و قبض دارد، معده را بدباغى و فراهم كردن نيرو دهد، و براى سستى و رطوبتش خوبست، چيزى بهتر از آن معده را پاك نكند و بسا شكم را بند آرد و نزد برخى تنها ملين است و آن روشن است، و براى روده راستا و مقعد خوب است- پايان- و برخى گفتند: كه در عمل و نيرو بآمله ميرسد.
باب هشتاد و ششم: داروهاى تركيبى داراى فوائد براى بسيارى از بيماريها
1- در كافى (193- روضه) بسندى از امام ششم7كه موسى بن عمران7بخدا تعالى شكوه كرد از ترى و رطوبت و خدايش فرمود: هليله، مليله و آمله را بگيرد و با عسل معجون كند و برگيرد، فرمود: همانست كه نزد شما طريفل نام دارد.
بيان: حب طريفل نزد اطباء نسخه بسيار دارد و اجزاء مهمش همانست كه در اين خبر است و نزديكتر بدان طريفل صغير است كه تركيب شود از هليله كابلى و سياه و زرد و آمله و بليله با هم برابر، و با روغن بادام خيس شوند، و با 3 برابر همه اجزاء عسل معجون گردند، و پس از دو ماه تا 3 سال بكار روند و آن نافعترين دارو است نزد آنان.
2- در فردوس: از ابن عباس از پيغمبر6كه هليله سياه و بليله و آمله با روغن گاو بجوشند و با عسل معجون شوند- مقصود حب طريفل است.
3- در طب- 77- احمد بن رياح اين داروها را ديكته كرده و گفته:
بر امام7عرضه شده و پسنديده گفته: بخواست خدا اينها براى خلط سوداء، صفراء، بلغم، درد معده، قىء، تب، سرسام، ترك دست و پاها و ناف و براى زحير درد كبد، گرمى سر همه خوبند، و سزا است كه از خرما و ماهى و سركه و سبزى پرهيز شود، بايد غذاى كسى كه آن را نوشد زير باجه با روغن كنجد باشد، 3 روز بنوشد، هر روزى دو مثقال، و گفته: اين نسخه از يكى پيغمبران است على نبينا و
آله و7و آن اينست: خيار چنبر پوست كنده يك رطل (91 مثقال) و در يك رطل آب يك شبانه روز خيس شود و صاف گردد و سفل آن دور ريخته شود و با صافى آن يك رطل عسل بنهند، و يك رطل افشره به و 40 مثقال روغن گل، و آن را با آتش نرمى بپزند تا بسته شود، وانگه از آتش بردارند و بگذارند تا خنك شود، پس فلفل، دار فلفل قرفه قرنفل، قرنفل، قاقله، زنجبيل، دارچين، جوز بوّا، از هر كدام 3 مثقال كوبيده و بيخته بر آن ريزند و همه را مخلوط كنند و معجون كنند و در كوزه سبز يا شيشه نهند، و يك شربت آن 2 مثقال است در ناشتا و بخواست خدا براى آنچه ذكر شد خوب است و براى يرقان و تب سخت كه براى تبدار نگرانى سرسام است، و براى گرمى و درد مثانه و آلت مردى.
گفته: خيار باذرنج بگير و پوست كن، و پوستش را با كاشنى بپز و صاف كن و شكر طبرزد بر آن بريز، و 3 روز ناشتا هر روز يك رطل بنوش كه خوب و مجرب است بخواست خدا براى طپش دل و بشماره افتادن نفس و درد معده، و براى تقويت معده و درد پهلو و آب چهره را بيفزايد و زردى را ببرد (بخواست خدا خ ب).
اجزاء: زنجبيل خشك 72 مثقال، دار فلفل 40 مثقال، اشبه، سادج، فلفل هليله سياه، قاقله عربى، جوز طيب. نانخواه، دانه انار شيرين، سياهدانه، زيره كرمانى، از هر كدام 4 مثقال، همه را بكوبند و ببيزند، و ششصد مثقال نقل شكرى خوب بگيرند و آن را در ديزى گلى نهند و مقدارى آب بريزند و بر سر آتش نرمى نهند تا شكر آب شود و آن را در ظرف پاكيزهاى ريزند، و دواهاى كوبيده را بر آن پاشند و خمير كنند تا در آميزند و آن را در شيشه يا بستوى سبز گذارند، يك نوشش باندازه يك گردو است كه هيچ نگرانى و تخلف ندارد بخواست خدا.
داروئى عجيب كه بخواست خدا خوب است براى: ورم شكم، درد معده، قطع بلغم، آب كردن سنگ و فضولى كه در مثانه فراهم شود، درد پهلو
بدين شرح: هليله سياه، بليله، آمله، كور، فلفل، دارفلفل. دارچينى. زنجبيل، شقاقل، وج اسادون، خولنجان، اجزاء برابر كوبيده و بيخته شوند و با روغن تازه گاو خيس شوند و با دو برابر وزن همه عسل آب كرده با نقل شكرى معجون شوند، يك خوراكش باندازه فندق يا مازو است.
