بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 181

هر دردى جز مرگ و سپس بسائل فرمود: تو را راهنمائى نكنم بر آنچه رسول خدا در آن استثناء ندارد؟ گفت آرى، فرمود: دعاء است كه قضاى مبرم سخت را برگرداند، و انگشتانش را بهم چسباند از دو دست و با هم جمع كرد يكى را با ديگرى انگشت كوچك را در برابر آن چون يك چيز بتو نمود

باب هشتاد و يكم: عناب‌

1- در مكارم: از علي7كه: عناب تب را ببرد- 199- 2- از ابن ابى خضيب (حسين خ ب) كه چشمم سفيد شد، و چيزى با آن نميديدم، امير المؤمنين7را در خواب ديدم و گفتم: آقايم بمن رسيده آنچه بينى، فرمود: عناب بستان و بكوب و بچشم بكش، گرفتم و با هسته آن كوبيدمش و بچشم كشيدم و تيرگى چشمم واشد، و ديدم درست است.

3- امام صادق7فرمود: فضل عنّاب بر ميوه‌ها چون فضل ما است بر مردم.

بيان: در عجائب المخلوقات گفته: عناب درخت معروفى است، برگش براى درد چشم گرم خوبست و ميوه‌اش خون را ميكشد چنانچه پندارند، تا گفته‌اند بسيدن آن هم همين عمل را دارد، و چون خواهند آن را از شهرى بشهرى برند باركش آن را عوض كنند تا خون يك دابّه را نكشد.

جالينوس گفته: خون را نكشد بلكه غليظ كند- پايان- ابن بيطار از قول مسيح گفته: گرم و تر است در نيم درجه 1 و گرميش بيش از ترى است، و چون نوش شود يا خورده شود خلط خوبى پديد كند، و تندى و سوزش خون را آرام كند و براى سرفه و برآمدگى گلو و درد قلوه و مثانه و درد سينه و سوزشش خوبست، و برگزيده‌اش دانه درشت است و خوردنش پيش از غذا بهتر است.


صفحه 182

باب هشتاد و دوم: حلبه‌

1- بسندى تا رسول خدا6كه بر شما باد بحلبه و گرچه بوزن طلا فروشند.

2- در مكارم- 313- رسول خدا6فرمود بر شما باد بحلبه و اگر امتم ميدانستند در حلبه چه اثريست با آن مداوا ميكردند گرچه بوزنش طلا دهند.

3- در دعائم: از رسول خدا6(پس از امر بمداوا با حلبه همين مضمون آمده).

باب هشتاد و سوم: اسفند و كندر

1- در طبّ- 67- بسندى تا رسول خدا6كه نرويد اسپند از درخت و برگ و بارش جر فرشته‌اى بر آن گماشته تا آن را برساند بدان كه رسيده يا اينكه خشك شود و هيزم گردد. و راستى در ريشه و شاخه‌اش نشره‌اى است (رازيست خ ب) و در دانه‌اش درمان 72 درد است، با آن و با كندر مداوا كنيد.

2- و از امام صادق7كه پرسش شد از اسفند و لبان، فرمود: اما اسفند ريشه‌اى از آن در زمين نخزد و شاخه از آن بآسمان برنيايد جز اينكه فرشته‌اى بر آن گماشته است تا هيزم شود يا بدان جا كه بايد برسد، و شيطان 70 خانه از آن خانه كه در آنست فاصله گيرد و آن درمان 70 درد است كه آسانتر همه خوره است از آن غفلت نكنيد.

بيان: جوهرى گفته: نشره چون تعويذ و رقيه است، در نهايه گفته: نشره بضمّ نوعى رقيه و وسيله درمانست براى بيمارى كه گمان رود جن زده است ...

3- در مكارم- 212- از محمّد بن حكم كه پيغمبرى بخدا عزّ و جلّ از ترسيدن امتش شكايت كرد و خدا عزّ و جلّ بدو وحى كرد، بفرما امتت اسفند بخورند، و در روايتى بفرما اسفند بنوشند كه دليرى را بيفزايد.

4- و از همان-.،- پرسش شد از امام صادق7از اسفند و لبان (در باره اسفند


صفحه 183

همان مضمون شماره 2 را فرمود) و افزود كه و اما لبان برگزيده پيغمبرانست پيش از من و مريم بدان يارى ميجست و دودى تندتر از آن بآسمان برنيايد، و راننده شيطانها است و دفع عاهه كند، از دستتان نرود.

