بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 172

باينكه يك شبانه روز در شير تازه خواباند و سه بار شير را عوض و تازه كرد و خشكش كرد و باز در شيره كاشنى و رازيانه تا سه روز خواباند، سپس خشك كرد و بهمراه تربد و هليله و صبر از آن قرص ساخت كه داروئيست عالى.

و در فائق گفته: شبرم را نزد اسماء بنت عميس ديدند كه ميخواست بنوشد، فرمود: آن گرم و گير است، و او را سنا فرمود، شبرم نوعى است از شيح- پايان- گويم: سخنى در اين باره بيايد ان شاء اللَّه.

باب هفتاد و هشتم: تخم قطونا

1- در مكارم (215) از امام صادق7، هر كه تب كند و آن شب وزن دو درهم تخم قطونا بنوشد يا سه درهم از سرسامى در آن شب آسوده باشد.

بيان: ابن بيطار گفته، تخم قطونا همان اسقيوس است بفارسى و فسليون بيونانى بمعنى برغوثى.

جالينوس گفته: سودمندترين اين گياه تخمش است كه سرد است در درجه 2 و در ترى و خشكى معتدل است.

ديسقوريدس گفته: نيروى مبرّدى دارد چون با سركه و روغن گل و آب ضماد شود براى درد مفاصل و ورم بيخ گوش و زخمها و ورمهاى بلغمى و پيچيدن عصب خوبست، و چون در جلو آمدن روده‌هاى كودك و ناف برآمده ضماد شود بهش سازد.

شيخ گفته: بماليدن سردرد را آرام كند، و لعابش با روغن بادام عطش سخت صفراوى را ببرد، و برشته آن كه بروغن گل خيس شود قابض است و در حدود يك مثقالش شكم را ببندد و از تر زدن خصوص در كودك جلو گيرد برخى گفتند بجاى تخم قطونا در نرم كردن طبع دانه گلابى است و در تبريد و تر ساختن تخم خرفه.


صفحه 173

باب هفتاد و نهم: بنفشه، خيرى، زنبق و روغن آن‌ها

1- در خصال- (117) بسندى تا امام ششم7كه چهار چيز طبائع را معتدل كنند: انار سورانى، غوره خرماى پخته، بنفشه و كاسنى.

2- و از همان: بسندى تا امير المؤمنين7كه تب را با بنفشه و آب سرد بشكنيد كه گرميش از تف دوزخ است (اينجا آخر روايت خصال است و دنباله روايت كافى است (ج 6 ص 522) كه فرمايد: با بنفشه سعوط كنيد و ببينى بريزيد كه رسول خدا6فرمود: اگر مردم دانستند در بنفشه چه اثريست آن را بخوبى كف ميكردند.

3- نوادر راوندى: بسندى كه رسول خدا6فرمود: برترى ما خاندان بر مردم ديگر چون برترى بنفشه است بر روغنهاى ديگر.

4- در كافى (ج 6 ص 521) بسندى از عقبه كه استرى بامام ششم7هديه كردم و آن را كه با اوش فرستادم بزمين زد و سرش شكست و ما بمدينه وارد شديم و بامام ششم گزارش داديم فرمود: بنفشه در بينى او ندميديد؟ پس بنفشه در بينى او كرديم و خوب شد وانگه فرمود: اى عقبه بنفشه در تابستان سرد است و در زمستان گرم، بر شيعه ما نرم و بر دشمن ما خشك، اگر مردم دانستند اثر بنفشه را وقيه‌اى يك اشرفى طلا ميشد.

بيان: شكست سرش بمغز رسيده بوده و در نسخه ايست كه «اوهنته» يعنى او را ناتوان كرد و آن روشنتر است.

5- در كافى (..) بسندى از يونس بن يعقوب كه امام ششم7فرمود:

از سوى شما چيزى نزد ما نيايد سودمندتر از بنفشه.

6- و از همان (..) از امام صادق7كه برترى بنفشه بر روغنهاى ديگر چون برترى اسلام است بر دينها، چه خوب روغن عطريست بنفشه كه درد را از سر


صفحه 174

و چشم ميكشد، با آن عطر بزنيد.

7- و از همان (..) بسندى از عبد الرحمن كه نزد امام ششم7بودم و مهزم در آمد بمن فرمود: كنيز را بخوان تا براى ما روغن عطر و سرمه آورد، منش خواندم و شيشه عطر بنفشه آورد، و روزى بسيار سرد بود و مهزم از آن در مشت او ريخت و گفتم: قربانت اين بنفشه و اين روز پر سرما؟ گفت: پزشكان ما در كوفه پندارند بنفشه سرد است، فرمود: آن در تابستان سرد است و نرم و گرم است در زمستان.