داروئى براى كثرت جماع و جز آن، گفته: اين عجيب است- قلوهها را گرم كند، و جماع را بيفزايد، سردى را از همه مفاصل ببرد، و خوبست براى درد پهلو، شكم، بادهاى مفاصل، عسر البول، كسى كه نتواند بول را نگهدارد، طپش دل، شماره افتادن نفس، نفخه، تخمه، كرم شكم، دل را روشن كند، اشتها آورد، درد سينه را آرام كند، زردى چشم و رنگ و يرقان را ببرد و هم عطش فراوان را، و خوبست براى چشم درد، سردرد، كاستى مغز، تب شكننده، هر درد كهنه و نو، خوب مجرّب بىتخلف، يك خوراكش دو مثقال است و نزد ماها يك مثقال بود و امام بر آن افزود، نسخه بدين شرح است:
هليله سياه، هليله زرد. سقمونيا: از هر كدام 6 مثقال، فلفل، دار فلفل زنجبيل خشك، نانخواه، خشخاش سرخ، نمك هندى: هر كدام 4 مثقال، نار مشك قاقله، سنبل، شقاقل، عودبلسان، حب بلسان، سليخه پوست كنده، علك رومى عاقرقرحا، دارچينى، از هر كدام دو مثقال، همه اين داروها كوبيده و بيخته شوند و خمير گردند جز سقمونيا كه كوبيده شود و بيختن ندارد، وانگه همه را در آميزند و 85 مثقال نقل شكرى سجزىّ خوب بگيرند و در پاتيل آب كنند با آتش نرم و داروها را در آن خيس: كنند و با عسل كف گرفته معجون سازند و در شيشه يا بستوى سبز نهند و در حال نياز دو مثقال ناشتا با هر نوشابهاى كه خواهى مصرف كنى و مانند آن در هنگام خواب كه عجيب است و نافع براى همه آنچه گفتيم ان شاء اللَّه.
بيان: در قاموس گفته: اسر بضم بند آمدن شاش است، مؤلف بحر الجواهر گفته:
زيرباج، آبگوشتى است با سركه و ميوه خشك كه با زعفران معطر شود و زيره
در آن ريزند، و يك شيرينى بدان افزايند، در برخى نسخهها اماج آمده و گويا شوربائيست كه از خمير سازند.
قول او: «و گفت از برخى پيغمبرانست» ظاهر آنست كه متعلق بداروى پيش باشد ...
مؤلف بحر الجواهر گفته: افشره از آب گياه و ميوه است كه بگيرند و بپزند بلكه در آفتاب نهند تا ربّ شود.
در قاموس گفته: قرف: با كسره: پوست، پوست مقل، پوست انار، پوست درخت، يكنوع دارچينى كه آنهم پوستهايست در حقيقت و آن را دارچينى چين نامند كه پيهدار و سفت و پر سوراخ است و معروف است به قرفه، سرخ و نرم و بشيرينى زند و برونش زبر است، خوشبو و فره گرم كرف دارد و برخى از آن را قرفه قرنفل نامند كه نازك و سخت و بيسوراخ است، و بوى قرنفل دارد، و همه آنها گرم كن و لطيف كن و مدرّ و مجفف و حافظه آور و باه پرورند- پايان- اين دارو خودش در باب درمان شكم گذشت.
و اينكه فرمود تب سخت- بسا آغاز سخن است كه داروى مذكور بدنبالش آمده و بسا وابسته به پيش است و از حرارت آغاز سخن شده، و بسا كه: آن براى يرقان خوب است، آغاز سخن باشد و ضمير راجع بداروى آينده باشد، چون كه در باب تب گذشت، امام رضا7دچار يرقان را با آب پوست خيار با باذرنج مداوا كرد.
ابن بيطار گفته: اشبه كه آن را شبهان گويند نوعى شوك است و آن درختى است مانند درخت ملوخ كه شاخههايش خارهاى ريزى دارد و گل لطيفى كم سرخى آرد و دانهاى چون شاهدانه كه چون فشرده شود آب بسيار چسبندهاى از آن درآيد، و اين چوب و اين فشرده براى درمان گزيدن جانوران زهردار است گفتهاند تخمش چرب و چسبنده است و نوشيدنش براى سرفه خوبست و سنگ مثانه را آب كند و بخوبى بول را بگشايد، و چون ريشه و برگش را بكوبند
و بسايند و ضماد جراحات تازه و ورم بلغمى نمايند نافع باشد.