5- در فردوس: از پيغمبر6كه هر كه 40 روز بامداد هر روزى يكمثقال اسفند بنوشد حكمت در دلش روشن شود، و از 72 درد كه آسانتر همه خوره است عافيت يابد.

توضيح: شرح اسفند گذشت و ابن بيطار گفته: لبان همان كندر است، و گفته: خون و بلغم را بسوزاند و رطوبات سينه را بكشد و معده ناتوان را نيرو دهد و آن را بهمراه كبد گرم كند، و اگر يكمثقال آن را در آب خيس كنند و هر روز بنوشند بلغم را نفع كند و در حافظه بيفزايد و ذهن را روشن كند، و كثرت فراموشى را ببرد جز اينكه براى نوشنده كه بسيار نوشد سر درد آورد، غذا را هضم كند و باد را براند، جالينوس گفته: اگر بچشمى كه خون گرفته بريزند خوبست و آن را تحليل برد، سپس خواصّ بسيارى برايش گفته.


صفحه 184

باب هشتاد و چهارم: سعد و اشنان‌

1- در مكارم- 218- از ابراهيم بن بسطام كه دزدها مرا گرفتند و در دهانم فالوده تند نهادند تا پخته شد و آنگاه آن را با برف پر كردند و همه دندانهايم سست و كنده شدند و امام رضا7را در خواب ديدم و باو شكوه كردم، فرمود: سعد بكار بر كه دندانهايت محكم شوند، و چون او را بخراسان آوردند بمن رسيد كه بشهر ما گذر كند، منش پيشواز كردم و باو سلام دادم و حالم را باو گفتم و خوابم را، فرمود: در بيدارى هم همان را بتو فرمايم، و منش بكار بستم و همه دندانهايم بازگشتند چنانچه بودند.

2- و از همان، از امام باقر7كه چون با اشنان دست و رو ميشست آن را بدهن ميبرد و مزه ميكرد و ميجويد و بدور مى‌انداخت و فرمود: اشنان بد است، دهن را گند آورد، رنگ را زرد كند، زانوها را سست كند و من آن را دوست دارم.

بيان: شايد دوست داشته براى همان جويدن و شستن دهن و مفاسد آن در خوردن باشد.

فيروزآبادى گفته: اشنان- بضم و كسر معروف است، براى جرب و خارش خوبست، جلاده و پاك كن و حيض آور است و سبب سقط جنين.

من گويم: ابن بيطار برايش فوائد بسيار آورده و سخن در باره سعد و فوائدش گذشت.

3- در خصال 31- بسندى از حكم بن مسكين كه شنيدم امام ششم7ميفرمود: خوردن اشنان زانوان را سست كند و منى را فاسد سازد.

4- در محاسن- 563- از ابى الحسن7كه: خوردن اشنان گند دهن آرد.

در كافى (ج 6 ص 378) مانندش را آورده.

5- و از همان- ..- بسندش از سعد بن سعد كه بابى الحسن7گفتم: ما اشنان ميخوريم، فرمود: چون ابى الحسن7وضوء ميگرفت دو لب را مى‌بست و در آن‌


صفحه 185

خصال بديست، سل آورد و منى را ببرد و زانوها را سست كند- الخبر- بيان: اينكه فرمود: وضوء ميگرفت يعنى چون بعد از غذا دست و دهن را با اشنان ميشست دهن را مى‌بست تا چيزى از آن درون دهانش نرود پس چگونه خوردنش خوب باشد.

6- در كافى (0 ص 379) بسندى از ابى عزيز مرادى كه از امام ششم7شنيدم ميفرمود: دندانهاتان را با سعد بشوئيد كه دهن را خوشبو كند و در نيروى جماع بيفزايد.

باب هشتاد و پنجم: هليله، آمله، بليله‌

در طب: 86- بسندى تا امام سوم7كه اگر ميدانستند مردم اثر هليله زرد را بوزنش طلا آن را ميخريدند، بيكى از يارانش فرمود: هليله زرد بگير با 7 دانه فلفل و بساى و آن را ببيز و بچشم بكش.

