يك بحث ديگر (اسپراتزم) 330
در هر أمّت رسولى بوده است 331
فضل تلاوت قرآن 333
تقسيم سه گانه براى بندگان مصطفى 333
عقايد و افكار ما 335
خلود در جهنم 339
قوه جاذبه و دافعه 339
تفسير سوره يس 340
همه چيز در امام مبين 342
خلاصه كلام در مورد كتابهاى خداوند 343
بهشت برزخى 344
حاصلات زمين خشك 344
زوجيت (1) 345
حركات خورشيد 346
حركت هاى ماه 347
مسابقه در حركت 348
يك نفخ صور و دو صيحه 349
زوجيت (2) 350
نظام الزوجية فى الطبيعة 349
بهشتيها هر چه بخواهند 350
پيدا شدن آتش از درخت سبز 351
اراده تكوينى خداوند 352
ملكيت اشراقى 352
تفسيرسوره صافات 353
تجسّم عمل 355
درخت زقوم 355
آدم دوم 356
ذبيح اسماعيل است 356
مخلِص و مخلَص 356
توريه جايز است 357
توريه 358
الياسين 359
مشروعيت قرعه 360
تخصيص سنّت الله، در بعضى موارد 361
سخنى در مورد فرشتهها 361
پيروزى انبياء (ع) 363
جند الله كيست 363
بحث مصداقى در مورد مرسلين (ع) 364
تفسير سوره ص 369
استحقاق عقاب مستلزم لغويت خلقت نيست 370
تسبيح كوهها و پرندگان 371
وارد شدن چند تن بر داوود (ع) 372
خلافت داوود 374
تدبر و تذكر بهتر از تلاوت 375
انداختن جسد بر كرسى سليمان 376
آروزى سليمان جايز بود 376
اختيارات فوق العاده سليمان (ع) 378
بحث اخير و جالب 378
سخنى در نذر ايوب (ع) 379
تفاضل سه پيامبر، به سه پيامبر ديگر 380
تنها بيم دهنده 380
داستان آدم و ابليس و سجدهى ملائكه 381
نفخ از روح، نه نفخ روح 383
چند مطلب در مورد شيطان 384
بزرگترين افتخار إنسان 389
تكلف 389
تفسير سوره زمر 391
يك نقص تأسف آور 391
بد تر از همه 394
كلامى در تعريف عبادت 396
خلقت آدم و حوا 398
تاريكىهاى سه گانه 400
كفران وشكر بنده 400
كسى بار گناه ديگرى را بر نمىدارد 400
ملاك برترى افراد بر همديگر 401
بهشت و دوزخ چند طبقه است 402
سخنى در بارهى طاغوت و طاغوتيان 402
تشويق آزاد انديشى در فرهنگ قرآن 406
مزد بى حساب 406
عجايب باران و زرع و رنگهاى آن 407
مثالى از هدايت ثانوى 408
سخنى در مورد شفاعت 411
استغفار حاملان عرش 413
عموم خالقيت و تدبير و ربوبيت 415
خطابهاى تند به خير المرسلين (ص) 416
شناخت خداوند و صفات او 419
اقسام توحيد 420
روشنى زمين در روز قيامت 423
به همه جاى بهشت مىشود رفت 424
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
تفسير سوره كهف
«ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً»الكهف: 12
بعد (اصحاب كهف) را بر انگيختيم تا بدانيم كدام يك از آن دو گروه، بهتر زمان خواب خود را حساب كردهاند در اين آيه كلمه«لِنَعْلَمَ»مورد بحث است كه دلالت دارد خداوند قبل از وقوع حادثه به آن علم ندارد و مانند ساير مخلوقات دانا، علم او پس از وقوع واقعه به آن تعلّق مى گيرد و اين گونه جملات در قرآن زياد است كه جمعى از آنها را در يكى از كتابهاى كلامى خود نوشتهام
دلايل كلامى عقلى و نقلى مىگويد خداوند در ازل به همه موجودات و حوادث تا ابد علم داشته و دارد، بنابراين ظاهر اين جملات قطعاً مراد نيست. و امّا اين كه به چه نحوى آنها را تأويل ببريم تا با عقل مخالف نباشد، بعضى از نويسندگان چيز هاى گفته اند، ولى ما مجوّزى براى تأويل متشابهات نداريم و علم آن را به خداوند موكول مىكنيم.
مدّت خواب اصحاب كهف
«وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً»الكهف: 25 اصحاب كهف در غار خود سه صد سال درنگ كردند و نه سال بر آن افزودند در اين آيه چند مطلب است:
1- كهف و غار در كدام شهر و كشور امروزى واقع است؟.
يك نظر اين است كه اين غار در نزديكى شهر عمان پايتخت كشور اردن فعلى مى باشد و غار نزديكى دهى به نام رجيب واقع است. گفته مىشود بالاى آن صومعه اى است كه به استناد قرائن حدس زده مىشود مربوط به قرن پنجم ميلادى است كه بعد از غلبه مسلمين بر آنجا تبديل به مسجد شده است.
نظر ديگر اين است كه در نزديك شهر از مير تركيه ويرانه هاى شهرى به نام افسوس به نظر مىخورد و اين غار در نزديك آن شهر (افسوس) قرار دارد در نزديكى قريهاى اياصلوك
در كوه به نام يرداغ فعلًا غارى ديده مىشود كه از شهر افسوس فاصله كمى دارد، غار مذكور وسيع و در آن آثار صدها قبر ديده مىشود
2- مدّت خواب اصحاب كهف سه صد و نه سال بوده؛ ولى عبارت قرآن مجيد طبيعى به نظر نمى خورد، يعنى نفرموده كه سه صدو نه سال؛ بلكه فرموده سه صد سال و افزون بر آن نه سال؟
لذا مفسّرين گفته اند كه به حساب سال شمسى سه صد سال و به حساب سال قمرى سه صد و نه سال مىشود، حتّى مقدارى بيشترى كه به جهت اختصار به حساب نيامده و زيادى سال هاى شمسى بر سال هاى قمرى در حدود يازده روز است
روز هاى سال قمرى 354 روز است+ 11= 365 و چون به ماه و روز و ساعت و مدّت ثبت مشخص نشده در آيه بعدى مى فرمايد:«قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا»والله العالم بكلامه[1]
3- مطلب مهم اين است كه در اين سه صد سال شمسى كه اصحاب كهف غذا و آب نخورده اند چگونه زنده مانده اند؟
جواب اين سؤال يا ايراد اين است كه همان گونه كه خواب طويل و عمر دراز فوق العاده بوده غذا و آشاميدنى آنها به مقدار لازم به طور فوق العاده و اعجاز به آنان مى رسيده و همه طرق به طرق مادّى ختم نمىشود، و خداوند بر هر چيز و هر راه وهر وسيله و سبب قادر است، و براى يك مسلمان اين سؤال بسيار پيش پا افتاده است؛ ما امروز از مرتاضان هندو در هند قصه هاى مى شنويم كه اين سؤال را قطع نظر از اعجاز، تا حدود زيادى در ذهن ما به قبول ممكن- امكان عرفى- مى سازد. از گذشتهها مردم خواب زمستانىى پارهاى از حيوانات
[1]- قصه اصحاب كهف در كتب آسمانى به جز قرآن مجيد نيامده است چون تاريخ وقوع به مدّتها بعد از ظهور حضرت عيسى بوده است، و احتمال مى رود كه يك يا دو قرن قبل از اسلام بوده باشد، و مورخين اروپايى بعد اين داستان را در كتب تاريخ با اختلاف در فروعات مسأله با گفتار قرآن مجيد نقل كردهاند.