«سپاس خداوندى كه ما را به اسلام راهنمايى كرد، و به محمد6و سلم بر ما منّت نهاد، پاك و منزه است آن كه اين را رام ما كرد و ما خود بر آن توانا نبوديم.
و ما بسوى پروردگارمان بازمىگرديم، و سپاس خداوندى را كه پروردگار جهانيان است. خداوندا تو ما را بر مركب سوار نمودى، و از تو بر كارها كمك طلبيده مىشود.
خداوندا ما را برسان رساندنى كه به خوبى منتهى گردد، رساندنى كه به رحمت و خشنودى و مغفرت تو منتهى گردد، خداوندا هيچ بدى نيست جز آنچه تو بد بدانى و هيچ چيزى خوب نيست جز آنچه تو خوب بدانى، و هيچ نگهبانى غير از تو نيست».
در مسافرت يك عصا از چوب بادام تلخ همراه داشته باش، زيرا پيامبر اكرم6فرمود: هر كس به مسافرت رود و يك عصا از چوب بادام تلخ به همراه داشته باشد و اين آيات قرآن را بخواند:
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُكُما قالَتا لا نَسْقِي
حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ فَسَقى لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِي عَلَى اسْتِحْياءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ قالَ ذلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ.
«و چون به سوى مدين روى نهاد، گفت:
اميد است پروردگارم مرا به راه راست راهنمايى كند. و چون به آب مدين رسيد گروهى از مردم را بر آن يافت كه (گوسفندان را) آب مىدادند، و پايينتر از آنان دو زن را يافت كه (گوسفندان خود را از آب) باز مىداشتند. گفت: كار شما چيست؟ گفتند: ما (گوسفندان را) آب ندهيم تا اين شبانان
(گوسفندان خود را) باز برند، و پدر ما پيرى است كهنسال. پس (گوسفندان را) براى آنان آب داد، آنگاه به سايه بازگشت و گفت:
پروردگارا من بدان چه از نيكى به سويم فرستى نيازمندم. پس يكى از آن دو زن كه با شرم و آزرم راه مىرفت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را مىخواند تا تو را مزد آنكه براى ما آب دادى بدهد. پس چون به نزد او- پدر آنان شعيب- آمد و داستان (خود) را بر او گفت، (شعيب) گفت: بيم مدار كه از گروه ستمكاران رهايى يافتى. يكى از آن دو گفت: اى پدر، او را به مزد گير، زيرا بهترين كسى كه به مزدگيرى آن است كه نيرومند و امين باشد.
گفت: مىخواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو دهم بر اين (شرط) كه هشت سال مزد بگير باشى، و اگر ده سال را به پايان برى آن به خواست و اختيار توست، و نمى خواهم كه بر تو سخت گيرم، زود است كه به خواست خدا مرا از نيكان و شايستگان يابى.
گفت: اين (عهد) ميان من و توست، هر يك از دو مدت را كه به پايان برم تعدّى و ستمى بر من نباشد، و خدا بر آنچه مىگوييم گواه
و نگاهبان است[1]».
كسى كه در سفر آيات فوق را بخواند و عصا را نيز بدست داشته باشد خداوند او را از هر درندهاى كه زيان مىرساند و از هر دزدى كه تعدّىكننده باشد و از هر حيوان گزندهاى حفظ كند تا به منزل برگردد، و هفتاد و هفت فرشته همراه او باشند و بر او استغفار كنند تا به منزلش برگردد و عصا را زمين گذارد.
امام موسى بن جعفر8فرمود: اگر كسى كه مىخواهد به مسافرت رود عمامهاى داشته باشد كه سه دور آن را زير گردن خود ببندد من ضمانت مىكنم كه دزدى و غرق شدن و آتشسوزى به او نرسد.
در مسافرت هنگام سفر اين دعا را بخوان:
«اللّهمّ خلّ سبيلنا و أحسن تسييرنا و أحسن عاقبتنا».
«خداوندا راه ما را بىخطر گردان، و حركت ما را نيكو و سرانجام ما را خوب قرار ده».
و نيز در بين راه اين دعا را بخوان:
«خرجت بحول اللَّه و قوّته بغير حول منّي و قوّة لكن بحول اللَّه و قوّته، برئت إليك يا ربّ من الحول و القوّة، اللّهمّ إنّي أسئلك بركة سفري
[1]- ترجمه هفت آيه فوق از ترجمه قرآن حكيم استاد سيد جلال الدين مجتبوى چاپ انتشارات حكمت گرفته شد.
هذا، و بركة أهله، اللّهمّ إنّي أسئلك من فضلك الواسع رزقا حلالا طيّبا تسوقه إليّ و أنا خائض في عافية بقوّتك و قدرتك، اللّهمّ إنّي سرت في سفري هذا بلا ثقة منّي بغيرك و لا رجاء لسواك فارزقني في ذلك شكرك و عافيتك و وفّقني بطاعتك و عبادتك حتّى ترضى و بعد الرّضا».
«با نيرو و توان الهى حركت كردم نه با نيرو و توان خودم بلكه با نيرو و توان خداوند. اى پروردگار از هر نيرو و توانى از غير تو بيزارى مىجويم، خداوندا بركت اين سفرم و بركت اهل آن را از تو مىخواهم. خداوندا من از احسان گسترده تو رزقى حلال و پاكيزه را مىطلبم كه بر من وارد كنى و من با نيرو و قدرت تو در عافيت باشم. خداوندا من در اين مسافرتم هيچ اعتمادى به غير تو ندارم، و اميدى نيز به غير تو ندارم. توفيق شكرگزارى و عافيتت را روزى من گردان و مرا به اطاعت و عبادتت موفق گردان تا تو راضى گردى و ما فوق آن».