2- در فردوس: از پيغمبر كه فرمود هليله سياه از درخت بهشت است.

توضيح و تأييد: ابن بيطار بنقل از بصرى گفته: هليله چهار رسته است:

زرد. و سياه هندى ريز، و سياه كابلى درشت، و فرو رفته نازك و معروف بچينى رازى گفته: زردش مسهل صفراء است، سياهش مسهل سوداء، و آنكه كرف است مسهل خوبى نيست بلكه معده را شستشو كند و نبايد در مسهل بكار رود. پايان ابن سينا در قانون گفته: هليله معروف است و زرد دارد و سياه هندى كه خوب رسيده است و گرم‌تر است. و كابلى درشت‌تر است از همه، و چينى كه نازك و سبك است، بهتر همه ريز زرد تند است كه بسبزى زند و پر و سخت باشد، و بهتر كابلى فربه فربه‌تر و سنگين‌تر است كه زير آب رود و بسبزى زند، و بهتر رسته چينى نوكدار است، و گفته‌اند زرد گرمتر از سياه است.

و گفته‌اند: هندى كمى سرد است از كابلى، و همه سردند در درجه 1 و خشك در درجه 2، همه خلط صفراء را خاموش كنند و برايش سود دارند، و سياهش رنگ‌


صفحه 186

را باز كند. و همه براى خوره خوبند.

و كابلى براى حواس و حفظ عقل و هم سردرد خوب است، زرد براى چشم سست و واافتاده و بچشم كشند براى آبريزى چشم خوبست و بنوشند براى خفگى و هراس، و براى درد سپرز و اعضاء هاضمه همه خوبند بويژه سياه كه معده را نيرو دهد، و خوراك را هضم كند و مخمله معده را تقويت كند به دباغى و باز كردن و رطوبت كشى. و زردش دبّاغ خوبى است براى معده و همچنين سياه، و چينى در عملى كه كابلى ميكند ناتوانست و در كابلى پرده آوريست، و براى استسقاء خوبست و كابلى و هندى كه با زيت برشته شود براى بستن شكم خوبند. و زردش مسهل صفراء و اندكى بلغم است، و سياهش مسهل سوداء و براى بواسير خوبست و كابلى مسهل سوداء و بلغم هر دو است و گفتند: كابلى براى قولنج خوبست، و يك شربت مسهل از كابلى خيسانيده از 5 تا 11 درهم (از 3 تا 6 مثقال) و اگر خشك باشد تا 2 درهم (يك مثقال و خرده‌اى) و من گويم تا بيشتر هم رواست، و زرد را من گويم بسا تا ده درهم و بيشتر هم كوبيده و خيسانده در آب بنوشند و كابلى براى تب‌هاى كهنه خوب است- پايان- ذكر آمله در داروهاى تركيبى آيد، و اطباء برايش منافع بسيار ياد كردند گفتند: سرد است در درجه 1 و خشك در درجه 2، قابض است و بن مو را سخت كند و معده و مقعد را نيرو دهد و دباغى كند و ببندد و تشنگى را رفع كند، و بدل تيزى و هوش افزايد، و باه را برانگيزد، و آب دهن و قى‌ء را بندد، و گرمى خون را فرو نشاند، شكم را بندد و مو را سياه كند.

و مربايش شكم را نرم سازد و براى بواسير خوب است، و اشتها آورد و اعضاء درون را نيرو بخشد بويژه معده و روده‌ها را، و چشم را تقويت كند، و هم دل و ذهن و حفظ را.

ابن سينا گفته: خلاصه از داروهاى مقوى همه اعضاء است، و بايدش با عسل ساخت، بليله را گفتند، مزه‌اى نزديك بآمله دارد. شيرين است و نزديك بفندق.

ابن سينا گفته: گرم است در درجه 1- و خشك در درجه 2- و نيروى گشاينده‌


صفحه 187

و قبض دارد، معده را بدباغى و فراهم كردن نيرو دهد، و براى سستى و رطوبتش خوبست، چيزى بهتر از آن معده را پاك نكند و بسا شكم را بند آرد و نزد برخى تنها ملين است و آن روشن است، و براى روده راستا و مقعد خوب است- پايان- و برخى گفتند: كه در عمل و نيرو بآمله ميرسد.

