بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 165

اثر كامل داد و اين نام را بر آن نهاد چون براى گزش خزنده‌هاى زهرناك خوب است كه بيونانى آنها را، تريا، نامند، و نافع است در داروهاى نوشيدنى كه بيونانى قاء گويند- يعنى «زهرناك سودمند» و مخفف شده و معرب شده بلفظ ترياق و آن شش ماه كودك است، و ده سال در بلاد گرمسير جوانست و بيست سال در بلاد ديگر، و ده سال در بلاد گرمسير و بيست سال در بلاد ديگر متوقف است و بعد از آن ميميرد و بى‌اثر مى‌شود مانند برخى معجون‌ها- پايان- اينكه فرمود «آن را بر ما آلوده مساز» يعنى پليد و حرامش مكن، زيرا ما آن را از مسلمانان بگيريم و آنها حلالش دانند، يا مقصود اين است كه تو آن را بر ما حرام مكن كه ما داناتريم بحكم آن از تو، يا براى آنكه گوشت افعى در آن نيست يا براى اينكه در ناچارى حرام نيست، يا مقصود اين است كه گوشت افعى سبب حرمت آن نشود، و در نسخه «آن را بر ما اندازه مكن» يعنى اجزاء آن را براى ما بيان مكن كه ما آن را ميدانيم، و بنا بر برخى تفسيرها، دلالت دارد بر جواز مداوا بحرام در ناچارى.

ميگويم: در باب داروهاى كلى داروهاى كژدم‌زدگى و سائر خزنده‌ها بيايد.

باب هفتاد و چهارم: درمان وباء

1- در محاسن- 552- بسندى از قندى كه وباء آمد و ما در مكه بوديم و من وباء گرفتم و باو نوشتم، در پاسخم نوشت: سيب بخور و خوردم خوب شدم.

2- از همان- 553- (همين مضمون را باستناد بابى الحسن7آورده) توضيح: در قاموس گفته: وباء طاعون است يا هر مرض عمومى ...


صفحه 166

باب هفتاد و پنجم دفع خوره، پيسى، بهق، و درد بد

1- در محاسن- 519- بسندش تا امام ششم7كه خدا خوره را از يهود برداشت براى اينكه چغندر ميخورند و رگهاى گوشت را ميكشند.

بيان: يعنى رگها را از گوشت برمى‌آورند چنانچه اكنون شيوه يهود است و در برخى اخبار هم از آنها نهى شده چنانچه بيايد ان شاء اللَّه.

2- در محاسن (..) كه امام ششم فرمود: قومى از بنى اسرائيل دچار پيسى شدند و خدا بموسى7وحى كرد بدانها بفرما گوشت گاو با چغندر بخورند ...

بسند ديگر از امام پنجم مانند آن رسيده.

3- و از همان (..) بسندى تا امام ششم كه: آب گوشت چغندر با گوشت گاو سپيده و پيسى را ميبرد.

4- در طب- 71- بسندى از عبد اللَّه بن سنان كه مردى بامام ششم7از پيسى و بهق شكوه كرد فرمود: برو حمام و نوره و حناء را بياميز و بتن بمال كه پس از آن چيزى نبينى، آن مرد گفت: بخدا يك بار بيشتر عمل نكردم خدا مرا از آن عافيت داد و پس از آن برنگشت.

5- و از همان: 104 طب: از امام هفتم7كه هر كه آبگوشت گاو بخورد خدا پيسى و خوره را از او ببرد.

6- و از همان (..): بسندى از ذريع كه مردى نزد امام ششم7آمد و شكوه كرد كه يكى از بسته‌گانش دچار درد بد شده باو فرمود: تربت امام حسين را بگيرد و با آب باران بنوشد- و عمل كرد و خوب شد.

7- و از او7كه فرمود: چيزى بجاى درد بد بهتر از تربت امام حسين نيست، گفتم: يا ابن رسول اللَّه چگونه بكار برد؟ فرمود: با آب باران بنوشد و


صفحه 167

بمحل درد هم بمالد كه خوب و مجرب است ان شاء اللَّه تعالى.

بيان: شايد مقصود از درد بد خوره يا پيسى است، و مقصود تربت قبر امام حسين است در برخى نسخه‌ها طين حرّ است يعنى پاك و خالص و خوردنش مشكل است جز اينكه تفسير به طين قبر مقدس شود، و در برخى نسخه‌ها طين قبر حسين7آمده كه مؤيد تفسير يكم است.

8- در طب (..): بسندى از امام ششم7فرمود: وسعت جنب و مو كه در بينى است امان از خوره‌اند.

9- و از او7كه تربت مدينه- مدينه رسول اللَّه6- خوره را براندازد.

و از امام ششم7كه رسول خدا6فرمود: ببلا زده‌ها كم نگاه كنيد و بر آنها وارد نشويد، و چون بدانها گذرى تند برويد، مبادا بشما رسد آنچه به آنها رسيده (106 طب) توضيح: سعه جنب با جيم و نون است در بيشتر نسخه‌ها و مقصود خوش خلقى است يا كنايه از شادى است چنانچه ضيق صدر كنايه از غم و اندوه است.

