بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 203

فصل دوم آشنايى با مؤلف كتاب و زندگى او

نويسنده كتاب ابو على فضل بن حسن طبرسى ملقّب به «امين الاسلام» و «امين الدين» است، وى از بزرگان شيعه در قرن ششم هجرى قمرى است كه در علوم مختلف اسلامى متبحر بوده و كتابهاى سودمندى تأليف كرده، تنها كتاب تفسيرى «مجمع البيان» او، و اقبال عمومى كه متوجه آن است خود نشان دهنده ارزش كتابهاى اوست.

معروف آنست كه نام او «فضل بن حسن» بوده است ولى مرحوم تفرشى نام او را «على بن حسن طبرسى» ذكر كرده، و گويا او اشتباه كرده و نويسنده كتاب را با نواده او «على بن حسن بن فضل بن حسن طبرسى» يكى دانسته است، و يا آنكه مرحوم تفرشى كنيه مؤلف كتاب را با نام او خلط كرده است. بهر حال روشن است كه نام مؤلف كتاب كه مؤلف «مجمع البيان» نيز مى‌باشد فضل بن حسن طبرسى است.

نويسنده كتاب در حدود سال 468 ه. ق. در خانواده‌اى دينى و علمى متولد و پرورش يافت و خود سر آمد علماى زمان گرديد و در سال 548 ه- ق.


صفحه 204

نيز وفات يافت. حدود پنجاه سال از عمر شريف خود را در مشهد مقدس سپرى نمود و سپس به سبزوار رفته و آنجا از دنيا رفت، آنگاه بدنش به جوار حضرت ثامن الحجج:منتقل و دفن گرديد.

مؤلف كتاب معروفترين عالمى است كه به «طبرسى» شهرت دارد، غير از او علماى ديگرى نيز وجود دارند كه معروف به «طبرسى» هستند همانند:

1- احمد بن على بن ابى طالب طبرسى صاحب كتاب «الاحتجاج».

2- حسن بن فضل بن حسن طبرسى صاحب كتاب «مكارم الاخلاق» فرزند مؤلف كتاب حاضر.

3- على بن حسن بن فضل طبرسى صاحب كتاب «مشكاة الأنوار» نواده مؤلف كتاب حاضر.

4- محمد بن فضل طبرسى كه از شاگردان شيخ طوسى است.

5- حسين بن على بن محمد كه معاصر با خواجه نصير الدين طوسى بوده است.

6- حاج ميرزا حسين نورى طبرسى صاحب «مستدرك الوسائل».

7- محمد حسن مازندرانى طبرسى.

8- محمد تقى بن على محمد نورى طبرسى.

9- محمد صالح طبرسى مازندرانى.

بهر حال هر گاه بصورت مطلق «طبرسى» ذكر شود مقصود مؤلف كتاب حاضر است.

آيا «طبرسى» به سكون باء صحيح است يا «طبرسى» به فتحه باء، و مقصود آنست كه وى اهل مازندران بوده يا تفرش يا طبس، هيچ كدام بصورت قطعى براى نگارنده روشن نيست، براى تحقيق آن رجوع كنيد به كتاب عالمانه‌


صفحه 205

«طبرسى و مجمع البيان» از دكتر حسن كريمان و نيز «رياض العلماء» علامه افندى.

طبرسى از ديدگاه انديشمندان‌

اينجا برخى از كلمات علماى بزرگ را در ستايش از مؤلف كتاب نقل مى‌كنيم:

الف: شيخ منتجب الدين در «فهرست» خود، مرحوم طبرسى را با لقب‌هاى: «شيخ»، «امام»، «أمين الدين»، «ثقه»، «فاضل»، «دين»، «عين» ستوده، و مى‌گويد: او كتابهايى تأليف كرده كه من برخى از آنها را نزد خود او خوانده‌ام.

محقق اردبيلى نيز در جامع الرواة شبيه كلمات فوق را ذكر كرده است.

ب: علامه مجلسى نيز در باره او گويد: «همه بر بزرگى و فضيلت و مورد اعتماد بودن او اتفاق دارند».