باب هشتاد و ششم: داروهاى تركيبى داراى فوائد براى بسيارى از بيماريها

1- در كافى (193- روضه) بسندى از امام ششم7كه موسى بن عمران7بخدا تعالى شكوه كرد از ترى و رطوبت و خدايش فرمود: هليله، مليله و آمله را بگيرد و با عسل معجون كند و برگيرد، فرمود: همانست كه نزد شما طريفل نام دارد.

بيان: حب طريفل نزد اطباء نسخه بسيار دارد و اجزاء مهمش همانست كه در اين خبر است و نزديكتر بدان طريفل صغير است كه تركيب شود از هليله كابلى و سياه و زرد و آمله و بليله با هم برابر، و با روغن بادام خيس شوند، و با 3 برابر همه اجزاء عسل معجون گردند، و پس از دو ماه تا 3 سال بكار روند و آن نافعترين دارو است نزد آنان.

2- در فردوس: از ابن عباس از پيغمبر6كه هليله سياه و بليله و آمله با روغن گاو بجوشند و با عسل معجون شوند- مقصود حب طريفل است.

3- در طب- 77- احمد بن رياح اين داروها را ديكته كرده و گفته:

بر امام7عرضه شده و پسنديده گفته: بخواست خدا اينها براى خلط سوداء، صفراء، بلغم، درد معده، قى‌ء، تب، سرسام، ترك دست و پاها و ناف و براى زحير درد كبد، گرمى سر همه خوبند، و سزا است كه از خرما و ماهى و سركه و سبزى پرهيز شود، بايد غذاى كسى كه آن را نوشد زير باجه با روغن كنجد باشد، 3 روز بنوشد، هر روزى دو مثقال، و گفته: اين نسخه از يكى پيغمبران است على نبينا و


صفحه 188

آله و7و آن اينست: خيار چنبر پوست كنده يك رطل (91 مثقال) و در يك رطل آب يك شبانه روز خيس شود و صاف گردد و سفل آن دور ريخته شود و با صافى آن يك رطل عسل بنهند، و يك رطل افشره به و 40 مثقال روغن گل، و آن را با آتش نرمى بپزند تا بسته شود، وانگه از آتش بردارند و بگذارند تا خنك شود، پس فلفل، دار فلفل قرفه قرنفل، قرنفل، قاقله، زنجبيل، دارچين، جوز بوّا، از هر كدام 3 مثقال كوبيده و بيخته بر آن ريزند و همه را مخلوط كنند و معجون كنند و در كوزه سبز يا شيشه نهند، و يك شربت آن 2 مثقال است در ناشتا و بخواست خدا براى آنچه ذكر شد خوب است و براى يرقان و تب سخت كه براى تبدار نگرانى سرسام است، و براى گرمى و درد مثانه و آلت مردى.

گفته: خيار باذرنج بگير و پوست كن، و پوستش را با كاشنى بپز و صاف كن و شكر طبرزد بر آن بريز، و 3 روز ناشتا هر روز يك رطل بنوش كه خوب و مجرب است بخواست خدا براى طپش دل و بشماره افتادن نفس و درد معده، و براى تقويت معده و درد پهلو و آب چهره را بيفزايد و زردى را ببرد (بخواست خدا خ ب).

اجزاء: زنجبيل خشك 72 مثقال، دار فلفل 40 مثقال، اشبه، سادج، فلفل هليله سياه، قاقله عربى، جوز طيب. نانخواه، دانه انار شيرين، سياهدانه، زيره كرمانى، از هر كدام 4 مثقال، همه را بكوبند و ببيزند، و ششصد مثقال نقل شكرى خوب بگيرند و آن را در ديزى گلى نهند و مقدارى آب بريزند و بر سر آتش نرمى نهند تا شكر آب شود و آن را در ظرف پاكيزه‌اى ريزند، و دواهاى كوبيده را بر آن پاشند و خمير كنند تا در آميزند و آن را در شيشه يا بستوى سبز گذارند، يك نوشش باندازه يك گردو است كه هيچ نگرانى و تخلف ندارد بخواست خدا.

داروئى عجيب كه بخواست خدا خوب است براى: ورم شكم، درد معده، قطع بلغم، آب كردن سنگ و فضولى كه در مثانه فراهم شود، درد پهلو