را تخصيص دادند و آن را بگفته اهل تجربه و طب برگرداندند، و آن اشتباه است زيرا اگر ما گفته پزشكان را بپذيريم كه روى تجربه است كه غالبا بر پايه گمانست پذيرش گفته آنكه جز از وحى سخن نگويد اولى از گفته آنها است- پايان- و توجيه حمل آن بر عموم گذشت كه مقصود اعم از اينكه تنها باشد يا جزء داروى ديگر و اين مانعى ندارد و از ظاهر حديث هم بيرون نيست و اللَّه اعلم و گفته: شونيز بضمّه شين نقطه دار و ياء دو نقطه بزير پس از زاست، قرطبى گفته: برخى اساتيد ماشين را بفتح دانسته، عياض از قول ابن اعرابى واو را ياء كرده با كسره شين و گفته شينيز، و تفسير سياهدانه به شونيز براى اينست كه شونيز ميان آنها شهرت داشته و امروزه برعكس است زيرا خود سياهدانه معروفتر از شونيز است، و تفسيرش به شونيز اكثر و اشهر است و آن زيره سياه است و آن را زيره هندى هم گويند.
ابراهيم حربى در غريب الحديث از حسن بصرى آورده كه آن خردل است، ابو عبيده هروى در غريبين حكايت كرده كه ميوه بطم است بضمه باء يك نقطه و سكون طاء با نقطه.
جوهرى گفته: صمغ درخت «كمكام» است و از يمن آورند و خوشبو است و در بخور بكار رود و گويم: بطور قطع در اينجا مقصود نيست، قرطبى گفته تفسير به شونيز از دو راه بهتر است يكى آنكه گفته اكثر است و دوم سود بسيار آن بخلاف خردل و بطم پايان سخن ابن حجر.
ابن بيطار گفته: سياهدانه بر شونيز گفته شود و بر چشميزك و بشمه نزد مردم حجاز و گفته بشمه نام حجازى سياهدانه است كه در درمان چشم بكار رود و از يمنش آورند (چشميزك) دانهايست سه گوش و سياه مانند دانه گلابى و اثر پر نيرو دارد در بيشتر دردهاى چشم از پاورقى ص 132) 11- دعائم- از امام پنجم7كه پرسش شد از قول رسول خدا ص در باره دانه سياه فرمود: البته آن را گفته، گفتند: چه گفته؟ فرمود: كه در آن درمانيست از
هر دردى جز مرگ و سپس بسائل فرمود: تو را راهنمائى نكنم بر آنچه رسول خدا در آن استثناء ندارد؟ گفت آرى، فرمود: دعاء است كه قضاى مبرم سخت را برگرداند، و انگشتانش را بهم چسباند از دو دست و با هم جمع كرد يكى را با ديگرى انگشت كوچك را در برابر آن چون يك چيز بتو نمود
باب هشتاد و يكم: عناب
1- در مكارم: از علي7كه: عناب تب را ببرد- 199- 2- از ابن ابى خضيب (حسين خ ب) كه چشمم سفيد شد، و چيزى با آن نميديدم، امير المؤمنين7را در خواب ديدم و گفتم: آقايم بمن رسيده آنچه بينى، فرمود: عناب بستان و بكوب و بچشم بكش، گرفتم و با هسته آن كوبيدمش و بچشم كشيدم و تيرگى چشمم واشد، و ديدم درست است.
3- امام صادق7فرمود: فضل عنّاب بر ميوهها چون فضل ما است بر مردم.
بيان: در عجائب المخلوقات گفته: عناب درخت معروفى است، برگش براى درد چشم گرم خوبست و ميوهاش خون را ميكشد چنانچه پندارند، تا گفتهاند بسيدن آن هم همين عمل را دارد، و چون خواهند آن را از شهرى بشهرى برند باركش آن را عوض كنند تا خون يك دابّه را نكشد.
جالينوس گفته: خون را نكشد بلكه غليظ كند- پايان- ابن بيطار از قول مسيح گفته: گرم و تر است در نيم درجه 1 و گرميش بيش از ترى است، و چون نوش شود يا خورده شود خلط خوبى پديد كند، و تندى و سوزش خون را آرام كند و براى سرفه و برآمدگى گلو و درد قلوه و مثانه و درد سينه و سوزشش خوبست، و برگزيدهاش دانه درشت است و خوردنش پيش از غذا بهتر است.
