بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 300

در بخاك سپردنش تيكه از آن را با وى در گور نهند و جريدتين همراهش نمودند.

2- در برخى حالات مانند آدميزاده است: تا گردش نريزند بار ندهد و اگر سرش را برند خشك شود و سود حديث بزرگداشت نخل خرما است، راوى حديث موسى بن جعفر كاظم است از پدرانش تا رسول خدا6.

63- در محاسن: بسندش تا امام پنجم7كه خدا عجوه و عتيق را از آسمان فرود آورد، گفتم: عتيق چيست؟ فرمود: نحل (539).

بيانيست: گفتند چنين نمايد كه لفظ فنيق با فاء و نونست، در نهايه گفته: در حديث عمير بن افصى لفظ فنيق آمده و آن فحل ارجمند شتر است كه براى ارجمندى نه سوارش شوند و نه خوارش دارند، جوهرى گفته: فنيق فحل ارجمند است و ابو زيد آن را نام دانسته پايان (زا قاموس هم اين را آورده و گفته) در قاموس گفته: عتيق درخت خرماى نر است كه آب و سايه آن كاسته نشوند و بمعنى مى و خوب هر چيز را هم گويند، و در صحاح است كه عتيق ارجمند هر چيز است و خوب هر چيز از خرما و آب و باز و پيه پايان.

گويم: در نسخه‌هاى كافى و محاسن و جز آنها عتيق بعين بى‌نقطه و تاء است و آن روشنتر از فنيق است و مقصود حديث اينست كه براى پيدايش خرما در زمين عتيق بجاى فحل فرود آمد و عجوه بجاى ماده چون نياز بهر دو دارد چنانچه دانستى و گذشت و آيد آنچه تأييد آن را فزايد.

64- در محاسن: (همين مضمون را بسندى از امام ششم7آورده) (530).

65- و از همان: كه شنيد از امام ششم7آنچه در كشتى نوح7بار شد از نخل عجوه بود و نخل باردار.

66- و از همان: بسندش از ابى خديجه كه از مدينه هسته عجوه گرفتيم و يار ما آن را در بستانش كاشت و از آن سكر، هيرون، شهريز، صرفان، و هر نوع درآمد.

توضيح: در قاموس گفته: سكّر با ضمه و تشديد كاف شكر است و نام‌


صفحه 301

خرماى خوبى و انگورى كه پوسته نازك است و ميتركد و بهتر انگور است، و گفته:

هيرون بر وزن زيتون يكنوع خرما است و در بحر الجواهر است كه هيرون بكسر يكنوع خرماى خوبست ... در صحاح است كه خرماى شهريز، شهرير، سهرير و سهرير با شين و سين هر دو يكنوع خرما است ... و گفته صرفان يك نوع خرما است، در قاموس گفته: صرفان با حركت راء خرماى سخت پرگوشتى است كه خوراك عيال و مزدور و بنده‌ها است چون كفايت غذائى دارد و آن را صيحانى گويند و يك مثل عربى است كه (صرفانة ربعيه تصرم بالصيف و تؤكل بالشتيّة).

67- در محاسن: از يكى از يارانش كه آن را برآورده تا گفته: هر كه از خرماى ميان دو تپه شهر مدينه هفت دانه بخورد آن شب و روزش زهر و جز آن زيانش نكند (533).

28- از همان: از امام ششم7كه هر كه روزى هفت دانه خرماى عجوه باغستان عاليه را ناشتا بخورد زهر و ديوش زيان نكند در مكارم مانندش آمده (192).

توضيح: در كافى آن را بسندى چنين آورده كه هر كه روزى هفت خرماى عجوه بخورد، و مسلم در صحيح خود از پيغمبر6آورده كه هر كه هفت دانه خرماى مدينه خورد در صبح زهرش زيان نكند تا شب و در روايتى ديگر است كه جادو هم در او اثر نكند، و در روايت ديگر است كه خرماى عجوه عاليه درمانست يا اينكه در بامداد خوردن ترياق است و گفته: عاليه نخلستانها و دهها و ساختمانهاى بالاى مدينه است تا نجد و پائين آن از سوى ديگر تا تهامه، قاضى گفته:

نزديك‌تر مرز عاليه تا 3 ميل است و دورترش تا هشت ميل از مدينه و عجوه يك نوع خرماى خوب است و اين احاديث در فضيلت خرماى مدينه و خصوص عجوه آنست و ناشتا كردن با خرما بهفت دانه و بويژه از عجوه مدينه، و شماره هفت تعبد از شارع است و حكمتش را ندانيم و بايد آن را باور داريم و معتقد بفضل و


صفحه 302

حكمتش شويم مانند شماره ركعات نماز و نصابهاى زكاة و جز آن.