هنگام مسافرت، در آخر شب حركت كن و در اول شب حركت نكن، زيرا در آخر شب رنج سفر كمتر احساس مىشود.
و هر گاه در روز مسافرت كردى، صبح و عصر حركت كن و وسط روز را استراحت كن.
پيامبر خدا6در مسافرت هر گاه از تپهاى پايين مىرفت تسبيح خدا مىگفت، و هر گاه بالا مىرفت تكبير مىگفت.
هر گاه به پل رسيدى وقتى پا بر آن گذاردى بگو:
«بسم اللَّه اللّهمّ ادحر عنّي الشّيطان الرّجيم».
«بنام خدا، خداوندا شيطان رانده شده را از من دور گردان».
هر گاه با گروهى به مسافرت مىروى همراه و رفيق خوبى بر آنان باش، و بهترين صفات اخلاق را در برخورد با آنان بكار گير، و فراوان در كارهاى خود و كارهايشان با آنان مشورت كن، و در چهره آنان زياد تبسّم كن، هر گاه تو را به چيزى خواندند اجابت كن، و هر وقت كمك خواستند كمكشان كن. سكوتت طولانى باشد. نماز زياد بخوان، و نسبت به آنچه اختيار دارى از آب و مركب و زاد و توشه سخاوت داشته باش، نسبت به افرادى كه سنّ آنان از تو بيشتر است اطاعت داشته باش، هر گاه ديدى دوستانت حركت كردند تو نيز با آنان با، هر گاه دستورى به تو دادند يا چيزى از تو طلب كردند، پاسخ تو «بلى» باشد و پاسخ منفى مده، زيرا «نه» گفتن درماندگى و سرزنش است، و هر گاه در راه متحير و سرگردان شديد پياده شويد، و اگر در درستى راه ترديد داشتيد توقف كرده و با يك ديگر مشورت كنيد. اگر يك نفر را ديديد هرگز مسير خود را از او سؤال نكنيد، زيرا يك نفر در بيابان جاى ترديد دارد و چه بسا او جاسوس دزدان بوده و يا همان شيطانى باشد كه شما را سرگردان و متحيّر ساخته است. از دو نفر نيز
احتياط كنيد مگر آنكه نشانه صداقت آنان را مشاهده كنيد. و چه بسا با ديدن چيزى بدست آيد كه شخص غايب خبر ندارد. و با هر كس همنشين شدى اگر توانستى كه دست تو بر آن برتر باشد چنين كن.
پيامبر اكرم6و سلم فرمود: بهترين تعداد گروه نزد خداوند بزرگ آن است كه چهار نفر باشند و هر گروهى كه تعداد آنان از هفت نفر بيشتر باشد همهمه و سر و صداى آنان زياد مىشود.
و امام صادق7فرمود: حقّ مسافرى كه در سفر مريض گردد آن است كه دوستانش سه روز نزد او بمانند.
هيچ گاه تنهايى به مسافرت نرو، زيرا شيطان با افراد تنهاست، و از افرادى كه تنها نيستند دورتر است.
و در روايتى آمده است كه هر گاه شخصى به تنهايى مسافرت رود او گمراه است و اگر دو نفر باشند نيز گمراهند ولى سه نفر يك جماعت به حساب مىآيند.
و رسول خدا6سه گروه را لعنت نموده است: كسى كه غذايش را تنها مىخورد، و كسى كه تنهايى در بيابان مىرود، و كسى كه در خانهاى تنها مىخوابد.
و خوشسليقه بودن و مرتب نمودن سفره هنگام سفر مستحب است، روزى چشم امام موسى بن جعفر8به سفرهاى افتاد كه حلقههايى از مس داشت، فرمود: اين حلقهها را جدا كرده و به جاى آنها حلقههاى آهنى بگذاريد، زيرا در اين صورت حشرات نزديك غذاى داخل آن سفره نمىشوند.
بدان مردانگى دو قسم است: مردانگى در سفر و مردانگى در غير سفر.
مردانگى در غير سفر به خواندن قرآن و حاضر شدن در مسجد و بدنبال انجام
حوائج دوستان بودن است. و نعمتى كه انسان دارد موجب خوشنودى دوست و ناراحتى دشمن مىگردد. و مردانگى در مسافرت عبارتست از: فراوان و خوب بودن توشه، و بخشش آن به همراهان خود، و پنهان كردن كار دوستان پس از آنكه آنان از تو جدا شدند، و كمتر مخالفت نمودن با همراهان، و زياد گفتن نام خدا در هر پستى و بلندى و در نشستن و ايستادن، و شوخى كردنى كه باعث خشم خداى بزرگ نباشد.
و بدان كه خداى بزرگ انسان را باندازه مردانگىاش روزى مىرساند، زيرا يارى الهى باندازه خرج انسان است، همچنان كه صبر باندازه ميزان بلاء است.
هر گاه به تنهايى مسافرت رفتى بگو:
«ما شاء اللَّه لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه، اللّهمّ آنس وحشتي، و أعنّي على وحدتي و أدّ غيبتي».
«آنچه خدا بخواهد، هيچ نيرو و توانايى جز از خداوند متعال نيست، خداوندا تو همدم تنهائيم باش و مرا بر يكتائيم يارى كن، و نبودم را جبران كن».
حضرت صادق7فرمود: هر گاه راه را گم كردى بگو:
«يا صالح و يا أبا صالح أرشدونا إلى الطّريق يرحمكم اللَّه».