8- و از همان (ص 623) بسندى از امام ششم7كه روغن بنفشه مغز را ورزيده كند.

9- بسندى كه فرمود: دو ابرو را با روغن بنفشه چرب كن كه سردرد را ببرد.

10- از همان: بسندى از امام ششم7كه نام بنفشه آمد آن را ستود و فرمود: خيرى لطيف است.

11- در همان (0 ص 522): بسندى از حسن بن جهم كه ديدم امام ابى الحسن7عطر خيرى زد و بمن هم گفت: عطر بزن، گفتم: كجائى از عطر بنفشه؟

با اينكه روايت است از امام ششم در فضل آن. فرمود: من از بويش خوشم نميآيد، گفتم من هم از بويش خوشم نميآيد و نخواستم آن را بگويم براى آنچه از امام ششم در فضل آن رسيده فرمود: باكى ندارد.

بيان: يعنى ناخواهى بوى آن منافات ندارد با آنچه در فضيلت و سودش رسيده ..

12- در كافى (ص 223): بسندى تا پيغمبر6كه چيزى براى تن از روغن رازقى بهتر نيست كه زنبق است.

بيان: تفسير زنبق و رازقى در باب سردرد گذشت، و بدين برگردد كه آن همان رازقى معروف است كه نوعى ياسمين است يا آنكه نزد ما بزنبق سفيد معروف است.

ابن بيطار گفته: عطر سوسن ابيض همان رازقى است، ديسقوريدس گفته:

نيروى روغن سوسن گرم كن و باز كن دهانه رحم است، و ورمهاى گرمش را


صفحه 175

تحليل برد- و خلاصه در سود بخشى مانند ندارد براى دردهاى رحم، و سازگار است براى ريشهاى ترسر، و تولها و نخاله سر، و خلاصه محلل است و نوشيدنش مسهل خلط صفراء است و براى معده بد است و قى‌ء آور است.

ماسرجويه گفته: روغن رازقى گرم و لطيف است، براى درد عصب و قلوه‌ها كه از سردى باشد خوبست و هم براى فلج و لرزش و كزاز، و درد هر بيمارى كه از سرديست، و مالش با آن براى ناتوانى اعضاء خوبست، و بسا اعضاء درونى را هم بمالش تقويت كند براى بوى خوشش.

تميمى در المرشد گفته: اثر خوبى دارد براى تحليل دردهاى اعصاب كه از سردى باشند، و براى بادهاى ناشى از بلغم و آنها را آرام كند و گرفتگى و پيچش و قبضى كه بريشه آنها دچار شود تحليل برد، و ورم عصبه گوش را تحليل برد، و بسته‌گيهاى نزولات بلغمى كه از سر فرو آيند، دفع كند، و چون اندكى از آن را گرم كنند و چند قطره در گوش سنگين ريزند ورم آن را تحليل برد، و بستگى‌هاى مجراى گوش را باز كند و هر دردى كه از سرديست آرام سازد، و بسا دفع كند كزاز و هر نوع خشكى و تاول و جراحات گرم و سرد را، و در باره روغن زنبق از قول سليمان بن حسان گفته: كنجد را با گل ياسمين سفيد بپرورند و از آن روغنى بفشارند كه بدان زنبق گويند.

و ديگرى گفته: روغن ياسمين گرم و خشك است و براى فلج و صرع و لقوه و شقيقه سرد و سردرد، مالش دو سوى پيشانى يا چكاندن در بينى از آن خوبست، و چون با آن تن را مالش دهند عرق آرد و خستگى برد و براى درد مفاصل خوبست، و چون شمع سفيد از آن سازند و بر ورمهاى سخت نهند آنها را بپزد و تحليل برد و چون برگ ياسمين را بكوبند با روغن كنجد بمالند كار زنبق كند- پايان.

خيرى گويا همانست كه بفارسى آن را «شب بو» گويند. ابن بيطار گفته:

گياه معروفى است و گلهاى گوناگون دارد، سفيد، فرفرى، زرد و زردش در طب‌


صفحه 176

سودمند است، جالينوس گفته: همه نوع اين گياه نيروى نمايانى دارد و لطيف آن آبى است، و بيشتر اين نيرو در گل آنست، و خشك گلش نيرومندتر از تر آنست كه تازه است.