ج: علامه افندى نيز در وصف او گويد: «عالم و شهيد بزرگوار فضل بن حسن طبرسى مشهدى مفسّر و فقيه و محدث، داراى محاسن اخلاقى بوده، وى كه صاحب دو تفسير مشهور مجمع البيان و جوامع الجامع بوده از مجتهدان بزرگ شيعه است، و گاهى فتواهاى او را در كتابهاى كلامى و فقهى نقل كرده‌اند، مثلا در كتاب «لمعه» مرحوم شهيد فتواى طبرسى را در باب رضاع نقل كرده كه وى معتقد است: براى تأثير رضاع در حرمت، اتحاد مرد لازم نيست. و نيز او معتقد است كه تمام گناهان كبيره بوده و گناه صغيره وجود ندارد، گر چه اين از سخنان شگفت اوست. بهر حال مرحوم طبرسى و فرزندش حسن بن فضل كه صاحب‌


صفحه 206

كتاب «مكارم الاخلاق» است و نواده‌اش ابو الفضل على بن حسن كه صاحب كتاب «مشكاة الأنوار» است و ساير اعضاى خانواده‌شان همگى از علماى بزرگ بوده‌اند. و من تصور مى‌كنم كه احمد بن على بن ابى طالب صاحب كتاب «احتجاج» نيز از خويشاوندان او بوده است».

د: مرحوم اسد اللَّه كاظمى شوشترى نيز فرموده است: «فضل بن حسن طبرسى طوسى عالمى كامل و يگانه بود كه سرآمد مفسّران و بهترين عالم متبحر بود، وى استاد منتجب الدين و سروى و فرزند خود بوده و آنان از او روايت نقل كرده‌اند، شيخ راوندى و سيد راوندى نيز از او حديث نقل كرده‌اند. خود طبرسى از فرزند شيخ طوسى و از عبد الجبار كه از شاگردان شيخ طوسى است و نيز از شيخ جعفر دوريستى كه شاگرد شيخ مفيد است حديث نقل كرده و شاگرد آنان بوده است».

شهادت طبرسى‌

علامه افندى و نيز مرحوم خوانسارى هر دو تصريح به شهادت مرحوم طبرسى نموده‌اند، و مرحوم حاجى نورى فرموده: «كسانى كه شرح حال او را نوشته‌اند چگونگى شهادت او را ذكر نكرده‌اند، شايد وى با سمّ به شهادت رسيده و لذا شهادت او معروف نگرديده است».

مرحوم خوانسارى نيز فرموده: «وى در شب عيد قربان وفات يافت و بدنش را به مشهد مقدس حمل نمودند، و قبر وى الآن در محلّى كه معروف به «قتلگاه» است موجود است، علت آنكه اينجا را قتلگاه مى‌نامند آن است كه در اواخر دولت صفويه، توسط عبد اللَّه خان افغانى، مردم قتل عام شدند».


صفحه 207

بنظر نگارنده اين احتمال وجود دارد كه مرحوم طبرسى بدست باطنيان به شهادت رسيده باشد، همچنان كه وزير معين الدين كه اين كتاب براى او تأليف شده است نيز بدست باطنيان شهيد گرديد. و مؤلف كتاب پس از شهادت وزير ديگر نتوانست در مشهد بماند و ناگزير از مهاجرت به سبزوار گرديد و سرانجام در آنجا شهيد شد.

استادان طبرسى‌

مرحوم طبرسى نزد بسيارى از علماى زمان خود تحصيل كرده و از دانش آنان بهره گرفته است كه نام برخى از آنان عبارتست از:

1- شيخ ابو على فرزند شيخ طوسى.

2- شيخ عبد الجبار رازى.

3- شيخ حسن بن حسين بن بابويه قمى.

4- شيخ حسين بن واعظ گرگانى.

5- سيد محمد بن حسين حسينى گرگانى.

6- شيخ عبيد اللَّه بن محمد بيهقى.

7- شيخ عبد اللَّه بن عبد الكريم.

8- شيخ جعفر دوريستى.

شاگردان طبرسى‌

گستره دانش مرحوم طبرسى و اطلاعات عميق او از علوم مختلف باعث گرديد كه بسيارى از علماى زمان بسوى او روى آوردند. از طرف ديگر، بيان شيوا و قلم روان او شاگردانى با نشاط و جدى در تحصيل علم پديد آورد،


صفحه 208

بطورى كه هر كدام از آنان خود آيتى در علوم اسلامى گرديدند، نام برخى از آنان چنين است:

1- فرزندش حسن بن فضل.