گفته، سادج بوئى دارد چون ناردين، در ريگزارهاى بلاد هند رويد، برگى است كه در اينجاها روى آب برآيد چون عدس آب و ريشه ندارد، و چون فراهمش كنند آن را در رشته كتانى كشند و انبار كنند.
جالينوس گفته: نيروى ناردين دارد جز اينكه اثر ناردين بيش است ولى سادج بولگشاتر است و براى معده بهتر است، و چون با شراب جوشانده شود و سائيده گردد براى آماسهاى گرم چشم خوبست كه بر آن بمالند، و بسا براى خوشبو كردن دهن زير زبانش نهند، و لاى جامه گزارند تا خورده نشود و خوشبو گردد، رازى گفته: گرم است در درجه 3 و خشك در درجه 2 و در كتاب منصورى گفته: براى خفقان و گند دهان خوبست.
و گفته: جوز بوا همان جوز الطيب است، و نيرويش از گرمى و خشكى درجه 2 دارد، و طبع را ببندد و دهن و معده را خوشبو كند، و براى ناتوانى كبد و معده خوبست و غذا را هضم كند و سپرز را چاره كند و هم سبل را و ديده را نيرو دهد، و براى عسر البول نافع است، و مانع چسبيدن رودهها و اسهال است اگر از سردى باشد، و خلاصه براى رطوبت داران و سرمازدگان خوبست.
در قاموس گفته: برنيه ظرف سفالى است، و ج: داروى معروفى است، در بحر الجواهر گفته: ريشه گياهى است كه در حوضها و كناره آبها رويد و بفارسى- برج- گويند، گرم و خشك است در درجه 3- و اخلاط غليظ را لطيف كند، و بول را بگشايد، و سختى سپرز را ببرد، سفيدى ديده را بن كند، و تيرگى آن را روشن سازد، و براى درد پهلو، سينه و شكم خوبست، و چون با عسل نوشيده شود، درد سر كهنه را نافع است، و نوشيدن يك درهمش مسهل صفراء بلغم و سوداء است، و براى چشم آب آورده خوبست و براى زبان سنگين، و گفته: اسارون: بتهايست پر تخم و خشبو و زبان گز، گلى دارد ميان برگهاى بن برنگ فرفيرى مانند گل شاهدانه گرم است و خشك در درجه 2 و گفتهاند
خشكيش كمتر از گرمى آنست، دردهاى درون همه را آرام كند، لطيف كن و گرم كن و باز كن بستگيهاى كبد است براى درد ران خوبست، بلغم استسقائى را مسهل است، بولگشا و نيرو بخش مثانه و قلوه و كبد است و سنگ قلوه را آب كند، گفته: عفص چون فلس مازو است ...
4- در طب: 88- از عبد اللَّه نواده مفضّل كه كژدمم گزيد چنانچه بسا نيشش از سختى گزش بشكمم رسيده باشد، امام دهم7همسايه ما بود، پدرش گفت، نزد او رفتم و گفتم كژدم پسرم عبد اللَّه را گزيده و اكنون در خطر است، فرمود: داروى جامعش دهيد كه داروى امام رضا7است، گفتم: آن چيست؟ فرمود: داروئيست معروف گفتم: اى آقايم منش نشناسم فرمود:
سنبل، زعفران، قاقله، عاقرقرحا، خربق سفيد، بنك، فلفل سفيد، بگير اجزاء برابر با ابرقيون دو جزء و نرم كوبيده شوند و با پارچه حرير بيخته شوند و با عسل كف گرفته معجون شوند و براى گزش كژدم و مار يك قرص با آب حلتيت بنوشند كه در همان ساعت به شوند، گفت: ما با آنش درمان كرديم و باو نوشانديم و در ساعت خوب شد، ما آن را برگيريم و تا امروز بمردم بدهيم.
بيان: «فصرت اليه» در نسخه آمده ولى بايد «فصار اليه ابى پدرم نزد او رفت» باشد، يا فقال ابى باشد، در قانون گفته: خربق سياه از سفيدش گرمتر است گرم و خشك است از درجه 3، محلل و لطيف كن و خوش جلا بخش است، سفيدش تلختر است، و چون موشش بخورد بميرد، و برايش سودها و زيانها ذكر كرده كه ما را بذكرشان نيازى نيست.
حلتيت صمغ انجدانست و برخى گفتند: براى گزيدن كژدم بخوبى سود دارد چه بنوشند و چه بمالند.
5- در طبّ- 89- بسندى از فضل بن ميمون كه بامام نهم7گفتم: يا بن رسول اللَّه، راستى من از اين شوصه كه دارم درد سختى ميكشم فرمود: يك قرص از داروى امام رضا7با مقدارى زعفران برگير و باطراف شوصه بمال، گفتم:
داروى پدرت چيست؟ فرمود: داروى جامع و نزد فلان و فلان معروف است گفت:
من نزديكى از آنها رفتم و يك قرص گرفتم و با آب زعفران باطراف شوصه ماليدم و از آن عافيت يافتم.
