بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 183

همان مضمون شماره 2 را فرمود) و افزود كه و اما لبان برگزيده پيغمبرانست پيش از من و مريم بدان يارى ميجست و دودى تندتر از آن بآسمان برنيايد، و راننده شيطانها است و دفع عاهه كند، از دستتان نرود.

5- در فردوس: از پيغمبر6كه هر كه 40 روز بامداد هر روزى يكمثقال اسفند بنوشد حكمت در دلش روشن شود، و از 72 درد كه آسانتر همه خوره است عافيت يابد.

توضيح: شرح اسفند گذشت و ابن بيطار گفته: لبان همان كندر است، و گفته: خون و بلغم را بسوزاند و رطوبات سينه را بكشد و معده ناتوان را نيرو دهد و آن را بهمراه كبد گرم كند، و اگر يكمثقال آن را در آب خيس كنند و هر روز بنوشند بلغم را نفع كند و در حافظه بيفزايد و ذهن را روشن كند، و كثرت فراموشى را ببرد جز اينكه براى نوشنده كه بسيار نوشد سر درد آورد، غذا را هضم كند و باد را براند، جالينوس گفته: اگر بچشمى كه خون گرفته بريزند خوبست و آن را تحليل برد، سپس خواصّ بسيارى برايش گفته.


صفحه 184

باب هشتاد و چهارم: سعد و اشنان‌

1- در مكارم- 218- از ابراهيم بن بسطام كه دزدها مرا گرفتند و در دهانم فالوده تند نهادند تا پخته شد و آنگاه آن را با برف پر كردند و همه دندانهايم سست و كنده شدند و امام رضا7را در خواب ديدم و باو شكوه كردم، فرمود: سعد بكار بر كه دندانهايت محكم شوند، و چون او را بخراسان آوردند بمن رسيد كه بشهر ما گذر كند، منش پيشواز كردم و باو سلام دادم و حالم را باو گفتم و خوابم را، فرمود: در بيدارى هم همان را بتو فرمايم، و منش بكار بستم و همه دندانهايم بازگشتند چنانچه بودند.

2- و از همان، از امام باقر7كه چون با اشنان دست و رو ميشست آن را بدهن ميبرد و مزه ميكرد و ميجويد و بدور مى‌انداخت و فرمود: اشنان بد است، دهن را گند آورد، رنگ را زرد كند، زانوها را سست كند و من آن را دوست دارم.

بيان: شايد دوست داشته براى همان جويدن و شستن دهن و مفاسد آن در خوردن باشد.

فيروزآبادى گفته: اشنان- بضم و كسر معروف است، براى جرب و خارش خوبست، جلاده و پاك كن و حيض آور است و سبب سقط جنين.

من گويم: ابن بيطار برايش فوائد بسيار آورده و سخن در باره سعد و فوائدش گذشت.

3- در خصال 31- بسندى از حكم بن مسكين كه شنيدم امام ششم7ميفرمود: خوردن اشنان زانوان را سست كند و منى را فاسد سازد.

4- در محاسن- 563- از ابى الحسن7كه: خوردن اشنان گند دهن آرد.

در كافى (ج 6 ص 378) مانندش را آورده.

5- و از همان- ..- بسندش از سعد بن سعد كه بابى الحسن7گفتم: ما اشنان ميخوريم، فرمود: چون ابى الحسن7وضوء ميگرفت دو لب را مى‌بست و در آن‌


صفحه 185

خصال بديست، سل آورد و منى را ببرد و زانوها را سست كند- الخبر- بيان: اينكه فرمود: وضوء ميگرفت يعنى چون بعد از غذا دست و دهن را با اشنان ميشست دهن را مى‌بست تا چيزى از آن درون دهانش نرود پس چگونه خوردنش خوب باشد.

6- در كافى (0 ص 379) بسندى از ابى عزيز مرادى كه از امام ششم7شنيدم ميفرمود: دندانهاتان را با سعد بشوئيد كه دهن را خوشبو كند و در نيروى جماع بيفزايد.

باب هشتاد و پنجم: هليله، آمله، بليله‌

در طب: 86- بسندى تا امام سوم7كه اگر ميدانستند مردم اثر هليله زرد را بوزنش طلا آن را ميخريدند، بيكى از يارانش فرمود: هليله زرد بگير با 7 دانه فلفل و بساى و آن را ببيز و بچشم بكش.

2- در فردوس: از پيغمبر كه فرمود هليله سياه از درخت بهشت است.