2- ابن شهر آشوب.

3- سيد شرفشاه افطسى.

4- شيخ عبد اللَّه بن جعفر دوريستى.

5- شاذان بن جبرئيل.

6- شيخ منتجب الدين.

7- سيد فضل اللَّه راوندى.

8- قطب راوندى.

9- سيد مهدى بن نزار حسينى.

تأليفات طبرسى‌

مرحوم طبرسى ميان علماى شيعه همانند فخر رازى بين علماى اهل سنت است كه در حسن تقرير و قلم روان و قدرت بر نگارش كتاب درسى، كم نظير مى‌باشند. مرحوم طبرسى كتابهاى فراوان و با ارزشى دارد كه نام آنها در ذيل مى‌آيد:

1- مجمع البيان كه از بهترين تفسيرهاى قرآن طبق مذهب شيعه است.

2- جوامع الجامع اين تفسير متوسط مى‌باشد.

3- الكافى الشافى اين تفسير بسيار خلاصه و موجز است.

4- اعلام الورى 5- الآداب الدينية للخزانة المعينية. كتاب حاضر.


صفحه 209

6- عدة السفر و عمدة الحضر.

7- معارج السؤول.

8- العمدة في أصول الدين.

9- الفرائض و النوافل.

10- الشواهد.

11- كنوز النجاح.

12- نثر اللئالى‌[1].

13- حقايق الأمور في الأخبار.

14- المشكلات.

15- المجموع في الآداب.

16- غنية العابد و منية الزاهد.

17- مجموعة جامعة في الدعاء.

18- أسرار الإمامة.

19- صحيفة الرضا7.

20- النور المبين.

21- تاج المواليد.

22- الجواهر.

در برخى از منابع، كتابهاى ديگرى نيز به مرحوم طبرسى نسبت داده شده است ولى چون نسبت آنها قطعى نيست از ذكر آنها خوددارى شد.

[1]- در كتاب رياض العلماء آمده است كه: احتمال دارد اين كتاب از سيد على بن فضل اللَّه راوندى باشد.


صفحه 210

دو داستان‌

اول:

علامه افندى در شرح حال مرحوم طبرسى فرموده است: از شگفتى‌هاى روزگار بلكه از كرامت‌هاى مرحوم طبرسى- قدّس اللَّه روحه- داستانى است كه نزد همه مردم شهرت يافته است و آن اينكه: وى سكته نموده و مردم تصور كردند او از دنيا رفته است، و لذا او را غسل داده و كفن نموده و دفن كردند.

پس از آن وى در قبر به هوش آمده و چون هيچ چاره‌اى نداشت و از كسى نمى‌توانست كمك بطلبد، در آن حالت نذر مى‌كند كه اگر خداوند او را نجات دهد كتابى در تفسير قرآن بنويسد.

اتفاقا دزدى براى سرقت كردن كفن او آمده و شروع به نبش قبر مى‌كند، ناگهان طبرسى از داخل قبر دست دزد را مى‌گيرد، دزد خوف و اضطراب عجيبى پيدا مى‌كند.

طبرسى مى‌گويد: نترس، من سكته كردم و مردم چون تصور كرده بودند مرده‌ام، مرا دفن نمودند، سپس برخاست و دزد او را كمك كرده به دوش گرفت و به منزل آورد، در آن هنگام مرحوم طبرسى كفن را به همراه اموال زيادى به دزد داد، و او نيز بدست مرحوم طبرسى توبه نمود و در آينده از افراد صالح گرديد. سپس مرحوم طبرسى براى وفا كردن به نذر خود، تفسير «مجمع البيان» را تأليف نمود، و خداوند او را موفق به اتمام آن گرداند.

مرحوم خوانسارى اين داستان را از كتاب «رياض العلماء» نقل كرده و سپس مى‌گويد: برخى اين داستان را به ملا فتح اللَّه كاشانى نسبت داده و گفته‌اند وى تفسير «منهج الصادقين» را پس از نجات از چنين مهلكه‌اى نوشت.