باب هشتاد و دوم: حلبه
1- بسندى تا رسول خدا6كه بر شما باد بحلبه و گرچه بوزن طلا فروشند.
2- در مكارم- 313- رسول خدا6فرمود بر شما باد بحلبه و اگر امتم ميدانستند در حلبه چه اثريست با آن مداوا ميكردند گرچه بوزنش طلا دهند.
3- در دعائم: از رسول خدا6(پس از امر بمداوا با حلبه همين مضمون آمده).
باب هشتاد و سوم: اسفند و كندر
1- در طبّ- 67- بسندى تا رسول خدا6كه نرويد اسپند از درخت و برگ و بارش جر فرشتهاى بر آن گماشته تا آن را برساند بدان كه رسيده يا اينكه خشك شود و هيزم گردد. و راستى در ريشه و شاخهاش نشرهاى است (رازيست خ ب) و در دانهاش درمان 72 درد است، با آن و با كندر مداوا كنيد.
2- و از امام صادق7كه پرسش شد از اسفند و لبان، فرمود: اما اسفند ريشهاى از آن در زمين نخزد و شاخه از آن بآسمان برنيايد جز اينكه فرشتهاى بر آن گماشته است تا هيزم شود يا بدان جا كه بايد برسد، و شيطان 70 خانه از آن خانه كه در آنست فاصله گيرد و آن درمان 70 درد است كه آسانتر همه خوره است از آن غفلت نكنيد.
بيان: جوهرى گفته: نشره چون تعويذ و رقيه است، در نهايه گفته: نشره بضمّ نوعى رقيه و وسيله درمانست براى بيمارى كه گمان رود جن زده است ...
3- در مكارم- 212- از محمّد بن حكم كه پيغمبرى بخدا عزّ و جلّ از ترسيدن امتش شكايت كرد و خدا عزّ و جلّ بدو وحى كرد، بفرما امتت اسفند بخورند، و در روايتى بفرما اسفند بنوشند كه دليرى را بيفزايد.
4- و از همان-.،- پرسش شد از امام صادق7از اسفند و لبان (در باره اسفند
همان مضمون شماره 2 را فرمود) و افزود كه و اما لبان برگزيده پيغمبرانست پيش از من و مريم بدان يارى ميجست و دودى تندتر از آن بآسمان برنيايد، و راننده شيطانها است و دفع عاهه كند، از دستتان نرود.
5- در فردوس: از پيغمبر6كه هر كه 40 روز بامداد هر روزى يكمثقال اسفند بنوشد حكمت در دلش روشن شود، و از 72 درد كه آسانتر همه خوره است عافيت يابد.
توضيح: شرح اسفند گذشت و ابن بيطار گفته: لبان همان كندر است، و گفته: خون و بلغم را بسوزاند و رطوبات سينه را بكشد و معده ناتوان را نيرو دهد و آن را بهمراه كبد گرم كند، و اگر يكمثقال آن را در آب خيس كنند و هر روز بنوشند بلغم را نفع كند و در حافظه بيفزايد و ذهن را روشن كند، و كثرت فراموشى را ببرد جز اينكه براى نوشنده كه بسيار نوشد سر درد آورد، غذا را هضم كند و باد را براند، جالينوس گفته: اگر بچشمى كه خون گرفته بريزند خوبست و آن را تحليل برد، سپس خواصّ بسيارى برايش گفته.
باب هشتاد و چهارم: سعد و اشنان
1- در مكارم- 218- از ابراهيم بن بسطام كه دزدها مرا گرفتند و در دهانم فالوده تند نهادند تا پخته شد و آنگاه آن را با برف پر كردند و همه دندانهايم سست و كنده شدند و امام رضا7را در خواب ديدم و باو شكوه كردم، فرمود: سعد بكار بر كه دندانهايت محكم شوند، و چون او را بخراسان آوردند بمن رسيد كه بشهر ما گذر كند، منش پيشواز كردم و باو سلام دادم و حالم را باو گفتم و خوابم را، فرمود: در بيدارى هم همان را بتو فرمايم، و منش بكار بستم و همه دندانهايم بازگشتند چنانچه بودند.