توضيح و تأييد: ابن بيطار بنقل از بصرى گفته: هليله چهار رسته است:

زرد. و سياه هندى ريز، و سياه كابلى درشت، و فرو رفته نازك و معروف بچينى رازى گفته: زردش مسهل صفراء است، سياهش مسهل سوداء، و آنكه كرف است مسهل خوبى نيست بلكه معده را شستشو كند و نبايد در مسهل بكار رود. پايان ابن سينا در قانون گفته: هليله معروف است و زرد دارد و سياه هندى كه خوب رسيده است و گرم‌تر است. و كابلى درشت‌تر است از همه، و چينى كه نازك و سبك است، بهتر همه ريز زرد تند است كه بسبزى زند و پر و سخت باشد، و بهتر كابلى فربه فربه‌تر و سنگين‌تر است كه زير آب رود و بسبزى زند، و بهتر رسته چينى نوكدار است، و گفته‌اند زرد گرمتر از سياه است.

و گفته‌اند: هندى كمى سرد است از كابلى، و همه سردند در درجه 1 و خشك در درجه 2، همه خلط صفراء را خاموش كنند و برايش سود دارند، و سياهش رنگ‌


صفحه 186

را باز كند. و همه براى خوره خوبند.

و كابلى براى حواس و حفظ عقل و هم سردرد خوب است، زرد براى چشم سست و واافتاده و بچشم كشند براى آبريزى چشم خوبست و بنوشند براى خفگى و هراس، و براى درد سپرز و اعضاء هاضمه همه خوبند بويژه سياه كه معده را نيرو دهد، و خوراك را هضم كند و مخمله معده را تقويت كند به دباغى و باز كردن و رطوبت كشى. و زردش دبّاغ خوبى است براى معده و همچنين سياه، و چينى در عملى كه كابلى ميكند ناتوانست و در كابلى پرده آوريست، و براى استسقاء خوبست و كابلى و هندى كه با زيت برشته شود براى بستن شكم خوبند. و زردش مسهل صفراء و اندكى بلغم است، و سياهش مسهل سوداء و براى بواسير خوبست و كابلى مسهل سوداء و بلغم هر دو است و گفتند: كابلى براى قولنج خوبست، و يك شربت مسهل از كابلى خيسانيده از 5 تا 11 درهم (از 3 تا 6 مثقال) و اگر خشك باشد تا 2 درهم (يك مثقال و خرده‌اى) و من گويم تا بيشتر هم رواست، و زرد را من گويم بسا تا ده درهم و بيشتر هم كوبيده و خيسانده در آب بنوشند و كابلى براى تب‌هاى كهنه خوب است- پايان- ذكر آمله در داروهاى تركيبى آيد، و اطباء برايش منافع بسيار ياد كردند گفتند: سرد است در درجه 1 و خشك در درجه 2، قابض است و بن مو را سخت كند و معده و مقعد را نيرو دهد و دباغى كند و ببندد و تشنگى را رفع كند، و بدل تيزى و هوش افزايد، و باه را برانگيزد، و آب دهن و قى‌ء را بندد، و گرمى خون را فرو نشاند، شكم را بندد و مو را سياه كند.

و مربايش شكم را نرم سازد و براى بواسير خوب است، و اشتها آورد و اعضاء درون را نيرو بخشد بويژه معده و روده‌ها را، و چشم را تقويت كند، و هم دل و ذهن و حفظ را.

ابن سينا گفته: خلاصه از داروهاى مقوى همه اعضاء است، و بايدش با عسل ساخت، بليله را گفتند، مزه‌اى نزديك بآمله دارد. شيرين است و نزديك بفندق.

ابن سينا گفته: گرم است در درجه 1- و خشك در درجه 2- و نيروى گشاينده‌


صفحه 187

و قبض دارد، معده را بدباغى و فراهم كردن نيرو دهد، و براى سستى و رطوبتش خوبست، چيزى بهتر از آن معده را پاك نكند و بسا شكم را بند آرد و نزد برخى تنها ملين است و آن روشن است، و براى روده راستا و مقعد خوب است- پايان- و برخى گفتند: كه در عمل و نيرو بآمله ميرسد.

باب هشتاد و ششم: داروهاى تركيبى داراى فوائد براى بسيارى از بيماريها

1- در كافى (193- روضه) بسندى از امام ششم7كه موسى بن عمران7بخدا تعالى شكوه كرد از ترى و رطوبت و خدايش فرمود: هليله، مليله و آمله را بگيرد و با عسل معجون كند و برگيرد، فرمود: همانست كه نزد شما طريفل نام دارد.