در باره عطر خيرى گفته از قول تميمى: لطيف است و محلل و سازگار با هر جراحت بويژه آنچه از زردش سازند و آن پر اثر است در تحليل ورمهاى زخم ورمهاى مفاصل و بستگى و تحجر در اعصاب، و اثرش از همه عطرهاى گلهاى ديگر بيش است، و بسا موى سر را نيرو دهد و پرپشت كند، و از مرهمهاى تحليل بر جراحاتست. در باره بنفشه گفته: سرد است در درجه 1 و تر در درجه 2- و اندكى لطيف است و محلل ورمها، و براى سرفه گرم خوب است و در حد اعتدال خواب آور است، و نوشيدن و بوئيدنش درد سر ناشى از صفراء و خون ناساز را آرام كند، بنفشه خشك مسهل صفرائيست كه در معده و روده بند آمده‌اند. و اگر بسر و پيشانى ضماد شود سردردى كه از گرمى است آرام كند.

گفته: عطر بنفشه خنك كند و تر سازد و خواب آورد، و حرارترا معتدل كند، و مالش خوبيست براى جرب و دفع حرارت كند و سوزش تن، و در بينى كردنش درد سر گرم را دفع كند، و اگر چند قطره تازه آن را در احليل بچكانند سوزش آن و سوزش مثانه را آرام كند، و اگر شمع كوتاه سفيدى در آن فرو برند و بسينه كودكان بمالند براى سرفه آنها سود خوبى دارد، و خشكى سوراخهاى بينى و پراكندگى موى ريش و سر با چكاندن آن خوب شوند و پراكندگى موى ابروان با روغن مالى بدان.

و اگر دو درهم آن را در حوض حمام گرم پس از عرق كردن ناشتا سر كشند تنگى نفس را خوب كند، و هر جمعه يك بار عمل شود و آن نرم كن سختى مفاصل و عصب است، و حركت مفاصل را آسان كند، و ماليدنش بناخنها درستى آنها را حفظ كند. و بيخوابها را خواب كند خصوص اگر با تخمه كدو و هسته بادام بكار رود.


صفحه 177

باب هشتادم در سياه دانه‌

1- در فقه الرضا7- 46- از عالم روايت كنم كه سياهدانه بركت دارد و درد درون تن را بر آرد.

2- و از همان: كه سياهدانه درمان هر درد است جز مرگ، بر شما باد به عسل و سياهدانه.

3- در طب- 51- بسندى از ابى الحسن7كه پرسش شد از تب نوبه پر زور فرمود: عسل و سياهدانه بگيرند، و سه انگشت از آن بخورند كه ببرد، و هر دو بركت دارند، خدا تعالى در باره عسل فرموده «برآيد از شكمشان نوشابه‌اى چند رنگ كه در آن درمانست براى مردم، 69- النمل» و رسول خدا6در باره سياهدانه فرمود: درمان هر درد است جز مرگ، فرمود: اين دو نه گرمند و نه سرد و نه طبع خاصى دارند همانا هر جا بكار روند درمانند.

4- و از همان- 68- بسندى از ذريح كه بامام ششم7گفتم در شكمم قروقر و درد يابم، فرمود: چه بازت ميدارد از سياهدانه كه در آن درمان هر درد است جز مرگ.

5- (..) و از امام پنجم7كه رسول خدا6فرمود: در باره اين سياهدانه كه در آن درمان هر درد است جز سام گفتند يا رسول اللَّه سام چيست؟ فرمود: مرگ.

6- و از زرارة بن اعين كه شنيدم امام پنجم در باره فرموده رسول اللَّه6كه در سياهدانه درمانست از او پرسيدند، فرمود: آرى، چنين فرموده و در آن استثناء آورده كه جز از مرگ، ولى منت رهنمائى نكنم بسودمندتر از آن كه پيغمبر6در آن استثناء نياورده؟ گفتم چرا يا بن رسول اللَّه فرمود: دعاء كه قضاء بسيار مبرم را برگرداند، و صدقه خشم را فرو نشاند، و انگشتانش را بهم چسباند.

بيان: گويا چسباندن انگشتان تاكيد عملى ابرام شده بوده.