براى اينكه اندوه فراوان مواد سوداوى مولّد زكام پديد كنند، و در برخى نسخه‌ها سعه جيب به ياء دو نقطه بزير است يعنى يقه و آنهم وجهى دارد زيرا بخارات در درون حبس نشوند تا مايه پديدش اخلاط بد گردند، و در برخى نسخه‌ها «سعة الجبين» آمده كه باز احتمال حقيقت و مجاز هر دو دارد، و موى بينى كه بيش باشد يا كنده نشود، چنانچه در روايتى است كندن آن مايه خوره است، زيرا بوسيله موى بينى مواد سوداوى برايند و چون كنده شوند كمتر درآيند، و از اين روى خوره بيشتر از بينى آغاز شود و اينكه فرمود: خاك مدينه، يعنى در مدينه بودن مانع ابتلاء باين بلاء است، و مقصود از اهل بلاء گرفتاران بمرض‌هاى واگير- دار است.

10- در طب (..) بسندى از امير المؤمنين7كه زدن سبيل از جمعه تا


صفحه 168

جمعه امان از خوره است و موى بينى هم امان از آنست.

11- و از همان: بسندى از امام هفتم7كه بر تو باد شلغم بخورى چون كسى نيست جز اينكه رگى از خوره دارد و خوردن شلغم آن را آب كند، گفتم نپخته يا پخته؟ فرمود: هر دو.

12- از ابى جعفر7كه آدمى نيست جز رگ خوره دارد و آن را با شلغم آب كنيد.

گويم: در باب ماش آنچه وابسته باينجا است بيايد.


صفحه 169

ابواب داروها و خواص آنها

باب هفتاد و ششم- در كاشنى‌

1- در كافى (ج 6 ص 362): بسندش از امام ششم7كه هر كه شب به روز آرد و در درونش هفت برگ كاشنى باشد آن شب از قولنج در امان است ان شاء اللَّه.

2- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه بر تو باد بخوردن كاشنى كه منى را فزايد، و فرزند را زيبا كند، و آن گرم است و نرم و فرزند پسر را فزايد (شما نپنداريد كه كاشنى سرد است، چنين نيست ولى معتدل است، از پاورقى ص 215) 3- و از همان (ص 263): بسندى از محمّد بن فيض كه با امام ششم7چاشت خوردم و بر سر خوان سبزى بود و پيرى بهمراه بود و او از كاشنى رو گردان بود امام7فرمود: شما پنداريد كه آن سرد است و چنين نيست همانا معتدل است، و برترى آن بر سبزيهاى ديگر چون برترى ماست بر مردم.

4- و از همان (..) بسندى از محمّد بن اسماعيل كه شنيدم امام رضا7ميفرمود: كاسنى داروى هر درديست و يا هيچ دردى در درون آدميزاده نيست جز اينكه كاشنى آن را از بن بركند.

گفت: يكى از خدمتكاران كه تب و سر درد ميگرفت روزى كاشنى برايش خواست و آن را كوبيد و روى كاغذ نهاد و روغن بنفشه بر آن ريخت و آن را بر سر او نهاد، فرمود: كه راستى تبت را ببرد و براى سر درد خوبست و آن را برد.

5- و از همان (..): بسندى از امام ششم7كه چه خوب سبزى ايست كاشنى، برگى از آن نيست جز قطره بهشتى دارد آن را بخوريد و نتكانيد، فرمود: پدرم ما را باز ميداشت از اينكه آن را بتكانيم هنگام خوردنش.


صفحه 170

6- در مكارم- 202- از پيغمبر6كه هر كه كاشنى خورد و روى آن خوابد، زهر و جادو در او اثر نكند، و هيچ جانورى چون مار و كژدم باو نزديك نشود.

تأييد [از ابن سينا]

: ابن سينا در قانون و جز آن گفته: كاشنى دشتى دارد و كشتى و دو رسته است برگ پهن و برگ باريك و چون كاهو است ولى چنانچه گويند خواصش كمتر از آنست و نزد من در گشايش و براى بند آمدنهاى كبد بهتر از آنست گرچه در تغذيه و تطفيه كمتر از آنست و سودمندترش براى كبد تلختر آنست، بهترش تازه و تر و پر مايه و بستانى است، و بهتر آنهم شامى است كه آن را «انطوليا» نامند، سرد است در درجه 1 و خشكش خشك است در درجه 1، و ترش‌تر است در پايان درجه 1 و بستانيش ترتر و سردتر است و دشتش كم رطوبت‌تر و آن را «طرخشعوق» نامند، در آن گشايش و تبريد و تقويت و قبض است و بستهاى اعضاء درون و رگها را باز كند.

و ضمادش با آرد جو براى خنكى گرم خوبست، و دل و معده را تقويت كند و آن بهترين دارو است براى كسى كه مزاج معده‌اش گرم است، دشتى آن براى معده از بستانى بهتر است: اندكى قابض است و سختى ندارد، و ماليدن آبش با سركه و سفيداب اثر عجيبى در تبريد دارد، و ضمادش براى نقرس خوبست.

