا انجير پخته شود و بهتر اينست كه با خرماى لجيم همراه شود، و شيره آنها گرفته شود، و با عسل بسيار آميخته گردد و روى آتش پخته باندازه اعتدال سفت گردد، و بفاصله درازى پيش از خوراك مصرف شود پخته آن با سركه براى ناتوانى معده خوبست و پخته‌اش با آب خوبست براى زحير و اسهال.

باب شصت و ششم درمان چكيدن شاش و درد مثانه و سنگ مثانه‌

1- در طب- 48-: بسندى كه عمرو افرق بامام پنجم7از چكيدن شاش شكوه كرد، فرمود: اسفند را بگير و 6 بار با آب سرد بشو و يك بار با آب گرم وانگه در سايه خشك شود و با روغن كنجد (روغن گل خ ب) خالص خيس شود، و ناشتا سفوف شود كه چكش را بخواست خدا ببرد.

بيان: ابن بيطار گفته: اسفند سفيد است و سرخ، سفيدش عربى است، جالينوس گفته: نيرويش لطيف است و گرم است در درجه 3- و از اين رو اخلاط چسبنده را برطرف كند و با بول برآورد، مسيح دمشقى گفته: كرم كدو را از شكم برآورد، و ماليدن آبش براى قولنج، عرق النساء، درد رانها خوبست و سينه را پاك كند و بلغم چسبنده شش را دفع كند، باديكه در روده‌ها رخ دهد