7- در مكارم- 211- رسول خدا6فرمود: در اين سياهدانه درمان هر


صفحه 178

درديست جز مرگ، گفتم: سياهدانه چيست؟ فرمود: شونيز، گفتم: چگونه‌اش برگيرم؟ فرمود 21 دانه برگير و در پارچه‌اى بنه و يك شب در آب بخيسان و بامداد يك قطره در سوراخ راست بينى بچكان و يك قطره در سوراخ چپ، و روز دوم در هر كدام دو قطره و روز سوّم در راست يك قطره و در چپ دو تا، و تا سه روز باختلاف ميان هر دو، سعد (راوى حديث) گفته: در هر روز دانه را تازه ميكنى.

8- و از امام صادق7كه سياهدانه محبوب رسول خدا6است، گفتند:

مردم پندارند كه آن اسفند است، فرمود: نه شونيز است، و اگر نزد صحابه او روى و گوئى دانه محبوب رسول خدا6را برايم برآوريد شونيز را برآورند.

9- از فضل كه بامام ششم شكوه كردم من از بول سختى كشم، فرمود: آخر شب سياهدانه بگير.

10- از او7كه در سياهدانه درمان هر درديست، من آن را برگيرم براى تب، سردرد و چشم درد و دل درد، و براى هر دردى كه رخ دهد، و خدا عزّ و جلّ مرا بدان شفا دهد.

بيان و تأكيد: گويا خبر يكم در باره بينى از كتب عامه گرفته شده كه از عبد اللَّه بن بريده است از پيغمبر6و در آنست كه چون بامدادت شد در منخر راست يك قطره چكان و در چپ دو تا و فردا برعكس و روز سوّم چون روز يكم، و همان درست است.

و صاحب فتح البارى پس از نقل اين روايت گفته: و از اين روايت برآيد كه مقصود از اينكه اين دانه داروى هر درديست اين نيست كه خودش تنها در هر دردى بكار رود، بلكه بسا بايد سائيده باشد يا نسائيده، خورده شود يا نوشيده يا در بينى كشند يا بمالند بتن و جز آن.

و گفته‌اند: معنى اينكه از هر درد يعنى هر درد درمان پذير بدان، زيرا كه آن درمان دردهاى سرد است نه گرم. آرى در برخى داروهاى درد گرم و خشك براى زود رساندن داروى تر و سرد بدانها بكار رود، چون زود نفوذ كند، و بكار زدن برخى‌


صفحه 179

داروهاى گرم براى خاصيتى كه دارند در برخى مرضهاى گرم مورد انكار نيست مانند عنزروت كه گرم است و در داروهاى تركيبى چشم درد بكار رود با اينكه چشم درد باتفاق حكماء ورم گرم است- دانشمندان طب: گفتند: سياهدانه گرم و خشك است و بادشكن و براى تب سه يك و بلغم خوب است و هر سدّه و بادى را برگشايد، و چون كوبيده شود و با عسل معجون گردد و با آب گرم نوش شود- نمك را آب كند و بول و خون حيض را بگشايد و داراى جلاء و برش است، و چون كوبيده شود و در پارچه كتانى بسته شود يا در پوست، بوئيدنش از براى زكام سرد خوبست، و چون هفت دانه‌اش در شير زن خيس شود و ببينى ريزند براى دچار بيرقان سودمند است، و نوشيدن يك مثقالش بآب براى تنگ نفس خوبست، بستنش بطور ضماد بر سردرد سر سرد را نافع است، و چون با سركه پخته شود و در دهن بگردانند درد دندان كرمو را سود دهد.

ابن بيطار و جز او كه در داروهاى تك كتاب نوشتند اين منافع و بيشتر از آن را براى سياهدانه ذكر كردند.

خطابى: گفته: اينكه فرموده: از هر دردى مقصود درد خاصّى است، زيرا در طبع هيچ گياهى نيست كه درمان همه طبائع مخالف هم را داشته باشد، و مقصود اينست كه درمان هر درديست كه از رطوبت پديد شود.

ابو بكر ابن عربى گفته: عسل نزد پزشكان بهتر از هر دوائى است براى درمان هر دردى و با اين وضع درديست كه دردمندش از آن آزار بيند و مقصود از اينكه «در آن درمانست براى مردم، 69 النحل» اكثر و اغلب است نه همه و حمل سياهدانه بر آن سزاوارتر است.

و ديگرى گفته: دارو را بحسب حال بيمارى كه حاضر است وصف كنند، و شايد فرموده او «شفاء هر درديست» در باره سياهدانه سازگار مزاج دچار بسردى بوده و مقصود هر دردى از جنس درد او است، و تخصيص به جنس بسيار است و فراوان. و اللَّه اعلم.

و شيخ محمد بن ابى حمزه گفته: مردم در اين حديث گفتگو كردند و عمومش‌