بيان: حب طريفل نزد اطباء نسخه بسيار دارد و اجزاء مهمش همانست كه در اين خبر است و نزديكتر بدان طريفل صغير است كه تركيب شود از هليله كابلى و سياه و زرد و آمله و بليله با هم برابر، و با روغن بادام خيس شوند، و با 3 برابر همه اجزاء عسل معجون گردند، و پس از دو ماه تا 3 سال بكار روند و آن نافعترين دارو است نزد آنان.

2- در فردوس: از ابن عباس از پيغمبر6كه هليله سياه و بليله و آمله با روغن گاو بجوشند و با عسل معجون شوند- مقصود حب طريفل است.

3- در طب- 77- احمد بن رياح اين داروها را ديكته كرده و گفته:

بر امام7عرضه شده و پسنديده گفته: بخواست خدا اينها براى خلط سوداء، صفراء، بلغم، درد معده، قى‌ء، تب، سرسام، ترك دست و پاها و ناف و براى زحير درد كبد، گرمى سر همه خوبند، و سزا است كه از خرما و ماهى و سركه و سبزى پرهيز شود، بايد غذاى كسى كه آن را نوشد زير باجه با روغن كنجد باشد، 3 روز بنوشد، هر روزى دو مثقال، و گفته: اين نسخه از يكى پيغمبران است على نبينا و


صفحه 188

آله و7و آن اينست: خيار چنبر پوست كنده يك رطل (91 مثقال) و در يك رطل آب يك شبانه روز خيس شود و صاف گردد و سفل آن دور ريخته شود و با صافى آن يك رطل عسل بنهند، و يك رطل افشره به و 40 مثقال روغن گل، و آن را با آتش نرمى بپزند تا بسته شود، وانگه از آتش بردارند و بگذارند تا خنك شود، پس فلفل، دار فلفل قرفه قرنفل، قرنفل، قاقله، زنجبيل، دارچين، جوز بوّا، از هر كدام 3 مثقال كوبيده و بيخته بر آن ريزند و همه را مخلوط كنند و معجون كنند و در كوزه سبز يا شيشه نهند، و يك شربت آن 2 مثقال است در ناشتا و بخواست خدا براى آنچه ذكر شد خوب است و براى يرقان و تب سخت كه براى تبدار نگرانى سرسام است، و براى گرمى و درد مثانه و آلت مردى.

گفته: خيار باذرنج بگير و پوست كن، و پوستش را با كاشنى بپز و صاف كن و شكر طبرزد بر آن بريز، و 3 روز ناشتا هر روز يك رطل بنوش كه خوب و مجرب است بخواست خدا براى طپش دل و بشماره افتادن نفس و درد معده، و براى تقويت معده و درد پهلو و آب چهره را بيفزايد و زردى را ببرد (بخواست خدا خ ب).

اجزاء: زنجبيل خشك 72 مثقال، دار فلفل 40 مثقال، اشبه، سادج، فلفل هليله سياه، قاقله عربى، جوز طيب. نانخواه، دانه انار شيرين، سياهدانه، زيره كرمانى، از هر كدام 4 مثقال، همه را بكوبند و ببيزند، و ششصد مثقال نقل شكرى خوب بگيرند و آن را در ديزى گلى نهند و مقدارى آب بريزند و بر سر آتش نرمى نهند تا شكر آب شود و آن را در ظرف پاكيزه‌اى ريزند، و دواهاى كوبيده را بر آن پاشند و خمير كنند تا در آميزند و آن را در شيشه يا بستوى سبز گذارند، يك نوشش باندازه يك گردو است كه هيچ نگرانى و تخلف ندارد بخواست خدا.

داروئى عجيب كه بخواست خدا خوب است براى: ورم شكم، درد معده، قطع بلغم، آب كردن سنگ و فضولى كه در مثانه فراهم شود، درد پهلو


صفحه 189

بدين شرح: هليله سياه، بليله، آمله، كور، فلفل، دارفلفل. دارچينى. زنجبيل، شقاقل، وج اسادون، خولنجان، اجزاء برابر كوبيده و بيخته شوند و با روغن تازه گاو خيس شوند و با دو برابر وزن همه عسل آب كرده با نقل شكرى معجون شوند، يك خوراكش باندازه فندق يا مازو است.