و غرغره كردن آبش با محلول خيار چنبر براى ورمهاى گلو خوبست، و ضمادش براى درد چشم گرم، و قى‌ء و هيجان صفرا را بنشاند، و خوردنش با سركه طبع را بندد بويژه اگر دشتى باشد، و براى تب سه يك و تبهاى نوبه خوبست، و ضمادش بهمراه ريشه آن و با قاووت براى گزيدن كژدم و مارها و زنبورها و خزنده‌ها و سام ابرص، و شيره دشتى آن سفيدى چشم را جلا دهد.

ابن سينا گفته: بستانيش سردتر و ترتر است، و در تابستان بگرمى بى‌اثرى گرايد.

گويم: اخبار فضيلت كاسنى و خواصّش در ابواب سبزيها بيايد ان شاء اللَّه.


صفحه 171

باب هفتاد و هفتم: شبرم و سنا

1- در قرب الاسناد- 70- بسندى تا رسول خدا6كه با سنا درمان كنيد كه اگر چيزى مرگ را ردّ ميكرد سنا آن را رد ميكرد.

2- در مكارم- 214- (همين را از رسول خدا6آورده).

3- و از امام صادق7كه: اگر مردم ميدانستند در سنا چيست يك مثقالش را با دو مثقال طلا برابر ميكردند، هلا كه آن امانست از بهق و پيسى، خوره، ديوانگى، فلج و لقوه، با مويز سرخ بى‌هسته، و هليله كابلى زرد و سياه اجزاء برابر گرفته شود 3 درهم (دو مثقال تقريبا) در ناشتا خورند و مانند آن هنگام خواب و آن سيّد داروها است.

تأييد و توضيح:

ابن بيطار از قول ابو حنيفه دينورى گفته: نامش سنا مكّى است، و برگش آميخته با حنا موى را سياه كند.

اميّة بن ابى صلت گفته: گرم است و خشك در درجه 1-، مسهل صفراء و سوداء و بلغم است، و بژرف اندام فرو رود، و از اين رو براى نقرس‌دار و عرق النساء و درد مفاصل كه از خلط صفراء و بلغم باشند خوبست.

يونس گفته: براى وسواس سوداوى و تركيدن تن و تشنج ماهيچه و پراكندگى مو و داء الثعلب و داء الحيه و شپش‌زدگى تن و سر درد كهنه و جرب و خارش و غش خوبست.

4- دعائم: از رسول خدا6كه بپرهيزيد از شبرم كه گرم و گير است، و با سنا درمان كنيد كه اگر از مرگ چاره‌ئى بود سنا چاره آن بود.

بيان: در قاموس گفته: شبرم بوزن قنفذ درخت خارداريست و گفته‌اند براى وباء خوبست و نام گياه ديگريست كه دانه‌اى عدس مانند دارد و ريشه كلفتى پر از شير، و همه مسهل باشند و بكار بردن شيرش خطر دارد، و ريشه‌اش را بايد اصلاح كرد


صفحه 172

باينكه يك شبانه روز در شير تازه خواباند و سه بار شير را عوض و تازه كرد و خشكش كرد و باز در شيره كاشنى و رازيانه تا سه روز خواباند، سپس خشك كرد و بهمراه تربد و هليله و صبر از آن قرص ساخت كه داروئيست عالى.

و در فائق گفته: شبرم را نزد اسماء بنت عميس ديدند كه ميخواست بنوشد، فرمود: آن گرم و گير است، و او را سنا فرمود، شبرم نوعى است از شيح- پايان- گويم: سخنى در اين باره بيايد ان شاء اللَّه.

باب هفتاد و هشتم: تخم قطونا

1- در مكارم (215) از امام صادق7، هر كه تب كند و آن شب وزن دو درهم تخم قطونا بنوشد يا سه درهم از سرسامى در آن شب آسوده باشد.

بيان: ابن بيطار گفته، تخم قطونا همان اسقيوس است بفارسى و فسليون بيونانى بمعنى برغوثى.

جالينوس گفته: سودمندترين اين گياه تخمش است كه سرد است در درجه 2 و در ترى و خشكى معتدل است.

ديسقوريدس گفته: نيروى مبرّدى دارد چون با سركه و روغن گل و آب ضماد شود براى درد مفاصل و ورم بيخ گوش و زخمها و ورمهاى بلغمى و پيچيدن عصب خوبست، و چون در جلو آمدن روده‌هاى كودك و ناف برآمده ضماد شود بهش سازد.

شيخ گفته: بماليدن سردرد را آرام كند، و لعابش با روغن بادام عطش سخت صفراوى را ببرد، و برشته آن كه بروغن گل خيس شود قابض است و در حدود يك مثقالش شكم را ببندد و از تر زدن خصوص در كودك جلو گيرد برخى گفتند بجاى تخم قطونا در نرم كردن طبع دانه گلابى است و در تبريد و تر ساختن تخم خرفه.