بطورى كه هر كدام از آنان خود آيتى در علوم اسلامى گرديدند، نام برخى از آنان چنين است:
1- فرزندش حسن بن فضل.
2- ابن شهر آشوب.
3- سيد شرفشاه افطسى.
4- شيخ عبد اللَّه بن جعفر دوريستى.
5- شاذان بن جبرئيل.
6- شيخ منتجب الدين.
7- سيد فضل اللَّه راوندى.
8- قطب راوندى.
9- سيد مهدى بن نزار حسينى.
تأليفات طبرسى
مرحوم طبرسى ميان علماى شيعه همانند فخر رازى بين علماى اهل سنت است كه در حسن تقرير و قلم روان و قدرت بر نگارش كتاب درسى، كم نظير مىباشند. مرحوم طبرسى كتابهاى فراوان و با ارزشى دارد كه نام آنها در ذيل مىآيد:
1- مجمع البيان كه از بهترين تفسيرهاى قرآن طبق مذهب شيعه است.
2- جوامع الجامع اين تفسير متوسط مىباشد.
3- الكافى الشافى اين تفسير بسيار خلاصه و موجز است.
4- اعلام الورى 5- الآداب الدينية للخزانة المعينية. كتاب حاضر.
6- عدة السفر و عمدة الحضر.
7- معارج السؤول.
8- العمدة في أصول الدين.
9- الفرائض و النوافل.
10- الشواهد.
11- كنوز النجاح.
12- نثر اللئالى[1].
13- حقايق الأمور في الأخبار.
14- المشكلات.
15- المجموع في الآداب.
16- غنية العابد و منية الزاهد.
17- مجموعة جامعة في الدعاء.
18- أسرار الإمامة.
19- صحيفة الرضا7.
20- النور المبين.
21- تاج المواليد.
22- الجواهر.
در برخى از منابع، كتابهاى ديگرى نيز به مرحوم طبرسى نسبت داده شده است ولى چون نسبت آنها قطعى نيست از ذكر آنها خوددارى شد.
[1]- در كتاب رياض العلماء آمده است كه: احتمال دارد اين كتاب از سيد على بن فضل اللَّه راوندى باشد.
دو داستان
اول:
علامه افندى در شرح حال مرحوم طبرسى فرموده است: از شگفتىهاى روزگار بلكه از كرامتهاى مرحوم طبرسى- قدّس اللَّه روحه- داستانى است كه نزد همه مردم شهرت يافته است و آن اينكه: وى سكته نموده و مردم تصور كردند او از دنيا رفته است، و لذا او را غسل داده و كفن نموده و دفن كردند.
پس از آن وى در قبر به هوش آمده و چون هيچ چارهاى نداشت و از كسى نمىتوانست كمك بطلبد، در آن حالت نذر مىكند كه اگر خداوند او را نجات دهد كتابى در تفسير قرآن بنويسد.
اتفاقا دزدى براى سرقت كردن كفن او آمده و شروع به نبش قبر مىكند، ناگهان طبرسى از داخل قبر دست دزد را مىگيرد، دزد خوف و اضطراب عجيبى پيدا مىكند.
طبرسى مىگويد: نترس، من سكته كردم و مردم چون تصور كرده بودند مردهام، مرا دفن نمودند، سپس برخاست و دزد او را كمك كرده به دوش گرفت و به منزل آورد، در آن هنگام مرحوم طبرسى كفن را به همراه اموال زيادى به دزد داد، و او نيز بدست مرحوم طبرسى توبه نمود و در آينده از افراد صالح گرديد. سپس مرحوم طبرسى براى وفا كردن به نذر خود، تفسير «مجمع البيان» را تأليف نمود، و خداوند او را موفق به اتمام آن گرداند.
مرحوم خوانسارى اين داستان را از كتاب «رياض العلماء» نقل كرده و سپس مىگويد: برخى اين داستان را به ملا فتح اللَّه كاشانى نسبت داده و گفتهاند وى تفسير «منهج الصادقين» را پس از نجات از چنين مهلكهاى نوشت.
بهر حال اگر اين داستان در باره مرحوم طبرسى صحيح باشد، بايد مرحوم طبرسى هنگام آن سكته، حدود شصت سال داشته باشد كه خداوند به بركت قرآن كريم او را نجات داده و پس از آن حدود سى سال ديگر در خدمت قرآن و زير پرچم تفسير زندگى كرد.
مرحوم حاجى نورى فرموده است: من اين داستان را در هيچ كتابى مقدم بر كتاب «رياض العلماء» نديدهام. اين كلام مرحوم حاجى نورى حكايت از نوعى ترديد در صحّت داستان دارد.
دوم:
علامه افندى گويد: يكى از مقامات معنوى مرحوم طبرسى خوابى است كه خود وى در تفسير مجمع البيان در تفسير آيه شريفه «و ما تلك بيمينك يا موسى» مىگويد:
من در خوابى حضرت موسى7را ديدم در حالى كه پيامبر اسلام6نيز حضور داشت. حضرت موسى به پيامبر اسلام عرض كرد: معناى اين حديث چيست كه شما فرمودهايد: «علماى امت من همانند انبياى بنى اسرائيلاند» و مقصود كداميك از علما بوده است؟
در اين حال من- طبرسى- به محضر پيامبر اكرم6وارد شدم. آن حضرت اشاره بطرف من نمود و فرمود اين يكى از آنان است. وقتى حضرت موسى7اين را شنيد به من روى آورده و فرمود: «چرا وقتى من چيزى را از شما سؤال كردم شما پاسخ را طولانى كرديد؟».