2- و از همان، از امام باقر7كه چون با اشنان دست و رو ميشست آن را بدهن ميبرد و مزه ميكرد و ميجويد و بدور مىانداخت و فرمود: اشنان بد است، دهن را گند آورد، رنگ را زرد كند، زانوها را سست كند و من آن را دوست دارم.
بيان: شايد دوست داشته براى همان جويدن و شستن دهن و مفاسد آن در خوردن باشد.
فيروزآبادى گفته: اشنان- بضم و كسر معروف است، براى جرب و خارش خوبست، جلاده و پاك كن و حيض آور است و سبب سقط جنين.
من گويم: ابن بيطار برايش فوائد بسيار آورده و سخن در باره سعد و فوائدش گذشت.
3- در خصال 31- بسندى از حكم بن مسكين كه شنيدم امام ششم7ميفرمود: خوردن اشنان زانوان را سست كند و منى را فاسد سازد.
4- در محاسن- 563- از ابى الحسن7كه: خوردن اشنان گند دهن آرد.
در كافى (ج 6 ص 378) مانندش را آورده.
5- و از همان- ..- بسندش از سعد بن سعد كه بابى الحسن7گفتم: ما اشنان ميخوريم، فرمود: چون ابى الحسن7وضوء ميگرفت دو لب را مىبست و در آن
خصال بديست، سل آورد و منى را ببرد و زانوها را سست كند- الخبر- بيان: اينكه فرمود: وضوء ميگرفت يعنى چون بعد از غذا دست و دهن را با اشنان ميشست دهن را مىبست تا چيزى از آن درون دهانش نرود پس چگونه خوردنش خوب باشد.
6- در كافى (0 ص 379) بسندى از ابى عزيز مرادى كه از امام ششم7شنيدم ميفرمود: دندانهاتان را با سعد بشوئيد كه دهن را خوشبو كند و در نيروى جماع بيفزايد.
باب هشتاد و پنجم: هليله، آمله، بليله
در طب: 86- بسندى تا امام سوم7كه اگر ميدانستند مردم اثر هليله زرد را بوزنش طلا آن را ميخريدند، بيكى از يارانش فرمود: هليله زرد بگير با 7 دانه فلفل و بساى و آن را ببيز و بچشم بكش.
2- در فردوس: از پيغمبر كه فرمود هليله سياه از درخت بهشت است.
توضيح و تأييد: ابن بيطار بنقل از بصرى گفته: هليله چهار رسته است:
زرد. و سياه هندى ريز، و سياه كابلى درشت، و فرو رفته نازك و معروف بچينى رازى گفته: زردش مسهل صفراء است، سياهش مسهل سوداء، و آنكه كرف است مسهل خوبى نيست بلكه معده را شستشو كند و نبايد در مسهل بكار رود. پايان ابن سينا در قانون گفته: هليله معروف است و زرد دارد و سياه هندى كه خوب رسيده است و گرمتر است. و كابلى درشتتر است از همه، و چينى كه نازك و سبك است، بهتر همه ريز زرد تند است كه بسبزى زند و پر و سخت باشد، و بهتر كابلى فربه فربهتر و سنگينتر است كه زير آب رود و بسبزى زند، و بهتر رسته چينى نوكدار است، و گفتهاند زرد گرمتر از سياه است.
و گفتهاند: هندى كمى سرد است از كابلى، و همه سردند در درجه 1 و خشك در درجه 2، همه خلط صفراء را خاموش كنند و برايش سود دارند، و سياهش رنگ
را باز كند. و همه براى خوره خوبند.