بيان: فيروزآبادى گفته: شوصه: درديست در درون يا باديست كه بدندهها پيچد يا ورمى است در حجاب آنها از درون و درزيدن رگها است، جالينوس گفته: ورمى است در حجاب دندهها از درون.
6- در طبّ (..) بسندش از صالح بن عبد الرّحمان كه بامام رضا7شكوه كردم از فالج و لقوه كه دچار خاندانم شدند، فرمود: تو كجائى از داروى پدرم، گفتم آن چيست؟ فرمود: داروى جامع يك حبه آن را با آب مرزنجوش بستان و ببينى او بكش كه بخواست خدا خوب شود.
7- و از همان- 90- بسندى از عبد اللَّه بن عثمان كه بامام نهم7شكوه كردم از سردى معدهام و خفگى دلم و فرمود: تو كجائى از داروى پدرم كه داروى جامع است، گفتم: يا ابن رسول اللَّه آن چيست؟ فرمود: نزد شيعه معروف است گفتم: يا ابن رسول اللَّه من يكى از آنها شمرده شوم نسخه آن را بمن بده تا خود درمان كنم و بمردم هم بدهم فرمود: زعفران، عاقرقرحا، سنبل، قاقله، بنك، خربق سفيد، فلفل سفيد، بستان اجزاء برابر، هر كدام را نرم بكوب و ببيز با پارچه حرير و با دو برابر وزن همه عسل كف گرفته معجون كن و آنكه خفقان دل يا سردى معده دارد يك قرص با آب زيره بپزد و بخورد كه بخواست خدا به شود.
8- و در همان (..) از سهل بن مخلّد كه بر امام هشتم7وارد شدم و شكوه كردم كه از درد سپرز بشب نخوابيدم و روز هم بخود پيچيدم از سختى دردش، فرمود: تو كجائى از داروى جامع يعنى داروها كه پيش گفته شدند جز اينكه فرمود يك قرص آن را بگير و با آب سرد و كفى سركه بخور و من عمل كردم بدان چه فرمود و آن دردى كه داشتم بحمد اللَّه آرام شد.
9- در طب- 90-: بسندى از محمّد بن سليمان كه علم اهل بيت:را از امام
رضا دريافت ميكرد، گفت: بامام هشتم شكوه كردم از دردى در هر دو پهلوى راست و چپم، فرمود: تو كجائى از داروى جامع كه داروى مشهوريست و مقصودش داروهاى پيش بود، و فرمود: اما براى پهلوى راست يك قرص بگير و با آب زيره خوب بپز و اما براى پهلوى چپ با آب ريشه كرفس خوب بپز، گفتم: يا بن رسول اللَّه يكمثقال بگيرم يا دو مثقال؟ فرمود: نه بلكه وزن يك قرص تا درمان شوى بخواست خدا تعالى.
و از همان: بسندى از احمد بن اسحق كه من با امام رضا7بسيار همنشين بودم و گفتم: يا بن رسول اللَّه من از سه شب است كه پدرم پا بيرون دارد و شكمش بند نيايد، فرمود: تو كجائى از داروى جامع؟ گفتم: منش نشناسم، فرمود: نزد احمد بن ابراهيم تمّار است يك قرص بگير با آب آس بپز و بپدرت بده كه همان ساعت به شود، گويد نزد او رفتم، و قرص بسيارى از او گرفتم و يك قرص بپدرم دادم و در ساعت آرام شد.
بيان: ابن بيطار گفته: آس در زمين عرب بسيار است و هميشه سبز است و نمو كند تا درخت بزرگى شود، گلى سفيد و خشبو دارد و ميوهاى كه رسيدهاش سياه است و شيرين ولى دهن را تلخ كند، و بسا كه ميوهاش را تر و خشك بخورند براى خونريزى و سوزش مثانه، و شيره ميوه ترش كار ترش كند، براى معده خوبست و بول را گشايد، و كوبيده و سائيده برگش كه آب زنند و با اندكى زيت يا عطر گل و مى بياميزند و ضماد كنند بر قرحههاى تر سازگار است، و هم بجاها كه فضول بر آنها روانست و هم براى اسهال مزمن كهنه، گفتند: آس سرد است در درجه 1 و خشك است در درجه 2- و براى گرمى و رطوبت خوبست و اسهال از خلط صفراء را ببرّد، و بويش براى بخار گرمتر خوبست، و قرصش براى سرفه و اسهال ناشى از صفراء.
در قانون گفته: در شربتها كه بند آرند و براى دردهاى شش و سرفه خوب باشند جز آن نيست كه شربت كنند و بركش از تِر زدن سبك نافع است به