داروئى براى كثرت جماع و جز آن، گفته: اين عجيب است- قلوه‌ها را گرم كند، و جماع را بيفزايد، سردى را از همه مفاصل ببرد، و خوبست براى درد پهلو، شكم، بادهاى مفاصل، عسر البول، كسى كه نتواند بول را نگهدارد، طپش دل، شماره افتادن نفس، نفخه، تخمه، كرم شكم، دل را روشن كند، اشتها آورد، درد سينه را آرام كند، زردى چشم و رنگ و يرقان را ببرد و هم عطش فراوان را، و خوبست براى چشم درد، سردرد، كاستى مغز، تب شكننده، هر درد كهنه و نو، خوب مجرّب بى‌تخلف، يك خوراكش دو مثقال است و نزد ماها يك مثقال بود و امام بر آن افزود، نسخه بدين شرح است:

هليله سياه، هليله زرد. سقمونيا: از هر كدام 6 مثقال، فلفل، دار فلفل زنجبيل خشك، نانخواه، خشخاش سرخ، نمك هندى: هر كدام 4 مثقال، نار مشك قاقله، سنبل، شقاقل، عودبلسان، حب بلسان، سليخه پوست كنده، علك رومى عاقرقرحا، دارچينى، از هر كدام دو مثقال، همه اين داروها كوبيده و بيخته شوند و خمير گردند جز سقمونيا كه كوبيده شود و بيختن ندارد، وانگه همه را در آميزند و 85 مثقال نقل شكرى سجزىّ خوب بگيرند و در پاتيل آب كنند با آتش نرم و داروها را در آن خيس: كنند و با عسل كف گرفته معجون سازند و در شيشه يا بستوى سبز نهند و در حال نياز دو مثقال ناشتا با هر نوشابه‌اى كه خواهى مصرف كنى و مانند آن در هنگام خواب كه عجيب است و نافع براى همه آنچه گفتيم ان شاء اللَّه.

بيان: در قاموس گفته: اسر بضم بند آمدن شاش است، مؤلف بحر الجواهر گفته:

زيرباج، آبگوشتى است با سركه و ميوه خشك كه با زعفران معطر شود و زيره‌


صفحه 190

در آن ريزند، و يك شيرينى بدان افزايند، در برخى نسخه‌ها اماج آمده و گويا شوربائيست كه از خمير سازند.

قول او: «و گفت از برخى پيغمبرانست» ظاهر آنست كه متعلق بداروى پيش باشد ...

مؤلف بحر الجواهر گفته: افشره از آب گياه و ميوه است كه بگيرند و بپزند بلكه در آفتاب نهند تا ربّ شود.

در قاموس گفته: قرف: با كسره: پوست، پوست مقل، پوست انار، پوست درخت، يكنوع دارچينى كه آنهم پوسته‌ايست در حقيقت و آن را دارچينى چين نامند كه پيه‌دار و سفت و پر سوراخ است و معروف است به قرفه، سرخ و نرم و بشيرينى زند و برونش زبر است، خوشبو و فره گرم كرف دارد و برخى از آن را قرفه قرنفل نامند كه نازك و سخت و بيسوراخ است، و بوى قرنفل دارد، و همه آنها گرم كن و لطيف كن و مدرّ و مجفف و حافظه آور و باه پرورند- پايان- اين دارو خودش در باب درمان شكم گذشت.

و اينكه فرمود تب سخت- بسا آغاز سخن است كه داروى مذكور بدنبالش آمده و بسا وابسته به پيش است و از حرارت آغاز سخن شده، و بسا كه: آن براى يرقان خوب است، آغاز سخن باشد و ضمير راجع بداروى آينده باشد، چون كه در باب تب گذشت، امام رضا7دچار يرقان را با آب پوست خيار با باذرنج مداوا كرد.

ابن بيطار گفته: اشبه كه آن را شبهان گويند نوعى شوك است و آن درختى است مانند درخت ملوخ كه شاخه‌هايش خارهاى ريزى دارد و گل لطيفى كم سرخى آرد و دانه‌اى چون شاهدانه كه چون فشرده شود آب بسيار چسبنده‌اى از آن درآيد، و اين چوب و اين فشرده براى درمان گزيدن جانوران زهردار است گفته‌اند تخمش چرب و چسبنده است و نوشيدنش براى سرفه خوبست و سنگ مثانه را آب كند و بخوبى بول را بگشايد، و چون ريشه و برگش را بكوبند