و كابلى براى حواس و حفظ عقل و هم سردرد خوب است، زرد براى چشم سست و واافتاده و بچشم كشند براى آبريزى چشم خوبست و بنوشند براى خفگى و هراس، و براى درد سپرز و اعضاء هاضمه همه خوبند بويژه سياه كه معده را نيرو دهد، و خوراك را هضم كند و مخمله معده را تقويت كند به دباغى و باز كردن و رطوبت كشى. و زردش دبّاغ خوبى است براى معده و همچنين سياه، و چينى در عملى كه كابلى ميكند ناتوانست و در كابلى پرده آوريست، و براى استسقاء خوبست و كابلى و هندى كه با زيت برشته شود براى بستن شكم خوبند. و زردش مسهل صفراء و اندكى بلغم است، و سياهش مسهل سوداء و براى بواسير خوبست و كابلى مسهل سوداء و بلغم هر دو است و گفتند: كابلى براى قولنج خوبست، و يك شربت مسهل از كابلى خيسانيده از 5 تا 11 درهم (از 3 تا 6 مثقال) و اگر خشك باشد تا 2 درهم (يك مثقال و خردهاى) و من گويم تا بيشتر هم رواست، و زرد را من گويم بسا تا ده درهم و بيشتر هم كوبيده و خيسانده در آب بنوشند و كابلى براى تبهاى كهنه خوب است- پايان- ذكر آمله در داروهاى تركيبى آيد، و اطباء برايش منافع بسيار ياد كردند گفتند: سرد است در درجه 1 و خشك در درجه 2، قابض است و بن مو را سخت كند و معده و مقعد را نيرو دهد و دباغى كند و ببندد و تشنگى را رفع كند، و بدل تيزى و هوش افزايد، و باه را برانگيزد، و آب دهن و قىء را بندد، و گرمى خون را فرو نشاند، شكم را بندد و مو را سياه كند.
و مربايش شكم را نرم سازد و براى بواسير خوب است، و اشتها آورد و اعضاء درون را نيرو بخشد بويژه معده و رودهها را، و چشم را تقويت كند، و هم دل و ذهن و حفظ را.
ابن سينا گفته: خلاصه از داروهاى مقوى همه اعضاء است، و بايدش با عسل ساخت، بليله را گفتند، مزهاى نزديك بآمله دارد. شيرين است و نزديك بفندق.
ابن سينا گفته: گرم است در درجه 1- و خشك در درجه 2- و نيروى گشاينده
و قبض دارد، معده را بدباغى و فراهم كردن نيرو دهد، و براى سستى و رطوبتش خوبست، چيزى بهتر از آن معده را پاك نكند و بسا شكم را بند آرد و نزد برخى تنها ملين است و آن روشن است، و براى روده راستا و مقعد خوب است- پايان- و برخى گفتند: كه در عمل و نيرو بآمله ميرسد.
باب هشتاد و ششم: داروهاى تركيبى داراى فوائد براى بسيارى از بيماريها
1- در كافى (193- روضه) بسندى از امام ششم7كه موسى بن عمران7بخدا تعالى شكوه كرد از ترى و رطوبت و خدايش فرمود: هليله، مليله و آمله را بگيرد و با عسل معجون كند و برگيرد، فرمود: همانست كه نزد شما طريفل نام دارد.
بيان: حب طريفل نزد اطباء نسخه بسيار دارد و اجزاء مهمش همانست كه در اين خبر است و نزديكتر بدان طريفل صغير است كه تركيب شود از هليله كابلى و سياه و زرد و آمله و بليله با هم برابر، و با روغن بادام خيس شوند، و با 3 برابر همه اجزاء عسل معجون گردند، و پس از دو ماه تا 3 سال بكار روند و آن نافعترين دارو است نزد آنان.
2- در فردوس: از ابن عباس از پيغمبر6كه هليله سياه و بليله و آمله با روغن گاو بجوشند و با عسل معجون شوند- مقصود حب طريفل است.
3- در طب- 77- احمد بن رياح اين داروها را ديكته كرده و گفته:
بر امام7عرضه شده و پسنديده گفته: بخواست خدا اينها براى خلط سوداء، صفراء، بلغم، درد معده، قىء، تب، سرسام، ترك دست و پاها و ناف و براى زحير درد كبد، گرمى سر همه خوبند، و سزا است كه از خرما و ماهى و سركه و سبزى پرهيز شود، بايد غذاى كسى كه آن را نوشد زير باجه با روغن كنجد باشد، 3 روز بنوشد، هر روزى دو مثقال، و گفته: اين نسخه از يكى پيغمبران است على نبينا و