68- در فردوس: از پيغمبر6كه خرماى غوره را با خرما بخوريد كه چون آدميزاده آن را بخورد شيطان بخشم آيد و گويد آدميزاده زنده ماند تا تازه را با كهنه خورد.

69- در فردوس: خرما را ناشتا بخوريد كه كرم را ميكشد.

70- در كتاب تاريخ مدينه تأليف سمهودى شافعى كه انواع خرماى مدينه را تا 130 و چند برشمرده از صيحانى.

71- در كتاب فضل اهل بيت ابن مؤيد حموى از جابر است كه روزى با پيغمبر در يكى از نخلستانهاى مدينه بودم و دست على7را بدست داشت و بيك نخل خرما گذر كرديم كه فرياد برآورد (اين محمّد سرور پيغمبرانست و اين على سرور اوصياء و اولياء و پدر ائمه طاهرين) وانگه به نخلستان گذر كرديم و فرياد زد «اينست محمّد رسول خدا، اينست على سيف اللَّه» و پيغمبر6رو به على كرد و فرمود، نام اين نخله را صيحانى بگذار و از آن روز صيحانى نام گرفت و سبب نامگذارى اين نوع خرما اين بود يا منظور نامگذارى جاى آن نخله بوده و آن نخلستان، و امروزه در مدينه جايى است كه آن را صيحانى خوانند.

71- در دعائم: از رسول خدا6است كه خرما را دوست داشت و ميفرمود:

عجوه از بهشت است، و خرما را بر لقمه‌اش مينهاد و ميفرمود: اين نانخورش اينست و على بن الحسين7بسيار ميفرمود: من مرد خرما دوست را دوست دارم چون رسول خدايش دوست ميداشت و چون خوراك برايش مى‌آوردند و در آن خرما بود آغاز بخوردن خرما ميفرمود، در زمان خرما با خرما افطار ميكرد و در زمان رطب با رطب و از جعفر بن محمّد7كه يكى از اصحابش نزد او خوراكى خورد و چون سفره را برداشتند فرمود: اى كنيزك هر چه دارى براى ما بياور، و خرما آورد، آن مرد گفت: قربانت، اين زمان ميوه است و انگور چون تابستان بود فرمود: بخور اين شيوه رسول خدا6است كه فرمود: عجوه نه درد دارد و نه زيانى آرد.


صفحه 303

فهرست جلد نهم كتاب آسما و جهان‌

ابواب صيد و ذبائح و كدام حيوان حلال است و كدام حرام‌

باب يكم كليات حلال و حرام از خوردنى و نوشيدنى، حكم مشتبه بحرام و اضطرار بدان 2

باب دوم: براى چه برخى خوردنيها و نوشيدنيها حرامند؟ 61

باب سوم در پرنده‌ها و جانوران حلال و غير حلال 65

باب چهارم ملخ و ماهى و جانوران آبى ديگر 82

باب پنجم انواع مسخ‌شده‌ها و احكامشان و علل مسخشان 104

باب ششم: موجبات حرمت حلال گوشت 125

باب هفتم شكار و احكام و آدابش 134

باب هشتم تذكيه و انواع و احكامش 164

باب نهم ذبيحه كفار اهل كتاب و ديگران و ناصبيها و مخالفان 197

باب دهم: در حكم بچه شكمى 218

باب يازدهم آنچه از ذبيحه حرام يا مكروه است 222


صفحه 304

باب دوازدهم در حكم هر گونه تخم و خواص آن 229

باب سيزدهم حكم اعضاء بى‌جان مردار و حيوان غير مأكول اللحم 233

باب چهاردهم در فضل گوشت و پيه و نكوهش كسى كه چهل روز گوشت نخورد و بيان انواع گوشت 238

باب پانزدهم كباب و بريان و كله‌ها 254

باب شانزدهم: تريد، آب گوشت، شوربا، و هر رنگ خوراك 255

باب هفدهم: روغن و انواعش 259

باب هجدهم: شير و آغاز آفرينشش فوائد و انواع و احكامش 260

باب نوزدهم حليم رانگو و مانند آنها 267

باب بيستم: پنير 272

باب بيست و يكم: ماست و شير ترشيده 275

ابواب گياهها

باب يكم: كليات احوال آنها و نوادرشان و احوال درختان و آنچه وابسته است 275

باب دوّم كليات احول ميوه‌ها و شماره هر رنگ از آنها و آداب خوردن آنها 280

باب سوم خرما و برترى آن و انواع آن 287