من عرض كردم: خداى متعال از شما سؤال كرد كه: «اى موسى اين چيست كه بدست تو است؟» شما چرا با اينكه مىتوانستى بطور خلاصه يك كلمه بگويى: اين عصاى من است، ولى بسيار طول داده و گفتى: «اين عصاى من
است كه به آن تكيه مىدهم، و گوسفندانم را با آن مىرانم و فايدههاى ديگرى نيز برايم دارد».
وقتى حضرت موسى اين جواب را شنيد آن را پذيرفت و گفت: «راست گفت پيامبر اسلام كه فرمود: علماى امت من همانند انبياى بنى اسرائيلاند».
آنچه علامه افندى نقل كرده است، نگارنده ذيل آيات شريفه سوره طه در تفسير «مجمع البيان» نيافت.
فصل سوم آشنايى با كتاب
كتاب «الآداب الدينية للخزانة المعينية» كتابى است در موضوع دعا و اعمال مستحبى كه سزاوار است براى درك اجر معنوى به آن عمل شود. اين كتاب، ادب زندگى دينى را، براى انسان ترسيم كرده و اعمال پسنديدهاى را كه توحيد و توجّه دائمى انسان به خداى متعال را تأمين مىكنند نشان مىدهد.
چيزى كه در تمام اخلاق و آداب اسلامى نظير ندارد.
اين كتاب در چهارده فصل تنظيم شده و بصورت كلى مىتوان گفت داراى سه بخش عمده است:
1- ادب انسان نسبت به خداى متعال.
2- ادب انسان نسبت به خود.
3- ادب انسان در جامعه و در معاشرت با ساير مردم.
فصلهاى چهاردهگانه كتاب عبارت است از:
1- آداب لباس.
2- آداب حمام.
3- آداب شانه كردن موى.
4- آداب آرايش.
5- آداب مسواك.
6- آداب نگاه.
7- آداب شنيدن.
8- آداب خوردن و آشاميدن.
9- آداب تجارت.
10- آداب ازدواج.
11- آداب ولادت فرزند.
12- آداب خواب و بيدارى.
13- آداب سفر.
14- خاتمه كتاب.
مطالبى را كه امين الاسلام طبرسى در اين كتاب آورده است همه آنها روايات اهل بيت:است، گرچه برخى از آنها بصورت روايت نقل نشده و به معصومين:نسبت داده نشده است اما بهر حال تمام آنچه در اين كتاب آمده است حديث است. و اين كتاب از نمونههاى روشن اين ادعا است كه كتابهاى علماى قديم، متون روايات بوده است.
حاج ميرزا حسين نورى رضوان اللَّه عليه، در توصيف اين كتاب فرموده است: «مرحوم طبرسى خود در ابتداى كتابش «آداب دينى» مىگويد: خدمتى
بهتر و وسيلهاى زيباتر از اين سراغ ندارم كه كتابى را گردآورى كنم كه همه فصلهاى آن در ارتباط با آداب و دعاها و اعمالى باشد كه با انجام آنها اميد ثواب جزيل الهى مىرود، اين دعاها و اعمال را من از كتابهاى اهل بيت:و رواياتى كه از آنان نقل شده است انتخاب نمودم و سند آنها را حذف نمودم تا حفظ كردن و تأمل كردن در متن آنها آسانتر باشد. و در آخر كتاب نيز فرموده است: اين است پايان آنچه ما مىخواستيم: از گردآورى آدابى كه در كتابهاى معروف اصحاب ما از ائمه:نقل شده است.
سپس مرحوم حاجى نورى از اين كلمات نتيجه گرفته است كه تمام آنچه در اين كتاب آمده است روايت بوده و در كتابهاى معتبر وجود داشته است هر چند مؤلف تك تك آنها را به ائمه:نسبت نداده است».
بنا بر اين بعيد نيست ادعا شود كه تمام مطالب اين كتاب احاديثى است كه از اهل بيت:نقل شده بوده و سند اين روايات نيز نزد مرحوم طبرسى معتبر بوده است، گر چه اكنون بصورت روايات مرسل بر ما نقل شدهاند ولى مرسل بودن اين گونه روايات ضررى به آنها ندارد. زيرا از طرفى در دليل مستحبات تسامح شده و دقت زياد لازم نيست و از طرف ديگر تمام اينها مصداق معروف و امور پسنديده است كه قرآن كريم امر به پيروى آنها كرده است.
و اهميت ويژه اين كتاب وقتى روشن مىشود كه مىبينيم رواياتى در اين كتاب وجود دارد كه در هيچ كتاب ديگر حديثى يافت نمىشود، و اگر در كتابهايى كه متأخر از اين كتاب هستند مثل «بحار الانوار» و «مستدرك الوسائل» وجود داشته باشد همه آنها از اين كتاب گرفتهاند. بنا بر اين به جرأت مىتوان گفت كتاب «الآداب الدينية» مصدر و مدرك منحصر به فرد تعدادى از